ایهاالمظلوم

سامانه اشعار آئینی و مذهبی ایهاالمظلوم

جستجو و مطالعه اشعار، سبک‌ها، مناسبت‌ها، گریزها و صوت‌های آئینی در فضایی آرام، فارسی و خوش‌خوان.

اشعار اربعین و بازگشت اهل بيت (عليهم السلام) و جابر امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان

مناسبت‌های نزدیک و اشعار منتخب امروز را سریع‌تر ببینید و بین موضوع‌ها گم نشوید.

  • فهرست اشعار مناجات با امام زمان (عج)
  • مناجات با امام حسین (علیه السلام)
  • مناجات با امام زمان با گریز امام حسین
  • تمرکز تقریبا پنجاه درصدی اشعار سایت به معاصر و قدما
  • قابلیت جستجوی آبشاری بین اشعار
  • امکان انتخاب گریز برای اشعار هر مناسبت
  • قابلیت جستجوی پیشرفته با عناوین متفاوت
  • امکان ثبت نام وپروفایل مشترک ویندوز و موبایل
  • دیگر امکانات سایت
  • ارسال نظر
تقویم مناسبت‌ها

مناسبت فعلی، قبلی و بعدی

برای مرور ساده و پیوسته مناسبت‌ها، کارت‌ها را ورق بزنید.

اشعار منتخب

اشعار اربعین و بازگشت اهل بيت (عليهم السلام) و جابر امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان

مشاهده اشعار بیشتر با گریز
سلام ای‌سواره‌ها سلام ای‌پیاده‌ها
سلام ای‌عمودها، موکب بین جاده‌ها
سلام ای ارادت دهاتیان و ساده‌ها
سلام‌ بی‌امان ما، به آستان اربعین
درود بی‌کران ما به زائران اربعین
 
خاک اگر به دیده و خار اگر به پا رود
خوش‌است حال زائری که سوی کربلا رود
چنان شهید هر قدم به دیدن خدا رود
بوی بهشت می‌وزد ز کربلای تو حسین
می‌شنوند زائران فقط صدای تو حسین
 
توشه راه زائران چیست؟! غم حسین‌جان
نیست به دوش‌های‌شان جز علم حسین‌جان
زمزمه‌ی لبانشان فقط دم حسین‌جان
به هر کجا که زائران قصد مقام می‌کنند
ملائکه به خاک آن سرا سلام می‌کنند
 
در این مسیر زائران به اذن مادر حسین
قدم زدند هر قدم بیاد خواهر حسین
سینه زدند یک‌به‌یک بیاد پیکر حسین
قبیله‌ای که توشه‌اش پر از شکسته بالی است
به کربلا روان ولی جای رقیه خالی است
 
بعد هزار سال هم جوش‌و‌خروش می‌رسد
صدای زنگ اشتران باز بگوش می‌رسد
قبیله‌ات -حسین‌جان- سیاه‌پوش می‌رسد
عزا، عزاست باز هم هیئت و دسته آمده
بلند‌شو حسین‌من، زینب خسته آمده
 
سفر بسر رسیده و وقت خطر گذشته‌است
خواهر سنگ‌خورده‌ات ز شکوه در گذشته‌است
بزم شراب‌دیده را آب ز سر گذشته‌است
من از تمام پنج‌تن ببین پر از نشانه‌ام
بیاد زخم‌های تو کبودِ تازیانه‌ام
 
پاره‌جگر شدی تو از داغ علی‌اکبرت
خون به‌جگر شدیم با داغ علی‌اصغرت
پشت حرم شکست با رفتن آب‌آورت
کنار نهر علقمه عجب غمی درست شد
شکست قامت تو و عمود خیمه سست شد
 
عزم وصال کردی و من به وداع آمدم
بوسه به حنجرت زدم کاش ولی نمی‌زدم
نشست روی سینه‌ات شمر لعین و دم‌به‌دم
کشاند روی حنجرت خنجر و ناامید شد
گفت ببرّم از قفا سر تو را… برید و…شد
 
