ایهاالمظلوم

سامانه اشعار آئینی و مذهبی ایهاالمظلوم

جستجو و مطالعه اشعار، سبک‌ها، مناسبت‌ها، گریزها و صوت‌های آئینی در فضایی آرام، فارسی و خوش‌خوان.

اشعار ولادت امام حسن عسکری (علیه السلام)

مناسبت‌های نزدیک و اشعار منتخب امروز را سریع‌تر ببینید و بین موضوع‌ها گم نشوید.

  • فهرست اشعار مناجات با امام زمان (عج)
  • مناجات با امام حسین (علیه السلام)
  • مناجات با امام زمان با گریز امام حسین
  • تمرکز تقریبا پنجاه درصدی اشعار سایت به معاصر و قدما
  • قابلیت جستجوی آبشاری بین اشعار
  • امکان انتخاب گریز برای اشعار هر مناسبت
  • قابلیت جستجوی پیشرفته با عناوین متفاوت
  • امکان ثبت نام وپروفایل مشترک ویندوز و موبایل
  • دیگر امکانات سایت
  • ارسال نظر
تقویم مناسبت‌ها

مناسبت فعلی، قبلی و بعدی

برای مرور ساده و پیوسته مناسبت‌ها، کارت‌ها را ورق بزنید.

اشعار منتخب

اشعار ولادت امام حسن عسکری (علیه السلام)

مشاهده اشعار بیشتر با گریز
موضوعولادت امام حسن عسکری (علیه السلام)
گریز
شاعرقاسم نعمتی
قالبرباعی
سبک پیشنهادینامشخص
زبانفارسی
0
1
باز دل شکسته‌ام نوای دیگر آورد
پردۀ بهتری زند، نغمۀ خوش‌تر آورد
لئالی کلام را ز طبع من بر آورد
مگر ثنای عسکری، حجّت داور آورد
 
که آگه از مقام او، کسی به جز اله نیست
نسیم درک و عقل را در این حریم راه نیست
 
عبد خدا که داده حق، خدایی از عبادتش
بسته شده به طوق جان سلسلۀ ارادتش
رام شده وحوش هم، به درگه سیادتش
حقیقت غدیر خم، جلوه گر از ولادتش
 
ولادتش به هشتم ربیع ثانی آمده
جهان پیر را از این مژده، جوانی آمده
 
به سامرا نظر کن و جلوۀ ذوالکرام بین
قِران مهر و ماه را در این خجسته شام بین
باب امام عصر را فراز دست مام بین
دهم اما را به بر یازدهم امام بین
 
چشم علی منوّر از جمال ماه پاره‌اش
فاطمه کو؟ که بنگرد، بر حسن دوباره‌اش
 
نور ولایتش به رخ ردای خلقتش به بر
لوای عصمتش به کف تاج شفاعتش به سر
بر همه هستی‌اش نظر در همه عالمش گذر
اما هادی‌اش پدر حضرت مهدی اش پسر
 
خلایقند چاکرش، ملائکند عسکرش
هیچ کسی نمی‌رود به نا امیدی از درش
  
رسالت پیمبران تکیه زده به دوش او
درس هدایت بشر زمزمۀ سروش او
وضع جهان و چشم او راز نهان و گوش او
حصار ظلم ظالمان شکسته از خروش او
 
به دوره‌ای که معتمد کرد فزون نفاق را
به هم درید سعی او پردۀ اختناق را
 
بهشت علم پرورد آب و هوای گلشنش
اهل کمال، خوشه چین، ز گوشه‌های خرمنش
حکیم مانده از سخن، به وقت درس گفتنش
امام عصر تربیت، یافته روی دامنش
 
نهال عصمتی چنان بر آورد چنین ثمر
درود ما بر آن پدر سلام ما بر این پسر
 
سلالۀ پیمبر و مبشّر پیام حق
که دیده بس شکنجه تا زنده شود مرام حق
مبیّن اصول دین مفسّر کلام حق
داده به دست مهدی‌اش رسالت قیام حق
 
که بعد من امام بر جوامع بشر تویی
مهدی منتقم تویی امام منتظر تویی
 
رفت یکی ز شیعیان به پیشگاه حضرتش
برای حاجتی ولی اذن نداد خجلتش
امام را ببین که چون داشت خبر ز ذلّتش
نخوانده گفت پاسخش نگفته داد حاجتش
 
ز یک اشاره از کف امام کامیاب شد
به قدر احتیاج او خاک طلای ناب شد
 
ای جلوات کبریا جلوه گر از جمال تو
کتاب تفسیر تو خود آیتی از کمال تو
من که ز پا نشسته ام به درگه جلال تو
امید رحمتم بود، ز لطف بی‌زوال تو
 
«مؤیّدم» گدای تو بر آستان مهدی‌ات
امید آن که خوانی ام ز دوستان مهدی‌ات
مشاهده شعر
موضوعولادت امام حسن عسکری (علیه السلام)
مدح امام حسن عسکری (علیه السلام)
گریز
شاعرسید رضا موید خراسانی
قالبمربع ترکیب
سبک پیشنهادینامشخص
زبانفارسی
0
1
امشب همه‌جا موج زند نور ولایت
افتاده به سرها همه دم شور ولایت
گردیده سماوات و زمین طور ولایت
از پرده در آمد مه مستور ولایت
 
گردیده ملک گرم ثناگستری امشب
گویند ثنای حسن عسکری امشب
 
برخیز و بزن خنده که گل خنده‌زن آمد
با خنده‌ی گل، بر لب بلبل سخن آمد
خورشیدِ فروزنده مه انجمن آمد
فرزند رضا را حسن آمد، حسن آمد
 
