ایهاالمظلوم
شعر و اشعار ولادت حضرت معصومه بهمراه صوت سبک و گریز اشعار
لطفاً برای جستجوی گریزهای متفاوت در این مناسبت به کادر جستجوی گریز مراجعه فرمایید
مورد
رضا یعقوبیان
رضا یعقوبیانولادت حضرت معصومه (سلام الله علیها)
شکرلله شکرلله
درب رحمت واشده 
حضرت موسی بن جعفر
عاشقان باباشده  
حضرت معصومه آمد
نور چشم فاطمه 
 
اول ذی القعده آمد
روزشادی و شعف
بهرتبریک آمده حور
بردر بیت الشرف 
حضرت معصومه آمد
نور چشم فاطمه
 
غنچه ای ازگلشن دین
واشده ای عاشقان 
بر تمام عالم امشب
لطف یزدان بیکران 
حضرت معصومه آمد 
نور چشم فاطمه 
 
زینت عرش معلا
آمده اخت الرضا 
گشته روشن ازقدومش 
دیده ی اهل ولا 
حضرت معصومه آمد
نور چشم فاطمه
 
آمده امشب به دنیا
دختر هفتم امام 
در سپهر دین یزدان
اوبود ماه تمام
حضرت معصومه آمد 
نور چشم فاطمه
 
این گل گلزار زهرا
برده دل از مادرش
بوسه زد بابابرویش 
بادو چشمان ترش 
حضرت معصومه آمد 
نور چشم فاطمه
 
همه ی عالم هستی
غرق احسان تواند
حضرت معصومه امشب 
همه مهمان تواند
حضرت معصومه آمد
نور چشم فاطمه
 
ای همیشه تکیه گاهم
آمدم برتوپناه
کن زالطاف وکرامت
برمن مسکین نگاه
حضرت معصومه آمد
نور چشم فاطمه 
 
ای کریمه بر در تو
آمده عبد فقیر
حضرت معصومه امشب 
ازکرم دستم‌بگیر 
حضرت معصومه آمد 
نور چشم فاطمه
وحید محمدی
وحید محمدیولادت حضرت معصومه (سلام الله علیها)
تب باران گرفته چشمانم
مست باران ترانه می خوانم
 
