ایهاالمظلوم

سامانه اشعار آئینی و مذهبی ایهاالمظلوم

جستجو و مطالعه اشعار، سبک‌ها، مناسبت‌ها، گریزها و صوت‌های آئینی در فضایی آرام، فارسی و خوش‌خوان.

اشعار شهادت حضرت رقيه بنت الحسين (سلام الله عليها)

مناسبت‌های نزدیک و اشعار منتخب امروز را سریع‌تر ببینید و بین موضوع‌ها گم نشوید.

  • فهرست اشعار مناجات با امام زمان (عج)
  • مناجات با امام حسین (علیه السلام)
  • مناجات با امام زمان با گریز امام حسین
  • تمرکز تقریبا پنجاه درصدی اشعار سایت به معاصر و قدما
  • قابلیت جستجوی آبشاری بین اشعار
  • امکان انتخاب گریز برای اشعار هر مناسبت
  • قابلیت جستجوی پیشرفته با عناوین متفاوت
  • امکان ثبت نام وپروفایل مشترک ویندوز و موبایل
  • دیگر امکانات سایت
  • ارسال نظر
تقویم مناسبت‌ها

مناسبت فعلی، قبلی و بعدی

برای مرور ساده و پیوسته مناسبت‌ها، کارت‌ها را ورق بزنید.

اشعار منتخب

اشعار شهادت حضرت رقيه بنت الحسين (سلام الله عليها)

مشاهده اشعار بیشتر با گریز
موضوعشهادت حضرت رقيه بنت الحسين (سلام الله عليها)
گریزورود كاروان اسرا به شام و مجلس یزید امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان
شاعرمرتضی عابدینی
قالبغزل
سبک پیشنهادینامشخص
زبانفارسی
0
0
چِقَدَر دلم برات تنگ شده بود
الهی که من بشم فدا سرت
پدرت میگن یتیم نوازه بوده
چه عجب سری زدی به دخترت
 
تا که فهمیدم میخوای بیای پیشم
تو پاهای لاغرم،توون اومد
کجا بودی قبل اینجا،بابایی؟
آخه با سرِ تو بویِ نون اومد
 
بوی نون اومد و من گرسنمه
دیگه واسه دخترت نمونده جون
مثل زهرا تو روزای آخرش
مونده از تنم یه چندتا استخون
 
زینت دوش نبی بودی ولی
نامسلمونا سَبُک شمردنت
دیگه از هرچی غذاست بدم میاد
تو رو تو ظرف غذا آوردنت
 
چقدر به عمه حرف بد زدن
تازیونه و لگد باشه کنار
نمیدونم باباجون که قاتلت
روسریِ سوختمو میخواست چیکار
 
میبینی دیگه چشام نمیبینه
میبینی کبود شده پیکرمو
حالا که تو این خرابه اومدی
کاش میاوردی داداش اصغرمو
 
مثل عمه زینبم یه دست صبر
کاش میزاشتی روی سینه رباب
خودشو میزنه وقتی میبینه
نیزه دار اصغرش میخوره آب
 
دیگه از اسم سفر بدم میاد
دخترت غرق غم و مِحَن شده
من فقط سه سالمه ولی ببین
صورتم مثل یه پیرزن شده
 
بعد اکبر و عمو سنانِ پست
ظلم و به آل علی یکسره کرد
نمیبخشم دختر حرمله رو
خیلی راه رفتنمو مسخره کرد
 
داره نجمه جون میده یه کاری کن
پاسخی بده به ظلمِ ظالم و
دم دروازه ساعات عزیزم
چقدر زدن عروس قاسم و‌
 