عالم همه غرق شعف و عشرت و شادی است
میلاد گرامی‌خَلَفِ حضرت هادی است
 
نخل نبوی را ثمر است این، ثمر است این
چرخ علوی را قمر است این، قمر است این
فخر دو جهان را پسر است این، پسر است این
بر مُصلح عالم پدر است این، پدر است این
 
این شیعه و این مشعل انوار هُدایش
ای جان همه عالم و آدم به‌فدایش
 
روئید گل تازه‌ی آمال محمّد
یا مهرِ فروزنده‌ی اقبال محمّد
یا صفحه‌ی رخسار و خط و خال محمّد  
یا آمده دوم حسن از آل محمّد
  
از سامره تابیده به عالم جلواتش
پیوسته فرستید درود و صلواتش
 
این گوهر ده بحر خروشنده‌ی دین است
این کعبه‌ی امیّد دل اهل یقین است
این عرش خداوند تعالی به زمین است
این نجل دهم حجّت خلاّق مبین است
 
در سجده ملائک به یسار و به یمینش
تابنده بُود جلوه‌ی مهدی ز جبینش
 
آینه‌ی حسن ازلی ماه جمالش
آیات لب حضرت هادی خط و خالش
یادآور جاه نبوی قدر و جلالش
جبریل فرو مانْد در اوج کمالش
 
عالم همه مرهون وی و موهبت اوست
از سامره تا عرشِ خدا مملکت اوست
 
این اختر برج نقوی ماه تمام است
این فرش‌نشینی است که خود عرش مقام است
این حجّ و زکوة است و صلات است و صیام است
بر خَلق امام است، امام است، امام است
 
قدر و شرف و عزّت و جاهِ بشر از اوست
ای منتظران! حجّت ثانی عشر از اوست
 
ای ارض و سماوات همه، سامره‌ی تو
ای چرخ برین نقطه‌ای از دایره‌ی تو
ای مِهر فلک ذرّه‌ای از نائره‌ی تو
ای زنده دل اهل دل از خاطره‌ی تو
 
از جود تو بس خاطره داریم حسن‌جان! 
ما آرزوی سامره داریم حسن‌جان! 
 
تو یازدهم اختر منظومه‌ی نوری
تو واسطه‌ی عفو خداوند غفوری
تو نور خدا در شجر وادی طوری
تو سرّ انا الحق به غیاب و به حضوری
 
من سائل لطف و کرم و جود تو هستم
با آن همه آلودگی‌ام دل به تو بستم
 
ای فوج ملک را به درت عرض ارادت
سادات جهان از تو گرفته است سیادت
مِهر تو بود مُهر قبولیّ عبادت
قرآن به تو و پاکی تو داده شهادت
 
تو دست خداوند به تقدیر قضایی
فرزند علیّ ابن جواد ابن رضایی
 
قرآن به تو نازد که در او جلوه‌گر استی
ایمان به تو بالد که ورا راهبر استی
انسان به تو بالد که امام البشر استی
مهدی به تو در فخر که او را پدر استی
 
لطفی که مگر سائل هر روز تو باشم
خاک قدم عسکر پیروز تو باشم
 
ای عادت تو جود و مرام تو عنایت
ای مهر رخت مشعل انوار هدایت
ای یازدهم اختر تابان ولایت
قرآن، سخن فضل تو را کرده حکایت
 
من «میثم» آلوده‌دل بی‌سر و پایم
از خویش مرانید که مدّاح شمایم
مشاهده شعر
موضوعولادت امام حسن عسکری (علیه السلام)
گریز
شاعرغلامرضا سازگار
قالبمربع ترکیب
سبک پیشنهادینامشخص
زبانفارسی
0
1
آسمون روشنه ، از جلوه‌ی خورشید چشاته
آسمون تشنه‌ی نوره تشنه‌ی گوشه نگاته
 
چه مبارکه وجودت چه گدا نوازه جودت
خوش به حال پادشاهی که در خونه‌ت گداته
 
هم ابامحمدی هم پسر علی به والله
هر جا اسمت میاد اونجا پر عطر صلواته
 
شما ذریه‌ی اون مادر سجاده نشینی
دور و نزدیک و در و همسایه محتاج دعاته
 
یه ستاره واسه‌ی شبای بی ستاره داری
یه گل بهاری واسه روزای خزون باهاته
 
موسای امتی و چشمای مردم به عصاته
یا که نه نوحی و مهدی تو کشتی نجاته
 
یعقوب امتی و یوسفتم تو مصر غیبت
یا که نه مسیحی و مهدی و تو دم شفاته
 
تلخی روزای غربت تو کم نیست ولی آقا
یه پسر داری که آوردن اسمشم نباته
 
به ابوهاشم جعفری توسلاتی دارم
آخه دست ابوهاشم متوسل به عباته
 
تو اگه کعبه باشی سرداب خونه‌ی تو‌مروه‌ست
زیارت کردن تو سعیه ضریح تو صفاته
 
شیرینی چاییای سقاخونه‌ت از شکر نیست
عسل محبت شماس که توی چاییاته
 
زیارتنامه‌تو که میخونم از دل میره غم‌هام
طبیب سامره حلال تموم مشکلاته
 
قبل کربلا همیشه اربعین سامرا میرم
کربلا بهشته آره ولی سامرا صراطه
 
اگه گریه میکنم گریه‌ی شوقه شاد شادم
شادی دل من از شادی سُرَّ من رءاته
مشاهده شعر
موضوعولادت امام حسن عسکری (علیه السلام)
مدح امام حسن عسکری (علیه السلام)
گریز
شاعرنا مشخص
قالبغزل
سبک پیشنهادینامشخص
زبانفارسی
0
1
فروغ شمس و قمر وام دارِ منظرتان
به ماه، طعنه زند طلعت منوّرتان
سلیلِ سوسن و سنبل، حُدَیث مادرتان
سلاله ات بدرخشد چو تاج بر سرتان
مرا نوشته خدا از ازل کبوترتان
حلال زاده بوَد هرکه گشت یاورتان
 