بنویسید عبد معصومه
بنویسید غرق بارانم
 
بنویسید شیعه ی مولا
نوکری از تبار سلمانم
 
گاه پای ضریح معصومه
گاه پای ضریح سلطانم
 
و به لطف کرامت بی بی
سر این سفره باز مهمانم
 
من اگر بی قرار می چرخم
مست طعم لذید سوهانم
 
شب لبخند آسمانی هاست
شب بانوی مهربانی هاست
 
شده ام بار، بار معصومه
میثم روی دار معصومه
 
بی صدا حرف می زند امشب
نوکری از تبار معصومه
 
شوق بالای سر به سر دارم
شده ام بی قرار معصومه
 
در سرم فکر و ذکر دیگر نیست
تا که هستم کنار معصومه
 
و به قم اعتبار بخشیده
به خدا اعتبار معصومه
 
ماند حسرت به دل، به سر نرسید
عاقبت انتظار معصومه
 
به سرم هست شور معصومه
غرق نورم به نور معصومه
 
*ربنا بعد ربنا* آمد
نور، توحید، اهدنا آمد
 
همنشین فرشته های خدا
سفره دار ستاره ها آمد
 
با قدم های او بهشت آمد
با نفس های او خدا آمد
 
آسمان غرق نور سلطان شد
خواهر حضرت رضا آمد
 
هر کسی رفت سمت بیت النور
از در خانه مبتلا آمد
 
مفتخر شد به منصب شاهی
در این خانه هر گدا آمد
 
در این خانه نوکری خوب است
با فقیران برابری خوب است
 
سحر آورده، کوثر آورده
نفحاتی معطر آورده
 
به میان رواق آینه ها
چلچراغی منور آورده
 
از حوالی کوچه های خدا
بوی موسی بن جعفر آورده
 
نذر دیدار با امام رضا
چند تایی کبوتر آورده
 
شده از ریشه های چادر او
حاجت هر کسی بر آورده
 
و خدا هم به قم، نه معصومه
بلکه زهرای دیگر آورده
 
به نفس های قم کرم دادند
و به زهرای آن حرم دادند
 
هست بال و پر ولی الله
اول و آخر ولی الله
 
هست هم عمه ی ولی الله
هست هم خواهر ولی الله
 
هست زهرای دیگر این قوم
هست او دختر ولی الله
 
تاج روی سر پدر، دختر
هست تاج سر ولی الله
 
مادری کرده او برای رضا
بوده پس مادر ولی الله
 
همه ی عمر غرق برکت را
بوده در محضر ولی الله
 
درس خوانده به پای این منبر
پدر او فدای این دختر
محمد جواد شیرازی
محمد جواد شیرازیولادت حضرت معصومه (سلام الله علیها)
بده مژده بر دشت خشک گلوها
پر از باده ی کوثری شد سبوها
بدون توسل، رسیدن محال است
مُصَلِّی که شد از دل بی وضوها؟
چه گوییم از وجه ی این کریمه
مخواهید مدحش ز بی آبروها
که در شأن او گفته باب الحوائج:
"فداها ابوها... فداها ابوها..." ¹
 
اگر بر دل خسته ام وعده دادم
فقط وعده ی ماه ذی القعده دادم
 
 
قدم بر زمین مدینه نهاده
شده زینب دوم خانواده
شده مثل زهرای اطهر مرامش
همیشه به پای ولی ایستاده
چه گویم من از هیبت او که باشد
شبیه سکینه زنی پر اراده
چه دنیا... چه عقبی... ندارد هراسی
کسی که دلش را به معصومه داده
 
به قلبش خدا نور عصمت دمیده
چه کرده... چه معصومه ای آفریده
 
 
بیا با تبسم گره می گشاید
بیا بانوی قم گره می گشاید
اگر با دل صاف و ساده بریزی
دوتا مشتِ گندم گره می گشاید
نگو حاجتت را، دلت پر که باشد
بدون تکلم گره می گشاید
بگو زیر لب یا رضا در طوافش
سرِ دور هشتم گره می گشاید
 
چه معصومه ای، زینب شاه طوس است
عزیز دل و عشق شمس الشموس است
 
 
به لب نام زیبای معصومه دارم
به دل مُهر و امضای معصومه دارم
همین که کنار ضریحش می آیم
توسل به زهرای معصومه دارم
منم عبد اولاد موسی بن جعفر
ضمانت ز بابای معصومه دارم
منِ قطره گرچه حقیرم، امیدِ...
...رسیدن به دریای معصومه دارم
 
حلیمه، فهیمه، علیمه، حکیمه
برای من بی نوا شد کریمه
 
 
 
***
 
۱. آیت‌الله سیّد نصرالله مستنبط از کتـاب «کشف اللـئالـى» نقل فرمـوده که روزى عده‌اى از شیعیان وارد مدینه شـدند و پرسش‌هایـى داشتند که مى‌خـواستند از محضر امام کاظم علیه السلام بپرسند.
 
امام علیه السلام در سفر بـودنـد. آن‌ها پـرسش‌هاى خـود را نـوشته به دودمان امامت تقـدیـم نمـودند. چـون عزم سفر کردنـد، بـراى پاسخ پرسش‌هاى خـود به منزل امام کاظم علیه السلام شرفیاب شدند. امام علیه السلام مراجعت نفرموده بـود و آن‌ها امکان توقف نداشتند. از ایـن رو حضرت معصومه سلام الله علیها پاسخ آن پرسش‌ها را نـوشتند و به آن‌ها تسلیـم نمودنـد. آن‌ها با مسرت فراوان از مدینه منـوره خارج شدند و در بیرون مدینه، با امام کاظم علیه السلام مصادف شـدنـد و داستـان خـود را بـراى آن حضـرت شـرح دادند.
 
