ایهاالمظلوم
مدح-امام-رضا-علیه-السلام
لطفاً برای جستجوی گریزهای متفاوت در این مناسبت به کادر جستجوی گریز مراجعه فرمایید
مورد
سید هاشم وفایی
سید هاشم وفاییولادت امام رضا (علیه السلام)
مدح امام رضا (علیه السلام)
اگرچه دیدن بیت خدا صفا دارد
مدینه بیشتر از هرکجا صفا دارد
 
به کوچه کوچۀ او عطر وحی پاشیدند
عبورکردن از این کوچه ها صفا دارد
 
 
دوباره بوی شکفتن رسیده و گفتند
حریم گلشن سبز ولا صفا دارد
 
خدا به نجمه عطا کرد نجم ثاقب را
فضای نُه فلک از این عطا صفا دارد
 
خبردهید که آمد رئوف اهل البیت
زمین به یُمن قدوم رضا صفا دارد
 
جمال روشن شمس الشموس دیدنی است
جهان ز جلوۀ شمس الضحا صفا دارد
 
از این وجود مقّدس ببین  پس از یک قرن
هنوز این حرم دل گشا صفا دارد
 
بیا به سیر گلستان روضة الجنه
که این بهشت امید و وفا صفا دارد
 
فضای این حرم قدس غرق توحید است
نفس کشیدن در این فضا صفا دارد
 
تفاوتی نکند جای جای این گلزار
رواق و مسجد و صحن و سرا صفا دارد
 
زلال زمزم اشک مجاور و زائر
به شور و حال رضا یا رضا صفا دارد
 
 
در این حریم دل زائران حضرت او
میان خلوت و اشک و دعا صفا دارد
 
هزار عقده ز دل باز می شود این جا
زبس که این حرم باصفا صفا دارد
 
حریم اوست حرمخانۀ خداوندی
چنان که دیدن عرش علا صفا دارد
 
زتشنگان حریمش بپُرس می گویند
چقدر دیدن آب بقا صفا دارد
 
اگرچه گنبد فیروزه فام او زیباست
نظر به گنبد زرد طلا صفا دارد
 
غبار درگه این آستان شفاخیز است
بهار رحمت دارالشفا صفا دارد
 
جبین گذار دمی بر سر قدمگاهش
ببین که دیدن آن جای پا صفا دارد
 
هنوز مکتب علم و فضیلت و تقوا
ز نور عالم آل عبا صفا دارد
 
گرفته شوکت و فّر از ولایتش دل ها
اگر که خانۀ دل های ما صفا دارد
 
 
دمی که او به شفاعت به حشر برخیزد
خدا گواست که یوم الجزا صفا دارد
 
شکوفه بار شده طبعم از توّلایش
مگو که شعر «وفائی»چرا صفا دارد
امیرعظیمی
امیرعظیمیمدح امام رضا (علیه السلام)
ولادت امام رضا (علیه السلام)
ابتدای حرم امام رضا
انتهای حرم امام رضا
بین صحن و رواق و توی حیاط
همه جای حرم امام رضا
کیست آن که دل از همه برده؟
دلربای حرم امام رضا
چقدر بنده رو زده اینجا
به خدای حرم، امام رضا
تو مقامت کریمی است آقا
من گدای حرم، امام رضا
 
ای حرم دارِ باصفا سلطان
السّلامُ علیک یا سلطان
 
 
ای بزرگ، ای امام آقاجان
شاه عالی مقام آقاجان
فقر من شرط نوکریست، بنام
این گدا را غلام آقاجان
این کبوتر به غیر دام شما
نمی افتد به دام آقاجان
زائرم، دلشکسته ام، زارم
نوکر تو، گدام آقاجان
به سلامٌ علیک من تو بگو
و علیک السّلام آقاجان
 
ای شه ملک طوس، ادرکنی
یا انیس النُّفوس، ادرکنی
 
 
آمدی تو دلم قرار گرفت
محضر شاه عشق بار گرفت
یا امام الرّئوف از کرمت
بنده ی مفلس اعتبار گرفت
زلف نوکر به پنجره فولاد
وصل شد، تا ابد جوار گرفت
مادرت جارویی به دستم داد
در رواقت برام کار گرفت
نوکری توی صحن گوهرشاد
گفت منبر عجب غبار گرفت!
 