نیزه‌نشین شدی و ما اسیر دست قافله
روح تو رفت عرش و ما کنار شمر و حرمله
شهر‌به‌شهر دورمان خصم تو کرد هلهله
کجا نرفت دخترت، چه‌ها ندید خواهرت
چوب زدند بر لبت، سنگ زدند بر سرت
مشاهده شعر
موضوعاربعین و بازگشت اهل بيت (عليهم السلام) و جابر امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان
گریزورود كاروان اسرا به شام و مجلس یزید امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان
مناجات ها و مصیبتهای حضرت زینب بعد از عاشورا امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان
شهادت حضرت رقيه بنت الحسين (سلام الله عليها)
قتلگاه امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان
مصائب امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان
شاعرامیرعظیمی
قالبنا مشخص
سبک پیشنهادینامشخص
زبانفارسی
0
2
موضوعاربعین و بازگشت اهل بيت (عليهم السلام) و جابر امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان
مناجات ها و مصیبتهای حضرت زینب بعد از عاشورا حضرت زینب (سلام الله علیها)
گریزشهادت حضرت رقيه بنت الحسين (سلام الله عليها)
شاعرنا مشخص
قالبغزل
سبک پیشنهادینامشخص
زبانفارسی
0
3
موضوعمناجات با امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان
اربعین و بازگشت اهل بيت (عليهم السلام) و جابر امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان
گریز
شاعرپوریا باقری
قالبغزل
سبک پیشنهادینامشخص
زبانفارسی
0
2
موضوعمناجات با امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان
اربعین و بازگشت اهل بيت (عليهم السلام) و جابر امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان
گریز
شاعرپوریا باقری
قالبغزل
سبک پیشنهادینامشخص
زبانفارسی
0
2
موضوعاربعین و بازگشت اهل بيت (عليهم السلام) و جابر امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان
گریز
شاعرعارفه دهقانی
قالبغزل
سبک پیشنهادینامشخص
زبانفارسی
0
70
موضوعاربعین و بازگشت اهل بيت (عليهم السلام) و جابر امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان
گریز
شاعرمحمد مهدی عبداللهی
قالبغزل
سبک پیشنهادینامشخص
زبانفارسی
0
93
صدای کرب‌وبلای حسین می‌آید
بهوش باش، صدای حسین می‌آید
 