هنگامـى که امام کاظم علیه السلام پرسش‌هاى آنان و پاسخ‌هاى حضرت معصـومه سلام الله علیها را ملاحظه کردند، سه بار فرمودند: 
«فداها ابـوها...» (پدرش به قربانـش باد...)
حسین رحمانی
حسین رحمانیولادت حضرت معصومه (سلام الله علیها)
به کویر دل، دریا اومد
یه کریمه باز، دنیا اومد
بخونید کوثر،قدر و یاسین
آخه انگاری ،زهرا اومد
 
عطر بهاری رو پر و بال نسیمه
مژده بدید به عالمین اومد کریمه
 
یا معصومه تو زینب  امام رضایی
تو قبله ی امید ما ایرونیایی 
 
حرمت حرم مادر ، کرمت کرم مادر
دلم و رقص پرچم ، رو گنبدت تو میبره
 
مولاتنا یا معصومه
 
با تو دریای ، دل آرومه
حال شیداییم، خوب معلومه
ذکر  لبهامه، تو سختی ها
مددی  خانوم، یا معصومه 
 
دلم به زیر دینتون بوده همیشه
هیچ جا برا من حرم شما نمیشه
 
از سر سفره ت میبره عالمی بهره
گدای خونه ی تو علامه ی دهره 
 
حرمت حرم مادره، کرمت کرم مادر
خادمات، آیت الله اند، نوکرت، شاه و سروره
 
مولاتنا یا معصومه
 
منکه تو صحنت ، پر میگیرم
روزیمو از این ، در میگیرم
وقتی که میام  ، پابوس تو
مس قلبم رو ، زر میگیرم
 
رو ایوون تو اشفعی لنا نوشته
از حرمت تا جمکران راه بهشته
 
عمه ی سادات حرمت مرکز عشقه
شعبه ای از حریم بانوی دمشقه 
 
حرمت حرم مادره، کرمت کرم مادره
دلمو رقص پرچمه، روی گنبد تو می بره
 
مولاتنا یا معصومه
رضا یعقوبیان
رضا یعقوبیانولادت حضرت معصومه (سلام الله علیها)
امشب از لطف حق شهر یثرب شده 
از قدوم مهی وادی طور
موسی جعفراست همره همسرش
بهراین دخترش شاد و مسرور
 
آمد آمد تالی فاطمه 
آمد آمد نور چشم همه
 
شد هویدا گلی شور و حالی دگر
از قدومش بپاست در مدینه
آنکه باشد چنان زینب و فاطمه
بین کل زنان بی قرینه
 
آمد آمد تالی فاطمه 
آمد آمد نور چشم همه
 
ماه تابان رسید نجمه شادان شده
بوسه بر دارد ازروی ماهش
این مه هاشمی این گل فاطمی 
دل برد از پدربا نگاهش
 
آمد آمد تالی فاطمه 
آمد آمد نور چشم همه
 
عاشقان عاشقان از کرامات حق 
نخل دین نبی پرثمر شد 
امشب ای مومنین در گلستان دین 
غنچه یاسی دگر جلوه‌گر شد
 
آمد آمد تالی فاطمه 
آمد آمد نور چشم همه
 
موسی جعفر از لطف و جود و کرم 
بر همه شیعیان کرده احسان
شب میلاد او ریزه خواران او
بر سر خوان او گشته مهمان
 
آمد آمد تالی فاطمه 
آمد آمد نور چشم همه
 
تو که معصومه ای بسکه مظلومه ای
برهمه شیعیان تکیه‌گاهی 
گل زهرا نما امشب اخت الرضا 
بر من از مرحمت کن نگاهی
 
آمد آمدتالی فاطمه
آمد آمد نور چشم همه
امیر حسین سلطانی
امیر حسین سلطانیولادت حضرت معصومه (سلام الله علیها)
یه شهر قم داری
به خدا دیوونه کرده همه رو
یه شهر قم داری
زدی اونجا پرچمه فاطمه رو
 
یه شهر قم داری
پایتخت علم و فرهنگ جهان
یه شهر قم داری
میدرخشه توی هر عصر و زمان
 
حرم قشنگه تو
قبله ی قلب عاشقاس
حرم قشنگه تو
خیلی شبیه کرببلاس
تا که قلبم میگیره
واسه زیارت بقیع
بهترین جا واسه من
یه گوشه از صحن شماس
 
