ایهاالمظلوم

سامانه اشعار آئینی و مذهبی ایهاالمظلوم

جستجو و مطالعه اشعار، سبک‌ها، مناسبت‌ها، گریزها و صوت‌های آئینی در فضایی آرام، فارسی و خوش‌خوان.

اشعار ولادت حضرت عبدالعظیم حسنی

مناسبت‌های نزدیک و اشعار منتخب امروز را سریع‌تر ببینید و بین موضوع‌ها گم نشوید.

  • فهرست اشعار مناجات با امام زمان (عج)
  • مناجات با امام حسین (علیه السلام)
  • مناجات با امام زمان با گریز امام حسین
  • تمرکز تقریبا پنجاه درصدی اشعار سایت به معاصر و قدما
  • قابلیت جستجوی آبشاری بین اشعار
  • امکان انتخاب گریز برای اشعار هر مناسبت
  • قابلیت جستجوی پیشرفته با عناوین متفاوت
  • امکان ثبت نام وپروفایل مشترک ویندوز و موبایل
  • دیگر امکانات سایت
  • ارسال نظر
تقویم مناسبت‌ها

مناسبت فعلی، قبلی و بعدی

برای مرور ساده و پیوسته مناسبت‌ها، کارت‌ها را ورق بزنید.

اشعار منتخب

اشعار ولادت حضرت عبدالعظیم حسنی

مشاهده اشعار بیشتر با گریز
ای هوای تو هوای کربلا
صحن تو صحن و سرای کربلا
وقتی که دل تنگه واسه کربلا
ری میشه واسش به جای کربلا
 
پرمیگیره دل تا حرمت
من به فدای کرمت
از غم و غصه رها میشه
دل توی صحنت همیشه
 
زیارتت عبدالعظیم
یه نعمته از اون قدیم
آخه تو هستی دلبره
مجتبی آقای کریم
 
سیدنا عبدالعظیم
 
بوده ای شاگرد هادی امم
در زمانت بوده ای بس محترم
در عبادت،معرفت تو شاخصی
در کرامت،محشری،داری کرم
 
در شب میلاد تو کریم
میشم تو صحن تو مقیم
از کرمت شاملم بکن
نگاه به این دلم بکن
 
زیارتت عبدالعظیم
یه نعمته از اون قدیم
آخه تو هستی دلبره
مجتبی آقای کریم
 
سیدنا عبدالعظیم
 
معدن جود و سخا عبدالعظیم
شاهی و ما هم گدا عبدالعظیم
مرحمت کن بر گدایان ای شها
این من و لطف شما عبدالعظیم
 
پر میشه دست خالیه من
با یه نگات ابن الحسن
تو شب میلادت شده خیس
چشام بقیعم و بنویس
 
زیارتت عبدالعظیم
یه نعمته از اون قدیم
آخه تو هستی دلبره
مجتبی آقای کریم
 
سیدنا عبدالعظیم
مشاهده شعر
موضوعولادت حضرت عبدالعظیم حسنی
گریز
شاعرامیر حسین سلطانی
قالبترجیع بند
سبک پیشنهادیسرود,شور
زبانفارسی
0
1
موضوعولادت حضرت عبدالعظیم حسنی
گریز
شاعرامیر حسین سلطانی
قالبترجیع بند
سبک پیشنهادیشور,سرود
زبانفارسی
0
1
ای اهل فیض تشنه ی جام ولای تو
ای اوفتاده جود و کرامت به پای تو
 
من کیستم که مدح بگویم برای تو
تنها نه اهل ری همه عالم گدای تو
 
از آفتاب روی محمّد(ص) نمای تو
بردار سر که در دل ما هست جای تو
 
علم حدیث درسخن دلربای تو
واجب بود زیارت صحن و سرای تو
 
بر شاعری سلام که گوید ثنای تو
بر شهر ری درود که شد نینوای تو
 
ایران نیازمند بود بر دعای تو
آرند سجده بر حرم با صفای تو
 
رو آورد به جانب دارالشّفای تو
ای نجل مجتبی که دو عالم فدای تو
 
چون مرغ جان به جانب دارالولای تو
گردند دور گنبد و گلدسته های تو
 
هر کس به هر طریق شود آشنای تو
بسته به هم حوائج ما و عطای تو
 
هر صبح و شام خون جگر شد غذای تو
ری هم گریست بر تو و انزوای تو
 
در خاک تیره رفت چو قدّ رسای تو
در روز رحلت تو و بزم عزای تو
 
دیگر نشد بریده گلو از قفای تو
خورشید نی نگشت رخ دلربای تو
 
دیگر نشد حصیر کفن از برای تو
چوب جفا به لعل لب جانفزای تو
 
«میثم» هماره اشگ فشاند به پای تو
ای دامن مدینه ری ، کربلای تو
مشاهده شعر
موضوعولادت حضرت عبدالعظیم حسنی
گریزمصائب امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان
شاعرغلامرضا سازگار
قالبمثنوی
سبک پیشنهادیمدح و مرثیه
زبانفارسی
0
2
ای ماه مدینه آفتاب ری
تابنده ستاره در حجاب ری
فرزند ابوتراب و از رفعت
گردیده به ری ابوتراب ری
چون کعبه درون سینه‌ی ایران
یا سوره‌ی نور در کتاب ری
گل‌بوسه زده به تربت پاکت
در هر شب و روز شیخ و شاب ری
ایران تن و جسم پاک تو جانش
ری بحر کرم تو دُرّ ناب ری
بیت الله کبراست صحن تو
باب الله رحمت ست باب ری
 
