ایهاالمظلوم

سامانه اشعار آئینی و مذهبی ایهاالمظلوم

جستجو و مطالعه اشعار، سبک‌ها، مناسبت‌ها، گریزها و صوت‌های آئینی در فضایی آرام، فارسی و خوش‌خوان.

اشعار شهادت امام حسن عسکری (علیه السلام)

مناسبت‌های نزدیک و اشعار منتخب امروز را سریع‌تر ببینید و بین موضوع‌ها گم نشوید.

  • فهرست اشعار مناجات با امام زمان (عج)
  • مناجات با امام حسین (علیه السلام)
  • مناجات با امام زمان با گریز امام حسین
  • تمرکز تقریبا پنجاه درصدی اشعار سایت به معاصر و قدما
  • قابلیت جستجوی آبشاری بین اشعار
  • امکان انتخاب گریز برای اشعار هر مناسبت
  • قابلیت جستجوی پیشرفته با عناوین متفاوت
  • امکان ثبت نام وپروفایل مشترک ویندوز و موبایل
  • دیگر امکانات سایت
  • ارسال نظر
تقویم مناسبت‌ها

مناسبت فعلی، قبلی و بعدی

برای مرور ساده و پیوسته مناسبت‌ها، کارت‌ها را ورق بزنید.

اشعار منتخب

اشعار شهادت امام حسن عسکری (علیه السلام)

مشاهده اشعار بیشتر با گریز
موضوعشهادت امام حسن عسکری (علیه السلام)
گریز
شاعرسید حمیدرضا برقعی
قالبغزل
سبک پیشنهادیروضه
زبانفارسی
0
0
موضوعشهادت امام حسن عسکری (علیه السلام)
گریزمصائب امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان
شاعرمحمد بیابانی
قالبغزل
سبک پیشنهادیروضه
زبانفارسی
0
0
ای به فلک کرده ملک پروری
زهره و شمس و قمرت مشتری
یازدهم اختر برج هدی
یوسف زهرا حسن العسکری
هم به سر دست، زمام فلک
هم به کف پات سر سروری
خوانده رسولت حسن اهل بیت
داده خدایت به همه برتری
عسکر تو در همه ارض و سما
جنّ و ملک آدم و حور و پری
 
هم به رضا حجّت هشتم، پسر
هم پدر حجّت ثانی عشر
 
کعبه ی اهل نظری یا حسن
آینه ی دادگری یا حسن
نخل امید رضوی را ثمر
یا که جواد دگری یا حسن
یک حسنی و سه محمّد جمال
چار علی را پسری یا حسن
با همه کس مونسی و همدمی
از همه گان خوب تری یا حسن
هم ثمرِ ده شجر طیّیه
هم صدف یک گهری یا حسن
 
نام حسن گشته برازنده ات
شاهدم این حسن فروزنده ات
 
ذکر تو تسبیح و مناجات ما
سامره ات قبله ی حاجات ما
چشم خدا! گر تو اشارت کنی
باز شود قفل مهمّاتِ ما
مِهر تو در سینه ی افروخته
مُهر تو در نامه ی طاعات ما
کوری دشمن به دو دنیا بود
دوستی ات فخر و مباهات ما
بی تو بهشت است جحیم همه
با تو قبول است عبادات ما
 
آینه ی دل زتو شد منجلی
ابا محمّد حسن بن علی
 
ای دو جهان جان و تنت را فدا
نطق و بیان و سخن ات را فدا
ریخته از لعل لبت دُرّ وحی
گوهر درج دهنت را فدا
آینه در آینه در آینه
روی حسن در حسنت را فدا
معجز گفتار و نفوذ کلام
منطق دشمن شکن ات را فدا
حسن تو چون باغ گُل یاسمن
باغ گل یاسمن ات را فدا
 
یوسف تبعیدی تحت نظر
ماه جمالت همه جا جلوه گر
 
مدح تو جان بخش ترین زمزمه
مهر تو روشنگر قلب همه
یا حسن ابن علی ابن الجواد
جان رضا نور دل فاطمه
رفتارت رفتار انبیاء
گفتارت آیات محکمه
اجدات ارکان نُه سپهر
فرزندت گردون تو را قائمه
طوبی عمه ی تو را پای بوس
حورا نرجس تو را خادمه
 
