ایها المظلوم-ayohalmazloom
شعر و اشعار ولادت امام علی (امیرالمومنین) و صوت سبک و گریز اشعار
لطفاً برای جستجوی گریز های متفاوت در این مناسبت به کادر جستجوی گریز در سمت راست صفحه مراجعه فرمایید
نمایش هر صفحهمورد
جبریل شنید از تو، برای خبر آمد
پَر سوخت و پَر ریخت و بی بال و پر آمد
می‌خواست بگوید که خدا داخل کعبه است
دیوار ترک خورد و خبر زودتر آمد
بتخانه فرو ریخت و میخانه بنا شد
از میکده ساقی سر کوی و گذر آمد
ای عشق! بفرما قدمت روی سر ما
خاکیم و از این شاد که ما را پدر آمد
میخانه نه آن است که گفتند و شنیدیم
میخانه از اطراف ضریح تو برآمد
با عشق تو بر نقره زدم بوسه و دیدم
از جای لبم خوشه‌ی انگور درآمد
محراب به محراب پی قبله دویدم
ایوان طلاکوب توأم در نظر آمد
می‌خواستم از مدح تو چیزی بنویسم
یک واژه نگفتم من و عمرم به سرآمد
آیات خدا را همه در شور تو دیدم
هر آیه که خواندم به لبم نیشکر آمد
با اشک وضو کردم و قرآن که گشودم
بدخواه تو در آیه فقط کور و کر آمد
 
این دل شده مؤمن به علیّاً ولی اللّه
طاهر شده باطن به علیّاً ولی اللّه
ممنون پدر مادر خویشم که درونم
مؤمن شده هر ژن به علیّاً ولی اللّه
بیچاره و بدبخت و ذلیل است به قرآن
هرکس شده خائن به علیّاً ولی اللّه
اصلاح شد و سمت علی شد متمایل
هر نامتقارن به علیّاً ولی اللّه
خوردند محک اول خلقت شب قالوا
انس و ملک و جن به علیّاً ولی اللّه
ذوق است ولی معتقدم اینکه فرو ریخت
ایوان_مدائن به علیّاً ولی اللّه
ایرانی‌ام و معتقدم ضامن_آهو
ما را شده ضامن به علیّاً ولی اللّه
هنگام نماز است ببینید که برخاست
فریادِ مؤذّن به علیّاً ولی اللّه
ماه مولا شد حدیثِ طیْر را با ما بخوان
در ولایش آشنا و غیر را با ما بخوان
در توسل شُبّر و شُبّیر را با ما بخوان
«یا مَن أرجوهُ لکلِّ خیر» را با ما بخوان
 
با نمازی، با دعایی از گناهانت برآی
هم‌چنان بنت اسد بر درگه یزدان درآی
 
دانه‌ى اشکی چنان آیینه صافت می‌کند
سوزِ آهی مُحرم بزم عفافت می‌کند
رو به مسجد کن ببین رحمت طوافت کند
ذات حق دعوت برای اعتکافت می‌کند
 
معتکف در مسجد آن‌چه دید جز آن‌جا نبود
اعتکاف هیچ کس چون مادر مولا نبود
 
مادری، کو را ببخشد عالیِ اعلی، علی
پیش کعبه کس نداند حال او الّا علی
می‌رسد بر گوش جانش نغمه‌های یا علی
اعتکافش در حریم کعبه باشد با علی
 
چون سر آمد اعتکافش، عشق شد هم‌دوش او
تا برآمد آفتابی بود در آغوش او
 
ای حرم! در باز کن، جانانه را در بر بگیر
تیرگی بس، شمع با پروانه را در بر بگیر
چون صدف این گوهر یک دانه را در بر بگیر
خانه را بگشا و صاحب‌خانه را در بگیر
 
 در ز دیوار حرم وا کن، به مردم در ببند
خود کمر در خدمت این کودک و مادر ببند
 
ای حرم! غسل زیارت کن جمالش را ببین
چهره‌ی چون ماه و ابروی هلالش را ببین
خط بکش بر روی بت‌ها و خط و خالش را ببین
بر سر دست رسول‌الله مَقالش را ببین
 
کز زبور و مصحف و تورات ای جان جهان
هر چه فرمایی بخوانم، گویدش قرآن بخوان
 
چون به رخسار پیمبر چشم حیدر باز شد
از نگاهش عقده‌ از قلب پیمبر باز شد
شهر علمِ مصطفی را بر جهان در باز شد
حجت داور لبش با نام داور باز شد
 
ای حریم کعبه! بشنو این ندای دلنشین
آیه‌های مؤمنون را از امیرالمؤمنین
 
اختیارش با خدا و عالمش در اختیار
مرد میدان‌های علم و حلم و مجد و افتخار
جُرج جُرداق مسیحی گفت در هر روزگار
کاش می‌شد یک علی وین ویژگی‌ها آشکار
 
این نخواهد شد ولی از مکتب ایثار او
کاش خیزد هر زمان چون میثم تمّار او
موجیم تا به سینه‌ی ما جز و مد که هست
ما عاشقیم ، عشق نفس می‌زند که هست
آری خدا ندیده‌ام اما مقابلم
آیینه‌ای برای خدای اَحد که هست
دنبال قبله بودم و گفتند کعبه نه…
ایوان طلایِ شاهِ نجف تا ابد که هست
شیر‌زنی که شیر خدا آورد کجاست؟
فرمود مکه فاطمه بنت‌اسد که هست
دین من است دین ابو طالب ای جهان
این اعتقاد ماست قسم بر صمد که هست
گفتند عرش لایق تو نیست گفته‌ایم
قلبی میان سینه‌ی ما می‌تپد که هست
سنگ تو می‌زنیم بر این سینه تا ابد
حتی اگر به پات بمیرم لحد که هست
ما هیچ ، با رسولِ‌خدا وقتِ سختِ جنگ
می‌گفت جبرئیل علی‌جان مدد که هست
 
خاکیم اگر ، حرارت طوفان گرفته‌ایم
گفتیم یا‌علی مدد و جان گرفته‌ایم
 
تا هست عشق و رایحه‌ی بی کرانی‌ات
ما را نوشته‌اند اویسِ یمانی‌ات
تو صاحبِ تمامِ جهانی ، عجیب نیست
موسی نموده وقت جوانی شبانی‌ات
تیغی زدی و آنهمه لشگر دونیمه شد
جانم فدای سر زدنِ امتحانی‌ات
می‌خواستی که ذوالفقار کمی گرمتر شود
دید آسمان شروع شده میدان تکانی‌ات
تو تازه سرد بودی و لشکر به جوش بود
کارش نمی‌کشید به آتش فشانی‌ات
خیبر کجا و آن طرف کهکشان کجا
در را بگیر با رجز پهلوانی‌ات
جمع‌اند جبرئیل و خدا و پیمبرش
تا حَظ برند موقع قلعه پرانی‌ات
نشناخت جز خدا و پیمبر تو را کسی
ره بسته است هیمنه‌ی لَن‌تَرانی‌ات
 