آیینه‌ی حسن احمدی مولا
فرزند ابا محمّدی مولا
 
ای قامت تو قیامتی دیگر
هر لحظه تو را کرامتی دیگر
در بین امام زاده‌گان داری
بر خلق خدا امامتی دیگر
از جانب چارده زعیم دین
در ملک دلت زعامتی دیگر
در گلشن سبز مجتبی نبود
مانند تو سرو قامتی دیگر
ای کاش که بود هر شب و هر روز
در کوی توام اقامتی دیگر
از احمد و حیدر و  حسن باشد
هر عضو تو را علامتی دیگر
 
عید تو به فاطمه مبارک باد
میلاد تو بر همه مبارک باد
 
تو وجه خدای ذوالمنن داری
تو قدر و جلالت حسن داری
تو بضعه‌ی دوّمین امام استی
تو خون حسین در بدن داری
تو اختر آسمان توحیدی
هر چند به خاک ری وطن داری
هم دُرِّ کمال از لبت ریزد
هم گوهر علم در دهن داری
در شهر ری ای مسافر تنها
هر گوشه هزار انجمن داری
چارم خلفی ز حجّت دوّم
در چهره جمال پنج تن داری
 
فرزند امام یا اباالقاسم
از مات سلام یا اباالقاسم
 
ای جان خرد به منطقت زنده
وی پیر کمال بر درت بنده
هم چشم و چراغ چارمین معصوم
هم چار امام را نماینده
در بین ستاره‌گان برج دین
تابنده‌تر از مه فروزنده
جا دارد اگر که بر گل رویت
در باغ جنان حسن زند خنده
هم دوست ز فضل و رحمتت خشنود
هم خصم ز رأفت تو شرمنده
در صحن تو آسمانیان دربان
بر خاک تو سروران سرافکنده
 
خورشید نهاده رو به دربارت
تا بوسه زند به پای زوّارت
 
در کوی تو حور با سلام آید
جبریل امین به احترام آید
از خاک تو ای سلاله‌ی زهرا
بوی حسنین بر مشام آید
هر کس به طواف مرقدت پوید
گویی سوی مسجدالحرام آید
نبود عجب ار به سوی شهر ری
از بهر زیارتت امام آید
در کوی تو ای شفای جان، خاک ات
بر زخم دل من التیام آید
سائل زجهار جانب عالَم
سوی حرم تو صبح و شام آید
 
کوی تو به از بهشت جان باشد
زوّار تو صاحب الزّمان باشد
 
تو راوی چار حجّت اللّهی
در علم حدیث پیرِ آگاهی
در بحر کمال گوهرِ نابی
در برج فضیلت و شرف ماهی
هم عبد عظیم هم ابوالقاسم
هم نور دل دو حجّت اللّهی
در مُصحف نور تا ابد نوری
در کشور علم هم چنان شاهی
از سوی امام، حضرت هادی
بر خلق هماره هادی راهی
هم محور چرخ حکمت و فضلی
هم صاحب قدر و عزّت و جاهی
 
زیبد که تو را به نینوای ری
خوانند حسین کربلای ری
 
آنان که ستیز با شما کردند
تا حدّ توان خود جفا کردند
گه حبس گهی شکنجه گه تبعید
گه دست و سر از بدن جدا کردند
لعن ابدی نصیبشان گردید
پیداست که جنگ با خدا کردند
با ذّلت و ننگ و خفّت و خواری
بگذشته و عمر خود فنا کردند
آنان رفتند و عالمی دل را
تقدیم به آل مصطفی کردند
نفرین هماره بر بنی‌العبّاس
کاین طایفه با شما چه‌ها کردند
 
ای پرچم عزّت تو بر گردون
کو شوکت معتصم چه شد مأمون
مشاهده شعر
موضوعولادت حضرت عبدالعظیم حسنی
گریز
شاعرغلامرضا سازگار
قالبترکیب بند
سبک پیشنهادیمدح
زبانفارسی
0
1
عبد خدا و مرد خدا سیدالکریم
مِنّا به نزد آل عبا سیدالکریم
 