خدا سپرده به گردون سپهرِ سرمد را
امام یازدهم را ابا محمد را
 
شبانه روز دلم با تو عرض حاجت کرد
گدای سامره ات باز هم سماجت کرد
چه میشود نتوان ساده ترک عادت کرد
گدای کوی شما بر جهان سیادت کرد
بهانه بود گدایی تو را زیارت کرد
شمیم نام تو دل را پر از حرارت کرد
 
به دست های تو دیدیم جودِ بی حد را
امام یازدهم را ابا محمد را
 
فدای دلبر ما باد ، کل دلبرها
به خاک پای تو سودند عرشیان سرها
بخاطر تو عوض می شود مقدرها
کم آورد به مدیح تو کل دفترها
امام عسکریِ نیک و بد ز عسکرها
فدای لشگر مهدیت کل لشگرها
 
به کوی تو دل کعبه بدیده مقصد را
امام یازدهم را ابا محمد را
 
حسینیان به دو عالم حسن حسن گویند
تمام عمر ، مسلّم حسن حسن گویند
چو انبیاء معظم حسن حسن گویند
صفا و مروه و زمزم حسن حسن گویند
فرشتگان مکرّم حسن حسن گویند
مدافعان حرم هم حسن حسن گویند
 
نمی کنند رها این مدار ممتد را
امام یازدهم را ابا محمد را
 
اگر چه شد غم و اندوه بهرتان قانون
همیشه شوق رهایی ست بر شما مرهون
به چارسالگی ات همره پدر ، دلخون
نموده اند غریبانه از وطن بیرون
به شهر سامره تبعید ، با غمی افزون
شهید گشته و دور از دیارتان مدفون
 
بخوان همیشه «رئوفی» تو آل احمد را
امام یازدهم را ابا محمد را
مشاهده شعر
موضوعولادت امام حسن عسکری (علیه السلام)
مدح امام حسن عسکری (علیه السلام)
گریز
شاعرنا مشخص
قالبنا مشخص
سبک پیشنهادینامشخص
زبانفارسی
0
1
موضوعولادت امام حسن عسکری (علیه السلام)
گریز
شاعرنا مشخص
قالبچهار پاره
سبک پیشنهادینامشخص
زبانفارسی
0
1
سرمان گرمِ عطش بود ، که باران آمد
ابر رحمت به سر خاک بیابان آمد
کنج این خلوتِ سرمازده می‌لرزیدیم
که نگاه تو به امداد زمستان آمد
تلخیِ کام همه با دَم تو شیرین شد
تا به لبها عسلِ ذکر "حسن جان" آمد
تا فضای دهن از نام همه خالی شد
گلِ ذکر تو به مهمانیِ گلدان آمد
تا که دیدند گدای توام و خاک نشین
دیدم از سمت تو قالی سلیمان آمد
 
افتخار است ، که در خانه‌ی تو پادری‌ام
همه جا جار زدم خاک درِ عسکری‌ام
 
ای که قلبم شده با عشق تو آرام ، سلام
به شما می‌دهد این سائل گمنام ، سلام
به شکار دل من آمدی و صید شدم
پس به تو می‌دهم اینجا وسط دام ، سلام
آمدی میکده را مست قدومت کردی
همنوا با لب ما داده به تو جام ، سلام
گر چه بین قفس انداختنت ... اما بعد ...
به شما داد همان شیر ، که شد رام ، سلام
حسرت روی تو را داشت ، ولی هر شب و روز
داد کعبه به تو با جامه‌ی احرام ، سلام
 
عشق ما پای قدوم تو سر انداختن است
کارمان پیش نگاهت سپر انداختن است
 
حاضرم نذر نگاهت بدهم دنیا را
تا که شاید بدهی راه ، تو آقا ما را
برگه‌ی نوکری‌ام را نکنی تا ... آقا !!
دارم امّید ، که رویش بزنی امضا را
گم شدم از نظر خلق ، به عشق تو فقط
تا نشانم بدهی گنبد سامرّا را
کاش یک شب بشوم خادم صحن حرمت
تا که جارو بکشم خاکِ کفِ آنجا را
می‌دهم قول ، اگر زائر صحن تو شدم
بکنم نوکری تک تک زائرها را
 
با دعاهای تو و حضرت هادی پدرت
کاش یک روز ، بیایم حرمت با پسرت
 
تو دعا کن که دعاها به ثریا برسد
تا که امر فرج از عالم بالا برسد
مستجاب است دعاهای تو حتما آقا
پس بخواه آخر این قصه به فردا برسد
آه ، یعقوب ، بکن رحم به کنعانی‌ها
تو دعا کن که مگر یوسف زهرا برسد
جسم بی روح همه منتظر هوی شماست
کاش بر پیکر این قوم ، مسیحا برسد
تو دعا کن که پس از این همه یلدای فراق
صبحِ موعودِ خدا ؛ روزِ خوشِ ما برسد
 
