ایهاالمظلوم
شعر و اشعار ولادت امام علی (امیرالمومنین) و صوت سبک و گریز اشعار
لطفاً برای جستجوی گریزهای متفاوت در این مناسبت به کادر جستجوی گریز مراجعه فرمایید
مورد
عبدالجواد جودی خراسانی
عبدالجواد جودی خراسانیولادت امیرالمومنین علی (علیه السلام)
منور آمده از طلعت که باز جهان 
که رشک گلشن مینو بود زمین‌وزمان
 
کدام مهر ز شرق جلال کرد طلوع 
که آفتاب بود ذره‌ای ز پرتو آن
 
کدام مظهر بی‌چون نموده است ظهور 
که ذات بی‌چون را ذات او بود برهان
 
کدام سرو برآمد ز بوستان وجود 
که از طراوت آن شد جهان عبیر افشان
 
کدام بدر برآمد ز آسمان جلال 
که انور آمد از او عرش ایزد منان
 
کدام آینه شد منجلی به دیده‌ی دهر 
که در تمام جهان جلوه‌ی خداست عیان
 
منور از رخ که خانه‌ی خداست مگر 
خدای خانه در این خانه کرده‌است مکان
 
علی ولی خدا آن‌که ذات اقدس اوست 
چو ذات اقدس بی‌چون بری ز هر نقصان
 
مهین خلاصه ایجاد کز جلالت و قدر 
نه ممکن است که گنجد به عالم امکان
 
شهی که از پی تعظیم درگهش آمد 
بسان قامت محراب پشت چرخ کمان
 
به مدحتش چه سرایم که از فزونی قدر 
به حضرتش نتوان یافت راه وهم و گمان
 
چنین مبارک روز و چنین مبارک عید 
مبارک است ز بهر خدایگان جهان
 
به پیش اهل خرد روی اوست قبله دل 
به نزد اهل نظر کوی اوست کعبه جان
 
گرفته جا به روی مسندی که گردی از او 
هوا گرفت و عیان گشت گنبد گردان
 
نهاد پای به فرشی که عرش را زیور
نمود جا به مکانی که دهر را بنیان
 
بر آستان شهی رخ نهاد و سود جبین 
که جبرئیل به دربار او بود دربان
 
خدایگانا ای آن‌که از بزرگی تو 
نیارد آن‌که خرد نامت آورد به زبان
 
تو را مبارک باد این‌چنین همایون عید 
که از شرافت او شد جهان پیر جوان
 
همیشه تا که ز تأثیر مهر و مه باشد 
درین چمن ز خزان و بهار نام و نشان
 
خزان عمر عدوی ترا مباد بهار 
بهار جان محب تو را مباد خزان
بردیا محمدی
بردیا محمدیمدح امیرالمومنین علی (علیه السلام)
ولادت امیرالمومنین علی (علیه السلام)
غدیر امیرالمومنین علی (علیه السلام)
خُمار غَمکده‌ ها ساغرِ شعف کم داشت
طنین شادی عُشاق ضرب و دف کم داشت
نشست چهره‌ی دلبندِ عشق در قابی…
برای داشتنش ، عرش ، قوسِ رَف کم داشت
تمام هَست به خط شد زمان اِجلالش
فضای کون و مکان جا برای صف کم داشت
سَرِ کلافِ کلام از اساس گم شده بود
همیشه تیر بیانِ بشر ، هدف کم نداشت
خمیره‌ی خِرَدِ خَلق تازه شکل گرفت
شعورِ ناقص ما خِصلتِ شرف کم داشت
برای فخر‌فروشی به عالم لاهوت
زمین در عمق وجودش فقط نجف کم داشت
خدای کعبه علی را به خانه دعوت کرد
خدا چُنین گوهری را در این صدف کم داشت
اگر شریعت حیدر ، طریقت همه بود
“جهان” به بَطن خودش طفل ناخَلف کم داشت
کسی که منکر عشق علی‌‌ست..، عاقل نیست
پس از مباحثه با او بگو : طرف کم داشت!
 
شروع علم لَدُنّی‌ست عَینِ نام علی
” علی امام من است و منم غلام علی”
 
به نام نامی حیدر به نام شمشیرش
شکست هِیمنه ی کُفر را تدابیرش
کسی که سر به سر ذوالفقار بگذارد
نوشته اند دَرَک را برای تقدیرش
یلی که عَبْدُوَدِ دَهر را زمین کوبید
کشید ظلم زمان را به بندِ زنجیرش
کنار در ، دل خود را به مرتضی داده…
چقَدر قلعه‌ی خیبر شده است درگیرش!
گرفت آیه‌ی تطهیر دامن او را
گرفت خاک نجف را برای تطهیرش
مسیر حرکت خورشید باب میلش نیست…
خدا به میل علی داده است تغییرش
علی‌ست رازِ پسِ پرده ی شب معراج
نبی شناخت صدا را بدون تصویرش
کسی که حضرت عیسی ، مسیح گفته به او
کسی که خضرِ پیمبر صدا زده پیرش
خدا به دست یدالله داده کوثر را
علی اجازه گرفته برای تکثیرش
امیر عالم و آدم غذای سیر نخورد…
غم مَعیشت ما کرده از جهان سیرش
به شوق دیدن لبخند او یتیم شدیم
طمع نداشت دل ما به کاسه‌ی شیرش
شفیعِ محشرِ ایتامِ مرتضیٰ ، زهراست
خدا کند که نباشیم دست و پاگیرش
 
کنار جلوه‌ی خورشید ، ماه هم داریم
علی و فاطمه داریم ما ، چه کم داریم!
 