شب تاریک، نور نزدیک است
به گمانم ظهور نزدیک است
 
 
شب وصل است و باد می آید
دل غزلخوان و شاد می آید
صوت نقّاره ی شما باز از
سمت باب الجواد می آید
یعنی از آل حضرت زهرا
باز باب المراد می آید
شاعران مدح او نمی گویید
صله دارد زیاد می آید
دعبلت نیستم ولی آقا
شاعری بی سواد می آید
 
تا بگوید همه کس و کارم
من فقیرم، فقط تو را دارم
 
 
آنقدر شأن مدحتان بالاست
که قلم عاجزست، نازیباست
چون منی مدح حضرتت گویم
کار، کار امام صادق هاست:
مصلح امت، عالم و عادل
منجی دادرس به روز جزاست
دور او ایمنند نوع بشر
او امان و پناه خلق خداست
سخنش حکمت و سکوتش علم
این فقط گوشه ای ز مدح رضاست
 
مایه ی فخر و عزّتست رضا
موجب خیر و برکتست رضا
 
 
تا که ما مشهدالرّضا داریم
نجف و شهر کربلا داریم
با خراسان حضرتت ارباب
کاظمینیّ و سامرا داریم
در قم اصلاً کنار خواهر تو
نزد زهرا همیشه جا داریم
لطف موسی بن جعفر است که ما
این همه یار دلربا داریم
 
همه دار و ندارمان مولاست
هستی ما تصدق زهراست
 
 
ماه ذیقعده ماه پرور شد
شب تاریک با شما سر شد
کوچه های مدینه بار دگر
از گلی فاطمی معطّر شد
همه گفتند حضرت موسا
شده بابا و نجمه مادر شد
با حضورت مدینه آن ایّام
به گمانم پر از کبوتر شد
بعد میلاد روی دست پدر
لب تو از فرات تا تر شد
 
گفتی ای جد تشنه کام حسین
به لب تشنه ات سلام حسین
حسن کردی
حسن کردیمناجات با امام رضا (علیه السلام)
مدح امام رضا (علیه السلام)
تو دادی بر کویر جان ما احساس دریا را
تو برکت داده ای با رد پایت خاک دنیا را
 
نمی‌گیرد کسی خرده به زائر که پس از اینجا
ندارد آرزوی دیدن فردوس زیبا را
 
چنان روحی به زائر می دمد دور ضریحت که
کمی مانده ست با اذنت کند زنده مسیحا را
 
چنان آوازه ی پایین پایت پر شده تا عرش
که کعبه هم ندیده دور خود این جمع والا را
 
کسی که مهربان تر، خانه اش از میهمان پر تر
شرف دادی تو با احسان خود ضرب المثل ها را
 
هوای آسمان صحن تو آنقدر جذاب است
که زائر می برد از خاطرش سرما و گرما را
 
من از احساس شادیِ کبوترهات فهمیدم
نخواهد خورد مهمانت غمِ روزیِ فردا را
 
چنان بیمار عشق انگیزه می گیرد کنار تو
که نذرت میکند یکجا پس انداز مداوا را
 
در این شهری که تاریک است غیر از این حرم،هرگز…
نمی فهمد کسی جز نازنین قلبت، غم ما را
 
گرفته باز باران پشت پلک چشم هایم را
نگاهی می کنی این عاشق شیدای تنها را؟
رضا دین پرور
رضا دین پرورمدح حضرت معصومه (سلام الله علیها)
مدح امام رضا (علیه السلام)
آن کسانی که باورم دارند
سائل اما زر و دِرَم دارند
دوستان فقیر من، غنی اند
دیده بر صاحب کرم دارند
مثل خورشید می درخشند و
سایه ای بر روی سرم دارند
این سه ارباب، نورِ اَلله اند
در دل عاشقان حرم دارند
 