عالم کجا و نفس پیمبر شناختن
باید روند در پی قنبر شناختن
 
کعبه نَه رویِ توست دلیل طواف‌ها
ایوان طلاست معبدِ این اعتکاف‌ها
ما از شرابّ تاک ضریحت چشیده‌ایم
مائیم و عمر و سرخوشی و این خلاف‌ها
با انبیا مقایسه‌ات هم نمی کنیم
از عرش تا به فرش بود اختلاف‌ها
تقصیرشان نبود به تو سجده کرده‌اند
عمری نموده‌اند از این اعتراف‌ها
تا نُطق می‌کند دو دمِ ذوالفقارِ تو
لالند لالِ لال ، اهالی لاف‌ها
وقتی که می رسی و زمین لرزه می‌شود
راهی نمانده است به غیر از قلاف‌ها
آرامتر بزن ملک‌الموت هم رسد
گم کرده است ردِ تو را در مصاف‌ها
با عَمرو وَد رسید تمامی کفر و شرک
با عَمرو وَد پرید سر ائتلاف‌ها
 
دست خدا نوشت امیرِ همه علی است
با مرتضاست فاطمه با فاطمه علی است
 
ما را ببر به چشمه‌ی شعر و شراب‌ها
ما را ببر به خاطره‌ای از کتاب‌ها
هرشب هزار رکعتِ فیضِ تو شاهد است
پهلو تُهی نموده‌ای از رخت خواب‌ها
هرگز ندید دیده‌ی لیل و نهار‌ها
چون لیلت‌المبیتِ علی در حساب‌ها
یک شب فقط نگاه تو مهمانِ خواب بود
شامی که بود دور و برت التهاب‌ها
در بستر برادر خود تا سحر بخواب
ای خوابِ تو عبادتِ اُمُ‌الکتاب‌ها
تو گرمِ خواب بودی و گردنکشانِ کفر
نیزه به دست گِردِ تو همچون سراب‌ها
مکه شنید ناله‌ی واویلتایشان
این حیدر است حضرت عالی جناب‌ها
تنها امیر ، نقش تو را تیشه می‌زند
وقتی که بُت تراش کند انتخاب‌ها
 
ما را ببر نجف به دَمِ ما دوا بریز
امشب بیا به کاسه‌ی ما کربلا بریز
صبحگاهی در حریم بوتراب
مانده بودم با سوالی بی جواب
رو به ایوان گفتمش _ قرآن به دست _
یاعلی! میزان تویی یا این کتاب؟
در دلم افتاد که: قرآن بخوان
خود مشخص می‌شود قول صواب
از نبا، از آل عمران، مائده
خط به خط تا «ناس» از «ام‌الکتاب»
هرچه می‌خواندم به حیدر می‌رسید
نور می‌بارید از آن آیات ناب
آیه بعد از آیه، نورٌ بعد نور
آفتاب آمد دلیل آفتاب
مصحف نار است بی‌شک مصحفی
کز دلش بیرون نیاید بوتراب
 
خاک بودم پیشت افتادم به خاک
یا امیرالمومنین روحی فداک
 
من که سرتا پا پر از درخواستم
هر چه را دارم از این در خواستم
من غلام خانه‌زاد حیدرم
این غلامی را ز قنبر خواستم
نوکری نه، بلکه اینجا رو زدم
پادشاهی را ز نوکر خواستم
با علی دنیای خود را ساختم
هر چه را میخواست حیدر، خواستم
تا بیندازم به پای مرتضی
از خداوند علی سر خواستم
لب نیالودم به هر پیمانه‌ای
ساغر از ساقی کوثر خواستم
هر زمان در زندگی خوردم زمین
یا علی گفتم زجا برخواستم
من خدای بی علی را کافرم
از علی، الله اکبر خواستم
 
ای برای دین و ایمانم ملاک
یا امیرالمومنین روحی فداک
 
ما گرفتاریم ای جان نجف!
جان نوکرها به قربان نجف
حاضریم از زندگی‌مان بگذریم
یک سحر باشیم مهمان نجف
رزق ما هر صبح بعد از هر نماز
می رسد از سمت ایوان نجف
چترها را بسته‌ایم و دیده‌ایم
عشق را در زیر باران نجف
ما گرفتار شیاطین گشته‌ایم
رحم کن بر ما سلیمان نجف!
آرزو دارد سگ اصحاب کهف
تا شود یک روز دربان نجف
من یقین دارم که مهمان خداست
هر کسی گشته است مهمان نجف
دیده ام پروردگار خویش را
در شکوه صحن سلطان نجف
با خدا داری هزاران اشتراک
 
کعبه از عشق نجف شد سینه چاک
یا امیرالمومنین روحی فداک
 
روز خیبر بود و وقت کارزار
تیغ در دستان مرحب بی قرار
روز اول، اولی رفت و گریخت
دومی تا رفت میدان، الفرار
روز دوم می‌رود آنکس که شد
هم پیمبر عاشقش هم کردگار
نبض جنگ افتاد در دست علی
چون به دست کاردان افتاده کار
دیگر اکنون روز رزم حیدر است
خون مرحب نوش جان ذوالفقار
مرگ تنها چاره‌ی بیچاره‌ایست
که به خشم مرتضی گردد دچار
با نگاهش لشکری را زد به هم
شیر حق شمشیر میخواهد چه‌کار؟
مرگ جا می‌ماند از چشمان او
پشت پایش می‌دود گرد و غبار
فرق دارد در اُحد زخمی شدن
یا که ترجیحِ فرارِ بر قرار
فرق دارد، خواب در آغوش مرگ
یا فرار از ترسِ مُردن سوی غار
فرق ایمان علی با آن سه‌تا
فرق بین جبر بود و اختیار
این قیاس اصلا قیاس باطلی است
حضرت دریا کجا و شوره‌زار؟
هر خلافت هر زمان و هر کجا
بی علی هرگز ندارد اعتبار
گفته این را دشمنش هفتاد بار
 
از شما هرکس جدا شد، شد هلاک
یا امیرالمومنین روحی فداک
 
کیست حیدر؟ در شجاعت بی بدل
کیست مولا؟ در وفا ضرب المثل
شانه‌هایش شاهد انفاق او
شاهد جنگ آوری هایش جمل
در اذان خود شهادت می‌دهم
عشق بر حیدر بود خیرالعمل
تا ابد هم دل نخواهم کند ازین
دُرّ نایابی که دارم از ازل
تا نبینم روی ماه مرتضی
من نخواهم داد جان دست اجل
بی علی هر کار خیری هم کنی
گوییا که چک کشیدی بی محل
خسته از دنیا که باشم می‌روم
تا مرا مولا بگیرد در بغل
شیعه بودن افتخار انبیاست
من محب او که هستم لااقل!
 