علی رسید ، نبی دید یار یعنی چه
حریم آینه را پرده‌دار یعنی چه
دُکان کاسبی اهل زُهد تخته شده است
به وقت مدح علی کسب و کار یعنی چه؟!
زمان حمله‌ی حیدر به قلب لشکر کفر
نگاه‌ کن که بفهمی فرار یعنی چه
یکی زده است ، دو تا جسم بی سر افتادند
خودت محاسبه کن ذوالفقار یعنی چه
علی‌ کنار نبی ماند و آن دو در رفتند
که شاهد است اُحُد ، یار غار یعنی چه!
قسم به مومن آل قریش ابوطالب
حرامزاده چه داند تبار یعنی چه
تمام حیثیت مأذنه ، اذان علی‌ست
بلال شرح دهد اعتبار یعنی چه
کشیده است مرا جذبه‌ی ضریح پدر
به جبر تن بدهم ، اختیار یعنی چه!
نجف به هجده ذِی‌الْحَجّه خوب ثابت کرد
طواف حضرت پروردگار یعنی چه
 
نگفته ایم خداوند ما علی ست..،ولی
شبیه ذات خداوند کیست؟! شخص علی!
 
مقام چشمه‌ی او را کویر می فهمد
لباس کهنه ی او را حریر می فهمد
بزرگ مکتب ما عشق تاج و تخت نداشت
بزرگ مکتب ما را حصیر می فهمد
علی غنی است ولی فقر را بغل کرده…
فقیر را چه کسی جز فقیر می فهمد!
شبیه کارگران چاه آب می کنده
خطوط دست علی را اَجیر می فهمد
زره به پشت نمی بست حیدر کرار
شجاعت علوی را ، دلیر می فهمد
شگرد رزم علی را حسن مسلط شد
چه زود معرکه را بچّه‌شیر می فهمد
کسی به زور غلام علی نمی گردید
گذشت کردن او را اسیر ، می فهمد
نماز بود که هوش از سر علی می بُرد
کجا قیام علی دردِ تیر می فهمد!
نبی به آینه ی خود ، علی ، نگاه انداخت
امیر بودن او را امیر می فهمد
همیشه دستِ یدالله دستِ بالا بود…
حقیقتی که جهان در غدیر می فهمد
بدون عدل علی ، کار عالمی زار است
ولی چه فایده ، این قوم دیر می فهمد
 
پس از رسول ، علی در حریق غم‌ها سوخت
چه خوب شد که پیمبر ندید ، زهرا …
عبدالجواد جودی خراسانی
عبدالجواد جودی خراسانیولادت امیرالمومنین علی (علیه السلام)
شها تا در تجلی صورتت در ملک امکان شد 
به چشم اهل معنی جلوه‌گر انوار یزدان شد 
 
زمین شد آسمان و آسمان آمد زمین روزی 
که چون مهر فلک اندر زمین چهرت نمایان شد 
 
ز میلاد تو ای مولود کآدم را تویی والد 
زمین چون گلشن مینو زمان چون باغ رضوان شد
 
خدا معمار گردید و خلیل حق شدی بنا 
بنای مولدت چون در حرم ای سر سبحان شد 
 
به چرخ چارمین یک ذره چون افتاد از نورت 
عیان شد آفتاب و نام او مهر درخشان شد 
 
چه آدم دم برآورد از ولایت ای ولی حق 
بهشت جاودان در بزم قرب دوست مهمان شد 
 
چو حبت بر دل او شد مسلم شد به انسانی 
نفخت فیه من روحی خطاب او را ز یزدان شد
 
نگشتی گر وجودت کشتی ایجاد را لنگر 
بدی گر نوح را صد نوحه کی فارغ ز طوفان شد
 
نبودی گر گیاه گلشن کویت خلیل‌الله 
فروزان آتش نمرود کی بهرش گلستان شد 
 
به قربانگاه جانان تا بیاد تو بشد دردم 
غم قربان شدن بهر ذبیح الله آسان شد 
 
نبودی گر ز نام نامیت خاتم سلیمان را 
کجا دیو و دد دهرش مطیع امر و فرمان شد 
 
چه شد در سینه سینا و کلیم الله را گویی 
فتاد از عارضت عکسی و او را طاقت از جان شد
 
تو را بر خود دلیل راه چون بنمود خضر آنگه 
حیات جاودانی یافت سوی آب حیوان شد
 
گشودی بر لب جان پرورت چون دیده روح‌الله 
لبش جان‌بخش و جان پرور ازآن لعل درافشان شد
 