بانی اصلی میلادِ گلِ لبخندت
سال بعدی بشود کاش ، خودِ فرزندت
مشاهده شعر
موضوعولادت امام حسن عسکری (علیه السلام)
گریزمناجات با امام زمان (عج)
شاعررضا قاسمی
قالبترجیع بند
سبک پیشنهادیمدح
زبانفارسی
0
59
عرض حاجت با تو دارم یا امام عسکری
ای خدایت داده بر خلق دو عالم برتری
ای گدایت را به خیل شهریاران سروری
خاک پایت زُهره و خورشید و ماه و مشتری
 
ماه رویت احمدی و تیغ نطقت حیدری
عید میلادت مبارک یا امام عسکری
 
ای چراغ تابناک حُسن حیّ ذوالجلال
یافته خورشید گردون از تجلاّیت کمال
تا ابد ماه ربیع الثّانی‌ات محو جمال
ماه حُسنت بی‌قرین و مهر رویت بی‌زوال
 
آفتاب طلعتت را تا ابد روشنگری
عید میلادت مبارک یا امام عسکری...
 
دل اگر سینا بود طور تجلایش تویی
موسی ار آوای حق بشنید آوایش تویی
کیستم من عبد، آن عبدی که مولایش تویی
آخرین دُرّ خدا مهدی‌ست دریایش تویی
 
آن‌که بر عیسی کند روز ظهورش سروری
عید میلادت مبارک یا امام عسکری
 
خط حسن، خالت حسن، خُلقت حسن، خویت حسن
پای تا سر حُسن در حُسن و گل رویت حسن
کُنیه‌ات ابن‌الرّضا و نام نیکویت حسن
موی و روی و قدّ و خدّ و چشم و ابرویت حسن
 
حُسن‌ها گشتند در بازار حُسنت مشتری
عید میلادت مبارک یا امام عسکری...
 
هم تویی آیینۀ حُسن خدای ذوالمنن
هم تویی در چارده وجه خدا دوّم حسن
هم دهم مولای عالم بر جمالت بوسه زن
هم به جسم سامره جان می‌دهی از فیض تن
 
هم به عالم می‌کند فیض تو سایه‌گستری
عید میلادت مبارک یا امام عسکری...
 
سامره روشنگر دل کعبۀ جان من است
سامره عطر نسیمش روح و ریحان من است
سامره ریگ روانش دُرّ غلطان من است
سامره دامان سبزش باغ رضوان من است
 
سامره صحن و سرایش کرده از من دلبری
عید میلادت مبارک یا امام عسکری...
 
ذرّه بودم محو خورشید جهان‌آرا شدم
قطره بودم وصل بر دریا شدم، دریا شدم
کز سعادت ذاکر ذرّیۀ زهرا شدم
عاشق قبر تو و سرداب سامرّا شدم
 
خوش بود آنجا کنم در وصف مهدی شاعری
عید میلادت مبارک یا امام عسکری
مشاهده شعر
موضوعولادت امام حسن عسکری (علیه السلام)
گریزسامرا اماکن شریف
شاعرغلامرضا سازگار
قالبمربع ترکیب
سبک پیشنهادیمدح
زبانفارسی
0
50
موضوعولادت امام حسن عسکری (علیه السلام)
گریز
شاعراسماعیل تقوایی
قالبغزل
سبک پیشنهادیمدح
زبانفارسی
0
66
موضوعولادت امام حسن عسکری (علیه السلام)
گریز
شاعرقاسم نعمتی
قالبدوبیتی
سبک پیشنهادیمدح
زبانفارسی
0
65
موضوعولادت امام حسن عسکری (علیه السلام)
گریز
شاعرمرتضی محمود پور
قالبدوبیتی
سبک پیشنهادیمدح
زبانفارسی
0
66
موضوعولادت امام حسن عسکری (علیه السلام)
گریزمناجات با امام زمان (عج)
شاعررضا قاسمی
قالبغزل
سبک پیشنهادیمدح
زبانفارسی
0
70
تلالوء‌نور خدایی‌حسن
جمال ذات کبریایی‌حسن
خدا، خدا‌، خدانمایی‌حسن
ذکر شریف تو چه‌ها می‌کند
“حسن‌حسن” شور بپا می‌کند
 
ای گل خوشبوی علی‌النّقی
میوه‌ی مینوی علی‌النّقی
آینه‌ی روی علی‌النقّی
مدینه شد مدینه‌ی دیگری
به یمن میلاد تو ای عسکری
 
مادر تو سلیل و بابا، علی
یازدهم جلوه‌ی بابا، علی
یاعلی و یاعلی و یاعلی
شکرخدا فاطمه دلشاد شد
کف بزن عالم حسن‌آباد شد
 
قبله حسن، مسجد و منبر حسن
کعبه حسن، منا و مشعر حسن
حجِّ قبولِ حیّ داور حسن
کعبه به طوف حرمت مشتری‌ست
حج حقیقی، حسن‌العسکری‌ست
 
یاقمر ابن قمر ابن قمر
منکر نور تو شود کور و کر
ای پدر ناجی‌ نوع بشر
به عالمی امن و امان از شماست
مهدی‌صاحب‌الزمان از شماست
 
جمال بی‌مثال‌حق، ای‌حسن
تجلّی جلال هر پنج‌تن
پرده‌نشین باش گه از مرد‌ و‌ زن
نور تو بایست وساطت کند
شیعه به عصر غیبت عادت کند
 
شیر درنده شده رام شما
کنگره‌ی عرش مقام شما
هشت بهشت است بنام شما
پرنده روح تو محبوس نیست
حقیقت امام محسوس نیست
 
هوایی‌ام، مرا ببر تا حرم
به خانه‌ی خدا ببر، تا حرم
باز به سامرا ببر تا حرم
«ای حرمت قبله‌ی حاجات ما
یاد تو تسبیح و مناجات ما»
 