نمیخواستم تورو مایوست کنم
ولی دیگه این کلام آخره
کل صورتِ من و خودت ببین
خیلی از دستای زجر کوچیک تره
مشاهده شعر
موضوعشهادت حضرت رقيه بنت الحسين (سلام الله عليها)
گریزمصائب حضرت رباب
شاعرنا مشخص
قالبچهار پاره
سبک پیشنهادینامشخص
زبانفارسی
0
0
موضوعشهادت حضرت رقيه بنت الحسين (سلام الله عليها)
گریزقتلگاه امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان
ورود كاروان اسرا به شام و مجلس یزید امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان
مصائب حضرت رباب
شاعرمحمود اسدی
قالبغزل
سبک پیشنهادینامشخص
زبانفارسی
0
0
موضوعشهادت حضرت رقيه بنت الحسين (سلام الله عليها)
گریزورود كاروان اسرا به شام و مجلس یزید امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان
شاعرحسن لطفی
قالبغزل
سبک پیشنهادیروضه
زبانفارسی
0
0
موضوعشهادت حضرت رقيه بنت الحسين (سلام الله عليها)
گریزورود كاروان اسرا به شام و مجلس یزید امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان
شاعرنا مشخص
قالبغزل
سبک پیشنهادینامشخص
زبانفارسی
0
1
موضوعشهادت حضرت رقيه بنت الحسين (سلام الله عليها)
گریزورود كاروان اسرا به شام و مجلس یزید امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان
قتلگاه امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان
شاعرنا مشخص
قالبغزل
سبک پیشنهادینامشخص
زبانفارسی
0
0
ز برق آتش سیلی که سوخت خرمن هوشم
نه نور مانده به چشمم نه پرده مانده به گوشم
 
نه صبر مانده نه تابم ، نه نان رسیده نه آبم
نه راحتی که بخوابم ، نه قوّتی که بکوشم
 
یتیم آبله پایم عزیز آل عبایم
سفیر کرب و بلایم اسیر خانه به دوشم
 
هزار خار تطاول نشسته بر دل بلبل
بیا کنار من ای گل بیا که بی تو خموشم
 
تو سر به سینه‌ی من نِه ، که سینه سینه بنالم
تو چشم جانب من کن که چشمه چشمه بجوشم
 
گل بریده گلویی بهشت غالیه بویی
که از سرت سر مویی به عالمی نفروشم
 
سه ساله مُحرم عشقم که گشته مکّه دمشقم
سر تو کعبه‌ی من شد لب تو زمزم نوشم
 
به ذکر یا ابتایم خرابه گشته مِنایم
ببین به سعی و صفایم ببین به جوش و خروشم
 
قدم خمیده شد از غم درین مصیبت اعظم
که بار محنت عالم نشسته بر سر دوشم
 
ستاره‌ها همه زخمی شدند و من به هوایت
ز بس که آه کشیدم نمانده تیر به توشم
 
تو ای سه ساله نظر بر “یتیم” نوحه سرا کن
که بر سرای تو عمری غلام حلقه به گوشم
مشاهده شعر
موضوعشهادت حضرت رقيه بنت الحسين (سلام الله عليها)
گریز
شاعرنا مشخص
قالبغزل
سبک پیشنهادینامشخص
زبانفارسی
0
0
حالا که اومدی  پیشم بابایی
بزا اهل شامو با خبر کنم
چی بگم انگاری قسمت بوده که
شب یلدامو  با تو سحر کنم
 
دوس دارم تو غربت این روزامون
مرهم چشم تر عمه باشم
این همه کتک به جام خورد چی میشه
یه بارم من سپر عمه باشم
 
خیلی سخته برا من نبودنت
پر بغض و خواهشم بذار بگم
تو نپرس چجوری صب شده شبم
نمیخوام حرفای گریه دار بگم
 
میشه دیگه از کنار من نری
به خدا این همه خواهشمه
یادته رو دست تو می خوابیدم ؟
حالا خشت خرابه بالشمه
 
حالا که وا شده سفره دلم
همین اولش بگم اخرشو
دلمو سوزوند یه مرد شامی که
جلو چشمام  می‌بوسید دخترشو
 
بغلم کن که تو گوش تو بگم
توی این سفر چی اومده سرم
میشه این شامیا رو دعوا کنی؟
بگو دیگه نزارن سر به سرم
 
بابایی جونم …ببخش رقیه تو
که لباسای مناسب نداره
هر جوری که باشی باز بابامی تو
موهاتم سوخته باشه عِب نداره
 
دیگه اصلا نمی زارم بابا جون
از کنارم بری حتی یه نفس
بعد عمری ما دوتا تنها شدیم
شاید اولین و آخرین دفعه س
 
ترسم این بود منو نشناسی یه وقت
آخه خیلی این روزا عوض شدم
چادری که سرمه یادت میاد ؟
هدیه تو بود برا تولدم …
 