تو بودی در تکلم با پیمبر ای ولی حق 
شب معراج چون در بزم قرب دوست مهمان شد
 
تو کاندر هر زمانی انبیا را بوده‌ای همدم 
کجا بودی حسین در کربلا چون سوی میدان شد
 
فغان کز نوک پیکان شد مشبک سینه شاهی 
که اندر شأن او نازل بسی آیات قرآن شد
 
بپوش ای زهره زهرا لباس غم به تن زیرا 
تن پاک حسین در آفتاب گرم عریان شد
 
تنی کز شیره جان پرورش دادی شب و روزش 
به زیر سم اسب اشقیا با خاک یکسان شد 
 
چسان بر قامت شمشاد و سرو آرم نظر زیرا 
که سرو قامت اکبر نگون از تیغ عدوان شد 
 
ز بار غم قدی دارم کمان و چشمی اشک افشان
ازان آبی که بر حلق علی اصغر ز پیکان شد 
 
ندارم تاب دیدن چهره‌ خورشید از روزی 
که زینب را خرابه منزل اندر شام ویران شد 
 
به خنده لب گشاید جودی آزرده‌ جان حاشا 
از آن چوبی کزو آزرده آن لب‌های مرجان شد
محسن ناصحی
محسن ناصحیولادت امیرالمومنین علی (علیه السلام)
مدح امیرالمومنین علی (علیه السلام)
جبریل شنید از تو، برای خبر آمد
پَر سوخت و پَر ریخت و بی بال و پر آمد
می‌خواست بگوید که خدا داخل کعبه است
دیوار ترک خورد و خبر زودتر آمد
بتخانه فرو ریخت و میخانه بنا شد
از میکده ساقی سر کوی و گذر آمد
ای عشق! بفرما قدمت روی سر ما
خاکیم و از این شاد که ما را پدر آمد
میخانه نه آن است که گفتند و شنیدیم
میخانه از اطراف ضریح تو برآمد
با عشق تو بر نقره زدم بوسه و دیدم
از جای لبم خوشه‌ی انگور درآمد
محراب به محراب پی قبله دویدم
ایوان طلاکوب توأم در نظر آمد
می‌خواستم از مدح تو چیزی بنویسم
یک واژه نگفتم من و عمرم به سرآمد
آیات خدا را همه در شور تو دیدم
هر آیه که خواندم به لبم نیشکر آمد
با اشک وضو کردم و قرآن که گشودم
بدخواه تو در آیه فقط کور و کر آمد
 
این دل شده مؤمن به علیّاً ولی اللّه
طاهر شده باطن به علیّاً ولی اللّه
ممنون پدر مادر خویشم که درونم
مؤمن شده هر ژن به علیّاً ولی اللّه
بیچاره و بدبخت و ذلیل است به قرآن
هرکس شده خائن به علیّاً ولی اللّه
اصلاح شد و سمت علی شد متمایل
هر نامتقارن به علیّاً ولی اللّه
خوردند محک اول خلقت شب قالوا
انس و ملک و جن به علیّاً ولی اللّه
ذوق است ولی معتقدم اینکه فرو ریخت
ایوان_مدائن به علیّاً ولی اللّه
ایرانی‌ام و معتقدم ضامن_آهو
ما را شده ضامن به علیّاً ولی اللّه
هنگام نماز است ببینید که برخاست
فریادِ مؤذّن به علیّاً ولی اللّه
سید رضا موید خراسانی
سید رضا موید خراسانیمدح امیرالمومنین علی (علیه السلام)
ولادت امیرالمومنین علی (علیه السلام)
ماه مولا شد حدیثِ طیْر را با ما بخوان
در ولایش آشنا و غیر را با ما بخوان
در توسل شُبّر و شُبّیر را با ما بخوان
«یا مَن أرجوهُ لکلِّ خیر» را با ما بخوان
 
با نمازی، با دعایی از گناهانت برآی
هم‌چنان بنت اسد بر درگه یزدان درآی
 
دانه‌ى اشکی چنان آیینه صافت می‌کند
سوزِ آهی مُحرم بزم عفافت می‌کند
رو به مسجد کن ببین رحمت طوافت کند
ذات حق دعوت برای اعتکافت می‌کند
 
معتکف در مسجد آن‌چه دید جز آن‌جا نبود
اعتکاف هیچ کس چون مادر مولا نبود
 
مادری، کو را ببخشد عالیِ اعلی، علی
پیش کعبه کس نداند حال او الّا علی
می‌رسد بر گوش جانش نغمه‌های یا علی
اعتکافش در حریم کعبه باشد با علی
 
چون سر آمد اعتکافش، عشق شد هم‌دوش او
تا برآمد آفتابی بود در آغوش او
 
ای حرم! در باز کن، جانانه را در بر بگیر
تیرگی بس، شمع با پروانه را در بر بگیر
چون صدف این گوهر یک دانه را در بر بگیر
خانه را بگشا و صاحب‌خانه را در بگیر
 
 در ز دیوار حرم وا کن، به مردم در ببند
خود کمر در خدمت این کودک و مادر ببند
 
ای حرم! غسل زیارت کن جمالش را ببین
چهره‌ی چون ماه و ابروی هلالش را ببین
خط بکش بر روی بت‌ها و خط و خالش را ببین
بر سر دست رسول‌الله مَقالش را ببین
 
کز زبور و مصحف و تورات ای جان جهان
هر چه فرمایی بخوانم، گویدش قرآن بخوان
 
چون به رخسار پیمبر چشم حیدر باز شد
از نگاهش عقده‌ از قلب پیمبر باز شد
شهر علمِ مصطفی را بر جهان در باز شد
حجت داور لبش با نام داور باز شد
 
ای حریم کعبه! بشنو این ندای دلنشین
آیه‌های مؤمنون را از امیرالمؤمنین
 
اختیارش با خدا و عالمش در اختیار
مرد میدان‌های علم و حلم و مجد و افتخار
جُرج جُرداق مسیحی گفت در هر روزگار
کاش می‌شد یک علی وین ویژگی‌ها آشکار
 