در وصف دوست، حضرت هادی به غمزه گفت:
هستی بحق، تو دوست ما سیدالکریم
 
بر سائل تو در حرمت  می‌رسد جواب
اینجا کجاست  کرب و بلا سیدالکریم
 
تا دین خویش عرضه کنی بر امام خویش
کی می‌شوی ز یار جدا سیدالکریم
 
مُلک ری است قبله‌ی دل‌های فاطمی
اینجاست ملک خون خدا سیدالکریم
 
خونِ تو را اگرچه به مقتل نریختند
مانند سیدالشهدا سیدالکریم
 
اما برای مردم دنیا تو حجتی
آری تویی تو حجت ما سیدالکریم
 
قبر حسین بر سر و رویت خراب شد
یعنی شدی دوبار فدا سیدالکریم
 
یکبار تحت قبّه‌ی ویرانه‌ی حسین
یکبار پیش پای رضا سیدالکریم
 
عمری گریستی به تنِ پاره‌پاره‌ای
آخر شدی شهیدِ جفا سیدالکریم
 
هرگز به زیر سم ستوران نرفته‌ای
خنجر نخورده‌ای ز قفا سیدالکریم
 
از روضه‌های داغ، تو دق کرده‌ای یقین
از کوفه تا به شامِ بلا سیدالکریم
 
دریاب ای ولیِّ خدا اهل درد را
ای نایب‌الامام الا سیدالکریم
 
ما را وصال کرب و بلا گر نصیب نیست
هستیم پس دخیل تو یا  سیدالکریم
مشاهده شعر
موضوعولادت حضرت عبدالعظیم حسنی
گریزمصائب امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان
شاعرمحمود ژولیده
قالبغزل
سبک پیشنهادیمدح و مرثیه
زبانفارسی
0
1
ناگهان قید قیل و قال زدم 
پرسه در عالم خیال زدم 
به کتاب غزل که فال زدم ... 
تا به اوج کرانه بال زدم 
 
سرخوشم از همین طرب هایم
میخورم یک به یک رطب هایم
 
 
ماه روی زمین هویدا شد 
خشکسالی بدل به دریا شد 
بارور نسل پاک زهرا شد 
مایه افتخار دنیا شد 
 
پسری ذوالنعیم آمده است 
شاه عبدالعظیم آمده است
 
 
به حضورت سلام یا سید 
احترامی مدام یا سید
حرف من یک کلام یا سید
شاهی و من غلام یا سید 
 
سایه ات بر سر محبان است
 مثل ابری که غرق باران است
 
 
آمدی شهرری گلستان شد 
پایگاهی برای قرآن شد 
حرمت کربلای ایران شد 
قبله مردمان تهران شد
 
کاش قبرم در این حرم باشد 
ضامنم حضرت کرم باشد 
 
 
سیدی از تبار زهرایی 
ری شد از مقدمت مسیحایی
تا تو هستی نمی روم جایی 
چون امیر قبیله مایی 
 
گفته در شانتان گل زهرا
که تو هستی "وَلیُنا حَقٰا"
 
 
با ورودت صفا به پا کردی 
حوزه علمیه بنا کردی
تو مرا بنده خدا کردی
شهرری را تو کربلا کردی
 
شده ام از اهالی شهرت 
می برم فیض از یم بحرت 
 
 
جان عالم فدای رضوانت
به فدای رواق و ایوانت
علمای زمانه حیرانت
طیب و حق شناس مهمانت
 
در حریمت چه لذتی بردم 
از غذاهای حضرتی خوردم
 
 
چه رواقی چه گنبدی داری 
خوش به حالت چه مرقدی داری
خادمان زبانزدی داری
سیل زوار بیحدی داری
 
حرف صحن و سرا شده ای وای 
صحبت از مجتبی شده ای وای
 
 
کاش قبر حسن بنایی داشت 
کاش هم صحن و هم سرایی داشت 
کاش یک گنبد طلایی داشت
روضه خوانهای باصفایی داشت
 
ری کجا و بقیع خاک آلود
کاش هیئت مدینه مهمان بود
مشاهده شعر
موضوعولادت حضرت عبدالعظیم حسنی
گریزبقیع و تخریب قبور مطهر اماکن شریف
شاعرحبیب باقرزاده
قالبمربع ترکیب
سبک پیشنهادینامشخص
زبانفارسی
0
100
افق فضل و شرف را قمری پیدا شد
یا که در طور ولایت شجری پیدا شد
باز از بحر ولایت گهری پیدا شد
نخل سرسبز ولا را ثمری پیدا شد
 
درسماوات و زمین جشن عظیم است امشب
عید میلاد کریم ابن کریم است امشب
 
 
در ریاض علوی سرو روان این پسر است
نجل مولای کریمان جهان این پسر است
بهترین زاده ابناء جهان این پسر است
فخر دین ، قبله دل ، کعبة جان ، این پسر است
 
اوست سروی که بود دامن هستی چمنش
صلوات همه بر حُسن حَسن در حَسنش
 
 
اهل فضل و شرف و علم زعیمش خوانند
خیل عبّاد همه عبد عظیمش خوانند
صاحبان کرم و جود کریمش خوانند
آیت رحمت رحمان و رحیمش خوانند
 
اوست ماهی که بر ابناء زمان می تابد
نورش از ری به همه خلق جهان می تابد
 
 
قامتش سرو و لبش کوثر و رویش ماه است
زائر مرقد او زائر ثارالله است
حرمش کعبه آمال دل آگاه است
حَسنی حُسنش بر خلق چراغ راه است
 