حرمت بی بی
دلامونو میکنه شیدا
حرمت بی بی
یه تیکه بهشته تو دنیا
حرمت بی بی
میده بوی حضرت زهرا
 
بی بی جان حضرت معصومه
 
تویی که دریایی
یه نیگا کنی به قطره چی میشه
تویی که دریایی
قطعا از دریا چیزی کم نمیشه
 
تویی که دریایی
من شبیه قایق شکسته ام
تویی که دریایی
به کرامته تو دل رو بسته ام
 
به ضریح تو گره
زدم دل دیوونه رو
به تو تقدیم میکنم
حرفای عاشقونه رو
تا که قسمتم کنی
بیام دوباره باز حرم
دوباره شروع کنم
درد دل و بهونه رو
 
حرمت بی بی
دلامونو میکنه شیدا
حرمت بی بی
یه تیکه بهشته تو دنیا
حرمت بی بی
میده بوی حضرت زهرا
 
بی بی جان حضرت معصومه
 
معصومه جان بی بی
شکر حق مدح تو دارم بر لب
معصومه جان بی بی
واسه ی امام رضایی زینب
 
معصومه جان بی بی
تو کریمه ای و هم بنت کریم
معصومه جان بی بی
نوکر شما منم از اون قدیم
 
چی میشه که خادم
صحن و سرای تو بشم
یا کبوتره روی
گنبد طلای تو بشم
براتم رو بگیرم
پر بزنم به مشهد و
برم اونجا بمونم
جلد رضای تو بشم
 
حرمت سلطان
آرزوی دل دیوونه
حرمت سلطان
واسه مستا شده میخونه
حرمت سلطان
مامن هر چی مسلمونه
سید هاشم وفایی
سید هاشم وفاییولادت حضرت معصومه (سلام الله علیها)
امشب از آسمان مه انور رسیده است
آئینه‌ای ز نور پیمبر رسیده است
 
این جلوه و جلال کدامین ستاره است
کز آسمان‌ به جلوه‌ی دیگر رسیده است؟! 
 
کم کم طلوع صبح وفا دیدنی شود
گوئی شب فراق به آخر رسیده است
 
یک گل به نام حضرت معصومه از خدا
امشب به دست موسِیِ جعفر رسیده است
 
هفت آسمان نظاره‌گرِ او بُوَد که او
با شوکت و جلالت و با فر رسیده است
 
آئینه‌دار زُهر‌ه‌ی زهرا رسید و باز
گفتند نور زُهره‌ی ازهر رسیده است
 
این است گوهری که ز دریای علم و دین
بر ساحل حقیقتِ باور رسیده است
 
این است آن کریمه که از جود و مکرمت
فیضش به ناتوان و توانگر رسیده است
 
این است آن شفیعه که از قدر و منزلت
آوازه‌اش به عرصه‌ی محشر رسیده است
 
کم گفته‌ام اگر که بگویم برای او
همچون مقام ساره و هاجر رسیده است
 
از داستان غُربت درد آشنای او
موجی ز درد بر مژه‌ی تر رسیده است
 
کی نا امید می‌رود ازدرگهش برون
هرکس که با امید به این در رسیده است
 
بر زائر بهشتی کویش ندا دهند
لب تشنه‌ای به چشمه‌ی کوثر رسیده است
 
با التفات اوست «وفایی» اگر تو را
از کردگار رزق مقدّر رسیده است
سید هاشم وفایی
سید هاشم وفاییولادت حضرت معصومه (سلام الله علیها)
امشب شمیم آمدن گل رسیده است
یعنی گلی به گلشن هستی دمیده است
جانبخش‌تر ز رایحه‌ی گلشن بهشت
برما نسیم مرحمت حق وزیده است
ازآسمان هفتم خود نور کردگار
خطی زنور تا به مدینه کشیده است
مهری به روشنایی آئینه‌ی عفاف
ازنور لایزال خودش آفریده است
 