این نخواهد شد ولی از مکتب ایثار او
کاش خیزد هر زمان چون میثم تمّار او
حسن لطفی
حسن لطفیمدح امیرالمومنین علی (علیه السلام)
ولادت امیرالمومنین علی (علیه السلام)
موجیم تا به سینه‌ی ما جز و مد که هست
ما عاشقیم ، عشق نفس می‌زند که هست
آری خدا ندیده‌ام اما مقابلم
آیینه‌ای برای خدای اَحد که هست
دنبال قبله بودم و گفتند کعبه نه…
ایوان طلایِ شاهِ نجف تا ابد که هست
شیر‌زنی که شیر خدا آورد کجاست؟
فرمود مکه فاطمه بنت‌اسد که هست
دین من است دین ابو طالب ای جهان
این اعتقاد ماست قسم بر صمد که هست
گفتند عرش لایق تو نیست گفته‌ایم
قلبی میان سینه‌ی ما می‌تپد که هست
سنگ تو می‌زنیم بر این سینه تا ابد
حتی اگر به پات بمیرم لحد که هست
ما هیچ ، با رسولِ‌خدا وقتِ سختِ جنگ
می‌گفت جبرئیل علی‌جان مدد که هست
 
خاکیم اگر ، حرارت طوفان گرفته‌ایم
گفتیم یا‌علی مدد و جان گرفته‌ایم
 
تا هست عشق و رایحه‌ی بی کرانی‌ات
ما را نوشته‌اند اویسِ یمانی‌ات
تو صاحبِ تمامِ جهانی ، عجیب نیست
موسی نموده وقت جوانی شبانی‌ات
تیغی زدی و آنهمه لشگر دونیمه شد
جانم فدای سر زدنِ امتحانی‌ات
می‌خواستی که ذوالفقار کمی گرمتر شود
دید آسمان شروع شده میدان تکانی‌ات
تو تازه سرد بودی و لشکر به جوش بود
کارش نمی‌کشید به آتش فشانی‌ات
خیبر کجا و آن طرف کهکشان کجا
در را بگیر با رجز پهلوانی‌ات
جمع‌اند جبرئیل و خدا و پیمبرش
تا حَظ برند موقع قلعه پرانی‌ات
نشناخت جز خدا و پیمبر تو را کسی
ره بسته است هیمنه‌ی لَن‌تَرانی‌ات
 
عالم کجا و نفس پیمبر شناختن
باید روند در پی قنبر شناختن
 
کعبه نَه رویِ توست دلیل طواف‌ها
ایوان طلاست معبدِ این اعتکاف‌ها
ما از شرابّ تاک ضریحت چشیده‌ایم
مائیم و عمر و سرخوشی و این خلاف‌ها
با انبیا مقایسه‌ات هم نمی کنیم
از عرش تا به فرش بود اختلاف‌ها
تقصیرشان نبود به تو سجده کرده‌اند
عمری نموده‌اند از این اعتراف‌ها
تا نُطق می‌کند دو دمِ ذوالفقارِ تو
لالند لالِ لال ، اهالی لاف‌ها
وقتی که می رسی و زمین لرزه می‌شود
راهی نمانده است به غیر از قلاف‌ها
آرامتر بزن ملک‌الموت هم رسد
گم کرده است ردِ تو را در مصاف‌ها
با عَمرو وَد رسید تمامی کفر و شرک
با عَمرو وَد پرید سر ائتلاف‌ها
 
دست خدا نوشت امیرِ همه علی است
با مرتضاست فاطمه با فاطمه علی است
 
ما را ببر به چشمه‌ی شعر و شراب‌ها
ما را ببر به خاطره‌ای از کتاب‌ها
هرشب هزار رکعتِ فیضِ تو شاهد است
پهلو تُهی نموده‌ای از رخت خواب‌ها
هرگز ندید دیده‌ی لیل و نهار‌ها
چون لیلت‌المبیتِ علی در حساب‌ها
یک شب فقط نگاه تو مهمانِ خواب بود
شامی که بود دور و برت التهاب‌ها
در بستر برادر خود تا سحر بخواب
ای خوابِ تو عبادتِ اُمُ‌الکتاب‌ها
تو گرمِ خواب بودی و گردنکشانِ کفر
نیزه به دست گِردِ تو همچون سراب‌ها
مکه شنید ناله‌ی واویلتایشان
این حیدر است حضرت عالی جناب‌ها
تنها امیر ، نقش تو را تیشه می‌زند
وقتی که بُت تراش کند انتخاب‌ها
 
ما را ببر نجف به دَمِ ما دوا بریز
امشب بیا به کاسه‌ی ما کربلا بریز
داوود رحیمی
داوود رحیمیمدح امیرالمومنین علی (علیه السلام)
ولادت امیرالمومنین علی (علیه السلام)
صبحگاهی در حریم بوتراب
مانده بودم با سوالی بی جواب
رو به ایوان گفتمش _ قرآن به دست _
یاعلی! میزان تویی یا این کتاب؟
در دلم افتاد که: قرآن بخوان
خود مشخص می‌شود قول صواب
از نبا، از آل عمران، مائده
خط به خط تا «ناس» از «ام‌الکتاب»
هرچه می‌خواندم به حیدر می‌رسید
نور می‌بارید از آن آیات ناب
آیه بعد از آیه، نورٌ بعد نور
آفتاب آمد دلیل آفتاب
مصحف نار است بی‌شک مصحفی
کز دلش بیرون نیاید بوتراب
 
خاک بودم پیشت افتادم به خاک
یا امیرالمومنین روحی فداک
 
من که سرتا پا پر از درخواستم
هر چه را دارم از این در خواستم
من غلام خانه‌زاد حیدرم
این غلامی را ز قنبر خواستم
نوکری نه، بلکه اینجا رو زدم
پادشاهی را ز نوکر خواستم
با علی دنیای خود را ساختم
هر چه را میخواست حیدر، خواستم
تا بیندازم به پای مرتضی
از خداوند علی سر خواستم
لب نیالودم به هر پیمانه‌ای
ساغر از ساقی کوثر خواستم
هر زمان در زندگی خوردم زمین
یا علی گفتم زجا برخواستم
من خدای بی علی را کافرم
از علی، الله اکبر خواستم
 
