ایهاالمظلوم
مناجات-با-امام-رضا-علیه-السلام
لطفاً برای جستجوی گریزهای متفاوت در این مناسبت به کادر جستجوی گریز مراجعه فرمایید
مورد
حسن کردی
حسن کردیمناجات با امام رضا (علیه السلام)
توی این شهر شلوغ بی پناه
حرمت همیشه سر پناهمه
وقتی درمونده می شم از غم و درد
ضریحت شونه ی تکیه گاهمه
 
آشنا با دردای همیشگیم
تو پذیرفتی دلِ سیاهمو
گریه وقتی مهلت حرف نمیده
تو می خونی حرفای نگاهمو
 
توی بی کسیِ این عصر فریب
همه ی کار و کَسم امام رضاست
زنده ام اگه با این آب و هوا
واسه اینه نفسم امام رضاست
 
توی این زمونه ای که آقا جون
از زمین و آسمون غم می  باره
زندگی شو نمی بازه کسی که
یکی مثل تو امام رضا داره
 
منِ کم رو خیلی روم بازه باهات
اینم از مهربونی هاتِ فقط
من مهم ترین نیازامو همش
از همون بچه گی خواسته ام ازت
 
آرزویی بهتر از این ندارم
که شما غلامرضا صدام  کنی
منو استثنا کنی، شخص خودت
اربعین راهیِ کربلام  کنی
 
من که عشقو مزه کردم توو حرم
با تو دیگه هیچی کمبود ندارم
خودمو توی دلت جا می کنم
وقتی که اسم حسین و می یارم
 
دلت از توو قتله گاه خونه هنوز
زخم پلک چشمات از گریه براش
گفتی ذبح او چه طولانی شده
پیکرش ریخته بهم توو قتله گاش
حسن کردی
حسن کردیمناجات با امام رضا (علیه السلام)
مدح امام رضا (علیه السلام)
تو دادی بر کویر جان ما احساس دریا را
تو برکت داده ای با رد پایت خاک دنیا را
 
نمی‌گیرد کسی خرده به زائر که پس از اینجا
ندارد آرزوی دیدن فردوس زیبا را
 
چنان روحی به زائر می دمد دور ضریحت که
کمی مانده ست با اذنت کند زنده مسیحا را
 
چنان آوازه ی پایین پایت پر شده تا عرش
که کعبه هم ندیده دور خود این جمع والا را
 
کسی که مهربان تر، خانه اش از میهمان پر تر
شرف دادی تو با احسان خود ضرب المثل ها را
 
هوای آسمان صحن تو آنقدر جذاب است
که زائر می برد از خاطرش سرما و گرما را
 
من از احساس شادیِ کبوترهات فهمیدم
نخواهد خورد مهمانت غمِ روزیِ فردا را
 
چنان بیمار عشق انگیزه می گیرد کنار تو
که نذرت میکند یکجا پس انداز مداوا را
 
در این شهری که تاریک است غیر از این حرم،هرگز…
نمی فهمد کسی جز نازنین قلبت، غم ما را
 
گرفته باز باران پشت پلک چشم هایم را
نگاهی می کنی این عاشق شیدای تنها را؟
محمود ژولیده
محمود ژولیدهمدح امام رضا (علیه السلام)
مناجات با امام رضا (علیه السلام)
اَلا امام غریبان، سلام یا سلطان
امید قلب ضعیفان، سلام یا سلطان
 