تا تو را دارم نگردم بیمناک
یا امیرالمومنین روحی فداک
 
شعر وقتی وصف یار فاطمه است
واژه ها در اختیار فاطمه است
من چه گویم از علی بی فاطمه؟
از علی که بی‌قرار فاطمه است
فاطمه دار و ندار مرتضی
مرتضی دار و ندار فاطمه است
گفت «لولا فاطمه» یعنی بدان
کل خلقت بر مدار فاطمه است
هر که رو در روی ظالم ایستاد
تا قیامت در کنار فاطمه است
روز محشر هر که دنبال کسی است
چشم ما در انتظار فاطمه است
بار عشق مرتضی برداشتن
کار هر کس نیست، کار فاطمه است
 
عشق زهرا! لیس معشوقی سواک
یا امیرالمومنین روحی فداک
 
مانده بودم با سوالی بی جواب
رو به ایوان گفتمش _ قرآن به دست _
یاعلی! میزان تویی یا این کتاب؟
در دلم افتاد که: قرآن بخوان
خود مشخص می‌شود قول صواب
از نبا، از آل عمران، مائده
خط به خط تا «ناس» از «ام‌الکتاب»
هرچه می‌خواندم به حیدر می‌رسید
نور می‌بارید از آن آیات ناب
آیه بعد از آیه، نورٌ بعد نور
آفتاب آمد دلیل آفتاب
مصحف نار است بی‌شک مصحفی
کز دلش بیرون نیاید بوتراب
 
خاک بودم پیشت افتادم به خاک
یا امیرالمومنین روحی فداک
 
من که سرتا پا پر از درخواستم
هر چه را دارم از این در خواستم
من غلام خانه‌زاد حیدرم
این غلامی را ز قنبر خواستم
نوکری نه، بلکه اینجا رو زدم
پادشاهی را ز نوکر خواستم
با علی دنیای خود را ساختم
هر چه را میخواست حیدر، خواستم
تا بیندازم به پای مرتضی
از خداوند علی سر خواستم
لب نیالودم به هر پیمانه‌ای
ساغر از ساقی کوثر خواستم
هر زمان در زندگی خوردم زمین
یا علی گفتم زجا برخواستم
من خدای بی علی را کافرم
از علی، الله اکبر خواستم
 
ای برای دین و ایمانم ملاک
یا امیرالمومنین روحی فداک
 
ما گرفتاریم ای جان نجف!
جان نوکرها به قربان نجف
حاضریم از زندگی‌مان بگذریم
یک سحر باشیم مهمان نجف
رزق ما هر صبح بعد از هر نماز
می رسد از سمت ایوان نجف
چترها را بسته‌ایم و دیده‌ایم
عشق را در زیر باران نجف
ما گرفتار شیاطین گشته‌ایم
رحم کن بر ما سلیمان نجف!
آرزو دارد سگ اصحاب کهف
تا شود یک روز دربان نجف
من یقین دارم که مهمان خداست
هر کسی گشته است مهمان نجف
دیده ام پروردگار خویش را
در شکوه صحن سلطان نجف
 
کعبه از عشق نجف شد سینه چاک
یا امیرالمومنین روحی فداک
 
روز خیبر بود و وقت کارزار
تیغ در دستان مرحب بی قرار
روز اول، اولی رفت و گریخت
دومی تا رفت میدان، الفرار
روز دوم می‌رود آنکس که شد
هم پیمبر عاشقش هم کردگار
نبض جنگ افتاد در دست علی
چون به دست کاردان افتاده کار
دیگر اکنون روز رزم حیدر است
خون مرحب نوش جان ذوالفقار
مرگ تنها چاره‌ی بیچاره‌ایست
که به خشم مرتضی گردد دچار
با نگاهش لشکری را زد به هم
شیر حق شمشیر میخواهد چه‌کار؟
مرگ جا می‌ماند از چشمان او
پشت پایش می‌دود گرد و غبار
فرق دارد در اُحد زخمی شدن
یا که ترجیحِ فرارِ بر قرار
فرق دارد، خواب در آغوش مرگ
یا فرار از ترسِ مُردن سوی غار
فرق ایمان علی با آن سه‌تا
فرق بین جبر بود و اختیار
این قیاس اصلا قیاس باطلی است
حضرت دریا کجا و شوره‌زار؟
هر خلافت هر زمان و هر کجا
بی علی هرگز ندارد اعتبار
گفته این را دشمنش هفتاد بار
 
از شما هرکس جدا شد، شد هلاک
یا امیرالمومنین روحی فداک
 
کیست حیدر؟ در شجاعت بی بدل
کیست مولا؟ در وفا ضرب المثل
شانه‌هایش شاهد انفاق او
شاهد جنگ آوری هایش جمل
در اذان خود شهادت می‌دهم
عشق بر حیدر بود خیرالعمل
تا ابد هم دل نخواهم کند ازین
دُرّ نایابی که دارم از ازل
تا نبینم روی ماه مرتضی
من نخواهم داد جان دست اجل
بی علی هر کار خیری هم کنی
گوییا که چک کشیدی بی محل
خسته از دنیا که باشم می‌روم
تا مرا مولا بگیرد در بغل
شیعه بودن افتخار انبیاست
من محب او که هستم لااقل!
 
تا تو را دارم نگردم بیمناک
یا امیرالمومنین روحی فداک
 
شعر وقتی وصف یار فاطمه است
واژه ها در اختیار فاطمه است
من چه گویم از علی بی فاطمه؟
از علی که بی‌قرار فاطمه است
فاطمه دار و ندار مرتضی
مرتضی دار و ندار فاطمه است
گفت «لولا فاطمه» یعنی بدان
کل خلقت بر مدار فاطمه است
هر که رو در روی ظالم ایستاد
تا قیامت در کنار فاطمه است
روز محشر هر که دنبال کسی است
چشم ما در انتظار فاطمه است
بار عشق مرتضی برداشتن
کار هر کس نیست، کار فاطمه است
 
عشق زهرا! لیس معشوقی سواک
یا امیرالمومنین روحی فداک
ستاره خاک نشینِ درِ سرای علی است
ستاره هیچ، که خورشید زیر پای علی است
 
ملائکه همه  انگشت بر دهان دارند
در آن زمان که صدای خدا، صدای علی است
 
قنوت نافله هایش چه قدر بی همتاست
که عرش محو تماشای ربنای علی است
 
عدالتی که پس از او  به زیر خاک افتاد
به دست صاحب الامر است، او  به جای علی است
 
تمام  آن چه که آورده حضرت احمد
فقط به نام علی و فقط برای علی است
 
خدا به وقت شهادت حرم برایش ساخت
تمام خاک نجف، خاک کربلای علی است
 
علیِّ عالی اعلاست حضرت حیدر
بهشت حق به خدا صحن با صفای علی است
 
هوای چشم سیاهش چه قدر بارانی است
کسی که در رمضان بنده ی خدای علی است
 
قسم به حق که خدا خون بهای کرب و بلاست
امام کرب و بلا، خون و خون بهای علی است
 
اَلا محب علی پیرو ولایت باش
که پای رهبرمان روی جای پای علی است
 
تمام قافیه هایم فدای نامش باد
که بیت آخر این شعر، ابتدای علی است
 
(اسیر) هر چه که گفتی اگر چه تکراری است
تمام، ذره ای از قوس حرف یای علی است
برای زمین وزمان، انتظار سراومد
نور ازل از دامن، پاک مادر اومد
 