در حرم قدس تو افلاکیان
گشته ثنا خوان تو با خاکیان
 
ای دل هر شیعه محیط غمت
دست عنایت به سر عالمت
شاهد غمهای فراوان تو
قبر غریب تو و عمر کمت
زخم زبان همه عباسیان
بر جگر سوخته مرهمت
از چه جوانمرگ شدی ای که بود
زنده دو صد جان مسیح از دمت
مهدی موعود تو در کودکی
اشک عزا ریخته در ماتمت
 
کوه و در و دشت عزاخانه اش
مانده به رخ اشک غریبانه اش
 
مهدی تو داشت بسی آرزو
تا که تو گلبوسه بگیری از او
اشک غریبش روان از دو چشم
بغض یتیمش نهان در گلو
ناله کشید از جگر سوخته
ریخت به رخسار تو آب وضو
اشک فشان گریه کنان نا امید
داد گل روی تو را شستشو
بعد تو ای حجّت پروردگار
مهدی تو با که کند گفتگو
 
روح تو از تن چو به پرواز شد
غربت مهدی تو آغاز شد
 
ای شرر داغ تو بس جانگداز
چشم خدا بین بنما باز، باز
عمر تو کوتاه چو یک برگ گل
غصه ی غم های فزونت دراز
کودک شش ساله ی تو آمده
تا به تن پاک تو خواند نماز
خیز و بکش ناز از آن نازنین
کز غم تو خم شده آن سروناز
یوسف دور از وطن فاطمه
لاله ی تبعیدی باغ حجاز
 
لرزه بر اندام تو افتاده بود
خصم چه زهریت مگر داده بود
 
ای شده روزت زغم و غصه شام
ریخته اشک از غم بابا مدام
حجّت معبود سلامٌ علیک
مهدی موعود علیک السلام
سوخت شرارغمت آخر جگر
ریخت فلک زهر فراغت به جام
گاه کنی به جدت حسین
گه زغم مادر والا مقام
اشک فشان تو بود فاطمه
چشم به راه تو بود هر امام
 
منتظران توَ همه عالمند
سوخته با زمزمه ی "میثمند"
مشاهده شعر
موضوعشهادت امام حسن عسکری (علیه السلام)
گریزمدح امام حسن عسکری (علیه السلام)
مناجات با امام زمان (عج)
شاعرغلامرضا سازگار
قالبترکیب بند
سبک پیشنهادیمدح و مرثیه
زبانفارسی
0
0
موضوعشهادت امام حسن عسکری (علیه السلام)
گریز
شاعرمحسن ناصحی
قالبغزل
سبک پیشنهادینوحه
زبانفارسی
0
0
موضوعشهادت امام حسن عسکری (علیه السلام)
گریز
شاعرقاسم صرافان
قالبمثنوی
سبک پیشنهادیزمینه
زبانفارسی
0
0
در بسترش نشسته فقط آه می‌کشد 
با چشم خیس نالۀ جانکاه می‌کشد
 
