ما آبرو زِ درگه سُلطان گرفتهایم
سرمایهی محبت و ایمان گرفتهایم
ما سائِلانِ کوی امام کرامتیم
روزی، زِ دستِ شاهِ خُراسان گرفتهایم
دل را گره به پَنجره فولادِ او زَدیم
حاجاتِ خود به دیدهی گِریان گرفتهایم
دِل مُردهها کنار حرم زِندهدل شَوَند
با بوسه اَز ضَریحِ رِضا، جان گرفتهایم
حُکمِ ضمانت رضوی را به التماس
وقتِ سحر چو آهوی حِیران گرفتهایم
هَر سال ما، براتِ زیارت به کربلا
بعد از سفر به مشهدِ ایران گرفتهایم