دوباره مست‌مست‌مستم کنید
مستِ میِ روز الستم کنید
با دو حسن، خداپرستم کنید
لعن بنی‌امیه روی لبم
شکرخدا، من‌حسنی‌مذهبم
 
سلام بر دو نور در مشرقین
سلام بر دو دلبر عالمین
سلام ما بر حسن و بر حسین
مرغ دلم به سامرا می‌رود
حسن به لب، به کربلا می‌رود
 
سلام بر خسرو خوبان حسین
سلام بر شاه شهیدان حسین
سلام بر امام عطشان حسین
ای که فلک از عطشت سوخته
داغ تو را خدا به دل دوخته
مشاهده شعر
موضوعولادت امام حسن عسکری (علیه السلام)
گریزمدح امام حسن مجتبی (علیه السلام)
مدح امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان
شاعرامیرعظیمی
قالبمسمط
سبک پیشنهادیمدح
زبانفارسی
0
68
با دست خالی آمده‌ام سامرایی‌ام
آقا نگاه کن به مرام گدایی‌ام
مِهرت به اوج می‌کشد از بی‌نوایی‌ام
اهل شما نباشم اگر، پس کجایی‌ام؟
 
دنیا سرور و شادی‌اش از سامرای توست
لبخندهای حضرت هادی برای توست
 
ای معنی مجسم جود و عطا حسن
ای چشمه‌ی تبسم و لطف خدا حسن
تا رو کنم به قبله‌ی اهل صفا حسن
وا کن درِ بهشت بر این بنده یاحسن
 
ترسم به آرزو نرسم بی‌زیارتت
هیچم بدون دیدن و درک عنایتت
 
انگور عسکری به تو دلبسته روی تاک
ذکر مدام باغ تویی ای امام پاک
از نور عشق هر که جدا شد، شود هلاک
باران مهربان خدایی برای خاک
 
مثل کویر، تشنه‌ام ای زمزم حیات
لطفا کمی به غرق بلا نیز التفات…
 
ذکر «حسن حسن» غم دل را دهد به باد
جانم فدای عشق که عمرش دراز باد
یادت مرادبخش دلم وقت بامداد
عاشق ملول نیست کند چون ز یار، یاد
 
ای ده ستاره آمدنت را در انتظار
ای زاده‌ی علی! حسن ای لطف کردگار!
 
درمان دردهای دو عالم به دست توست
لبخند و شادمانی و مرهم به دست توست
داروی رفع دم‌به‌دمِ غم به دست توست
اِذنِ خلاصی از غُلِ محکم به دست توست
 
حاجات ما به محضرتان می‌شود روا
ما را خلاص کن چو ابوهاشم از بلا
 
افتاده‌اند ساده به زلفت نسیم‌ها
این عاشقان عطر خدا از قدیم‌ها
جمع است زیر دست تو لطف کریم‌ها
ای جلوه‌ی معظّم فَوزُ العَظیم‌ها
 
مهمانی نگاه تو یعنی تمام شوق
شوق از مسیر چشم تو تنها رسد به ذوق
 
پلکی بزن دو بال مرا باز کن به عرش
پروانه‌ی خیال مرا ناز کن به عرش
جانِ نیازمند مرا ساز کن به عرش
با من بگو از آینه پرواز کن به عرش
 
«حُسنت به اتفاق ملاحت» مرا گرفت
آری به اتفاق دل من جلا گرفت
 
شایسته نیست رو به کسی جز شما کنم
باید برای عاقبت خود دعا کنم
شب تا سحر خدای جهان را صدا کنم
بادا ز سامرا سفری تا خدا کنم
 
امضا کنند کنج شبستان دلبری
قلب مرا به خاطر فرزند عسکری
مشاهده شعر
موضوعولادت امام حسن عسکری (علیه السلام)
گریزمدح امام حسن عسکری (علیه السلام)
شاعرمصطفی کارگر
قالبمربع ترکیب
سبک پیشنهادیمدح
زبانفارسی
0
63
مانده قلم در اولِ اِملا ، سرِ علی
قصه کشیده شد به درازا، سرِ علی
وجهُ الَّه است، خصمِ علی دشمنِ خداست
بوده دلیلِ اینهمه دعوا سرِ علی
پای ولایتش قدمی پس نمی کِشد
کوتاه که نیامده زهرا، سرِ علی
جانها فدای حضرتِ اربابِ عالمین
سرها فدای آنکه سرش را سرِ علی…
هر آنچه هست زیرِ قدم های حیدر است
تنها خداست سایه ی بالاسرِ علی
 
پیمانه ای به ما بدهید از خُمِ علی
از راه آمده حسنِ دومِ علی
 
دارد هوای سامره عطر و بوی نجف
سردابِ این حرم شده پُر از جوی نجف
روشن شده به نورِ علی آسمانِ ما
شرمنده آفتاب شده از روی نجف
از خصمِ مرتضی شد اگر سامرا خراب
از نو حرم بنا شده با الگوی نجف
جاریست در هوای دل انگیزِ این حرم
حسی شبیه جاذبه و جادوی نجف
این جا کجاست سامره یک شعبه دیگر از
دارالشفای فاطمه با داروی نجف
 