درآسمان نوشت که معصومه نام اوست
نامی که روشنایی قدر و مقام اوست
 
موسی که از رسیدن او باخبر شده
درطور خویش شاهد نور شجر شده
لبخند گرم او به همه می‌دهد نشان
آثار شادمانی او بیشتر شده
از نجم ثاقبی که دمیده به دامنش
آغوش نجمه جلوگه آن قمر شده
شکرانه‌ی شکفتن آن بانوی عفاف
موسی نشسته گرم نماز سحر شده
 
خیل فرشتگان به فلک مات مانده‌اند
ازآسمان به مقدم او گُل فشانده‌اند
 
ای دل مدینه از همه جا دیدنی‌تر است
از کعبه، از محیط صفا دیدنی‌تر است
روکن براین حریم که از مسجدالحرام
این قبلگاهِ اهل ولا دیدنی‌تر است
او سیب سرخ گلشن موسی بن جعفر است
یعنی که از بهشت وفا دیدنی‌تر است
از هرکه شادمان شده در این بهارِ عشق
گلخنده‌ی امام رضا دیدنی‌تر است
 
روبر حریم قدسی این دلنواز کن
عیدی دهد امام، تو دستی دراز کن
 
این فاطمی‌نسب که بود فاطمی مرام
آئینه‌ای ز عصمت او را گرفته وام
من عاجزم ز درک مقام کسی که هست 
هم بر امام دخترو هم خواهر امام
او آن کریمه‌ای‌ست که ازفیض حق بُوَد
خیر کثیر بر همه عالم علی الدوام
هرروز درحریم بهشتی او ز عرش
خیل ملک رسند حضورش به احترام
 
زیبد به او که آینه‌ی ذات کوثرست
او کوثر مقدس موسی بن جعفرست
 
ای افتخار مکتب قرآن خوش آمدی
ای خواهر امام خراسان خوش آمدی
هرچند درمدینه شکفتی چوگل، ولی
بانوی آفتابی ایران خوش آمدی
گنجینه‌ی عفاف و شرفنامه‌ی حیات
آئینه‌ی نجابت و ایمان خوش آمدی
 
بال فرشتگانِ خدا فرش راه توست
روشن‌ترین سپیده‌ی دل‌ها نگاه توست
 
شهر علوم قم زتو و خود علیمه‌ای
در علم و فضل و دانش و تقوا  فهیمه‌ای
گویند عالمانِ جهان برتو عالمه
اجداد تو حکیم جهان، تو حکیمه‌ای
قدرت فزون تراست از آن چه سروده‌اند
ساره چو هاجرست براین در ندیمه‌ای
حاجت رواست سائل درگاه جود تو
ازبس رئوف هستی و بس که کریمه‌ای
 
هرکس غریب بردرت آمد غریب نیست
ازچشمه‌ی عنایت تو بی نصیب نیست
 
بابرقی از نگاه تو رخشنده می‌شوم
با آفتاب مهرتو تابنده می‌شوم
احساس سرفرازی‌ام از باتو بودن است
ای سرفراز، بی تو سرافکنده می‌شوم
ازشعر نارسا و ازاین کوتهیِ طبع
باردگر حضور تو شرمنده می‌شوم
لطفت همیشه شامل حالِ «وفایی» است
ازاین مرام توست که دل زنده می‌شوم
 
این شعر رابه پای محبّت حساب کن
آئینه‌ی وجود مرا نابِ ناب کن
رضا یعقوبیان
رضا یعقوبیانولادت حضرت معصومه (سلام الله علیها)
شکرلله شکرلله
درب رحمت واشده 
حضرت موسی بن جعفر
عاشقان باباشده
  