به رضا می رسد سه مرقومه
مقصدش صالح است و معصومه
 
می نویسم فقط گدا هستم
کفتر خانه ی شما هستم
می نویسم دخیل سه حرمم
گرچه دلتنگ کربلا هستم
خسته از کاظمین آمده ام
تشنه ی جام سامرا هستم
می نویسم که زائرم اما
حاجی خانه ی خدا هستم
 
قرن، قرن کرامت ازلی است
کار، دست نوادگان علی است
 
نور محض علی الدوام، رضا
از همین جا به تو سلام، رضا
هرکجا حرف دیگران آمد
حرف من بوده یک کلام، رضا
بسته ام دل به پنجره فولاد
زندگی بی غمت حرام، رضا
حاجتم را به اذن تو دادند
خادمان تو یا امام رضا
 
قبله ام سوی تو شده مایل
پس نباید به کس ببندم دل
 
دل عاشق، اسیر معصومه است
خاک محشر کویر معصومه است
شور دریاچه اش چه شیرین است
اصلاً آنجا غدیر معصومه است
گره وقتی به کار می افتد
آخرین تیر، تیر معصومه است
آنچه زهرا نداشت در دنیا
حرم بی نظیر معصومه است
 
می زنم پیش پای او زانو
دختر فاطمه است این بانو
 
چشم ما و محبت صالح
دست ما و اجابت صالح
نذر موسی بن جعفری داریم
تا قیامت ز برکت صالح
هم گداهای شهر ری هستیم
هم گداهای حضرت صالح
دل نبستیم بین عصر ظهور
به کسی غیر دولت صالح
 
نان ما و نوای ما مهدی است
به همه دردمان دوا مهدی است
محمود ژولیده
محمود ژولیدهمدح امام رضا (علیه السلام)
مناجات با امام رضا (علیه السلام)
اَلا امام غریبان، سلام یا سلطان
امید قلب ضعیفان، سلام یا سلطان
 
من و گدایی این در، تو و سخا آقا
نظر به حالِ گدایان، سلام یا سلطان
 
خوشا غلامیِ دربارِ حضرتت، یک عمر
تو و عطا به غلامان سلام یا سلطان
 
منم که نوکرِ کوی شهِ خراسانم
تویی تو شاه خراسان سلام یا سلطان
 
به جان نثاری تان مفتخر شدن زیباست
مرا بخوان ز شهیدان سلام یا سلطان
 
گناهکارم اگر، ای رضا تُرا دارم
منم ز خیلِ محبان سلام یا سلطان
 
اگر اجازه دهی یک حرم بیایم باز
بگویم از دل و از جان سلام یا سلطان
 
به صحن صحنِ حریمت طواف باید کرد
به ذکرِ نابِ رضا جان سلام یا سلطان
 
ضیافت تو بهشتِ همیشۀ احباب
که من شدم بتو مهمان سلام یا سلطان
 
رئوفی و به دل آشفتگان نظر داری
الا امامِ رئوفان سلام یا سلطان
 
«نوشته بر درِ جنت به خطّ نورانی»
بگو به روضۀ رضوان سلام یا سلطان
 
هر آنکه کرب و بلا ، اربعین نشد رزقش
بگوید از دلِ سوزان سلام یا سلطان
 
برای جدِّ غریبت که پلکِ تو شد زخم
شده محبِّ تو گریان سلام یا سلطان
 
غمِ اسیری زینب، غمِ یتیمان هم
ترا نموده پریشان سلام یا سلطان
 
به انتقامِ غریبان دعا کن ای آقا
عزیز عترت و قرآن سلام یا سلطان
علیرضا وفایی(خیال)
علیرضا وفایی(خیال)مدح امام رضا (علیه السلام)
هم قضا هم قدر دعای شما
پس رضای خدا رضای شما
متن قرآن همه ثنای شما
هر دو عالم غبار پای شما
 
بیکران است لطف و رحمت تو
خوشبحال دل رعیت تو
 
گر بشر خوانمت نه عقلانی ست
گر خدا گویمت که بالا نیست
کار خدام تو سلیمانی ست
گنبدت سقف عرش ربانی ست
 