خاص و عامند ز هر سوی رهین کرمش
دل صد قافله سر گرم طواف حرمش
 
 
نعمت سایة این دسته گل عترت را
بر شما داده خدا این شرف و رفعت را
اهل ری قدر بدانید چنین نعمت را
فیض همسایگی تربت آن حضرت را
 
بال جبرئیل زده سایه به بام و درتان
این شما ، این حرم زادة پیغمبرتان
 
یا حجاز است و بُوَد کعبه جاویدانش 
جان من ، جان همه خلق جهان قربانش
ری سپهر و حرم اوست مه تابانش
برتر از عرش بُوَد بارگه و ایوانش
 
دوست دارم که شب و روز ز لطف وکرمش
پر زند مرغ دلم یکسره سوی حرمش
 
 
آیه وحی در این خانه کتابت دارد
زیر این قبّه دعا کن که اجابت دارد
زائر او به خدا فیض قرابت دارد
درو دیوار حرم نقش نجابت دارد
 
ماه صد انجمن اینجاست خدا می داند
آفتاب حسن اینجاست خدا می داند
 
 
خاک درگاه تو بر درد دل خسته شفاست
سر به خاک حرمت گر نگذاریم جفاست
ای گل باغ حسن عطر تو بر روح صفاست
کرم و جود تو بر ما به عیان و به خفاست
 
«ما به این در، نه پی حشمت وجاه آمده ایم»
«از بد حادثه اینجا به پناه آمده ایم»
 
 
حُسن پیدای حَسن سرّ نهان حسنی
بلکه جانان همه خلق و تو جان حسنی
تو به باغ دل ما سرو روان حسنی
نخل طاها و گل عطر فشان حسنی
 
ما به خاک حرمت روی نیاز آوردیم
حاجت خویش به درگاه تو بازآوردیم
 
 
عصمت فاطمه و عزّت حیدر داری
تو مقام از سخن مدح فراتر داری
تو عطا و کرم آل پیمبر داری
ز حسین و ز حسن جلوه دیگر داری
 
جان به قربان تو ای سیّد پاکیزه سرشت
شهرری ازتو بهشت است بهشت است بهشت
 
به تو و عزّت آباء کرامت سوگند
به خدا و به رسول و به امامت سوگند
به جلال و به کمال و به مقامت سوگند 
به نماز و به قعودت ، به قیامت سوگند
 
تو که سایه به سر خلق دو عالم فکنی
چه شود گر نگهی جانب «میثم» فکنی
مشاهده شعر
موضوعولادت حضرت عبدالعظیم حسنی
گریز
شاعرغلامرضا سازگار
قالبمربع ترکیب
سبک پیشنهادیمدح
زبانفارسی
0
107
موضوعولادت حضرت عبدالعظیم حسنی
وفات حضرت عبدالعظیم حسنی
گریز
شاعرمحمود مربوبی
قالبرباعی
سبک پیشنهادینامشخص
زبانفارسی
0
101
موضوعولادت حضرت عبدالعظیم حسنی
وفات حضرت عبدالعظیم حسنی
گریز
شاعرنا مشخص
قالبمثنوی
سبک پیشنهادینامشخص
زبانفارسی
0
108
ای به شهر ری مزارت رشک جنات النعیم
آیت عظمای حق نجل الحسن عبدالعظیم
 