حضرت معصومه آمد
نور چشم فاطمه 
 
اول ذی القعده آمد
روزشادی و شعف
بهرتبریک آمده حور
بردر بیت الشرف
 
حضرت معصومه آمد
نور چشم فاطمه
 
غنچه ای ازگلشن دین
واشده ای عاشقان 
بر تمام عالم امشب
لطف یزدان بیکران
 
حضرت معصومه آمد 
نور چشم فاطمه 
 
زینت عرش معلا
آمده اخت الرضا 
گشته روشن ازقدومش
دیده ی اهل ولا
 
حضرت معصومه آمد
نور چشم فاطمه
 
آمده امشب به دنیا
دختر هفتم امام 
در سپهر دین یزدان
اوبود ماه تمام
 
حضرت معصومه آمد 
نور چشم فاطمه
 
این گل گلزار زهرا
برده دل از مادرش
بوسه زد بابابرویش 
بادو چشمان ترش
 
حضرت معصومه آمد 
نور چشم فاطمه
 
همه ی عالم هستی
غرق احسان تواند
حضرت معصومه امشب 
همه مهمان تواند
 
حضرت معصومه آمد
نور چشم فاطمه
 
ای همیشه تکیه گاهم
آمدم برتوپناه
کن زالطاف وکرامت
برمن مسکین نگاه
 
حضرت معصومه آمد
نور چشم فاطمه 
 
ای کریمه بر در تو
آمده عبدفقیر
حضرت معصومه امشب
ازکرم دستم‌بگیر
 
حضرت معصومه آمد 
نور چشم فاطمه
حسین رحمانی
حسین رحمانیولادت حضرت معصومه (سلام الله علیها)
به کویر دل،  دریا اومد 
یه کریمه باز ، دنیا اومد
بخونید کوثر، قدر و یاسین
آخه انگاری ، زهرا اومد
 
عطر بهاری رو پر و بال نسیمه
مژده بدید به عالمین اومد کریمه
 
یا معصومه تو زینب  امام رضایی
تو قبله ی امید ما ایرونیایی 
 
حرمت حرم مادر ، کرمت کرم مادر
دلم و رقص پرچم ، رو گنبدت تو میبره
 
مولاتنا یا معصومه
 
با تو دریای ، دل آرومه
حال شیداییم، خوب معلومه
ذکر  لبهامه، تو سختی ها
مددی  خانوم، یا معصومه 
 
دلم به زیر دینتون بوده همیشه
هیچ جا برا من حرم شما نمیشه 
 
از سر سفره ت میبره عالمی بهره
گدای خونه ی تو علامه ی دهره 
 
حرمت حرم مادره، کرمت کرم مادر
خادمات، آیت الله اند، نوکرت، شاه و سروره
 
مولاتنا یا معصومه...
 
منکه تو صحنت ، پر میگیرم 
روزیمو از این ، در میگیرم 
وقتی که میام  ، پابوس تو
مس قلبم رو ، زر میگیرم 
 
رو ایوون تو اشفعی لنا نوشته 
از حرمت تا جمکران راه بهشته
 
عمه ی سادات حرمت مرکز عشقه
شعبه ای از حریم بانوی دمشقه 
 
حرمت حرم مادره، کرمت کرم مادره
دلمو رقص پرچمه، روی گنبد تو می بره
 
مولاتنا یا معصومه...
رضا یعقوبیان
رضا یعقوبیانولادت حضرت معصومه (سلام الله علیها)
امشب مدینه غرق نور است 
موسی بن جعفر در سرور است 
در مقدم معصومه امشب 
عالم پر از شادی و شوراست
 
اخت الرضا آمد خوش آمد
 
امشب دوباره خبر آمد
نخل ولارا ثمر آمد
از لطف خاص کبریایی 
سپهر دین را قمر آمد
 
اخت الرضا آمد خوش آمد
 
روشن شده شهر مدینه 
زین ماه بی مثل و قرینه 
این ماه نورافزای امت 
باشد به نجمه نور سینه
 
اخت الرضا آمد خوش آمد
 
مادر او چه بیقراره 
بر دیدنش چشم انتظاره 
تا دید روی چون مهش را 
بوسه زند بر ماهپاره
 
اخت الرضا آمد خوش آمد
 
گل در مدینه واشد امشب 
هفتم امام باباشد امشب
از مقدم این گل موسی
زیبا همه دنیا شدامشب
 
اخت الرضا آمد خوش آمد
 
گل ولا آمده امشب 
بدرالدجا آمده امشب
از دامن عروس زهرا
اخت الرضا آمده امشب
 
اخت  الرضا آمد خوش آمد
 
خانه دلها شده آباد
هر دل ز غم گردیده آزاد
تبریک گو بر هفتمین نور
در این شب شادی میلاد
 