شکرِ خدا غلام علی هستم حیدری
سرمستِ این شرابم از انگورِ عسکری
 
هستی کلیم ، وادیِ تو طورِ مجتباست
خورشیدِ سامرای تو از نورِ مجتباست
خیلی شبیهِ مردِ کریم مدینه ای
هستی حسن وجودِ تو منشورِ مجتباست
ما ریزه خوارِ دستِ سلیمان تو شدیم
خوشبخت، مورِ کوی تو و مورِ مجتباست
دلشاد هادی النقی، حالِ حُدَیث هم
مانندِ حالِ مادرِ مسرورِ مجتباست
گرچه عزیزِ فاطمه شد بی حرم ولی
نقشِ ضریحِ صحنِ تو انگورِ مجتباست
 
هر کس غلامِ توست پشیمان نمی شود
ذکری شبیهِ ذکرِ حسن جان نمی شود
 
تو آمدی به لطفِ تو شد کارها درست
از برکتِ نگاهِ تو مشگل گشا، درست
تو آمدی به یُمنِ قدومت برای ما
این بارِ سوم است شد ابن الرضا درست
آباد شد به ذکرِ حسن جان خرابه ام
هر بار کرده حالِ مرا سامرا درست
امشب بیا و حاجتِ ما مستجاب کن
روزیِ ما شود سفرِ کربلا درست
نورِ هدایتید و هر آنکس که می رود
غیر از مسیرِ حبِّ علی رفته نادرست
 
دلخوش به نوکریِ شما ، این گدائی ام
من یاکریمِ کوی شما، سامرائی ام
 
شکرِ خدا که خورده ام از نانِ سامرا
من را نوشته مورِ سلیمانِ سامرا
شکرِ خدا که مزرعه ی خشک سالمان
سرسبز شد به برکتِ بارانِ سامرا
دیگر نیازمندِ طبیبی نمی شوم
در دستم هست نسخه ی درمانِ سامرا
ابن و الرضای سومِ آلِ علی تویی
ما رعیت و گدای تو سلطانِ سامرا
اِ ی حج نرفته کعبه تو هستی، منا تویی
مائیم تا همیشه مسلمانِ سامرا
 
آقا دعا نَما پدرِ صاحب الزمان
شاید تمام شد سفرِ صاحب الزمان
 
ماهِ تمامِ خوش قد و بالای فاطمه
پایان بده به غصه و غمهای فاطمه
پایان بده به بُغضِ گلو گیرِ ما بیا
ای دلخوشی و مرهمِ دردای فاطمه
باید نوشت از رُخِ نیلی ، رویِ کبود
از دردِ پهلو و کمرِ تای فاطمه
اُفتاده بود رویِ زمین زیرِ دست و پا
بر خاکِ کوچه نیست خدا جای فاطمه
پیشِ پسر که مادرِ او را نمی زنند
آقا بیا به حقِّ حسن های فاطمه
 
از زندگی و کودکی اش سیر شد حسن
از بعدِ کوچه ها چه قدَر پیر شد حسن
مشاهده شعر
موضوعولادت امام حسن عسکری (علیه السلام)
گریزمدح امیرالمومنین علی (علیه السلام)
مدح امام حسن مجتبی (علیه السلام)
هجوم به خانه ، شهادت و حضرت محسن حضرت زهرا (سلام الله علیها)
شاعرمهدی شریف زاده
قالبترکیب بند
سبک پیشنهادیمدح و مرثیه
زبانفارسی
0
73
اقتدا کردم ابتدا به حسن
و رسیدم در انتها به حسن
می رسد آنهمه کرم به گدا
می رسد دست هر گدا به حسن
فرق دارد مگر؟ حسن حسن است
داده عزت، خودِ خدا به حسن
رهسپارم به جاده های عراق
دل سپردم به سامرا به حسن
 
شب دلدادگان سحر شده است
کف بزن باز علی پدر شده است
 
نظری سوی آسمان دارم
هوس لحظهء اذان دارم
عرض تبریک و عرض تهنیّت
محضر صاحب الزمان دارم
عطر سرداب می وزد همه جا
زیر گنبد فقط امان دارم
به غذای بهشت لب نزدم
چون از این سفره، خُرده نان دارم
 
سنگ بودم چه گوهری شده ام
مست انگور عسگری شده ام
 
جام مِی را نگار دستم داد
زرِ هجده عیار دستم داد
گفتم اصلاً طلا نمی خواهم
از عبایش غبار دستم داد
دید با دست خالی آمده ام
از بهشتش انار دستم داد
به ضریح حسن که چشمم خورد
عشق شش گوشه کار دستم داد
 
بی خیال دو عالمین شدم
مست شش گوشهء حسین شدم
 
ریزه خواران او زمینی ها
خاکش علامهء امینی ها
بارگاه مطهرش آورد
عرشیان را به شب نشینی ها
سجده کردم به سنگفرش حرم
با چنین جلوه آفرینی ها
می نشیند به کفشداری او
خاک پاهای اربعینی ها
 
در فراق حرم عزادارم
شوق دیدار کربلا دارم
 
آنقدر که حسن کرم دارد
سایه ای بر روی سرم دارد
گرچه از خانه، دور افتاده
همسری خوب و محترم دارد
شده در پادگان اگر تشییع
تنش از تیر، کِی ورم دارد؟
گرچه دور از مدینه خاک شده
لااقل این حسن حرم دارد
 
مجتبی در تحیّر زهراست
خاک قبرش ز چادر زهراست
 
کوچه که تنگ شد، مردّد شد
راه او، راه مادرش سد شد
فاطمه بین کوچه سیلی خورد
حسن افتاد بر زمین! بد شد
آن کسی که به مادرش خندید
با جسارت ز چادرش رد شد
فاطمه پیش اولین پسرش
خُرد شد، آنچه که نباید شد
 