آفتاب فاطمه چشم و چراغ اهل بیت
منشأ فضل و کرامت صاحب لطف عمیم
 
 
هم شریف ابن شریف ابن شریف ابن شریف
هم کریم ابن کریم ابن کریم ابن کریم
 
قبلۀ دل کعبۀ اهل ولایی نی عجب
گر زند بیت الحرامت بوسه بر خاک حریم
 
در پی احیای دل کار مسیحا می کند
بامدادی گر وزد از تربت پاکت نسیم
 
زائر قبر تو یعنی زائر قبر حسین
خادم کوی تو یعنی خادم حجر و حطیم
 
شهر ری تا متکی بر آستان قدس تو است
تا قیامت نیستش از فتنۀ بیگانه بیم
 
نی عجب گر سائل درگاهت از احسان کند
دامن طفل یتیمی را پر از در یتیم
 
چارمین نجل کریم اهل بیتی میتوان
هشت جنت را ببخشایی به شیطان رجیم
 
طلعت نورانیت مرآت الله الصمد
طاق ابروی تو بسم الله رحمان الرحیم
 
مظهر توحیدی و در بیت دل داری مقام
آفتاب عرشی و در شهر ری گشتی مقیم
 
شاهراه زائرت "انا هدیناه السبیل"
چل چراغ تربتت شمع صراط المستقیم
 
بر مشام جان دهد در هر نفس عطر حسین
هر کجا آرد نسیم از تربت پاکت شمیم
 
اینکه من امروز می گردم به دور تربتت
مرغ جانم زائر کوی تو بوده از قدیم
 
دست من گر کوته است از مرقد پاک حسین
یافتم از تربتت اینجا همان فوز عظیم
 
 
هر که در این سرزمین بر خاک تو صورت نهاد
در ثواب زائران کربلا گردد سهیم
 
خورده از اول دل «میثم» گره بر مرقدت
وصل اجداد تو خواهد از خداوند کریم
مشاهده شعر
موضوعولادت حضرت عبدالعظیم حسنی
وفات حضرت عبدالعظیم حسنی
گریز
شاعرغلامرضا سازگار
قالبغزل
سبک پیشنهادینامشخص
زبانفارسی
0
96
موضوعولادت حضرت عبدالعظیم حسنی
وفات حضرت عبدالعظیم حسنی
گریز
شاعرنا مشخص
قالبمثنوی
سبک پیشنهادینامشخص
زبانفارسی
0
77
موضوعولادت حضرت عبدالعظیم حسنی
وفات حضرت عبدالعظیم حسنی
گریز
شاعرمرضیه عاطفی
قالبغزل
سبک پیشنهادینامشخص
زبانفارسی
0
98
میل پرواز در پرم دارم
شوق رفتن به یک‌حرم دارم
کاش می‌شد که من پیاده کنم
ایده‌هایی که در سرم دارم
بی‌دلیل است نا امیدی من
حضرت صاحب کرم دارم
چه نیازی به این و آن تا که
حضرت عشق در برم دارم
مادرم گفته نوکرت باشم
هرچه دارم ز مادرم دارم
 
عمر من پیش پای تو طی شد
قبله من حوالی ری شد
 
 
شکر همسایه‌ی شما هستم
زائر صحن با صفا هستم
هر شب جمعه با طنین کمیل
بنده‌ی درگاه خدا هستم
من مدینه نرفته‌ام اما
زائر پور مجتبی هستم
تو به ما عزت و بها دادی
با وجود تو پر بها هستم
حرمت مثل صحن ارباب است
جزو زوار کربلا هستم
 
سفره‌داری کریم دارم من
شاه عبدالعظیم دارم من
 
صحن دل گشته باز طوفانی
شهرری شد دوباره بارانی
کاش می‌شد که خادمت باشم
در حریمت شوم نگهبانی
هر چه داریم از شما داریم
یکه‌تاز مسیر عرفانی
بعد توس و پس از قم و شیراز
چارمین نور ناب ایرانی
و چنین گفت حضرت آقا:
قبله‌ی مردمان تهرانی
 
سیدی پرچم شما بالاست
جده‌ات شخص حضرت زهراست
 
حاجتم را روا نما آقا
رزق من را عطا نما آقا
تو صدا کن فقط مرا سائل
من صدا می‌کنم تو را آقا
دست من نیست می‌رسم وقتی..
به حرم می‌شوم رها آقا
سه شب مسلمیه‌ی هر سال
حرمت وعده‌گاه ما آقا
خواهش این گدا فقط این است
یک شب جمعه کربلا آقا
حق همسایگی ادا کردی
تو مرا بنده خدا کردی
 
 
نشده قسمت شما غربت
تو ندیدی میان ما غربت
به خودش تا ابد نخواهد دید
کمی این صحن با صفا غربت
همه‌جان‌ها فدای جد شما
که شده سهم مجتبی غربت
نه ضریحی نه گنبد و حرمی
قسمت او شده چرا غربت؟
دست در دست مادرش بود و ...
سهم او بین کوچه‌ها غربت
 
ناگهان دید مادرش افتاد
جلوی دیده‌ی ترش افتاد
مشاهده شعر
موضوعولادت حضرت عبدالعظیم حسنی
وفات حضرت عبدالعظیم حسنی
گریزماجرای کوچه (فدک) حضرت زهرا (سلام الله علیها)
شاعرحبیب باقرزاده
قالبترکیب بند
سبک پیشنهادینامشخص
زبانفارسی
0
99
الا کرامت و احسان دو سائل کرمت
هماره اهل سماوات زائر حرمت
بهشت قرب خدا خطّه‌ی ری از قدمت
هزار قافله دل در حریم محترمت
 
گل ریاض محمّد سلیل پاک بتول
یگانه نجل کریمِ کریمِ آل رسول
 
تو هم عظیمی و هم بنده‌ی خدای عظیم
که در جلال ملقّب شدی به عبدالعظیم
برند خیل بزرگان به حضرتت تعظیم
هزار جان جهانت به خاک ره تقدیم
 
وجود توست از سر تا به پا تمام، حسن
سلام بر تو و بر جدّ تو امام حسن
 
 
الا به یاری دین‌دار تو به شانه‌ی تو
نه خاک ری دل اهل ری آشیانه‌ی تو
درود بر تو بر خاندان و خانه‌ی تو
سلام بر تو و  خدّام آستانه‌ی تو
 
ثنای تو همه گفتند و ماند ناگفته
ولیِّ حقّ  به تو اَنت ولیُّنا گفته
 
تو کز جمال به خلقت فروغ بخشیدی
چه روی داد که در شهر ری درخشیدی
چه شد که چشم ز شهر مدینه پوشیدی
چو خون به پیکر علم و کمال جوشیدی
 