اخت الرضا آمد خوش آمد
 
از لطف خود خلاق داور
داد هدیه بر موسی بن جعفر
معصومه نورچشم نجمه
آیینه زهرای اطهر
 
اخت الرضا آمد خوش آمد
 
هستم من از جمله محبان 
خالق یکتا کرده احسان
امشب که عالم شادمان است
بر دخت موسی گشته مهمان
 
اخت الرضا آمد خوش آمد
 
ما ذره تو ماه منیری 
چون فاطمه خیر کثیری 
معصومه جان در شب میلاد
آمده‌ام دستم بگیری
 
اخت الرضا آمد خوش آمد 
 
ای که تو هستی تکیه گاهم 
آمده‌ام بر تو پناهم 
امشب ز لطف و جود و رحمت 
معصومه جان بنما نگاهم
 
اخت الرضا آمد خوش آمد
حسن ثابت جو
حسن ثابت جوولادت حضرت معصومه (سلام الله علیها)
مرحبا ای مهربان همسرِ موسی
گوهری آورده‌ای در برِ موسی
 
خانه نورانی شده اهل دل مسرور
از مقام و مقدمِ دختر موسی
 
آمد خوش آمد ـ مظهر رحمان
آمد خوش آمد ـ بانوی ایمان
مقدم مبارک ـ بانو معصومه
 
می‌رسد از آسمان بانگ و فریادی
کاظم از شوق و شعف می‌کند شادی
 
با نگاهی بر گلِ روی معصومه
می کند از مادرش فاطمه یادی
 
آمد خوش آمد ـ گوهرِ تابان
آمد خوش آمد ـ گلشن و ریحان
مقدم مبارک ـ بانو معصومه
 
حضرت موسی الرضا با دلی پر شور
در بغل صد قابِ گل، قلبِ او مسرور
 
زیر لب دارد رضا این دعای خیر
ای خدا از خواهرم چشم دشمن کور
 
آمد خوش آمد ـ دختر باران
آمد خوش آمد ـ خواهر سلطان
مقدم مبارک ـ بانو معصومه
 
اهلِ قم اهلِ جهان در پناه تو
مرکزِ پرگارِ دین پایگاهِ تو
 
ما قمی ها نوکرت در تمام عمر
روز محشر عفوِ ما، در نگاهِ تو
 
آمد خوش آمد ـ ناجیِ انسان
آمد خوش آمد ـ ملجاء ایران
مقدم مبارک ـ بانو معصومه
غلامرضا سازگار
غلامرضا سازگارولادت حضرت معصومه (سلام الله علیها)
شجر نور، نوبر آورده
بحر توحید، گوهر آورده
 