ای برای دین و ایمانم ملاک
یا امیرالمومنین روحی فداک
 
ما گرفتاریم ای جان نجف!
جان نوکرها به قربان نجف
حاضریم از زندگی‌مان بگذریم
یک سحر باشیم مهمان نجف
رزق ما هر صبح بعد از هر نماز
می رسد از سمت ایوان نجف
چترها را بسته‌ایم و دیده‌ایم
عشق را در زیر باران نجف
ما گرفتار شیاطین گشته‌ایم
رحم کن بر ما سلیمان نجف!
آرزو دارد سگ اصحاب کهف
تا شود یک روز دربان نجف
من یقین دارم که مهمان خداست
هر کسی گشته است مهمان نجف
دیده ام پروردگار خویش را
در شکوه صحن سلطان نجف
با خدا داری هزاران اشتراک
 
کعبه از عشق نجف شد سینه چاک
یا امیرالمومنین روحی فداک
 
روز خیبر بود و وقت کارزار
تیغ در دستان مرحب بی قرار
روز اول، اولی رفت و گریخت
دومی تا رفت میدان، الفرار
روز دوم می‌رود آنکس که شد
هم پیمبر عاشقش هم کردگار
نبض جنگ افتاد در دست علی
چون به دست کاردان افتاده کار
دیگر اکنون روز رزم حیدر است
خون مرحب نوش جان ذوالفقار
مرگ تنها چاره‌ی بیچاره‌ایست
که به خشم مرتضی گردد دچار
با نگاهش لشکری را زد به هم
شیر حق شمشیر میخواهد چه‌کار؟
مرگ جا می‌ماند از چشمان او
پشت پایش می‌دود گرد و غبار
فرق دارد در اُحد زخمی شدن
یا که ترجیحِ فرارِ بر قرار
فرق دارد، خواب در آغوش مرگ
یا فرار از ترسِ مُردن سوی غار
فرق ایمان علی با آن سه‌تا
فرق بین جبر بود و اختیار
این قیاس اصلا قیاس باطلی است
حضرت دریا کجا و شوره‌زار؟
هر خلافت هر زمان و هر کجا
بی علی هرگز ندارد اعتبار
گفته این را دشمنش هفتاد بار
 
از شما هرکس جدا شد، شد هلاک
یا امیرالمومنین روحی فداک
 
کیست حیدر؟ در شجاعت بی بدل
کیست مولا؟ در وفا ضرب المثل
شانه‌هایش شاهد انفاق او
شاهد جنگ آوری هایش جمل
در اذان خود شهادت می‌دهم
عشق بر حیدر بود خیرالعمل
تا ابد هم دل نخواهم کند ازین
دُرّ نایابی که دارم از ازل
تا نبینم روی ماه مرتضی
من نخواهم داد جان دست اجل
بی علی هر کار خیری هم کنی
گوییا که چک کشیدی بی محل
خسته از دنیا که باشم می‌روم
تا مرا مولا بگیرد در بغل
شیعه بودن افتخار انبیاست
من محب او که هستم لااقل!
 
تا تو را دارم نگردم بیمناک
یا امیرالمومنین روحی فداک
 
شعر وقتی وصف یار فاطمه است
واژه ها در اختیار فاطمه است
من چه گویم از علی بی فاطمه؟
از علی که بی‌قرار فاطمه است
فاطمه دار و ندار مرتضی
مرتضی دار و ندار فاطمه است
گفت «لولا فاطمه» یعنی بدان
کل خلقت بر مدار فاطمه است
هر که رو در روی ظالم ایستاد
تا قیامت در کنار فاطمه است
روز محشر هر که دنبال کسی است
چشم ما در انتظار فاطمه است
بار عشق مرتضی برداشتن
کار هر کس نیست، کار فاطمه است
 
عشق زهرا! لیس معشوقی سواک
یا امیرالمومنین روحی فداک
 
مانده بودم با سوالی بی جواب
رو به ایوان گفتمش _ قرآن به دست _
یاعلی! میزان تویی یا این کتاب؟
در دلم افتاد که: قرآن بخوان
خود مشخص می‌شود قول صواب
از نبا، از آل عمران، مائده
خط به خط تا «ناس» از «ام‌الکتاب»
هرچه می‌خواندم به حیدر می‌رسید
نور می‌بارید از آن آیات ناب
آیه بعد از آیه، نورٌ بعد نور
آفتاب آمد دلیل آفتاب
مصحف نار است بی‌شک مصحفی
کز دلش بیرون نیاید بوتراب
 
خاک بودم پیشت افتادم به خاک
یا امیرالمومنین روحی فداک
 
من که سرتا پا پر از درخواستم
هر چه را دارم از این در خواستم
من غلام خانه‌زاد حیدرم
این غلامی را ز قنبر خواستم
نوکری نه، بلکه اینجا رو زدم
پادشاهی را ز نوکر خواستم
با علی دنیای خود را ساختم
هر چه را میخواست حیدر، خواستم
تا بیندازم به پای مرتضی
از خداوند علی سر خواستم
لب نیالودم به هر پیمانه‌ای
ساغر از ساقی کوثر خواستم
هر زمان در زندگی خوردم زمین
یا علی گفتم زجا برخواستم
من خدای بی علی را کافرم
از علی، الله اکبر خواستم
 