یکی به پای ترک خورده و پُر از تاول
به شوقِ بوسه به پای حسین می‌آید
 
یکی به منصب سقّایی است و مشک به دوش
به سمت واعطشای حسین می‌آید
 
یکی به گردنش انداخته غل و زنجیر
به نیّت اُسرای حسین می‌آید
 
یکی به هروله با دسته‌ی طُوَیرجیان
مگر به سعی و صفای حسین می‌آید
 
توان آمدن کربلا نداشت یکی
به دست کارگشای حسین، می‌آید
 
یکی خیال نمی‌کرد قسمتش باشد
می‌آید و به دعای حسین می‌آید
 
مسیحی، اهل تسنّن، سیاه و سرخ و سفید
هرآنکه هست برای حسین می‌آید
 
خوشا زیارت آنکس که بعدِ برگشتن
به پرسش فقرای حسین می‌آید
 
فرشته تا به قیامت فرستدش صلوات
که اربعین به عزای حسین می‌آید
 
شهید کوچه‌ی ما بین کاروان با ماست
به دیدن شهدای حسین می‌آید
 
نگاه می‌کنم و قاسم سلیمانی‌ست
چه شادمان به لقای حسین می‌آید
 
خدا گواست که از این حماسه پژواکِ
تجلّیاتِ خدای حسین می‌آید
 
دم ورودی کرب‌وبلا چه غوغایی‌ست
نوای نوحه‌سرای حسین می‌آید
 
عمود آخر جاده است و روضه‌خوان می‌گفت
جوابِ أدرک أخای حسین می‌آید
 
حسین داغ دلش تازه است و عبّاسش
به پیشواز، بجای حسین می‌آید
 
خدا کند سخن روضه‌خوان غلط باشد
که خنجری به قفای حسین می‌آید
 
تکان پرچم توحید را تماشا کن
نسیم باد صبای حسین می‌آید
 
به گوش باش، عزیز حسین در راه است
بهوش باش، صدای حسین می‌آید
مشاهده شعر
موضوعاربعین و بازگشت اهل بيت (عليهم السلام) و جابر امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان
گریزعاشورا امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان
تاسوعا (شهادت) حضرت اباالفضل العباس (علیه السلام)
شاعرمهدی جهاندار
قالبقصیده
سبک پیشنهادیواحد
زبانفارسی
0
84
موضوعاربعین و بازگشت اهل بيت (عليهم السلام) و جابر امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان
گریز
شاعرعلی ذوالقدر
قالبچهار پاره
سبک پیشنهادینامشخص
زبانفارسی
0
89
ندارد ابرِ اشکی را که ما داریم؛ باران هم
ندارد شورِ اشکِ دیده‌ی ما را نمکدان هم
 
به دنبال دوای درد خود جایی نمی‌گردیم
که ای محبوب ما! همواره درد از توست؛ درمان هم
 
تو چون پروردگاری و نه تنها امت اسلام
که بر تو می‌کند تعظیم حتی نا مسلمان هم
 
تو آن دست کریمی که گره وا می‌کنی از خَلق
گره‌هایی که حتی وا نخواهد کرد دندان هم
 
من از آیات فجر و مریم و اسراء فهمیدم
که نازل شد برای روضه خواندن از تو قرآن هم
 
رسید از راه، ایام وصال و پای من لنگ است
اگر لب تر کنی سوی تو آیم لَنگ لَنگان هم
 
نجف تا کربلا راهِ رسیدن تا خداوند است
خدایی که نخواهم یافت در حجِ فراوان هم
 
دلِ مجنون نه در گلزار، در صحرا شود آرام
ولی این روز‌ها پس می‌زند ما را بیابان هم
 
به انگور نجف محتاج‌تر از ما نخواهی یافت 
چه انگوری که مثلش را نمی‌یابند مستان هم
 
عراقی‌ها به سمت بارگاهت راه افتادند
دری بگشای ای بابِ کرامت سوی ایران هم
 
مسیح از دور می‌آید، کلیم از طور می‌آید 
شبیه مور می‌آید عصاکوبان سلیمان هم
 
حرم محتاج زائر نیست وقتی مادرت باشد
که زهرا میزبان کربلای توست، مهمان هم
 
ضریحی در خراسان التیامِ زخمِ هجران است
کمال عجز را بنگر که محرومیم از آن هم
 
شکایت می‌کنم بر تو، از این هجران طولانی
از این دنیای تلخی که ندارد قصد پایان هم
 
دلم سیر است از دنیا؛ بگیر ای عشق جانم را
مگر پایان بگیرد در زمانِ مرگ هجران هم 
مشاهده شعر
موضوعاربعین و بازگشت اهل بيت (عليهم السلام) و جابر امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان
گریز
شاعرعلی ذوالقدر
قالبغزل
سبک پیشنهادیمناجات
زبانفارسی
0
71
لطف خداى تا نشود یاور کسی
دیدار کربلا نشود باور کسی
 
پاى پیاده کس نرود سوی قتلگاه
عشق حسین تا نشود رهبر کسی
 
امروز خاطرات اسیران کربلا
کى می‌رود ز خاطر غم‌پرور کسی
 
امروز  یاد می‌کند از اهل‌بیتِ نور
در راه اگر ورق بخورد دفتر کسی
::
در این سفر به تشنه‌لبان آب می‌دهند
خنجر فرو نیامده بر حنجر کسی
 