مادری زار و خسته را برداشت
گوشواره شکسته را برداشت
مشاهده شعر
موضوعولادت امام حسن عسکری (علیه السلام)
گریزشهادت امام حسن مجتبی (علیه السلام)
هجوم به خانه ، شهادت و حضرت محسن حضرت زهرا (سلام الله علیها)
شاعررضا دین پرور
قالبترکیب بند
سبک پیشنهادیمدح و مرثیه
زبانفارسی
0
65
موضوعولادت امام حسن عسکری (علیه السلام)
گریزمصائب امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان
عاشورا امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان
شاعرعلیرضا وفایی(خیال)
قالبغزل
سبک پیشنهادیمدح و مرثیه
زبانفارسی
0
68
می وزد طرفه نسیمی که دم روحانی‌ست
همه جا جلوه‌ی یار و همه جا نورانی‌ست
شب وجد و شب شادی، شب مدحت خوانی‌ست
هشتمین روز همایون ربیع الثّانی‌ست
 
از محیط عظمت گوهر زهرا آمد
البشاره حسن دیگر زهرا آمد
 
آمد از برج ولایت قمر یازدهم
یا ز دریای امامت گهر یازدهم
یا ز سینای نبوّت شجر یازدهم
حجّت یازدهم دادگر یازدهم
 
خرّم این گلشن توحید و گل یاسمنش
می‌برد دل ز همه حُسن حَسن در حسنش
 
کبریا وجه و نبی صورت و حیدر سیرت
حَسنی حُسن و حسینی دم و زهرا عصمت
یازده ماه به یک آینه در یک صورت
عجبا یک پسر و این‌همه مجد و عظمت
 
خاکیان مژده که امروز درخشید به خاک
گوهر ده یم نور و یم یک گوهر پاک
 
این پسر کیست که پیر خردش خاک در است
به خدا از همه خوبانِ جهان، خوب‌تر است
این پسر آینه‌ی طلعت خیر البشر است
بشنوید این پدر حجّت ثانی عشر است
 
صلوات همه بر ماه جمال پدرش
پدر و مادر من باد فدای پسرش
 
عسکر او ملک و حوری و جنّ و بشرند
پرتوی از رخ او اختر و شمس و قمرند
خلق عالم به گدایّی درش مفتخرند
همه خوبان جهان منتَظِر منتَظَرند
 
منتَظَر کیست همان حجّت ثانی عشر است
یوسف فاطمه مهدی خلف این پسر است
 
این پسر، والی شهر قَدَر و مُلک قضاست
این پسر، عیسیِ جان با نَفَس روح فزاست
این پسر شافع و فریادرس روز جزاست
این گل باغ علیّ بن جواد بن رضاست
 
روی حق، حُسن نبی، بازوی حیدر دارد
آنچه خوبان همه دارند، فزونتر دارد
 
اهل معنی ولی ذوالمننش می‌خوانند
اختران جمله مه انجمنش می‌خوانند
عارفان واقف سّر و علنش می‌خوانند
پای تا سر همه حُسن و حَسنش می‌خوانند
 
سرو قد، ماه جبین، گلرخ و شیرین دهن است
حسن است این، حسن است این، حسن است این، حسن است
 
دیده را فیض ملاقات حق از دیدارش
مهر افتاده به خاک قدم زوّارش
همه دم ذکر خدا بر لب گوهر بارش
همه جا سامره با یاد گلِ رخسارش
 
مُلک پهناور هستی به قدومش گلشن
دیدۀ حضرت هادی به جمالش روشن
 
ای دل اهل ولا زائر سامرّایت
کعبۀ خلق جهان روی جهان آرایت
حَسن و حُسن ز پا تا سر و سر تا پایت
فرش از بال ملائک حرم زیبایت
 
ای همه خلق جهان سائل لطف و کرمت
شود آیا که برم سجده به خاک حرمت؟ 
 
کیستی تو پسر فاطمۀ زهرایی
نبوی خُلق و علی خوی و حسن سیمایی
جلوه‌ی سیزدهم، یازدهم مولایی
حسن عسکری و گوهر ده دریایی
 
مکتبت بندگی و دوستی و هم عهدی‌ست
پدرت هادی و فرزند عزیزت مهدی‌ست
 
من کی‌ام بنده‌ی آلودۀ دربار توأم 
گنهم کرده گرفتار و گرفتار توأم 
با دو دست تهی خویش، خریدار توأم 
چه کنم تو گل من هستی و من خار توأم 
 
دوست دارم که به جز دوست خطابم نکنی
بپذیریّ و بخوانیّ و جوابم نکنی
 
نگهی بر من و بر دیده‌ی گریانم کن
نظری بر دل و بر حال پریشانم کن
غرق عصیانم، غرق یم غفرانم کن
بلکه با خاک درت پاک ز عصیانم کن
 
هر که‌ام، هر چه بدم، «میثم» این درگاهم
ذاکرم ذاکر اولاد رسول اللّهم
مشاهده شعر
موضوعولادت امام حسن عسکری (علیه السلام)
گریزمدح امام حسن عسکری (علیه السلام)
سامرا اماکن شریف
شاعرغلامرضا سازگار
قالبمربع ترکیب
سبک پیشنهادینامشخص
زبانفارسی
0
196
کیستم من؟ گوهر ده بحر نور کبریایم
آفتاب سامره، روشنگر ملک خدایم
آسمان معرفت را در زمین شمس‌الضحایم
کعبه‌ام، رکنم، مقامم، مروه‌ام، سعیم، صفایم
 