کعبه شده سینه چاک، برای بنت اسد
زنای بهشت اومدن،تا برسونن مدد
 
***یا علی مولا علی، یا علی مولا علی
یا علی مولا علی، یا علی مولا علی
 
صدای تکبیر میاد، ازعالم بالا
ملائکه میدن سلام، بر علیِ اعلا
 
مولود بیت خدا، در بغل مادره
الحق که شیرخدا، از خدا دل میبره
 
***یا علی مولا علی، یا علی مولا علی
یا علی مولا علی، یا علی مولا علی
 
فاطمه قنداقشو، میده دست احمد
میزنه خنده علی، بر رخ محمد
 
خدا نگهدار او، که جون پیغمبره
برای کشتی دین،علی مث لنگره
 
***یا علی مولا علی، یا علی مولا علی
یا علی مولا علی، یا علی مولا علی
 
سیزده ماه رجب، روز خوب دنیاست
بین همه شیعه ها، جشن ویژه برپاست
 
دل همه عاشقا، داره هوای نجف
اومده اسم علی، روی لبا با شعف
 
***یا علی مولا علی، یا علی مولا علی
یا علی مولا علی، یا علی مولا علی
زمین غوغا شد
جهان زیبا شد
درِ کعبه به احترام مولا وا شد
 
دلا شیدا شد
خوشی معنا شد
علی بن ابیطالب گل دنیا شد
 
شور و شادی با، دلها عجینه
ولادت امیرالمومنینه
 
لطف خدا رو، دنیا می بینه
چون حیدر مصداق حبل المتینه
 
شب جلوه ی دلداره
شبی که زمین بیداره
چه بهشتیِ دنیا چون
شب حیدر کراره
 
به خلق مولا
تبارک الله
به این خلقت، به این هیبت هزار ماشاالله
 
علی جلوه ی
جمال اعلی
توی بیت خدا امشب خدا شد پیدا
 
با اومدنش، معجزه کرده
کعبه داره دور مولا میگرده
 
وقتی که خدا، حیدر آورده
یعنی امشب هرچی داشته رو کرده
 
چه ولادتی ای جانم
چه سعادتی ای جانم
خودِ احمده این آقا
چه ابهتی ای جانم
 
علی سر الله
علی سیف الله
علی اوج شجاعت در دل قربانگاه
 
علی باشد ماه
چراغ این راه
علی استاد رزم حضرت ثارالله
 
به ابرو گره، بدون زره
اینجوری حیدر سمت دشمن میره
 
میگه هرکی با، حیدر درگیره
این رعد و برقِ یا رعد شمشیره
 
یه تنه شده یک لشکر
می بَره سر از هر پیکر
توی کربلا عباسش
میخونه انا بن حیدر
 
به اذن مولا
میاد ایشالا
حریم امن کعبه دست ایرانی ها
 
پیام شیعه
به کل دنیا
میاد از حنجر مولا بقیة الله
 
آخر نابوده، کفر و استکبار
با قدرت دست حیدر کرار
 
لشکر مهدی، روبرو کفار
فرمانده لشکر عباس علمدار
 
روزی که جهان بیداره
رحمت خدا سرشاره
فاطمه میگه با شادی
دیگه حق برا حقداره
آیینۀ تمام نمایِ خدا  علیست
نقشی که زد رقم، قلمِ ابتدا، علیست
 
دستِ خدا ، زبان خدا ، صورت خدا
در بندگیش ، بندۀ بی انتها علیست
 
جان رسول و لحمِ رسول و دم رسول
شیر خدا و شیر رسولِ خدا علیست
 
بعد از نبی به هر زن و مرد مومنی
مولا علی ، امام علی ، مقتدا علیست
 
ذکر علی به وقت دعا یامحمد است 
ذکر نبی به درگه معبود یا علیست
 
مولایِ دیگران ، دیگری بود و دیگری
یا رب گواه باش که مولایِ ما علیست
 
زیباترین دعا به لب شیعۀ علی
یا مصطفی محمدُ یا مرتضی علیست
 
دانید جای شیعه به روز جزا کجاست
سوگند میخورم به خدا هر کجا علیست
 
نفس رسول ، آنکه به جای رسول خفت
تا جان کند به راهِ پیامبر فدا ، علیست
 
دشمن به دشمنی خود اقرار میکند
مردی که داشت بازویِ خیبر گشا علیست
 
بسم اله کتابِ خداوندگار را 
هرکس که با علیست بداند که "با" علیست
 
چشم خدا ، قسیم جحیم و جنان به حشر
دست خدا و لنگر ارض و سما علیست
 
تنزیل و نور و مریم و طاها و مومنون
یاسین و توبه و زمر و هل اتی علیست
 
گفتم دعا کنم که نگاهی به ما کند
دیدم که استجابت و ذکر و دعا علیست
 
بر حشر چون لوایِ خدا سایه افکند
گردد عیان به خلق که صاحب لوا علیست
 
آن بت شکن که در حرم ذاتِ کبریا
بگذاشت جایِ دست خداوند پا علیست
 
در «انّما ولیکمُ الله» سیر کن
تا بنگری ولی دگرانند ، یا علیست ؟
 
روزِ غدیر گفت نبی در غدیر خم
یا رب تو باش ناصر هرکس که با علیست
 
آن کس که از ولادت خود تا شهادش
یک لحظه دل نداد به دست هوا علیست
 
این قول شافعی ست که در شعر ناب خود
گفتا مرا علیست خدا ، یا خدا علیست؟
 
میثم هنوز صوت پیامبر رسد به گوش
فریاد میزند که امام شما علیست
«سه روز» بود، که در مکّه بی‌قراری بود
نگاه کعبه، پر از چشم‌انتظاری بود
 