من و گدایی این در، تو و سخا آقا
نظر به حالِ گدایان، سلام یا سلطان
 
خوشا غلامیِ دربارِ حضرتت، یک عمر
تو و عطا به غلامان سلام یا سلطان
 
منم که نوکرِ کوی شهِ خراسانم
تویی تو شاه خراسان سلام یا سلطان
 
به جان نثاری تان مفتخر شدن زیباست
مرا بخوان ز شهیدان سلام یا سلطان
 
گناهکارم اگر، ای رضا تُرا دارم
منم ز خیلِ محبان سلام یا سلطان
 
اگر اجازه دهی یک حرم بیایم باز
بگویم از دل و از جان سلام یا سلطان
 
به صحن صحنِ حریمت طواف باید کرد
به ذکرِ نابِ رضا جان سلام یا سلطان
 
ضیافت تو بهشتِ همیشۀ احباب
که من شدم بتو مهمان سلام یا سلطان
 
رئوفی و به دل آشفتگان نظر داری
الا امامِ رئوفان سلام یا سلطان
 
«نوشته بر درِ جنت به خطّ نورانی»
بگو به روضۀ رضوان سلام یا سلطان
 
هر آنکه کرب و بلا ، اربعین نشد رزقش
بگوید از دلِ سوزان سلام یا سلطان
 
برای جدِّ غریبت که پلکِ تو شد زخم
شده محبِّ تو گریان سلام یا سلطان
 
غمِ اسیری زینب، غمِ یتیمان هم
ترا نموده پریشان سلام یا سلطان
 
به انتقامِ غریبان دعا کن ای آقا
عزیز عترت و قرآن سلام یا سلطان
سید محمد جواد شرافت
سید محمد جواد شرافتمدح امام رضا (علیه السلام)
مناجات با امام رضا (علیه السلام)
با زمزمی به وسعت چشمِ تَر آمدم
تا محضر زلال‌ترین کوثر آمدم
قسمت نشد که بال‌وپری دست‌وپا کنم
اما به شوق دیدن تو با سر آمدم
گفتند زائر حرمت زائر خداست
مُحرم‌تر از همیشه بر این باور آمدم
اینک مدینةالنبی‌ام، مشهدالرضاست
با نام تو به محضر پیغمبر آمدم
از حس و حال روشن معراج پُر شدم
وقتی به خاک‌بوسیِ «بالاسر» آمدم
 
حسی کبوترانه گرفته‌ست جان من
«پایینِ پای» تو شده هفت آسمان من
 
در این حریم قدسی سرتاسر آینه
روشن شده به نور تو چشمم هر آینه
گرد و غبار صحن تو را می‌خرد به جان
همواره بوده است بر این باور آینه
پر می‌کشد از این همه قلب شکسته: آه
سر می‌زند از این همه چشم تر: آینه
عکس ضریح توست که در قاب چشم‌هاست
یا عکسی از بهشت نشسته بر آینه
گم کرده دارم، آمده‌ام با نگاه تو
پیدا کنم تمام خودم را در آینه
 
لبریز روشنی‌ست تمام رواق‌ها
آیینگی‌ست جان کلام رواق‌ها
 
روی تو را ستارهٔ اشراق خوانده‌اند
خوی تو را «مکارم الاخلاق» خوانده‌اند
دست تو را که خالق لطف و کرامت است
روزی‌رسانِ انفس و آفاق خوانده‌اند
باران مهربانی بی‌وقفه‌ی تو را
شأن نزول سوره‌ی انفاق خوانده‌اند
در مذهب نگاه تو غم حرف اول است
چشم تو را پیمبر عشاق خوانده‌اند
 
هفت آسمان و رحمت شمس‌الشموسی‌ات
ذرات خاک و لطف انیس‌النفوسی‌ات
منصوره محمدی مزینان
منصوره محمدی مزینانمدح امام رضا (علیه السلام)
مناجات با امام رضا (علیه السلام)
از عشقِ رضا، نبضِ زمان در نوسان است
از برکتِ عشقش، نفسم در هیجان است
 
وقتی که دلم محفلِ آشوب و هیاهوست
آغوش حرم، اَمن‌ترین جای جهان است
 
از برکت عشق پسرِ حضرت موسی‌ست
در سینه اگر قلب، چنین در ضربان است
 
از سمت حریمِ رضوی آمده گویا
وقتی "نفسِ باد صبا مشک فشان است" 
 
هر چند حرم، ثانیه در ثانیه عشق است
خوش‌لحظه‌ترین حالِ دعا وقت اذان است
 
در دست دعای همه از جنسِ اجابت  
سیبِ تَر و سرخی‌ست که از باغ جنان است
 
از گنبد و گل‌دسته‌ی او هیچ نگویم  
چیزی که عیان است، چه حاجت به بیان است
 
در مُلک سلیمانی سلطانِ خراسان 
هر نیمه‌شبش هم، همه جا اَمن و اَمان است
 
از پنجره‌ی معجزه‌خیزِ حرم عشق 
بخشندگیِ شاه به هر بنده، عیان است
 
دنیا و همه دار و ندارش به کف آید 
بی عشقِ ولایت به خدا مفت...گران است
 
سرمایه‌ی من نوکریِ حضرت سلطان
هر ثانیه‌اَش ناب‌ترین گَنجِ زمان است
 
وَالله که از سویِ گدا خدمتِ سلطان 
کم‌ مایه‌ترین هدیه، همان بخششِ جان است