در بسترش نشسته سرش درد می‌کند
می‌سوزد از درون، جگرش درد می‌کند
 
یک عمر می شود که غمی بین سینه داشت       
در سر هوای رفتن شهر مدینه داشت
 
این عمر کم به غربت و تبعید سر شده
با ظلم و جور و کینه و تهدید سر شده
 
عمرش میان حلقۀ عدوان گذشته است
یعنی میان غربت و زندان گذشته است
 
هر چند بی توان شد و بی حال و خسته بود
لب‌های خشک و تشنۀ خود را ز هم گشود
 
فرمود لحظه‌ای پسرم را بیاورید
مهدی کجاست؟ تاج سرم را بیاورید
 
شب می‌رسد دوباره بیار آفتاب را 
در پای بسترم برسان عشق ناب را
 
ناگاه مخفیانه و دور از نگاه‌ها      
سر زد در آسمان حسن ماه ماه‌ها
 
آمد کنار بستر بابا نشست و بعد...
بغضش به حال غربت بابا شکست و بعد
 
دارد وصیت پدر آغاز می‌شود      
دارد زمان گفتن صد راز می‌شود
 
با احتضار و حال و هوای غروبی‌اش
دستی کشید بر روی صندوق چوبی‌اش
 
می‌دید در رخ پسرش اقتدار را     
می‌داد دست مهدی خود ذوالفقار را
 
ناگاه علت غمِ دائم شد آشکار   
اسرار داغ و ماتمِ دائم شد آشکار
 
اینجا غمی به وسعت تاریخ جلوه کرد
در آن نگاه غمزده یک میخ جلوه کرد
 
بر یادگار عصمت و پاکی نگاه کرد    
بر لاله‌های چادر خاکی نگاه کرد
 
خون در جوار چادر زهرا چه می‌کند؟
 هیزم کنار چادر زهرا چه می‌کند؟
 
فرمود از غم دل ما زار گریه کن        
از غصه‌های حیدر کرار گریه کن
 
بر مادری که پشت در افتاد بر زمین   
بر جرأت و جسارت مسمار گریه کن
 
هنگام روزه‌داری‌ات ای میوۀ دلم     
با یاد مجتبی دم افطار گریه کن
 
بر آن کسی که در وطنش هم غریب بود   
بر آن امیر بی کس و بی یار گریه کن
 
بر پیکر فتاده به دریای علقمه
بر حسرت نگاه علمدار گریه کن
 
آخر پدر به سمت لباسی اشاره کرد
شرح مصیبت بدنی پاره پاره کرد
 
برکشتۀ فتاده به گودال گریه کن 
بر آن تن شکسته و پامال گریه کن
 
بر خواهری که آمده گودال قتلگاه  
رفته کنار پیکرش از حال گریه کن
 
بر چشم خونفشان علمدار کربلا     
بر زخم دست ساقی اطفال گریه کن
 
ناله بزن به پیکرِ زیر و زبر شده 
فرمود گریه کن به تن مختصر شده
مشاهده شعر
موضوعشهادت امام حسن عسکری (علیه السلام)
گریزهجوم به خانه ، شهادت و حضرت محسن حضرت زهرا (سلام الله علیها)
شهادت امام حسن مجتبی (علیه السلام)
عاشورا امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان
تاسوعا (شهادت) حضرت اباالفضل العباس (علیه السلام)
شاعرمجتبی شکریان همدانی
قالبمثنوی,غزل
سبک پیشنهادینامشخص
زبانفارسی
0
4
اَلا شیعیانم، اَلا عاشقان
مرا درد دلهاست با دوستان
 