«سه روز» صبح شد و، سایبان «حِجر و حَجَر»
سحابِ رحمت و ابرِ امیدواری بود
 
به احترام شکوفایی گل توحید
«سه روز» کار حرم عشق و رازداری بود
 
زِ هجر روی علی، کار «حِجر اسماعیل»
در این سه روز و سه شب، ندبه بود و زاری بود
 
پس از «سه روز» از آن روی ماه پرده گرفت
حرم که محرم اسرار کردگاری بود
 
صفای آینه از چشم «مَروه» می‌تابید
شمیم عاطفه از، «مُستَجار» جاری بود
 
زمین به مقدم مولود کعبه، می‌نازید
هوا هوای بهشتی، زمان بهاری بود
 
فرشتگان خدا، در مقام ابراهیم
سرودشان، غزل عشق و بی‌قراری بود
 
سحر به زمزم توحید، آبرو بخشید
علی، که زمزمۀ چشمه در صحاری بود
 
قسم به وحی و نبوّت که در کنار نبی
علی تمام وجودش، وفا و یاری بود
 
نشست بر لبش آیات «مؤمنون» آری
علی که جلوۀ آیات جان‌نثاری بود
 
چگونه نخل عدالت نمی‌نشست به بار
که اشک چشم علی، گرم آبیاری بود
 
امیر ظلم‌ستیز، افسر یتیم‌نواز!
یگانه آینۀ عدل و استواری بود
 
همین نه «مکّه» از او عطر ارغوانی یافت
«مدینه» از نَفَس او بنفشه‌کاری بود
 
علی، تجسّم اخلاص و صبر بود و امید
علی، تبلور ایمان و پایداری بود
 
علی، به واژۀ آزادگی تَقدّس داد
علی، تجلّی ایثار و بردباری بود
 
جهان کوچک ما حیف درنیافت که او
پر از کرامت فضل و بزرگواری بود!؟
 
قسم به کعبه که سجّادۀ گل‌افشانش
زِ خون جبهۀ او باغ رستگاری بود…
روزی که قبله منزل بابای خاک شد
کعبه به عشق آمدنش سینه چاک شد
 
آن روز کار عرش بگو و بخند بود
هوهوی جبرئیل در عالم بلند بود
 
قد اَفلحَ العلی و خدا گفت مؤمنون!
مثل علی نماز کسی نیست خاشعون
 
قد افلح العلی نه علی رستگار بود
از اولش علی ید پروردگار بود
 
توحید ختم بر گل کفوا احد شده
بنت اسد هر آینه ام‌الاسد شده
 
می‌خواستند بند به قنداقه‌اش کنند
گل را اسیر ماندن در ساقه اش کنند
 
اما علی که بند به قنداق خویش نیست
خورشید که معطل اشراق خویش نیست
 
خود در فراز و تابش او بر فرود بود
قوس نزول نور علی در صعود بود
 
در کعبه رفت احمد و معراج وار رفت
آیینه برملا شد و پرده کنار رفت
 
پرده کنار رفت و نبی بود با خدا
سجده کنان ملائکه گفتند یا خدا
 
حق و جمیل و اکبر و لا منتها تویی
این نور دیگر است در آیینه یا تویی
 
این کیست این که طاق فلک را شکافته
پیراهنی برای خود از نور بافته
 
این کیست صبح را طلع‌الشمس می‌کند
این کیست که وجود تو را لمس می‌کند
 
این کیست این که خانه‌ی تو زادگاه اوست
الّا ی اتحاد پس از لا اله اوست
 
این کیست این که روی چو بر خاک می‌کند
آن خاک را مسافر افلاک می‌کند
 
این کیست این که روی سرش تاج انما
و جامه‌ای‌ست بر تنش از جنس هل أتی
 
این کیست این که هست عوالم ز هست او
افتاده است صور قیامت به دست او
 
افلاک جان به محضرش ایثار می‌کنند
اجسام بر ولایتش اقرار می‌کنند
 
تعظیم کرده‌ایم خدایا برای که
شک رخنه کرده است میان ملائکه
 
در این میانه هاتفی از بین همهمه
فرمود یا نبی تو بیان کن به فاطمه
 
بنت اسد ز مریم عمران تو برتری
کآن مادر مسیح و تو هم ام حیدری
 
ای دسته‌ی ملائکه جای سوال نیست
وقتی منم خدای شما شک برای چیست
 
در قدرت خدایی من هضم دید نیست
پس خلق جلوه‌ی خودم از من بعید نیست
 
تنها علی‌ست زاده‌ی این کعبه است و بس
این کعبه هم بدون علی جعبه است و بس
 
گفتند عرش و فرش بدون معطلی
یا مظهر العجایب و یا مرتضی علی
رسید و با حضور خویش دنیا را مزین کرد
جواب «لن ترانی» را به دنیا آمد و«لن»کرد
 
میان چاردیواری کعبه آمد و آن گاه؛
برای اهل معنا چارچوبش را معین کرد
 
علی صبح ازل برخاست جارو کرد دنیا را
سپس در گردسوز آفتاب و ماه روغن کرد
 
یکی مانند مالک حاصلش شد از سر تفریح؛
علی قبل از ازل وقتی که میل آفریدن کرد
 
علی می ساخت انسان را ابوذر را و سلمان را
که دُلدُل شیهه ای سر داد و رستم را تهمتن کرد
 
برای وصله بر نعلین دنیا بارها دیدند
طناب عدل را نخ کرده و در چشم سوزن کرد
 
به دور قلب، بازوی ستبری داشت، چون معمار؛
همیشه چارچوب شیشه را از جنس آهن کرد
 
گرفت از او هویت؟نه،به او از خود هویت داد
علی در زندگی اش هر لباسی را که بر تن کرد
 
علی رزم عرب را از حضور عقده خالی کرد
علی بزم عرب را با کلام خود مطنطن کرد
 
و ما در ظلمت مطلق گرفتار عدم بودیم
علی در روبروی هر که یک آیینه روشن کرد
با نام علی حماسه آغاز شده
مولاست که سر منشا اعجاز شده
معنای شکاف روی دیوار‌ این است:
کعبه ز تحیّر دهنش باز شده.
 
او علت آفرینش دنیا بود
در جود و کرم همیشه بی همتا بود
با اذن و اجازه علی می تابید
خورشید که زیر سایه مولا بود
 
از عهد قدیم یا علی بر لب داشت
چون طفل یتیم یا علی بر لب داشت
گفتند در آن لحظه که از نیل گذشت
موسای کلیم یا علی بر لب داشت
 
آقای همه کریم ها مولا جان
پایان تمام بیم ها مولا جان
دستی ز سر لطف بکش بر سر ما
بابای همه یتیم ها مولا جان
 
از کنه دلش به محضر ماه آمد
با کوله عشق و ناله و آه آمد
زائر که به ایوان نجف می آید
یعنی که گدا به دیدن شاه آمد
 
در سفره الطاف خدا مهمان است
هم صحبت با محبت باران است
در ساحل امن زندگی خواهد کرد
قلبی که محبت علی در آن است
 
صاحب کرمی که در جهان بی همتاست
یک عشق مدام در رکوعش پیداست
تردید نکن در آنچه قرآن فرمود:
قطعا فقط او به کل عالم مولاست
 
دل در شب مهتاب تو را می خواهد
باران شده بی تاب، تو را می خواهد
وقت سفر از زمین به عرش است علی
برخیز که محراب تو را می خواهد
 