تحت فرمان توست شمس و قمر
یاعلی سومین علی بشر
 
نبض دنیاست زیر هر قدمت
جن و انس و فرشتگان خدمت
سر مان نذر یک پر علمت
فوق فوق بهشت هم حرمت
 
جسم هستی و بقعه ات جان است
حرمت ملجا گدایان است
 
حرف دل بود حرف اینجا شد
چقدر چشم تار بینا شد
لب نقاره باز هم وا شد
فلجی گفت یارضا پا شد
 
در شلوغی آن همه فریاد
دخترک ایستاد و راه افتاد
 
جان گرفته است دخترک پایش
گل لبخند روی لبهایش
تازه شد تازه رنگ دنیایش
رفت آهسته سمت بابایش
 
چشم ها اشک شوق آورده
دخترش را پدر بغل کرده
 
پای این طفل خوب شد اما
پای طفلی رقیه نه ، اصلا
بر مغیلان دوید در صحرا
وای بر دختر و دل بابا
 
پدر آنگونه دختر اینگونه
آن سر آنگونه این سر اینگونه
 
هر دو ابرو شکسته چشمی تار
هر دو را شعله داده بد آزار
هر دو مو سوخته ولی بسیار
هر دو دندان شکسته در بازار
 
آن یکی را حصیر کرده ز پیش
این یکی را کفن به چادر خویش
سید محمد جواد شرافت
سید محمد جواد شرافتمدح امام رضا (علیه السلام)
مناجات با امام رضا (علیه السلام)
با زمزمی به وسعت چشمِ تَر آمدم
تا محضر زلال‌ترین کوثر آمدم
قسمت نشد که بال‌وپری دست‌وپا کنم
اما به شوق دیدن تو با سر آمدم
گفتند زائر حرمت زائر خداست
مُحرم‌تر از همیشه بر این باور آمدم
اینک مدینةالنبی‌ام، مشهدالرضاست
با نام تو به محضر پیغمبر آمدم
از حس و حال روشن معراج پُر شدم
وقتی به خاک‌بوسیِ «بالاسر» آمدم
 
حسی کبوترانه گرفته‌ست جان من
«پایینِ پای» تو شده هفت آسمان من
 
در این حریم قدسی سرتاسر آینه
روشن شده به نور تو چشمم هر آینه
گرد و غبار صحن تو را می‌خرد به جان
همواره بوده است بر این باور آینه
پر می‌کشد از این همه قلب شکسته: آه
سر می‌زند از این همه چشم تر: آینه
عکس ضریح توست که در قاب چشم‌هاست
یا عکسی از بهشت نشسته بر آینه
گم کرده دارم، آمده‌ام با نگاه تو
پیدا کنم تمام خودم را در آینه
 
لبریز روشنی‌ست تمام رواق‌ها
آیینگی‌ست جان کلام رواق‌ها
 
روی تو را ستارهٔ اشراق خوانده‌اند
خوی تو را «مکارم الاخلاق» خوانده‌اند
دست تو را که خالق لطف و کرامت است
روزی‌رسانِ انفس و آفاق خوانده‌اند
باران مهربانی بی‌وقفه‌ی تو را
شأن نزول سوره‌ی انفاق خوانده‌اند
در مذهب نگاه تو غم حرف اول است
چشم تو را پیمبر عشاق خوانده‌اند
 
هفت آسمان و رحمت شمس‌الشموسی‌ات
ذرات خاک و لطف انیس‌النفوسی‌ات
محمدجواد غفورزاده (شفق)
محمدجواد غفورزاده (شفق)ولادت امام رضا (علیه السلام)
مدح امام رضا (علیه السلام)
بهار آمد و بر روی گل تبسم کرد
شکوه وا شدن غنچه را تجسم کرد
بهار دید که شمشادها جوانه زدند
شکوفه‌های جوان را نثار مردم کرد
ز سمت مشرق دل‌ها شنید بوی بهشت
بهار مست شد و راه باغ را گم کرد
پس از طواف حرم یا محول الأحوال
بهار با نفس عاشقان تفاهم کرد
بهار نیت معراج داشت وقت نماز
به خاک مقدم زوار او تیمم کرد
در آستان رضا «إنّما یرید الله»
کریمه‌ای است که روح‌الأمین ترنم کرد
زلال اشک اگر گل کند به لاله قسم
که با امام رضا می‌شود تکلم کرد
 
