ای ستمگر تو به این فرقه کافر برگو
بیش از این خون به دل خونشده ما نکنند
ما دل غم زده و دیده گریان داریم
خلق را گوی به ما خنده بیجا نکنند
این سر زاده زهراست که بر نیزه بود
پای این نیزه بگو این همه غوغا نکنند
ببر از دیده لیلا تو سر اکبر را
تا نظر خلق به بیتابی لیلا نکنند
دل شکسته سر بازار مبر زینب را
تا به او مرد و زن شهر تماشا نکنند
شمر را گو نبرد فاطمه را نزد یزید
تا که از بهر کنیزیش تمنا نکنند
جودیا آه از آن قوم که با آل رسول
میکنند این ستم بی حد و پروا نکنند