در هر دو جهان قبله نما مولا بود
سرچشمه هر جود و سخا مولا بود
شور و شعف لحظه میلادش را
از کعبه بپرسید که با مولا بود
 
ای اسوه استقامت ای مرد علی
با حضرت مصطفی تو همدرد علی
عیسی که چنین شهره آفاق شده
با نام تو مرده زنده می کرد علی
دستی که کوته است به خرما نمی رسد
قطره هزار سال به دریا نمی رسد
وقتی که عشق می رسد از سوی آسمان
فرصت دگر به زمره لیلا نمی رسد
آنجا که صحبت از جلوات خدایی است
عقل بشر به حل معما نمی رسد
گاهی برای وصف بزرگی میان ذهن
بر شعر و واژه و کلمه جا نمی رسد
وقتی خدا به خلقت خود گوید آفرین
بنده به درک رتبه مولا نمی رسد
 
مولا همان کسیت که بر بندگان ولیست
مولا برای شیعه فقط مرتضی علیست
 
ای کعبه از بزرگی روحت ترک زده
ای بی قراری همه دلهای لک زده
شیرینی لب تو حلال لب نبی
نامت به سفره بشریت نمک زده
در کعبه گرد روی تو در حال اعتکاف
صدها فرشته اردوی خود مشترک زده
ای آسمان آمده در خطه زمین
شد آسمان ز دوری رویت فلک زده
تو آمدی و پشت سرت شیعیان تو
آنانکه عشق تو دلشان را محک زده
 
ای جلوه تمام خدا آمدی علی
با تیر عشق سینه ما را زدی علی
 
ای میهمان ویژه ی کعبه یگانه ای
تو خانه زاد کعبه نه تو روح خانه ای
خورشید شرق هستی و غربی ترین حضور
بی انتها ترین توئی و بی کرانه ای
روزی آسمان و زمین بین مشت توست
خرما به دوش شام یتیمان شبانه ای
استاد جبرئیلی و کفش تو وصله دار
شاهی و میان همه عامیانه ای
تو از قدیم تا به کنون بند غربتی
ای خالی از فضائل تو هر رسانه ای
 
دل بی محبت سیاه است مثل شب
با تو خدا نشسته به هر سینه لب به لب
 
ای دین حق به پا شده از جان نثاریت
دشمن فراری از یورش ذوالفقاریت
ای روزه روزه دار وجود گرسنه ات
ای چاه کوفه تشنه شب زنده داریت
ای رعد و برق خشم تو طوفان ریشه کن
وی گل اسیر ناز نگاه بهاریت
ای ناله ی خلیل خدا بین شعله ها
دست خلیل نوح به کشتی سواریت
تو یک شبه چگونه چهل خانه رفته ای
ای عقل مات صورت پروردگاریت
 
ممسوس ذات پاک خداوند قادری
تو مظهر العجائب عالم تو حیدری
 
باید دلی دهیم که به تو اقتدا کنیم
دل را کمی به درگه تو آشنا کنیم
مدهوش آیه های کمیل توایم علی
کی می شود شبیه تو ربنا کنیم
دادی اجازه تا که تورا ای شکوه عشق
عاشق صفت جنون زده بابا صدا کنیم
آیا اجازه میدهی ای مرد کوچه گرد
دل را روانه ی گذر کوچه ها کنیم
اصلا نه گوشواره و سیلی نه میخ در
بگذار لحظه ای سفر کربلا کنیم
 
آقا اجازه ای بده تا ناله سر کنیم
یاد حسین و فاطمه ی خونجگر کنیم
بنگر صفای جام و می لعل فام را
کز باده فرق می نتوان کرد، جام را
 
نازم به بزم دُردکشان کز فروغ جام
از هم تفاوتی نبود، صبح و شام را
 
در طی راه عشق چو خامند، پختگان
اندیشه کن که حال چگونه است خام را
 
تحصیل نام، از در میخانه کی توان
طوفان خم به باد دهد، ننگ و نام را
 
انصاف خواهمی زتو، هرگز شنیده ای؟
عاقل به اختیار کند، ترک کام را
 
ما را غرض زباده، شراب ولایت است
نی باده ای که آمده مقصد، عوام را
 
دی بر در سرای مغان، ازدحام بود
پرسیدم از مُغی، سبب ازدحام را
 
گفتا که هست عید و به عیدانه، پیر دیر
بنموده وقف دُردکشان، رطل و جام را
 
میلاد فر خجسته ی ساقی کوثر است
آمد نوید فتح و بشارت، گرام را
 
سلطان اولیاء، شه مردان که حُب او
شرط قبول گشته صلوة و صیام را
 
مولود شد به کعبه و عزّ و شرف فزود
حجر و حطیم و زمزم و رکن و مقام را
 
اِحرام طوف درگه او هر که بست یافت
اجر هزار عمره و حجّ تمام را
 
بر خاک آستانهٔ وی هر که جبهه سود
دریافت حق واقعیِ استلام را
 
بین صفا و مروهٔ درگاه و روضه اش
کن سعی کسب روضهٔ دارالسلام را
 
می کُن وقوف، در عرفات ولای او
جویی اگر سلامت یوم القیام را
 
مقصد ز رمیِ جَمْر، تبری زخصم اوست
کین شیوه شاهد است، تولای تام را
 
قربانی منای تقرب، که فُزت گفت
دید از شراب وصل، لبالب چو جام را
 
بعد از ثنای شاه ولایت علی، رواست
گفتن مدیح صدر فلک احتشام را
 
ز آن رو که عرض مدحت مولی نمودن است
در کیش اهل عشق، ستودن غلام را
 
آن خواجهٔ کریم که زد جاودان صلا
بر خوان جود و فضل و کرم، خاص و عام را
 
فرزانه صدر اعظم اشرف که شه سپرد
در کفّ او زمام تمام انام را
 
در دفع خصم مملکت و حفظ داد و دین
کلکش نموده کار بُرنده حسام را
 
ز آن شد امین سلطان، کز پای گوهری
جز در ره امانت، ننهاده گام را
 
دایم «محیط» از کرم شاه اولیاء
خواهد دوام دولت صدرالکرام را
ماییم و اعتکافِ علی,سیزده شب است
حجاجِ در طوافِ علی,سیزده شب است
دلبسته در کلافِ علی,سیزده شب است
مست میِ مُضاف علی,سیزده شب است
 
《ماییم دلسپرده ی دیدار ,یا علی》
 
امشب مرا تقرّب تو نیّت است و بس
این بهترین زمینه ی تربیت است و بس
در تربیت,مسیر ,عبودیت است و بس
کُنهِ عبودیت, ز ربوبیت است و بس
 
《دیدیم در تو ما, ربوبیتِ یار, یا علی》
 
من سینه چاک روی توام, کعبه نیز هم
گرم طواف کوی توام, کعبه نیز هم
من در نماز سوی توام, کعبه نیز هم
مدیون آبروی توام, کعبه نیز هم
 