اینجا کبوتران همه را ناز می‌کنند
سنگ ستم نخورده به بال و پر کسی
 
در پیش چشم هم‌سفران شکسته‌دل
بر نیزه نیست ماه بلنداختر کسی
 
در طول این مسیر مقدس، نمی‌زنند
با تازیانه بر سر و بر پیکر کسی
 
گل هدیه می‌دهند به هر زائری ولی
سیلی نمی‌زنند به نیلوفر کسی
 
با پای غرق آبله و چشم اشک‌بار
دنبال کاروان ندود دختر کسی
 
در کاروان خانه‌به‌دوشانِ اربعین
کنج خرابه‌ای نشود بستر کسی
 
وقت عبور قافله، از روى پشت بام
خاکستری نریخته روى سر کسی
 
امروز می‌روند ولی وقت بازگشت
صد داغ نیست بر جگر خواهر کسی
 
یادش به‌خیر قافلهٔ کربلا که بود
هشتاد و چار گل همه نیلوفر و کبود
مشاهده شعر
موضوعاربعین و بازگشت اهل بيت (عليهم السلام) و جابر امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان
گریزورود كاروان اسرا به شام و مجلس یزید امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان
شاعرمحمدجواد غفورزاده (شفق)
قالبترکیب بند
سبک پیشنهادینامشخص
زبانفارسی
0
94
موضوعاربعین و بازگشت اهل بيت (عليهم السلام) و جابر امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان
گریز
شاعرموسی علیمرادی
قالبغزل
سبک پیشنهادیمناجات
زبانفارسی
0
75
موضوعاربعین و بازگشت اهل بيت (عليهم السلام) و جابر امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان
گریز
شاعرمجتبی خرسندی
قالبغزل
سبک پیشنهادینوحه
زبانفارسی
0
75
خیلی برایت ای برادر گریه کردم
با هر حسینم وایِ مادر, گریه کردم
 
خیلی صبوری کردم اشکم در نیاید
از تو که پنهان نیست, آخر گریه کردم
 
می خواستم اشک مرا هرگز نبینی
در خلوتم بر عون و جعفر گریه کردم
 
هر جا که خوردم تازیانه گریه کردی
هر جا که خوردی سنگ, خواهر, گریه کردم
 
در بینِ صحرا باد از هر سو می آمد
از نیزه که افتاد اصغر, گریه کردم
 
در کوفه خیلی ناسزا گفتند بر ما
هر جا که آمد نامِ حیدر گریه کردم
 
پیرِزنی که چنگ بر موی تو می زد
هر وقت آمد سمت معجر گریه کردم
 
تو روی نی بودی و من بالای نیزه
با زخم های مانده بر سر گریه کردم
 
هر دفعه که از نیزه افتادی, برایت
با خنده های شمر کافر گریه کردم
 
دروازه ی ساعات, آهم شعله ور شد
بر غیرتِ ساقیِ لشگر گریه کردم
 
یادت می آید با تو یک لحظه نباشم؟
خولی تو را که برد, مضطر گریه کردم
 
یادم نرفته لحظه ای که شمر آمد
با بوسه ی خنجر به حنجر, گریه کردم
 
حالا پس از یک اربعین پیشِ تو هستم
در راهِ وصلت صد برابر گریه کردم
مشاهده شعر
موضوعاربعین و بازگشت اهل بيت (عليهم السلام) و جابر امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان
گریزمناجات ها و مصیبتهای حضرت زینب بعد از عاشورا حضرت زینب (سلام الله علیها)
قتلگاه امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان
شاعررضا باقریان
قالبغزل
سبک پیشنهادیروضه
زبانفارسی
0
73
کاروان راهی‌ست ای جامانده‌ها راهی شویم
جاده‌ی عشق است تا عرش خدا راهی شویم
 