غمم روی غم بسکه انباشته
جوانی،مرا پیر اِنگاشته
 
 
همه عمرِ من بود، خونِ جگر
من از نوجوانی شدم دربدر
 
همانان که ما را اَمان خوانده اند
مرا بیست سال از حرم رانده اند
 
ز فرعونیانِ زمان، آه آه
و از مکرِ مأمونیان، آه آه
 
 
بمن دشمنانم چها کرده اند
مرا دوستان هم، رها کرده اند
 
پس از قتلِ بابای مظلوم من
نشد رحم، بر قلبِ مهموم من
 
هنوز آب غسل پدر بر تنَش
و نگذشته یکماه، از کُشتنَش
 
 
عدویم ز خود، ساخت یک ماجرا
به حیله مرا خواند، تا سامرا
 
مدینه بهم ریخت از این خبر
که از شهرِ جدم شدم دربدر
 
یتیمی، گِران بود و غم شد مَزید
که نوبت به روزِ اسیری رسید
 
 
اگر چه، چو من کس اسارت ندید
کسی مثل عمه جسارت ندید
 
ندیدم روی نیزه هرگز سری
ندیدم بدستِ عدو معجری
 
تمام منازل که در راه بود
فقط کار من ناله و آه بود
 
 
بیاد شهیدان دشت بلا
بیاد اسیران کرب و بلا
 
بیاد یتیمان ناقه سوار
بیاد غریبان دور از دیار
 
مرا نوجوانی،چو پیری گذشت
به هر درد و داغی، اسیری گذشت
 
 
سواره، پیاده، عیان و نهان
مرا بُرد دشمن، به یک پادگان
 
دگر خانه ام، کُنجِ تبعید شد
و در کاخِ ظلم و ستم عید شد
 
چو دشمن سرِ دوشِ ما، بار ماند
امامت، به هجران گرفتار ماند
 
 
در این بیست سالی که زندانی ام
شده مونسم، چشمِ بارانی ام
 
مرا گاه با تهمت آزرده اند
گهی بِرکۀ شیرها بُرده اند
 
به تَفتیش، گاهی که دامن زدند
چه بَرچسبهایی که بر من زدند
 
 
ز کوهِ بلا قامتم خم نشد
ز جور و جفا تاقتم کم نشد
 
همه درد و غمهای من یکطرف
دعاهای شبهای من یکطرف
 
ز دیدارِ مهدی، رها مانده ام
به تبعید، از او جدا مانده ام
 
 
شب و روزِ من گریه بر غیبتش
دعایم شده یاریِ حضرتش
 
دعا در نهان و عیان میکنم
دعا بر شما شیعیان میکنم
 
نه پرهیز کردم ز مسکینِ خود
نه غافل شدم از محبینِ خود
 
 
به درگاه نورانیِ فاطمه
رسانم سلامِ شما را همه
 
به زهر جفا عمرِ من شد تمام
شما را رسانم یکایک سلام
 
در این لحظه های پُر از شور و شین
نسازم فراموش، ذکرِ حسین
 
 
کنون غربتم را نشان میدهم
در این لحظه، لب تشنه جان میدهم
 
خدا را به هم عهدی ام جان دهم
سرِ زانوی مهدی ام جان دهم
 
خداحافظ ای یوسف فاطمه
خداحافظ ای انتظار همه
 
 
خداحافظ ای انتقام حسین
خداحافظ ای صبح و شام حسین
مشاهده شعر
موضوعشهادت امام حسن عسکری (علیه السلام)
گریزشهادت امام هادی (علیه السلام)
عاشورا امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان
مناجات ها و مصیبتهای حضرت زینب بعد از عاشورا امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان
شاعرمحمود ژولیده
قالبمثنوی
سبک پیشنهادینامشخص
زبانفارسی
0
3
موضوعشهادت امام حسن عسکری (علیه السلام)
گریزعاشورا امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان
شاعرنا مشخص
قالبترکیب بند
سبک پیشنهادینامشخص
زبانفارسی
0
5
ابری کبود و نم نم چشمانِ بی‌قرار...
چون آسمان سامره دلتنگ و اشک‌بار...
 
دلگیر بود دیدن خورشید، پشت ابر
جانکاه بود دیدن آیینه در غبار
 
کی نور را به بند قفس می‌توان کشید؟
تابیده آفتاب حقیقت چه آشکار! 
 
افسوس تاب حُسن حَسن را نداشتند
نه یثرب و نه سامره، ای اُف به روزگار 
 
خصمی که چشم دیدن خورشید را نداشت
با زهر کینه بر جگر او زده شرار
 
زندان و حبس و زهر؟ نیازی نبود! نه! 
می‌کشت داغ غربتش او را در این حصار
 
می‌زد شراره بر جگرش شعلۀ عطش
آب از لبان تشنهٔ او بود شرمسار
 
با ظرف آب، پارۀ قلبش رسید و دید
برپاست بانگ اَلعَطَش از گوشه و کنار
 
افتاده بود مشک علمدار در یمین
بر خاک بود دست سپهدار در یسار
 
ناگاه آسمان و زمین تار و تیره شد
آمد ز خیمه بانگ عَلَیکُنَّ بِالفرار
 
در بین قتلگاه چه می‌دید آن غروب؟
«خورشید سربرهنه برآمد ز کوهسار» 
 
از آن غروب چشم عزیزش به خون نشست
عمری «لَاَندُبَنَّکَ» بر لب، در اضطرار...
 
نه دیر نیست آمدن صبح انتقام
یک روز می‌رسد سحر شام انتظار
 
بر روی شانه بیرق خون‌خواهی حسین
در بین دست صاعقۀ عدل ذوالفقار
مشاهده شعر
موضوعشهادت امام حسن عسکری (علیه السلام)
گریزتاسوعا (شهادت) حضرت اباالفضل العباس (علیه السلام)
عاشورا امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان
عصر عاشورا، شام غریبان و اسارت کاروان امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان
شاعریوسف رحیمی
قالبغزل
سبک پیشنهادینامشخص
زبانفارسی
0
2
موضوعشهادت امام حسن عسکری (علیه السلام)
گریز
شاعرنا مشخص
قالبغزل
سبک پیشنهادینامشخص
زبانفارسی
0
2
موضوعشهادت امام حسن عسکری (علیه السلام)
گریز
شاعرسید هاشم وفایی
قالبغزل
سبک پیشنهادینامشخص
زبانفارسی
0
4
موضوعشهادت امام حسن عسکری (علیه السلام)
گریز
شاعرسید حسن رستگار
قالبغزل
سبک پیشنهادینامشخص
زبانفارسی
0
3
موضوعشهادت امام حسن عسکری (علیه السلام)
گریزشهادت امام حسن مجتبی (علیه السلام)
ماجرای کوچه (فدک) حضرت زهرا (سلام الله علیها)
شهادت امام هادی (علیه السلام)
شهادت امام جواد (علیه السلام)
شاعرغلامرضا سازگار
قالبغزل
سبک پیشنهادینامشخص
زبانفارسی
0
3
موضوعمدح امام حسن عسکری (علیه السلام)
شهادت امام حسن عسکری (علیه السلام)
گریز
شاعرمهدی جهاندار
قالبغزل
سبک پیشنهادینامشخص
زبانفارسی
0
5
ریشه کرده مهرت از روز ازل در جان ما
هست ما از آن تو عشق تو هم از ان ما
 