《ای قبله گاه, کعبه ی سیار,یا علی》
 
کعبه اگر چاک گریبان گشوده است
ثابت نمود,عاشقت از قبل بوده است
صحنی که خاک مقدم مریم زدوده است
در را به روی بنت اسد وانموده است
 
《مختصِ توست, مُعجزِ بسیار,یا علی》
 
مِنْ بعد از این علامت توحید, علم شده
ماتِ تجلّیِ تو خداوند هم شده
بیت الحرام بعد تو بیت الحرم شده
بتخانه ی حجاز ,دگر محترم شده
 
《شد با شرافت این درو دیوار,یا علی》
 
دادم زکف به شوق مدیحت ,قرار را
واجب شده است سجده کنم نام یار را
میزان کجاست ,تا که بسنجد عیار را
نشناختیم غیر تو پروردگار را
 
《ماتم از این شباهت رفتار,یا علی》
 
گاهی علی نشسته به جای خدای خود
گاهی خداست جای شه لافتای خود
جای خدا نشست و صدا زد به جای خود
در قاب عرش گفت علی با صدای خود…
 
《پرودگار اول گفتار , یا علی》
 
در لا اله غیر تو خواندیم ,جا نشد
حتی خدا برای دلم مرتضا نشد
مومن نشد هرآنکه ز کفرش دوا نشد
پس لاشریکٓ لَهْ که حقیقت ادا نشد
 
《دارم به کفر میرسم اینبار,یا علی》
 
آنقدر مِی زدم علنی عشق می کنم
امشب اویسمُ قرنی عشق میکنم
با جمله ی یَموت یَرنی عشق میکنم
من با ابالحسن,حسنی عشق میکنم
 
《دیوانه ام ,پیاله نگه دار یا علی》
 
عشقم اگر علیست سرِ دارَم آرزوست
من سر گذشتِ میثم تمارم آرزوست
خرما فروختن بشود کارم آرزوست
رسوا شدن میانه ی بازارم آرزوست
 
《بالای دار از تو زنم جار,یا علی》
 
هر کس که دید اوج تورا بال و پر فروخت
نهج البلاغه از نمک تو شکر فروخت
آنقدر غمزه های نگاهت, نظر فروخت
هر کس که دید سر به جنون زد جگر فروخت
 
《عشاق را تویی تو خریدار, یا علی》
 
پر میدهیم مرغ دل خویش تا نجف
کنج ضریح گوشه ایوان طلا نجف
پر شد قنوت هر شبم از ذکر یا نجف
من سالهاست خواسته ام از خدا نجف
 
<<خواندم دعای وصل تو بسیار ,یاعلی>>
 
سر میدهم سروش نجف روزی ام کنید
ابر گناه پوش نجف روزی ام کنید
هستم پیاله نوش نجف روزی ام کنید
دیدار می فروش نجف روزی ام کنید
 
《پس تا نجف بگو:صد و ده بار یا علی》
 
در این مسیر دیده ی گریان مُقرب است
در صحن شاه, ریگ بیابان مقرب است
در خانه ای که کلب نگهبان مقرب است
زانو زدن مقابل ایوان مقرب است
 
《پس سجده میکنم به تو اینبار, یا علی》
 
گر چه برات ,مالک اشتر نمیشویم
مقداد نیستیم ,ابوذر نمیشویم
سلمان نبوده مُحرِم این در نمیشدیم
اینها که جای خود سگ قنبر نمیشویم
 
《اما تویی همیشه مددکار,یا علی》
 
توحید محض, باعث ایجاد حیدر است
بالای عرش افضل اوراد حیدر است
آنکس که جام دست نبی داد حیدر است
زهرا عروس خانه و داماد حیدر است
 
《ای در نگاه عشق,علمدار یا علی》
 
مولی الموحدین,نفحات پیمبری
نَفسِ رسول, باب نجات پیمبری
رمز شفاعت,عرصات پیمبری
مِیلِ حیات و کُنهِ صفات پیمبری
 
《پیغمبر است بر تو گرفتار ,یا علی》
 
حبّ علی نتیجه ی احسان فاطمه است
او هل اتای فاطمه, قرآن فاطمه است
اسباب شادی لب خندان فاطمه است
این مرد مهربان به خدا جان فاطمه است
 
《زهرا توراست یار و وفادار,یا علی》
 
آنجا که نیست نام تو جای نشست نیست
لعنت به هرکسی که زجام تو مست نیست
بر روی دست دست خداوند دست نیست
این ورطه جای آنکه یقینش شکست نیست
 
《لعنت به هر که میکند انکار,یا علی》
 
ای شیر پاک,ای ثمر لقمه ی حلال
خونم حلال تو شده یا سیف ذی الجلال
گرما بده شراب شود غوره های کال
ما را به غیر هجر نجف نیست یک ملال
 
《امضا بزن به نامه ام ای یار,یا علی》
 
ای اولین تلاوت قرآنِ قبل از آن
ای اولین امام مسلمان قبل از آن
آیات مومنون نمایان قبل از آن
ای صاحب ولایت دوران قبل از آن
 
《قرآن بخوان بگو تو ز اصرار,یا علی》
 
قاری شدی و تیر و سنانت نریختند
سنگ جسارتی به لبانت نریختند
با خیزران به سمت دهانت نریختند
مشتی حرامزاده به جانت نریختند
 
《وای از حسین و مجلس اغیار,یا علی》
تو آمدی ستایش بت بی اثر شود
با نام تو زمین و زمان شعله ور شود
رویای مکیان همه زیر و زبر شود
حق است در مدیحت تو مکه کر شود
تمثال دلربای تو تندیس زر شود
باید که چشم باز کند بازتر شود
هرکس که خواست در صف اهل نظر شود
هو یاعلی بگوید و جوری دگر شود
 
عالم غلام فاطمه ی شیرزاده است
شیرانگی! اصالت این خانواده است
طفلی به راه بود که روزی گشاده است
در دلبری سواره,دو عالم پیاده است
مولود خانه ایست که دار العباده است
این بار درب کعبه بلا استفاده است
دیوار زد شکاف,خدا اذن داده است
وقتی که خواست صاحب یک گل پسر شود
 
شب شد همین که موی سرت را تکانده ای
برق از سر تمام ملایک پرانده ای
فانوس این جماعت در راه مانده ای
آیینه ای و حرف مرا زود خوانده ای
بر زانوی سترگ خودت “پَر” نشانده ای
آری!یتیم را به برت پرورانده ای
حالا که ریشه در دل مردم دوانده ای
باشد که ریشه باعث مرگ تبر شود
 
ای نام تو مصادف هشت و سه بار ده
از آسمان ببار برایم,ببار ده
مثل علامت سپر و ذوالفقار ده
ختم علی گرفته خدا صد هزار ده
یعنی که پنج صفر بیاید کنار, ده
از برکتت به شعر من آمد به کار ده
روزت پس از دوازده و قبلِ چارده
حالا رواست سیزده من بدر شود!
 