شب آرزوهای دخترته
شبی که سرت رو دامنم باشه
امشبو کنار دخترت بمون
هیچ  بعید نیس شب رفتنم باشه
مشاهده شعر
موضوعشهادت حضرت رقيه بنت الحسين (سلام الله عليها)
گریز
شاعرنا مشخص
قالبچهار پاره
سبک پیشنهادینامشخص
زبانفارسی
0
0
موضوع شهادت حضرت رقيه بنت الحسين (سلام الله عليها)
گریزورود كاروان اسرا به شام و مجلس یزید امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان
شاعرمحمد جواد شیرازی
قالبغزل
سبک پیشنهادینامشخص
زبانفارسی
0
0
موضوعشهادت حضرت رقيه بنت الحسين (سلام الله عليها)
گریزورود كاروان اسرا به شام و مجلس یزید امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان
عصر عاشورا، شام غریبان و اسارت کاروان امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان
شاعرسید پوریا هاشمی
قالبغزل
سبک پیشنهادینامشخص
زبانفارسی
0
0
موضوعشهادت حضرت رقيه بنت الحسين (سلام الله عليها)
گریز
شاعرمحمد جواد شیرازی
قالبغزل
سبک پیشنهادینامشخص
زبانفارسی
0
0
موضوعورود كاروان اسرا به شام و مجلس یزید امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان
شهادت حضرت رقيه بنت الحسين (سلام الله عليها)
گریز
شاعرنا مشخص
قالبدوبیتی
سبک پیشنهادینامشخص
زبانفارسی
0
4
موضوعورود كاروان اسرا به شام و مجلس یزید امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان
شهادت حضرت رقيه بنت الحسين (سلام الله عليها)
مناجات ها و مصیبتهای حضرت زینب بعد از عاشورا حضرت زینب (سلام الله علیها)
گریز
شاعرنا مشخص
قالبغزل
سبک پیشنهادینامشخص
زبانفارسی
0
19
موضوعشهادت حضرت رقيه بنت الحسين (سلام الله عليها)
گریزورود كاروان اسرا به شام و مجلس یزید امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان
شاعراسماعیل شبرنگ
قالبغزل
سبک پیشنهادیروضه
زبانفارسی
0
6
روی پیکر سری داشتی یادته
رگای حنجری داشتی یادته
من ی روز بابایی داشتم یادمه
تو ی روز دختری داشتی یادته؟
 
ناخنام شکسته پام زخمی شده
خیلی داد زدم صدام زخمی شده
نمیشه برات بابا بابا کنم
حق بده آخه لبام زخمی شده
 
بدتر از حال همه حال منه
قاتلت با نیزه دنبال منه
دختری که میکشه پیرهنمو
چادر روی سرش مال منه
 
چشم زمزم و دیگه میخوام چیکار
موی درهمو دیگه میخوام چیکار
وقتی دستم به سرت نمیرسه
این قد خمو دیگه میخوام چیکار
 
دختر معصومتو که حد زدن
بعد اون حرفای خیلی بد زدن
گریه مسیحیا هم دراومد
به تنم تبرکا لگد زدن
 
نمیدونی که چیا دیدم بابا
داد زدن بدجوری ترسیدم بابا
خودشون کباب بره خوردنو
من شبا گرسنه خوابیدم بابا
 
به دلم هی داره درد و غم میاد
با عذاب پلکای من رو هم میاد
بالا پایین کردنش کشته منو
دیگه اصلا از شتر بدم میاد
 
دختر تورو با دعوا میبرن
دیگه جون نداره اما میبرن
نکنه کنیزامون خبر بشن
مارو بازار کنیزا میبرن
 
یزیدو وقتی دیدم آماده بود
باغرور جلوی ما لم داده بود
نمیگم هیچی فقط اینو بدون
دلقکش خنده کنان وایساده بود
 
نه مسلمون بود و نه نماز میخوند
با چوبش روضه رو باز باز میخوند
آدمی که مسته بی حیا میشه
وقت قرآن خوندنت آواز میخوند
 