مقصد این کاروان همواره همراه نسیم
سرزمینی نیست غیر از کربلا راهی شویم
 
قصه‌ی دلدادگی را می‌نویسد اشتیاق
پا برهنه تا حریم با صفا راهی شویم
 
روضه‌خوان چشم است در باران احساسات ناب
پا به پای اشک‌های بی‌ریا راهی شویم
 
پرچم سرخ اباالفضل آفتاب دوش ماست
با نوای یا حسین و یا اخا راهی شویم
 
همنوا با نوحه‌خوانان عزادار و نجیب
رخصت از زینب گرفته با عزا راهی شویم
 
تربتش کار هزاران شیشه دارو می‌کند
ای گرفتاران مشتاق دوا راهی شویم
 
با توکل بر خدا با گام‌های استوار
تا زیارت در حریم دلربا راهی شویم
 
فکر مهمان کرده قطعا میزبان مهربان
بی‌خیال موکب و مهمانسرا راهی شویم
 
در خبر‌ها آمده خوش نیست حال روزگار
تا کنار قبر مولا با دعا راهی شویم
 
در همه عالم کسی که دل‌پریشان می‌شود
می‌رود خلوت کند با آشنا راهی شویم
 
در نگاه اهل معنا حال دنیا خوب نیست
تا شود ختم بخیر این ماجرا راهی شویم
 
می‌شود در زیر قبه هر دعایی مستجاب
یادتان باشد به شوق مقتدا راهی شویم
 
دوره‌ی سبز ظهورش را بخواهید از خدا
وقت‌مان تنگ است چون باد صبا راهی شویم
مشاهده شعر
موضوعاربعین و بازگشت اهل بيت (عليهم السلام) و جابر امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان
گریز
شاعرمصطفی کارگر
قالبغزل
سبک پیشنهادینوحه
زبانفارسی
0
68
موضوعاربعین و بازگشت اهل بيت (عليهم السلام) و جابر امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان
گریزمناجات ها و مصیبتهای حضرت زینب بعد از عاشورا حضرت زینب (سلام الله علیها)
شاعررضا باقریان
قالبغزل
سبک پیشنهادینوحه
زبانفارسی
0
83
سرخاک تو بی خبر آمدم
عزادارمو خون جگر آمدم
درست است بی بال و پرآمدم
به شوق تو اما به سر آمدم
 
سرآمد غم هجر ,دوری بس است
صبوری صبوری صبوری بس است
 
رسیدم که با یار صحبت کنم
شه بی سرم را زیارت کنم
نگاهم کنی و نگاهت کنم
اگر اذن دادی شکایت کنم
 
به نیزار قلبم جزآتش نبود
سفر رفتی ای دوست, رسمش نبود
 
تو رفتی و دنیا به من بد گذشت
وهرلحظه هرجا به من بدگذشت
در این روز و شبها به من بدگذشت
خلاصه که آقا به من بد گذشت
 
نگو گریه کافیست, صبرت کجاست؟
عزیز دلم سنگ قبرت کجاست؟
 
چهل روز یاد تنت سوختم
به یاد زمین خوردنت سوختم
ز داغ به نی رفتنت سوختم
و با کهنه پیراهنت سوختم
 
همینکه دلم سمت گودال رفت
دوباره زغم زینب از حال رفت
 
خبر داری اصلا که حیران شدم؟
چو موی تو بر نی پریشان شدم؟
پدر مادر این یتیمان شدم
به من شمر خندید گریان شدم
 
قدم از فراغ تو خم شد حسین
لباس اسارت تنم شد حسین
 
چه آمد سر خواهرت بین راه
نشستم به پای سرت بین راه
شدم یک تنه لشگرت بین راه
دویدم پی دخترت بین راه
 
زمین خورد و از قافله بازماند
ز سنگینی سلسله باز ماند
 
نبودی و اشکم سرازیر شد
پرو بال من گیر زنجیر شد
حرم کوچه در کوچه تحقیر شد
ازین غصه ها خواهرت پیر شد
 
غریبانه ماه شبت سنگ خورد
به پیشانی زینبت سنگ خورد
 
من از شهر کوفه چه ها دیده ام
غمی بدتراز کربلا دیده ام
عجب لطفی از آشنا دیده ام
به گوشت رسیده که را دیده ام؟
 
کنیز قدیمی من ایستاد
به من نان و خرمای خیرات داد
 
گذشتیم از شهر در ازدحام
میان حرامی,خطر,ازدحام
نه یکجا که در هرگذر ازدحام
مرا نیمه جان کرد اگر ازدحام
 
نگاه همه سوی ما خیره بود
به ذریه مصطفی خیره بود
 
نمیگویم از شام,نامش بد است
شلوغی هر پشت بامش بد است
سلامش بد است انتقامش بد است
محل یهود انتقامش بد است
 
نمیپرسی از حال و احوال من
تورا جان عباس حرفی بزن
 
بگو حق زینب که آزار نیست
پریشان شدن پیش انظار نیست
عبور از هیاهوی بازار نیست
سزاوار گل خنده ی خار نیست
 
دراین شهر غوغای پوشیه بود
ولی دست من جای پوشیه بود
 
خبر داری از ضعف دردانه ها؟
بوی نان که می آمد از خانه ها؟
کبودی شلاق بر شانه ها؟
پذیرای ما بود ویرانه ها
 