سخن به رسم گل‌افشانی بهار بگو
اگر شکست دلت در حریم یار بگو:
 
دوباره آمده‌ام تا دوباره در بزنم
کبوترانه در این آستانه پر بزنم
به ناامیدی از این در نمی‌روم هرگز
اگر جواب نگیرم، دوباره در بزنم
خدا مرا به حقیقت ولی‌شناس کند
که حلقه بر در این خانه بیشتر بزنم
خدای را کمی ای زائران درنگ کنید
که خاک پای شما را به چشم تر بزنم
من آشنای همین درگهم، خدا نکند
که رو به غیر بیارم، درِ دگر بزنم
اگرچه خارم و نسبت به گل ندارم، باز
خوشم که گاه‌گداری به باغ سر بزنم
صفای تربیت باغبان حرامم باد
که در مجاورت گل، دم از سفر بزنم
 
من از حضور تو ای ماه هاشمی خجلم
مگر به اشک شود ترجمان حرف دلم
 
به یک نگاه تو تطهیر می‌شود دل من
به یک کرشمه نمک‌گیر می‌شود دل من
مرا بس است طواف ضریح تو هرگاه
شکسته‌بستهٔ تقصیر می‌شود دل من
قسم به صبح جمالت که پشت پنجره‌ات
دخیل نالهٔ شبگیر می‌شود دل من
سرشک حاجت هر کس که می‌چکد بر خاک
کنار پنجره تصویر می‌شود دل من
به چشم آینه‌های حرم که می‌نگرم
هزار مرتبه تکثیر می‌شود دل من
به شوق آن که به پابوس زائرت برسد
به جای اشک سرازیر می‌شود دل من
خدا نکرده اگر از تو رو بگردانم
اسیر بازی تقدیر می‌شود دل من
چگونه قصد زیارت کنم برای وداع
مگر ز دیدن تو سیر می‌شود دل من
 
خدا مرا به فراق تو مبتلا نکند
من و جدایی از این آستان خدا نکند
منصوره محمدی مزینان
منصوره محمدی مزینانمدح امام رضا (علیه السلام)
مناجات با امام رضا (علیه السلام)
از عشقِ رضا، نبضِ زمان در نوسان است
از برکتِ عشقش، نفسم در هیجان است
 
وقتی که دلم محفلِ آشوب و هیاهوست
آغوش حرم، اَمن‌ترین جای جهان است
 
از برکت عشق پسرِ حضرت موسی‌ست
در سینه اگر قلب، چنین در ضربان است
 
از سمت حریمِ رضوی آمده گویا
وقتی "نفسِ باد صبا مشک فشان است" 
 
هر چند حرم، ثانیه در ثانیه عشق است
خوش‌لحظه‌ترین حالِ دعا وقت اذان است
 
در دست دعای همه از جنسِ اجابت  
سیبِ تَر و سرخی‌ست که از باغ جنان است
 
از گنبد و گل‌دسته‌ی او هیچ نگویم  
چیزی که عیان است، چه حاجت به بیان است
 
در مُلک سلیمانی سلطانِ خراسان 
هر نیمه‌شبش هم، همه جا اَمن و اَمان است
 
از پنجره‌ی معجزه‌خیزِ حرم عشق 
بخشندگیِ شاه به هر بنده، عیان است
 
دنیا و همه دار و ندارش به کف آید 
بی عشقِ ولایت به خدا مفت...گران است
 
سرمایه‌ی من نوکریِ حضرت سلطان
هر ثانیه‌اَش ناب‌ترین گَنجِ زمان است
 
وَالله که از سویِ گدا خدمتِ سلطان 
کم‌ مایه‌ترین هدیه، همان بخششِ جان است