ای برای دین و ایمانم ملاک
یا امیرالمومنین روحی فداک
 
ما گرفتاریم ای جان نجف!
جان نوکرها به قربان نجف
حاضریم از زندگی‌مان بگذریم
یک سحر باشیم مهمان نجف
رزق ما هر صبح بعد از هر نماز
می رسد از سمت ایوان نجف
چترها را بسته‌ایم و دیده‌ایم
عشق را در زیر باران نجف
ما گرفتار شیاطین گشته‌ایم
رحم کن بر ما سلیمان نجف!
آرزو دارد سگ اصحاب کهف
تا شود یک روز دربان نجف
من یقین دارم که مهمان خداست
هر کسی گشته است مهمان نجف
دیده ام پروردگار خویش را
در شکوه صحن سلطان نجف
 
کعبه از عشق نجف شد سینه چاک
یا امیرالمومنین روحی فداک
 
روز خیبر بود و وقت کارزار
تیغ در دستان مرحب بی قرار
روز اول، اولی رفت و گریخت
دومی تا رفت میدان، الفرار
روز دوم می‌رود آنکس که شد
هم پیمبر عاشقش هم کردگار
نبض جنگ افتاد در دست علی
چون به دست کاردان افتاده کار
دیگر اکنون روز رزم حیدر است
خون مرحب نوش جان ذوالفقار
مرگ تنها چاره‌ی بیچاره‌ایست
که به خشم مرتضی گردد دچار
با نگاهش لشکری را زد به هم
شیر حق شمشیر میخواهد چه‌کار؟
مرگ جا می‌ماند از چشمان او
پشت پایش می‌دود گرد و غبار
فرق دارد در اُحد زخمی شدن
یا که ترجیحِ فرارِ بر قرار
فرق دارد، خواب در آغوش مرگ
یا فرار از ترسِ مُردن سوی غار
فرق ایمان علی با آن سه‌تا
فرق بین جبر بود و اختیار
این قیاس اصلا قیاس باطلی است
حضرت دریا کجا و شوره‌زار؟
هر خلافت هر زمان و هر کجا
بی علی هرگز ندارد اعتبار
گفته این را دشمنش هفتاد بار
 
از شما هرکس جدا شد، شد هلاک
یا امیرالمومنین روحی فداک
 
کیست حیدر؟ در شجاعت بی بدل
کیست مولا؟ در وفا ضرب المثل
شانه‌هایش شاهد انفاق او
شاهد جنگ آوری هایش جمل
در اذان خود شهادت می‌دهم
عشق بر حیدر بود خیرالعمل
تا ابد هم دل نخواهم کند ازین
دُرّ نایابی که دارم از ازل
تا نبینم روی ماه مرتضی
من نخواهم داد جان دست اجل
بی علی هر کار خیری هم کنی
گوییا که چک کشیدی بی محل
خسته از دنیا که باشم می‌روم
تا مرا مولا بگیرد در بغل
شیعه بودن افتخار انبیاست
من محب او که هستم لااقل!
 
تا تو را دارم نگردم بیمناک
یا امیرالمومنین روحی فداک
 
شعر وقتی وصف یار فاطمه است
واژه ها در اختیار فاطمه است
من چه گویم از علی بی فاطمه؟
از علی که بی‌قرار فاطمه است
فاطمه دار و ندار مرتضی
مرتضی دار و ندار فاطمه است
گفت «لولا فاطمه» یعنی بدان
کل خلقت بر مدار فاطمه است
هر که رو در روی ظالم ایستاد
تا قیامت در کنار فاطمه است
روز محشر هر که دنبال کسی است
چشم ما در انتظار فاطمه است
بار عشق مرتضی برداشتن
کار هر کس نیست، کار فاطمه است
 
عشق زهرا! لیس معشوقی سواک
یا امیرالمومنین روحی فداک
حمید رمی
حمید رمیمدح امیرالمومنین علی (علیه السلام)
ولادت امیرالمومنین علی (علیه السلام)
ستاره خاک نشینِ درِ سرای علی است
ستاره هیچ، که خورشید زیر پای علی است
 
ملائکه همه  انگشت بر دهان دارند
در آن زمان که صدای خدا، صدای علی است
 
قنوت نافله هایش چه قدر بی همتاست
که عرش محو تماشای ربنای علی است
 
عدالتی که پس از او  به زیر خاک افتاد
به دست صاحب الامر است، او  به جای علی است
 
تمام  آن چه که آورده حضرت احمد
فقط به نام علی و فقط برای علی است
 
خدا به وقت شهادت حرم برایش ساخت
تمام خاک نجف، خاک کربلای علی است
 
علیِّ عالی اعلاست حضرت حیدر
بهشت حق به خدا صحن با صفای علی است
 
هوای چشم سیاهش چه قدر بارانی است
کسی که در رمضان بنده ی خدای علی است
 
قسم به حق که خدا خون بهای کرب و بلاست
امام کرب و بلا، خون و خون بهای علی است
 
اَلا محب علی پیرو ولایت باش
که پای رهبرمان روی جای پای علی است
 
تمام قافیه هایم فدای نامش باد
که بیت آخر این شعر، ابتدای علی است
 
(اسیر) هر چه که گفتی اگر چه تکراری است
تمام، ذره ای از قوس حرف یای علی است
حمید رمی
حمید رمیولادت امیرالمومنین علی (علیه السلام)
زمین غوغا شد
جهان زیبا شد
درِ کعبه به احترام مولا وا شد
 