کار و بار شاعران با لطف تو رونق گرفت
نام زیبای تو حسن مطلع دیوان ما
 
نور چشمان تو تدوین کتاب الله کرد
آیه آیه سوره سوره زینت قرآن ما
 
خط به خط روزی سه وعده بوسه بارانت کنیم
نور و قدر و کوثر و یاسین و الرحمان ما
 
از خودت تنها خودت را در دوعالم خواستیم
دردمندیم و نگاه رحمتت درمان ما
 
منفعت یعنی همینی که گدایت میشویم
ازکرامت های تو پر میشود دامان ما
 
خادمان خانه ات روزی رسان عالم اند
بی گمان پیوند خورده با تو آب و نان ما
 
ارتباط مستقیمی دارد این زانو زدن
روی فرش روضه با تقویت ایمان ما
 
مینویسدنام زیبای تو را بر سینه ها
در میان دسته های سینه زن دستان ما
 
سجده بر خاک حرم کردیم و نورانی شدیم
صحن روشن گشته از پیشانی تابان ما
 
روی کاشی حرم با خون خود حک میکنیم
خط نخواهد خورد هرگز بعد از این پیمان ما
 
در دفاع, از حریم تو جوانی میدهیم
دیدنی تر میشود با خون حنابندان ما
 
من کفن پوشیده ام پای ضریح چوبی ات
مثل من بسیار دارد جان به کف ایران ما
 
مادرت بین قنوت خود دعامان میکند
حضرت زهرای مرضیه ست پشتیبان ما
 
قیمتش بالاست اشکی که برایت جمع شد
بیش از اینها هم می ارزد لؤلؤ و مرجان ما
 
جای ارباب مصیبت…جای مهدی خالی است
درمیان روضه های خیمه الاحزان ما
 
این هم از آثار عمری داغ حصر سامراست
حبس گشته ناله ها در سینه ی سوزان ما
 
یک دل سیری نشد آبی بنوشی عاقبت
کربلایی شد دل و اندوه شد مهمان ما
 
رو به قبله ذکر یا جداه گفتی زیر لب
روضه هایت ابتدای حزن بی پایان ما
مشاهده شعر
موضوعشهادت امام حسن عسکری (علیه السلام)
گریز
شاعرعلیرضا خاکساری
قالبقصیده
سبک پیشنهادینامشخص
زبانفارسی
0
5
موضوعشهادت امام حسن عسکری (علیه السلام)
گریزقتلگاه امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان
شاعرمحمود اسدی
قالبغزل
سبک پیشنهادینامشخص
زبانفارسی
0
4
تو کریمی و ما گدا هستیم
آسمانی… شبیهِ بارانی
گرچه عنوانِ عسکری داری
حَسنِ دومِ کریمانی
 
ای که مافوق این و آن هستی
لشکرت صف کشیده در بالا
عرش تا فرش تحتِ فرمانت
همه مادونِ شوکتت آقا!!!
 
ما کنارِ مزارِ تو دیدیم
در ضریحِ تو عشق، لبریز است
تجربه کرده‌ایم و می‌گوییم
در حریمت بهشت، ناچیز است
 
به صفایِ حریمِ قُدسیِ تو
دلِ ما جملگی شده پا بَست
چون گدایانِ سامرا ما نیز…
جَمعمان جمع، پیشِ سرداب است
 
تو و ایل و تبارتان هستید…
تا ابد باعثِ نجاتِ بشر
پسرِ توست آنکه از اول…
بوده مقصودِ آلِ پیغمبر
 
حیف از روزگار و بَد عهدی
قَدرِ تو ماند غافل از این دَهر
در عزایِ تو ابرِ بارانیم
جگرت پاره پاره شد از زهر
 