زهی سعادت اهل ری و عنایت تو
تو عرشی استی و این فرش شد ولایت تو
 
به تو هماره ز عبّاسیان رسید آزار
که بود بار غمت همچو کوه بر دل زار
به کوه و دشت شدی مخفیانه راه سپار
مصائب تو فزون و مناقبت بسیار
 
گذشت روز و شب و هفته و مه و سالت
که در حدیقه‌ی ری شد نزول اجلالت
 
کجاست دولت عبّاسیان و قدرتشان
چه زود رفت زکف اقتدار و شوکتشان
قصورشان همه گردید گور ذلّتشان
نماند هیچ به جز لعن و طعن و نفرتشان
 
در آتش غضب حیِّ سرمدند همه
ذلیل عزّت آل محمّدند همه
 
دلا بیا شرف و عزّت عظیم ببین
حدود فاصله‌ی جنّت و جحیم ببین
به شهر ری حرم سیّد الکریم ببین
جلال و مجد شرف را در این حریم ببین
 
فرشتگان خدا روز و شب کنند اعلام
به قبّه و حرم سیّد الکریم سلام
 
سلام بر تو و علم حدیث و گفتارت
سلام بر سخن و بر لب گهربارت
سلام بر حرم و آستان و زوّارت
سلام بر نفس روح‌بخش و آثارت
 
به خاک کوی تو ای فخر عالمین سلام
به زائرت که بود زائر حسین سلام
 
تو در تمام محافل چراغ انجمنی
تو در ریاض ادب سروناز هر چمنی
تو نجل بوالحسن و نور دیده‌ی حسنی
تو کیستی ولی اولیای ذوالمننی
 
به درگه تو ملایک برند روی رجا
عزیز فاطمه! دامان ری کجا تو کجا؟
 
تو باب رحمت حقّ را به خلق بگشادی
تو سایه بر سر این مرز و بوم بنهادی
تو نور بودی و در دیده‌ی ری افتادی
تو از صفای قدم آبرو به ری دادی
 
از آن زمان که شد این خاک پاک مدفن تو
دمد به پیکر ری جان تازه از تن تو
 
 
سلام بر فقهایی که در جوار تواند
به خاک خفته و در سایه‌ی مزار تواند
هزار قافله دل راهی دیار تواند
خوش آن گروه که پیوسته در کنار تواند
 
به دوستی شما ازدحام ما اینجاست
صفا و مروه و رکن و مقام ما اینجاست
 
خدا ز مهر تو ما را جدا نگرداند
به کوی غیر تو ما را رها نگرداند
مرا به هجر شما مبتلا نگرداند
اسیر سلسله‌ی این بلا نگرداند
 
دعا کنید اسیر غم شما باشم
به هر کجا که روم «میثم» شما باشم
مشاهده شعر
موضوعوفات حضرت عبدالعظیم حسنی
ولادت حضرت عبدالعظیم حسنی
گریز
شاعرغلامرضا سازگار
قالبمربع ترکیب
سبک پیشنهادینامشخص
زبانفارسی
0
129
و به نام خدای حی رحیم
 کنم آغاز مدحت و تکریم
مدحت او کنند اهل البیت 
بعد مدح خدای حی رحیم
کیستم من که مدح او گویم
جان ناقابلم بر او تقدیم
کیست او از سلاله حسن است
هم ابا القاسم است و عبد العظیم
پادشاه کبیر ملک ری است
هم امام زاده واجب التعظیم
حسنی زاده است و می باشد 
همچو جدش کریم ابن کریم
از مدینه چو آفتاب دمید
شد مقیم ری و به خلق زعیم
ملک ری شد ز یمن آمدنش 
طور سینا و حضرتش چو کلیم
نفس قدسی اش مسیحایی
دل و قولش سلیم و عقل سلیم
حرمش قطعه ای بود ز بهشت 
هر بهشتیست در طواف حریم
عاشقان در حریم او زائر 
و ملائک به محضرش چو ندیم
بوی جنت ز تربت پاکش 
بر مشامم رسد سحر ز نسیم
همچو حیدر قسیم نار و بهشت
خلد ، مهر است و قهر او چو جحیم
بنده و خادمی درگاهش 
بوده این آرزوی من ز قدیم
تا ز مدحش چنین شکر ریزد
از لبم، گو مرا ز نار چه بیم
 
آنکه انت ولیُنا فرمود
می دهد بر چنین مقام درود
 
 
آمدی با تو عشق معنا شد 
نوبت عاشقی مهیا شد
با خودت یک بهار آوردی 
پر ز گل کوه و دشت و صحرا شد 
چشم ری شد ز مقدمت روشن
چشم خفته ز نورتان وا شد
برکت از وجودتان لبریز
مثل یک آبشار زیبا شد
گل حُسن حَسن به ری رویید 
مایه ی رنگ و بوی گل ها شد
ای پیام آورِ امام همام
حرمت قبله گاه دلها شد
اجر زوارت ای سلاله ی عشق
همچو زوار پور زهرا شد
زائران گرد مرقدت به طواف 
وه مقامت چقدر والا شد
شیعه با فقه و منطقت آقا
عاشق از پیشتر به مولا شد
با روایات و با احادیثت 
دل هر شیعه ای مصفا شد 
تو به ری موسی کلیم هستی
با تو ری همچو طور سینا شد
به دل مرده روح میبخشی
وه دمت چون دم مسیحا شد
ای که دیدی رخ چهار امام
و لبت دست بوس آنها شد
بار ها شد پس از زیارتتان 
گره از کار زائرت وا شد
یک دمی هم شده قبولم کن
هر که شد نوکر تو آقا شد
آمدی در کنار مشهد و قم
کربلایی دوباره بر پا شد
حسنی زاده ای کرامتتان
باعث رستگاری ما شد 
 