دلا شیدا شد
خوشی معنا شد
علی بن ابیطالب گل دنیا شد
 
شور و شادی با، دلها عجینه
ولادت امیرالمومنینه
 
لطف خدا رو، دنیا می بینه
چون حیدر مصداق حبل المتینه
 
شب جلوه ی دلداره
شبی که زمین بیداره
چه بهشتیِ دنیا چون
شب حیدر کراره
 
به خلق مولا
تبارک الله
به این خلقت، به این هیبت هزار ماشاالله
 
علی جلوه ی
جمال اعلی
توی بیت خدا امشب خدا شد پیدا
 
با اومدنش، معجزه کرده
کعبه داره دور مولا میگرده
 
وقتی که خدا، حیدر آورده
یعنی امشب هرچی داشته رو کرده
 
چه ولادتی ای جانم
چه سعادتی ای جانم
خودِ احمده این آقا
چه ابهتی ای جانم
 
علی سر الله
علی سیف الله
علی اوج شجاعت در دل قربانگاه
 
علی باشد ماه
چراغ این راه
علی استاد رزم حضرت ثارالله
 
به ابرو گره، بدون زره
اینجوری حیدر سمت دشمن میره
 
میگه هرکی با، حیدر درگیره
این رعد و برقِ یا رعد شمشیره
 
یه تنه شده یک لشکر
می بَره سر از هر پیکر
توی کربلا عباسش
میخونه انا بن حیدر
 
به اذن مولا
میاد ایشالا
حریم امن کعبه دست ایرانی ها
 
پیام شیعه
به کل دنیا
میاد از حنجر مولا بقیة الله
 
آخر نابوده، کفر و استکبار
با قدرت دست حیدر کرار
 
لشکر مهدی، روبرو کفار
فرمانده لشکر عباس علمدار
 
روزی که جهان بیداره
رحمت خدا سرشاره
فاطمه میگه با شادی
دیگه حق برا حقداره
غلامرضا سازگار
غلامرضا سازگارولادت امیرالمومنین علی (علیه السلام)
آیینۀ تمام نمایِ خدا  علیست
نقشی که زد رقم، قلمِ ابتدا، علیست
 
دستِ خدا ، زبان خدا ، صورت خدا
در بندگیش ، بندۀ بی انتها علیست
 
جان رسول و لحمِ رسول و دم رسول
شیر خدا و شیر رسولِ خدا علیست
 
بعد از نبی به هر زن و مرد مومنی
مولا علی ، امام علی ، مقتدا علیست
 
ذکر علی به وقت دعا یامحمد است 
ذکر نبی به درگه معبود یا علیست
 
مولایِ دیگران ، دیگری بود و دیگری
یا رب گواه باش که مولایِ ما علیست
 
زیباترین دعا به لب شیعۀ علی
یا مصطفی محمدُ یا مرتضی علیست
 
دانید جای شیعه به روز جزا کجاست
سوگند میخورم به خدا هر کجا علیست
 
نفس رسول ، آنکه به جای رسول خفت
تا جان کند به راهِ پیامبر فدا ، علیست
 
دشمن به دشمنی خود اقرار میکند
مردی که داشت بازویِ خیبر گشا علیست
 
بسم اله کتابِ خداوندگار را 
هرکس که با علیست بداند که "با" علیست
 
چشم خدا ، قسیم جحیم و جنان به حشر
دست خدا و لنگر ارض و سما علیست
 
تنزیل و نور و مریم و طاها و مومنون
یاسین و توبه و زمر و هل اتی علیست
 
گفتم دعا کنم که نگاهی به ما کند
دیدم که استجابت و ذکر و دعا علیست
 
بر حشر چون لوایِ خدا سایه افکند
گردد عیان به خلق که صاحب لوا علیست
 
آن بت شکن که در حرم ذاتِ کبریا
بگذاشت جایِ دست خداوند پا علیست
 
در «انّما ولیکمُ الله» سیر کن
تا بنگری ولی دگرانند ، یا علیست ؟
 
روزِ غدیر گفت نبی در غدیر خم
یا رب تو باش ناصر هرکس که با علیست
 
آن کس که از ولادت خود تا شهادش
یک لحظه دل نداد به دست هوا علیست
 
این قول شافعی ست که در شعر ناب خود
گفتا مرا علیست خدا ، یا خدا علیست؟
 
میثم هنوز صوت پیامبر رسد به گوش
فریاد میزند که امام شما علیست
محمدجواد غفورزاده (شفق)
محمدجواد غفورزاده (شفق)ولادت امیرالمومنین علی (علیه السلام)
«سه روز» بود، که در مکّه بی‌قراری بود
نگاه کعبه، پر از چشم‌انتظاری بود
 