خونِ دل، از لبت چکید آخر
رویِ لبهایِ تو که چین افتاد…
رَمَقت رفت از تنِ بی حال
عرش آن لحظه بر زمین افتاد
 
جگرت جایِ خود که از آن زهر
به تنت استخوان، تَرَک برداشت
ضعف افتاد رویِ پاهایت
طاقِ هفت آسمان، تَرَک برداشت
 
هر که رفته به سامرا گفته
غُربتِ تو هنوز پا بر جاست
لحظه هایِ غروب در حَرَمت
سخت دلگیر، مثلِ عاشوراست
 
حج نرفتی و جَدِ مظلومت
آخرش حَجِ نا تمامی داشت
ای به قربانِ آن تن مجروح…
آخرین دم عجب قیامی داشت
 
از قیامش به سجده ای افتاد
جدتان تشنه بود در گودال
خواهرش خیره شد به جسمی که
با سُمِ اسبها شده پامال
 
لحظه هایِ غروبِ عاشورا
رفت خورشید، بر سرِ نیزه
وَ سرِ سنگ خورده قرآن خواند…
پیشِ زینب، به منبرِ نیزه
مشاهده شعر
موضوعشهادت امام حسن عسکری (علیه السلام)
گریزقتلگاه امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان
عاشورا امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان
شاعرمهدی قربانی
قالبچهار پاره
سبک پیشنهادینامشخص
زبانفارسی
0
3
موضوعشهادت امام حسن عسکری (علیه السلام)
گریزشهادت امام حسن مجتبی (علیه السلام)
شاعرمرضیه عاطفی
قالبغزل
سبک پیشنهادینامشخص
زبانفارسی
0
4
موضوعشهادت امام حسن عسکری (علیه السلام)
گریزعاشورا امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان
شاعرسید مصطفی حسینی راد
قالبغزل
سبک پیشنهادینامشخص
زبانفارسی
0
3
هشتمین روزِ تب و ناله‌ی جان فرسایت
آه از این زهر، از این زهرِ توان فرسایت
 
هشتمین روزِ ربیع است و خزان پُر شده است
هشت روز است از این داغ، جهان پُر شده است
 
شد جگر سوزترین روضه‌ی پایانی تو
قطره‌های عرق گرم به پیشانی تو
 
شده خورشید پریشانِ غروبت امشب
با تو شد سامره گریان غروبت امشب
 
آب شد از نفست حضرت نرگس آقا
رحم کن بر دل بی‌ طاقت نرگس آقا
 
این پرستار از این حال کباب است ببین
از تبت سوخته مانند رُباب است ببین
 
نرگس از این غمِ جانسوز نمیرد چه‌کند
قبلِ جان دادنت امروز نمیرد چه‌کند
 
گرچه خون بود جگر، طشت نیاورد کسی
همسرت بود اگر طشت نیاورد کسی
 
فاطمه آمد و یاد حسن اُفتاد حسن
داد از داغ حسن داد زِ بیداد، حسن
 
آه از آن روضه که چون زخمِ گلو بود بگو
از غریبی که زنش قاتل او بود بگو
 
گرچه از زهر در این چند نفس آب شدی
پسرت شکر سرت آمد و سیراب شدی
 
پاره‌های جگری با غم تو می‌گرید
پنج‌ساله پسری با غم تو می‌گرید
 
روز هشتم نفس گرم تو مهمانش بود
لحظه‌ی آخر و چشم تو به چشمانش بود
 
کار برعکس نشد تا به سر او بروی
که سراغ بدن مختصر او بروی
 
بی نفس پیش پسر داد کشیدن سخت است
نیزه از سینه‌ی اولاد کشیدن سخت است
 
حال تو شکر که با خنده نپرسید کسی
به همه رو نزدی بر تو نخندید کسی
 
آب هنگام تبت بود ولی چکمه نبود
ظرف آبی به لبت بود ولی چکمه نبود
 
نیزه‌ای روی گلوی تو جسارت که نکرد
هرچه که داشته‌ای حرمله غارت که نکرد
 
بی‌رمق بر قدمت نیستی آقا صد شکر
نگران حرمت نیستی آقا صد شکر
مشاهده شعر
موضوعشهادت امام حسن عسکری (علیه السلام)
گریزشهادت امام حسن مجتبی (علیه السلام)
قتلگاه امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان
شاعرحسن لطفی
قالبمثنوی
سبک پیشنهادینامشخص
زبانفارسی
0
4