همه دست بسته به پیش عوام
بدون تو رفتیم بزم حرام
 
شراب و شراب و شراب و شراب
نگاه حزین رباب و شراب
دل سنگ چوب و عذاب و شراب
سرت بود در پیچ و تاب و شراب
 
فرود آمد و ناگهان خون چکید
خودم دیدم از خیزران خون چکید
 
ز داغ سرت مادرت گریه کرد
به اشک دوچشم ترت گریه کرد
به بی تابی خواهرت گریه کرد
چقدر از غمت دخترت گریه کرد
 
به او حق بده غم مریضش کند
کسی خواست آنجا کنیزش کند
مشاهده شعر
موضوعاربعین و بازگشت اهل بيت (عليهم السلام) و جابر امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان
گریزمناجات ها و مصیبتهای حضرت زینب بعد از عاشورا حضرت زینب (سلام الله علیها)
ورود كاروان اسرا به شام و مجلس یزید امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان
شاعرسید پوریا هاشمی
قالبمربع ترکیب
سبک پیشنهادیروضه
زبانفارسی
0
72
موضوعاربعین و بازگشت اهل بيت (عليهم السلام) و جابر امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان
گریزمناجات ها و مصیبتهای حضرت زینب بعد از عاشورا حضرت زینب (سلام الله علیها)
شاعرمحمد حسن بیات لو
قالبغزل
سبک پیشنهادینوحه
زبانفارسی
0
91
موضوعاربعین و بازگشت اهل بيت (عليهم السلام) و جابر امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان
گریزمناجات ها و مصیبتهای حضرت زینب بعد از عاشورا حضرت زینب (سلام الله علیها)
شاعرمهدی رحیمی زمستان
قالبغزل
سبک پیشنهادینامشخص
زبانفارسی
0
68
موضوعاربعین و بازگشت اهل بيت (عليهم السلام) و جابر امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان
گریز
شاعرعلی سلیمیان
قالبچهار پاره
سبک پیشنهادینامشخص
زبانفارسی
0
66
من خسته بودم بر لبم اما تبسم بود
یک دست پرچم بود یک دست استکان چای
یک سو صدای روضه‌ی عباس می‌آمد
یک سو صدای گرم یک کودک که: بارِد مای! 
 
بر ابری از اشک و شعف مشتاق می‌رفتم
هم آبله، هم درد پایم را بغل می‌کرد 
هر بار کامم تلخ می‌شد از غم دنیا
چای عراقی بود کامم را عسل می‌کرد 
 
باور نخواهی کرد چیزی را که می‌گویم
چشمان من بیدار بود آن دم که می‌دیدند
ما را کسی در خانه مهمان کرد و با اهلش
بر خاک و سرما در حیاط خانه خوابیدند 
 
مشّایه یعنی پیرزن یک کیسه‌ی کوچک 
پر کرده بود از نان و با پای علیل خود 
خود را به زائرها رساند و نان تعارف کرد
می‌ساخت درد و پیری و غم را ذلیل خود
 
مرد کهنسال رشیدی بین یک موکب
گویا زعیم و شیخ قومی از عشایر بود 
گفتند نذری دارد و هر سال می‌آید
کارش در این جا شستن جوراب زائر بود
 
مشایه یعنی رنگ هفتاد و دو ملت را
هرجا که حرف عشق شد یکرنگ می‌سازد
مشایه یعنی هرکه هستی باش، عاشق باش! 
هر چیز غیر از عشق اینجا رنگ می‌بازد
 
حیرت گناه ماست، مایی که نفهمیدیم
این چیزها در کربلا بسیار عادی بود
ما آنچه می‌دیدیم را باور نمی‌کردیم 
این ماجرا اصلاً برای ما زیادی بود 
 
باید که برگردیم راه کربلا باز است
در کربلا هستیم هر جای زمین هستیم 
در خانه‌ی دل جز حسین ابن علی کس نیست
در خانه‌ی خود زائران اربعین هستیم
مشاهده شعر
موضوعاربعین و بازگشت اهل بيت (عليهم السلام) و جابر امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان
گریز
شاعرسعید-تاج‌-محمدی
قالبچهار پاره
سبک پیشنهادینامشخص
زبانفارسی
0
71