منظـر حسـن خـدا مصباح انوارالهدایم
من ابوالمهدی امام عسکری ابن‌الرضایم
 
من همان دریای نور استم که نور از آن دمیده
دین و دانش را خدا در موج موجم پروریده
در درونم گوهر نابی چو مهدی آفریده
انتهایم را به جز چشم خدا چشمی ندیده
 
بشنوید ای آسمانی‌هـا زمینی‌ها صدایم
من ابوالمهدی امام عسکری ابن‌الرضایم
 
چارده معصوم گل پیداست از باغ جمالم
نیست آگه از جلالم، غیر ذات ذوالجلالم
تشنگان چشمۀ توحید را آب زلالم
بنده‌ام اما چو حی بی‌مثالم، بی‌مثالم
 
فیض‌بخش عالمی از شهر «سرّ من رآ»یم
من ابوالمهدی امام عسکری ابن‌الرضایم
 
من علی بن جواد بن رضا را نور عینم
پیشتر از عالم خلقت هدایت بوده دینم
گر چه در سنّ شبابم پیر خلق عالمینم
هم محمّد، هم علی، هم مجتبایم، هم حسینم
 
هم بوَد زهد و کمال و عصمت خیرالنسایم
من ابوالمهدی امام عسکری ابن‌الرضایم
 
 پیشتر از خلقتم بر چشم عالم نور دادم
بر همه شور آفرینان تا قیامت شور دادم
پاسخ موسی بن عمران را به کوه طوردادم
حاجت ارباب حاجت را ز راه دور دادم
 
همچو اجدادم ز خلق عالمی مشکل‌گشایم
من ابوالمهـدی امام عسکری ابن‌الرضایم
 
من به شهر سامره خود کعبۀ اهل یقینم
پر زند همچون کبوتر در حرم روح‌الامینم
حاجت کونین می‌بارد چو باران زآستینم
حضرت مهدی پذیرایی کند از زائرینم
 
مهر و مه گیرند نور از گنبد و گلدسته‌هایم
من ابوالمهدی امام عسکری ابن‌الرضایم
 
حضرت هادی از اوّل دید چون حُسن تمامم
خنده زد بر روی زیبا و «حسن» بگذاشت نامم
همچو قرآن بود روی سینۀ بابا مقامم
خود امام ابن امام ابن امام ابن امامم
 
دختـر پـاکِ یشـوعا، همسـر پاکیـزه‌‌ رایم
من ابوالمهدی امام عسکری ابن‌الرضایم
 
جلوۀ معلوم و نامعلوم را دیدند در من
سرِّ هر مفهوم و نامفهوم را دیدند در من
انتقام خون هر مظلوم را دیدند در من
فاش گویم چارده معصوم را دیدند در من
 
چارده معصوم نورم، بلکه خود وجه خدایم
من ابوالمهدی امام عسکری ابن‌الرضایم
 
گرچه ویران کرد دست شوم دشمن تربتم را
لطف حق افزود بین خلق عالم عزّتم را
تا قیامت او نگهدار است عصر دولتم را
بار دیگر دید دشمن قدر و جاه و رفعتم را
 
خشت خشت قبر ویران‌گشته‌ام گوید ثنایم
من ابوالمهـدی امام عسکری ابن‌الرضایم
 
مهر ما در قلب ابناء بشر پایان ندارد
هر که مهر ما ندارد، در حقیقت جان ندارد
و آن که شد بیگانه با آل علی ایمان ندارد
درد بغض ما به جز خشم خدا درمان ندارد
 
ای خوشا آن‌کس که گوید مدح، چون میثم برایم
من اباالمهـدی امـام عسکری ابـن الرضایم
مشاهده شعر
موضوعمدح امام حسن عسکری (علیه السلام)
ولادت امام حسن عسکری (علیه السلام)
گریزتخریب حرم عسکریین (علیهماالسلام) امام حسن عسکری (علیه السلام)
شاعرغلامرضا سازگار
قالبمربع ترکیب
سبک پیشنهادیمدح
زبانفارسی
0
200
مدینه باز پر از آیه‌های نورانی است
حریم وحی ز انوار حق چراغانی است
 
بلور نور به سقف فلک مگر بستند
که این فضای مقدّس همیشه نورانی است
 
نسیم بال ملائک نوید می‌بخشد
که فصل رویش گل، لحظه‌های روحانی است
 
گلی به گلشن سرسبز وحی روئیده است
که کار پیک امین خدا گل افشانی است
 
به دست هادی دین، جلوه‌گر شده ماهی
که روی انورش آئینه‌ای زحیرانی است
 
به پاس مقدم این عسکری لقب امشب
به عرش و فرش خدای کریم مهمانی است
 
به آیه آیۀ رویش فروغ توحید است
به جلوه جلوۀ او جلوه‌های قرآنی است
 
خداست با خبر ازجلوۀ خدادادش
مگو که منزلت و قدر او سلیمانی است
 
جلال و منزلت اوست حیدری، اما
شکوه فاطمی او، شکوه رحمانی است
 
هر آن کسی که نصبیی نبرد از مهرش
به روز حشر نصیب دلش پشیمانی است
 
فروغ دیدۀ این آفتاب هستی بخش
شهاب شب‌شکن آسمان ظلمانی است
 
بخوان دعای فرج را، ظهور نزدیک است
گمان مدار که غیبت همیشه طولانی است
 
مپرس ازچه «وفایی» دوباره گریان شد
که آسمان نگاهم ز شوق بارانی است
مشاهده شعر
موضوعولادت امام حسن عسکری (علیه السلام)
گریزمدح امام حسن عسکری (علیه السلام)
شاعرسید هاشم وفایی
قالبغزل
سبک پیشنهادینامشخص
زبانفارسی
0
175