«سه روز» صبح شد و، سایبان «حِجر و حَجَر»
سحابِ رحمت و ابرِ امیدواری بود
 
به احترام شکوفایی گل توحید
«سه روز» کار حرم عشق و رازداری بود
 
زِ هجر روی علی، کار «حِجر اسماعیل»
در این سه روز و سه شب، ندبه بود و زاری بود
 
پس از «سه روز» از آن روی ماه پرده گرفت
حرم که محرم اسرار کردگاری بود
 
صفای آینه از چشم «مَروه» می‌تابید
شمیم عاطفه از، «مُستَجار» جاری بود
 
زمین به مقدم مولود کعبه، می‌نازید
هوا هوای بهشتی، زمان بهاری بود
 
فرشتگان خدا، در مقام ابراهیم
سرودشان، غزل عشق و بی‌قراری بود
 
سحر به زمزم توحید، آبرو بخشید
علی، که زمزمۀ چشمه در صحاری بود
 
قسم به وحی و نبوّت که در کنار نبی
علی تمام وجودش، وفا و یاری بود
 
نشست بر لبش آیات «مؤمنون» آری
علی که جلوۀ آیات جان‌نثاری بود
 
چگونه نخل عدالت نمی‌نشست به بار
که اشک چشم علی، گرم آبیاری بود
 
امیر ظلم‌ستیز، افسر یتیم‌نواز!
یگانه آینۀ عدل و استواری بود
 
همین نه «مکّه» از او عطر ارغوانی یافت
«مدینه» از نَفَس او بنفشه‌کاری بود
 
علی، تجسّم اخلاص و صبر بود و امید
علی، تبلور ایمان و پایداری بود
 
علی، به واژۀ آزادگی تَقدّس داد
علی، تجلّی ایثار و بردباری بود
 
جهان کوچک ما حیف درنیافت که او
پر از کرامت فضل و بزرگواری بود!؟
 
قسم به کعبه که سجّادۀ گل‌افشانش
زِ خون جبهۀ او باغ رستگاری بود…
نا مشخص
نا مشخصولادت امیرالمومنین علی (علیه السلام)
مدح امیرالمومنین علی (علیه السلام)
روزی که قبله منزل بابای خاک شد
کعبه به عشق آمدنش سینه چاک شد
 
آن روز کار عرش بگو و بخند بود
هوهوی جبرئیل در عالم بلند بود
 
قد اَفلحَ العلی و خدا گفت مؤمنون!
مثل علی نماز کسی نیست خاشعون
 
قد افلح العلی نه علی رستگار بود
از اولش علی ید پروردگار بود
 
توحید ختم بر گل کفوا احد شده
بنت اسد هر آینه ام‌الاسد شده
 
می‌خواستند بند به قنداقه‌اش کنند
گل را اسیر ماندن در ساقه اش کنند
 
اما علی که بند به قنداق خویش نیست
خورشید که معطل اشراق خویش نیست
 
خود در فراز و تابش او بر فرود بود
قوس نزول نور علی در صعود بود
 
در کعبه رفت احمد و معراج وار رفت
آیینه برملا شد و پرده کنار رفت
 
پرده کنار رفت و نبی بود با خدا
سجده کنان ملائکه گفتند یا خدا
 
حق و جمیل و اکبر و لا منتها تویی
این نور دیگر است در آیینه یا تویی
 
این کیست این که طاق فلک را شکافته
پیراهنی برای خود از نور بافته
 
این کیست صبح را طلع‌الشمس می‌کند
این کیست که وجود تو را لمس می‌کند
 
این کیست این که خانه‌ی تو زادگاه اوست
الّا ی اتحاد پس از لا اله اوست
 
این کیست این که روی چو بر خاک می‌کند
آن خاک را مسافر افلاک می‌کند
 
این کیست این که روی سرش تاج انما
و جامه‌ای‌ست بر تنش از جنس هل أتی
 
این کیست این که هست عوالم ز هست او
افتاده است صور قیامت به دست او
 
افلاک جان به محضرش ایثار می‌کنند
اجسام بر ولایتش اقرار می‌کنند
 
تعظیم کرده‌ایم خدایا برای که
شک رخنه کرده است میان ملائکه
 
در این میانه هاتفی از بین همهمه
فرمود یا نبی تو بیان کن به فاطمه
 
بنت اسد ز مریم عمران تو برتری
کآن مادر مسیح و تو هم ام حیدری
 
ای دسته‌ی ملائکه جای سوال نیست
وقتی منم خدای شما شک برای چیست
 
در قدرت خدایی من هضم دید نیست
پس خلق جلوه‌ی خودم از من بعید نیست
 
تنها علی‌ست زاده‌ی این کعبه است و بس
این کعبه هم بدون علی جعبه است و بس
 
گفتند عرش و فرش بدون معطلی
یا مظهر العجایب و یا مرتضی علی
نا مشخص
نا مشخصمدح امیرالمومنین علی (علیه السلام)
ولادت امیرالمومنین علی (علیه السلام)
با نام علی حماسه آغاز شده
مولاست که سر منشا اعجاز شده
معنای شکاف روی دیوار‌ این است:
کعبه ز تحیّر دهنش باز شده.
 
او علت آفرینش دنیا بود
در جود و کرم همیشه بی همتا بود
با اذن و اجازه علی می تابید
خورشید که زیر سایه مولا بود
 
از عهد قدیم یا علی بر لب داشت
چون طفل یتیم یا علی بر لب داشت
گفتند در آن لحظه که از نیل گذشت
موسای کلیم یا علی بر لب داشت
 
آقای همه کریم ها مولا جان
پایان تمام بیم ها مولا جان
دستی ز سر لطف بکش بر سر ما
بابای همه یتیم ها مولا جان
 
از کنه دلش به محضر ماه آمد
با کوله عشق و ناله و آه آمد
زائر که به ایوان نجف می آید
یعنی که گدا به دیدن شاه آمد
 
در سفره الطاف خدا مهمان است
هم صحبت با محبت باران است
در ساحل امن زندگی خواهد کرد
قلبی که محبت علی در آن است
 
صاحب کرمی که در جهان بی همتاست
یک عشق مدام در رکوعش پیداست
تردید نکن در آنچه قرآن فرمود:
قطعا فقط او به کل عالم مولاست
 
دل در شب مهتاب تو را می خواهد
باران شده بی تاب، تو را می خواهد
وقت سفر از زمین به عرش است علی
برخیز که محراب تو را می خواهد
 
در هر دو جهان قبله نما مولا بود
سرچشمه هر جود و سخا مولا بود
شور و شعف لحظه میلادش را
از کعبه بپرسید که با مولا بود
 
ای اسوه استقامت ای مرد علی
با حضرت مصطفی تو همدرد علی
عیسی که چنین شهره آفاق شده
با نام تو مرده زنده می کرد علی