آسمان ولایت و عصمت
بهر خورشید اختر آورده
 
لاله‌ای سرزده که از فیضش
صد بهار معطر آورده
 
دختر آورده بانوی اسلام
یا که بر خلق مادر آورده
 
نجمه، خورشید عالم افروزی
بهر موسی بن جعفر آورده
 
یا مگر دختر رسول‌الله
زینب از بهر حیدر آورده
 
پدر و مادرم فدایش باد
که چو معصومه دختر آورده
 
حَبَّذا حَبَّذا که بر سه امام
عمّه و دخت و خواهر آورده
 
اوّل صبح ماه ذیقعده
آفتابی منّور آورده
 
آفتابی که ماه و خورشیدش
بوسه از آستان برآورده
 
جبرئیل از خدا بر این دختر
صلوات مکرر آورده
 
صدق و اخلاص و صبر زینب را
با جلال برادر آورده
 
فاطمه عصمت خدای غفور
که به معصومه آمده مشهور
 
عصمت داور است این دختر
گل پیغمبر است این دختر
 
بعد زهرا و عمه‌اش زینب
بهترین دختر است این دختر
 
ز آنچه گفتند در فضایل او
بهتر و برتر است این دختر
 
گرنه، همچون خدای بی همتاست؟
از چه بی همسر است این دختر
 
در جلال و کمال و قدر و شرف
تالی مادر است این دختر
 
لیلةالقدر موسی‌جعفر
سورة کوثر است این دختر
 
پای تا سر رضا و سر تا پا
موسی جعفر است این دختر
 
دستگیر همه گنهکاران
در صف محشر است این دختر
 
نخل سرسبز گلبن قرآن
شهر دین را در است این دختر
 
آفتاب دل امام جواد
بر رضا خواهر است این دختر
 
مادرش پارة تن احمد
بضعة حیدر است این دختر
 
در دو عالم چو مادرش زهرا
بر زنان سرور است این دختر
 
ماه رخسار آن بتول مقام
نقش گلبوسه دارد از سه امام
 
عصمت کبریاست معصومه
قبلة اولیاست معصومه
 
بضعة پاک موسی‌جعفر
جسم و جان رضاست معصوم
 
پای تا سر چو عمه‌اش زین
دخت زهرانماست معصومه
 
همه خلقند زیر سایه ی او
آفتاب خداست معصومه
 
دُرِّ تقوی و گوهر عصمت
یم حلم و حیاست معصومه
 
زخم دل را ز مرحمت مرهم
درد جان را دواست معصومه
 
بوی عطر بهشت در نفسش
همچو خیر النساست معصومه
 
این ندا سر دهند، قمّیون
روز محشر، کجاست معصومه
 
اهل قم خلق را پناه دهید
که پناه شماست معصومه
 
روضه‌اش جان فزاتر از کعبه
قبلة جان ماست معصومه
 
بین صحن طلا و آینه‌اش
جای سعی و صفاست معصومه
 
پایتخت حکومتش در قم
به جهان مقتداست معصومه
 
این جهان و او بود جانش
پدر و مادرم به قربانش
 
دخت موسی که طور دل حرمش
جان کند زندگی ز فیض دمش
 
چشم ما و غبار زائر او
دست ما و عنایت و کرمش
 
از صفائیه اش صفا خیزد
اِرم ماست شارعِ اِرمش
 
درخبابان آستانه ی او ‌لرزه
افتد فرشته بر قدمش
 
جنب صحنین‌او بود رودی
که به هرقطره هست فیض یمش
 
سالها روز و شب به فیضییه
نورِ دانش دمیده از حرمش
 
من و مدح کریمه ی عترت
به خدا مدح عالم است کمش
 
هرکه درقم زیارتش نکند
بوده برجان‌خویشتن ستمش
 
همه چون‌اهل قم‌گدای وین
از عرب برگرفته تا عجمش
 
هرکه در پی خاک بوسیه خِدَمش
 
تا بگیری مُرادِ خویش زِ وِی
به جواد و رضا بده قسمش
 
فیض عالم از این درت بخشند
آنچه خواهی فزونترت بخشند
 
عرض حاجت به دخت موسی کن
هرچی خواهی ازاو‌تمنا کن
 
دست خود زن‌ گره به غرفه او
گره از کار عالمی واکن
 
از نسیم درش ببر فیضی
بعد از آن معجزه مسیحاکن
 
خیز بر گرد این مزار بگرد
کعبه روح را تماشا کن
 
تربت بی نشان فاطمه را
دردل این مزارپیدا کن
 
چون نگاهت به قبر او افتاد
گفتگو با مزار زهرا کن
 
با چراغ کریمه عترت
خویش را غرق در تجلا کن
 
به مزارش بگیر دست دعا
در حریمش نماز برپا کن
 
عقده دل به مهر او بگشا
دیده از اشک‌شوق دریا کن
 
حجت بن الحسن در این حرم است
سیر ماهِ جمالِ مولا کن
 
ذره شو‌ پیشِ آفتاب رُخَش
ناز بر مِهر عالم آراکن
 
دیده ی دل در این حرم بگشا
سِیرِ دیدار حق تعالی کن
 
بضعه ی پاکِ ‌مرتضی اینجا ست
خواهرِ حضرت رضا اینجاست
 
قم شام نبود تا که در آن
دشنام دهد کسى به مهمان
 
حاشا که قم این جفا پذیرد
مهمان به خرابه جاى گیرد
 ...
تابید چو موکبت ز صحرا
شهر از تو شنید بوى زهرا
 
ازشوق تو اى بتول دوم
قم داد ندا به مردم قم
 
کاى مردم قم به پاى خیزید
از هر در و بام گل بریزید