آنکه انت ولیُنا فرمود 
می دهد بر چنین مقام درود
 
ای شکوه تو از جلال حسن 
رخت آیینه ی جمال حسن
ای کریمی که ارث برده ای از
جود و الطاف بی مثال حسن
ای بزرگی که این چنین بخشید
حضرت حق به تو کمال حسن
بر سر عمامه و عبا بر دوش
به کمر بسته ای تو شال حسن
سیدی ، خال هاشمی داری 
وه چه زیبا مثال خال حسن
ای که داری هماره حُسن حَسن
در عبادت تو شور و حال حسن
مُلک ری مُلک بی زوال شماست
دو جهان ملک بی زوال حسن 
گشته محراب جبرئیل و ملک 
طاق ابروی چون هلال حسن
دائما میزند مه و خورشید 
روز و شب بوسه بر نعال حسن 
بر تنت خلعت زعامت خلق
گشته بر گردنت مدال حسن 
می رسم تا خدا به لطف شما
میرسم با تو تا وصال حسن
روی قلبم همیشه نام حسین
چشمم آشفته ی خیال حسن 
صلوات خدا به تو هر دم 
صلوات خدا به آل حسن 
مست مست از ولایتان گردم
چون که نوشم می زلال حسن
دائما از لب تو دُرّ ریزد 
نَقلِ قول و حدیث و قالَ حسن 
 
آنکه انت ولیُنا فرمود 
می دهد بر چنین مقام درود
مشاهده شعر
موضوعولادت حضرت عبدالعظیم حسنی
وفات حضرت عبدالعظیم حسنی
گریز
شاعرجواد کریم زاده
قالبترجیع بند
سبک پیشنهادینامشخص
زبانفارسی
0
109
موضوعولادت حضرت عبدالعظیم حسنی
وفات حضرت عبدالعظیم حسنی
گریز
شاعرعلی اصغر یزدی
قالبغزل
سبک پیشنهادینامشخص
زبانفارسی
0
111
موضوعولادت حضرت عبدالعظیم حسنی
وفات حضرت عبدالعظیم حسنی
گریز
شاعریوسف رحیمی
قالبرباعی
سبک پیشنهادینامشخص
زبانفارسی
0
96
قبلۀ عالمین مُلک ری است
خونبهای حسین مُلک ری است
قطعه ای از فدک ، همین ارض است
عرض بدر و حنین ملک ری است
چونکه محشر بپا شود ، به یقین
شاهد نشأتین ملک ری است
سرزمینی که در دلش پنهان
هست نورِ دو عین ملک ری است
 
کوی عبدالعظیم کوی خداست
همچو کوی حسین ملک ری است
حرم سیدالکریم اینجاست
خانۀ زینبین ملک ری است
مأمنِ نسلِ موسیِ جعفر
شرحی از کاظمین ملک ری است
از جماران سخن نمیگویم
عشق پیر خمین ملک ری است
در تأسّی به شور عاشورا
شاهد شور و شین ملک ری است
مرکزِ دانش و علوم و حدیث
مظهر زیب و زِین ملک ری است
 
مُلک ری کربلای ایران است
حرمش قبله گاه تهران است
 
قبله گاه حسینیون اینجاست
این دیار آشنای آل عباست
هم نظرگاه حضرت زینب
هم قدمگاه حضرت زهراست
از خراسان گرفته تا قم و ری
جای جایش حریم پاکِ رضاست
جاده ها دارد از بهشتِ برین
رفت و آمد در این حرم زیباست
حاجت از سیدالکریم بخواه
زانکه بابُ الحوائج دلهاست
نزد ارباب آبرو دارد
کم مخواهی ! که صاحبِ امضاست
هرکه خواهد به کربلا برود 
ضامنِ برگِ سبزِ کرب و بلاست
هست اینک هزار و اندی سال...
حضرتش مَحرمِ دلِ شهداست
چه بلاها که دور کرده ز ما
فتنه ها را مقابل ، این آقاست
آنچه پیروزی است ، اَزو داریم
او پناهِ امام و امت ماست
 