یکی روی ماذنه اذون میداد
عمه داشت از ی قضیه جون میداد
بشکنه دستش دیگه بلند نشه
نانجیب سکینه رو نشون میداد
مشاهده شعر
موضوعشهادت حضرت رقيه بنت الحسين (سلام الله عليها)
گریزورود كاروان اسرا به شام و مجلس یزید امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان
شاعرسید پوریا هاشمی
قالبچهار پاره
سبک پیشنهادیروضه
زبانفارسی
0
9
موضوعشهادت حضرت رقيه بنت الحسين (سلام الله عليها)
گریزمناجات ها و مصیبتهای حضرت زینب بعد از عاشورا امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان
ورود كاروان اسرا به شام و مجلس یزید امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان
شاعرابراهیم لآلی
قالبمثنوی
سبک پیشنهادیروضه
زبانفارسی
0
6
دختری ماند مثل گل ز حسین
چهره‌اش داغ باغ نسرین بود
جایش آغوش و دامن و بر و دوش
بسکه شور آفرین و شیرین بود
 
طفل بود و یتیم گشت و اسیر
جای دامان، مکان به ویران داشت
ماهِ رویش نبود بی‌پروین
ابرِ چشمش همیشه باران داشت...
 
پا پُر از زخم و دست، بی‌جان بود
جسم، شب‌گون و چهره، چون مهتاب
می‌نشست و به روی صفحۀ خاک
مشق می‌کرد، طفل، بابا، آب...
 
چشم خالی ز خواب، شد پُر اشک
گشت درگیر، بغض و حنجره‌اش
دوخت بر راه دیده و کم‌کم
خود به خود بسته شد دو پنجره‌اش
 
گر چه ویرانه در نداشت، به شب
بختِ آن طفل، حلقه بر در زد
دید، دختر ز پای افتاده‌ست
با سر آمد پدر به او سر زد
 
من غذا از کسی نخواسته‌ام
گر چه در پیکرم نمانده رمق
شوق و امید و عاطفه، گل کرد
دست، لرزید و رفت سوی طبق
 
بینِ ناباوری و باور، ماند
نکند باز خواب می‌بینم!
این همان غنچۀ لب باباست؟
یا سراب است و آب می‌بینم؟...
 
این ملاقات ماه و خورشید است
ابرها سوختند و آب شدند
بازدید پدر ز دختر بود
آب و آیینه بی‌حساب شدند
 
گفت نشکفته غنچه‌ام، امّا
لاله در داغ‌ها سهیمم کرد
دو لبم یک سخن ندارد بیش
کی در این کودکی یتیمم کرد؟
 
چهره‌ام را چو عمه می‌بوسید
گریه می‌کرد و داشت زمزمه‌ای
علّتش را نگاه من پرسید
گفت خیلی شبیه فاطمه‌ای...
 
یاد داری مدینه موقع خواب
دستِ تو بود بالش سر من
روی دو پلکِ من دو انگشتت
که، بخواب ای عزیز، دختر من...
 
یاد داری که با همین لب‌ها
بوسه دادی به روی من هر صبح
دست و انگشت‌های پُر مهرت
شانه می‌کرد موی من، هر صبح
 
یاد داری که صبح و شب، هرگاه
می‌شدی بر نماز، آماده
دخترت می‌دوید و می‌دیدی
مُهر آورده است و سجّاده...
 
خاطراتی‌ست خواندنی امّا
حیف، دفتر، سه برگ دارد و بس
سطر آخر خلاصه گشته، بخوان
دخترت شوقِ مرگ دارد و بس...
مشاهده شعر
موضوعشهادت حضرت رقيه بنت الحسين (سلام الله عليها)
گریز
شاعرعلی انسانی
قالبچهار پاره
سبک پیشنهادینوحه
زبانفارسی
0
5
موضوعشهادت حضرت رقيه بنت الحسين (سلام الله عليها)
گریز
شاعرمحمدعلی مجاهدی
قالبغزل
سبک پیشنهادیروضه
زبانفارسی
0
3
موضوعشهادت حضرت رقيه بنت الحسين (سلام الله عليها)
گریز
شاعرجواد هاشمی (تربت)
قالبغزل
سبک پیشنهادیروضه
زبانفارسی
0
5
موضوعشهادت حضرت رقيه بنت الحسين (سلام الله عليها)
گریزعصر عاشورا، شام غریبان و اسارت کاروان امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان
شاعرمجید لشگری
قالبغزل
سبک پیشنهادیروضه
زبانفارسی
0
3