مُلک ری کربلای ایران است
حرمش قبله گاه تهران است
 
شهر ری جلوه گاهی از کوثر 
خاک آن از بهشت هم برتر
دور باد این وطن ز بد خواهان
لعنتِ حق به بد دلان ، یکسر
گندم ری چه ماجرایی داشت
جویِ ری هم نشد نصیبِ عمر
عمرِ سعد بد معامله کرد
مُلک ری را شنید و شد کافر
بهر خوشنودیِ یزید ، آورد...
پیشِ روی حسین ، یک لشکر
این همان واقعیتِ تلخ است
حبّ دنیا به نیزه آرد سر
تشنه لب ، سر بریده شد ، مظلوم
خنجرِ کینه خورد بر حنجر
آب را هم به خیمه اَش بستند
طفلِ شش ماهه ، تشنه شد پرپر
با که گویم که در برِ ارباب 
ارباً ارباست شبهِ پیغمیر
همه اینها بخاطر ری بود
پیشِ چشمِ ز خون ترِ خواهر
 
مُلک ری کربلای ایران است
حرمش قبله گاه تهران است
 
کشته ها زیر دست و پا رفتند
هیجده سر به نیزه ها رفتند
در خیام حرم ، پیِ غارت
با کف و سوت اشقیا رفتند
گوشوارِ یتیم های حسین
دستِ دژخیمِ بی حیا رفتند
معجر و روسری و چادر ها
گه به نی ، گاه زیر پا رفتند
اهلبیتِ حسین ، کَت بسته
به اسارت ز کربلا رفتند
چون حرم را به قتلگه بردند
ناله ها تا خودِ خدا رفتند
زیر بارانِ تازیانۀ خصم
تا دل کوفه یاسها رفتند
آه ، ناموسِ کبریا تا شام
با اراذل به صد بلا رفتند
وای از مجلسِ حرامیها
آل عصمت ببین کجا رفتند
آبروی دیار ما هم رفت 
ری شکاران ، شکارها رفتند
 
ملک ری کربلای ایران است
حرمش قبله گاه تهران است
 
راهِ ما راهِ کربلای حسین
دلِ ما هست مبتلای حسین
درسِ عبرت گرفته شیعۀ او
تا قیامت ز ماجرای حسین
با یزیدی ، مذاکره ممنوع
نقشۀ راه ، خطبه های حسین
با ولیِ فقیه همراهیم
این ولایت همان ولای حسین
انقلاب ، انقلاب اسلامی است
نهضت ماست در لوای حسین
چشمِ فتنه در آمد از حدَقه
با همین پاسدارهای حسین
هیئت و مسجد و بسیج و سپاه
پیروِ لشکرِ خدای حسین
از حرم ، تا سراسرِ عالم
بنگر پرچم عزای حسین
تا به قدسِ شریف خواهد رفت
جِیشِ مهدی ، ز کربلای حسین
عاقبت با دعای عبدالعظیم
ذوالفقار است و خونبهای حسین
 
مُلک ری کربلای ایران است
حرمش قبله گاه تهران است
مشاهده شعر
موضوعوفات حضرت عبدالعظیم حسنی
ولادت حضرت عبدالعظیم حسنی
گریزعاشورا امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان
عصر عاشورا، شام غریبان و اسارت کاروان امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان
ورود كاروان اسرا به شام و مجلس یزید امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان
مقاومت انقلاب اسلامی
شاعرمحمود ژولیده
قالبترجیع بند
سبک پیشنهادینامشخص
زبانفارسی
0
92
به هرکه می‌نگری ذکر ربنا دارد
دراین حریم وفا، یا الهنا دارد
 
قنوت عشق دراین جا چقدر دیدنی است
در این محیط، نفس عطر ربنا دارد
 
صفا و مروه ندارد صفای این‌جا را
تو کعبه‌ای و حرمخانه‌ات صفا دارد
 
تو از قبیله‌ی عشقی، نواده‌ی حسنی
زیارت حرمت اجر کربلا دارد
 
نسیم صبح سعادت وزد ازاین گلزار
به روی بال، شمیم تو را صبا دارد
 
سزاست گرکه تو عبد العظیم گردیدی
که بندگان بزرگی چنین خدا دارد
 
زفیض خدمت درگاه عترت یاسین
چقدر خاک تو تأثیر کیمیا دارد
 
تو از سلاله‌ی نوری و سید الکرمی
به پاس جود تو این آستان گدا دارد
 
شمیم ناب احادیث نور تو جاری‌ست
هنوز عطر کلام تو را فضا دارد
 
چراغ مهرتو در هر دلی که روشن گشت
رهی زلال به سرچشمه‌ی بقا دارد
 
نمی‌رود ز دل اهل معرفت بیرون
کسی که قدر و شرافت ز اولیا دارد
 
تو مثل آینه‌ی آفتاب پر نوری
که جان شهر ری از جلوه‌ات ضیا دارد
 
بده به دست «وفایی» نخ عبایت را
که روز حشر بگویند آشنا دارد 
مشاهده شعر
موضوعولادت حضرت عبدالعظیم حسنی
وفات حضرت عبدالعظیم حسنی
گریز
شاعرسید هاشم وفایی
قالبغزل
سبک پیشنهادینامشخص
زبانفارسی
0
92
موضوعولادت حضرت عبدالعظیم حسنی
وفات حضرت عبدالعظیم حسنی
گریز
شاعرنا مشخص
قالبغزل
سبک پیشنهادینامشخص
زبانفارسی
0
86