هر روز و شب خدا ز تو دم می زند که هیچ…
خود را زده به نام تو یکجا سند که هیچ…
میزان حق تویی,عمل خوب و بد که هیچ….
خشم تو خصم را به کما می برد که هیچ….
فکر نبرد از سرشان می پرد که هیچ…
عالم به احترام تو خم می شود که هیچ…
حتی برای کشته شدن عبدود که هیچ….
کل جهان برای تو خم تا کمر شود
 
هر کس که خواست خِیرِ سرش خیره سر شود
باید به ضرب تیغ تو شق القمر شود
مردی نبود با تو سپر در سپر شود
یا این که مثل حضرت حیدر ابَر شود
کی نوبت بروز کلاغان مگر شود؟
وقتی عقاب پیش تو بی کرک و پر شود
هر کس که از شجاعت تو باخبر شود
کاری نمی کند که پی اش درد سر شود
 
او با سران قلعه سخن بی گزند گفت
مثل همیشه خطبه ی مردم پسند گفت
در ابتدای کار کمی وعظ و پند گفت
شیرین سخت علیست,که با طعم قند گفت
با این که دید بد دل و نامحرمند گفت
وقتی که دید طعنه به او می زنند گفت
درهای قلعه یک تنه از جای کند, گفت:
“این در برای قلعه بعید است در شود”
با قلم احساس من نقش دو ابرو میکشید
مست شد تاکه ز تاب زلف و گیسو میکشید
نبض احساس دلم,من را به هر سو میکشید
یک صدو ده مرتبه بانگ هوالهو میکشید
 
در شب میلاد تو از جان و دل هم بگذرم
من غلام نوکران نوکران قنبرم
 
باده های جام عشقت را زدم بی اختیار
ای قرار و ای بهار و ای نگار کردگار
حک شده بر روی پیشانی ما با افتخار
 لا فتی الا علی لا سیف الا ذولفقار
 
آمدی ای نو گل باغچه ی بنت اسد
ساکن شهر مجانین تو هستم تا ابد
 
ما همان طایفه ی حیدری و بی باکیم
که برای تو همیشه سینه ای صد چاکیم
پدرخاک تویی و همگی از خاکیم
به یقین کودک و طفل پدر افلاکیم
 
لقمه ای نان بده بدجور گرفتار شدم
من به آقایی تو باز بدهکار شدم
 
جلوه ی کل جهان محو دو چشمان علیست
واژه ی عشق به ولله که حیران علیست
هست هستی,بخدا یک نخ دامان علیست
همه ی کون و مکان گوش به فرمان علیست
 
 یاعلی میگویم و از هر سری من سرترم
اهل عالم! من گدای خانه زاد حیدرم
براساس گریز به
موضوع گریز :
مناسبت گریز :
براساس سبک شعر
روضه شور واحد تک زمینه رجز خوانی زمزمه جفت نوحه مناجات نامشخص مدح مسجدی سینه زنی واحد سنگین دکلمه دم پایانی واحد تند پیش زمینه سرود سالار زینب حاج ناظم همه جا کربلا راس تو میرود بالای نیزه ها ببینید ببینید گلم رنگ ندارد نوحه سنتی ببینید ببینید گلم رنگ ندارد سیدی ماکو مثلک الغریب غریب گیر آوردنت زبانحال به سمت گودال از خیمه دویدم من دودمه مدح و مرثیه مفاعیل مفاعیل فعول شعر خوانی
براساس قالب شعر
دوبیتی غزل قصیده مثنوی چهار پاره رباعی ترجیع بند مستزاد شعر نو شعر سپید ترکیب بند قطعه مسمط نا مشخص مربع ترکیب تک بیتی مخمس
براساس زبان
فارسی عربی ترکی
براساس شاعر
محتشم کاشانی میلاد عرفان پور امیر عباسی قاسم صرافان محمد مهدی سیار غلامرضا سازگار رضا یعقوبیان علی اکبر لطیفیان قاسم نعمتی اسماعیل تقوایی مرتضی محمود پور حسن لطفی امیر حسین سلطانی محمود اسدی علی انسانی مظاهر کثیری نژاد محمود ژولیده ولی الله کلامی زنجانی میثم مومنی نژاد حسن ثابت جو عباس میرخلف زاده سید حمیدرضا برقعی سید هاشم وفایی سید رضا موید خراسانی محمدرضا سروری یوسف رحیمی احمد بابایی محسن عرب خالقی سید پوریا هاشمی علیرضا خاکساری وحید زحمتکش شهری مهدی رحیمی زمستان حسن کردی روح اله نوروزی مرضیه عاطفی بهمن عظیمی حسین رحمانی میلاد قبایی محسن صرامی رضا آهی رضا تاجیک اصغر چرمی محمد جواد شیرازی مهدی نظری وحید قاسمی وحید محمدی محسن کاویانی مجتبی صمدی شهاب حمید رمی محمد حسین رحیمیان محمد حسن بیات لو امیر روشن ضمیر نا مشخص محمد محسن زاده گنجی امیر ایزدی حسین قربانچه رضا رسول زاده جواد حیدری محمد سهرابی محمد جواد پرچمی سيد مهدي سرخان رضا یزدانی سید مهدی موسوی حسن صنوبری محسن رضوانی سیدجواد پرئی سید محمد جواد شرافت علی سلیمیان محمدجواد غفورزاده (شفق) سید مجتبی رجبی نورآملی حسن بیاتانی عماد خراسانی رحمان نوازنی مسعود اصلانی حافظ محمدرضا آغاسی علی حسنی صمد علیزاده محمد صمیمی کاظم بهمنی مجید تال مهدی قهرمانی احسان محسنی فر شیخ رضا جعفری میثم سلطانی مصطفی صابر خراسانی محمد فردوسی علیرضا قزوه قاسم افرند محمد مهدی عبداللهی محمد خسروی جواد دیندار سعید خرازی علیرضا عنصری حسین میرزایی حسن جواهری مصطفی قمشه ای علامه حسن زاده آملی میثم خالدیان علی زمانیان حسین ایمانی سیدعلی احمدی(فقیر) سید مجتبی شجاع محمد حسین فرحبخشیان (ژولیده نیشابوری) محسن داداشی امام خمینی (ره) فواد کرمانی امیر رضا سیفی احمد اکبرزاده ملا فتح‌الله وفایی شوشتری صدّیقه‌ی طاهره (علیهاسلام‌الله) محمود شاهرخي (م.جذبه) سید محمد رستگار جواد هاشمی (تربت) سید حبیب نظاری غلام‌رضا دبیران محمدحسین علومی تبریزی سعید بیابانکی سعید توفیقی علیرضا لک جواد محمد زمانی آیت الله محمدحسین غروی اصفهانی سید یاسر افشاری محمود کریمی احمد واعظی آیت الله وحید خراسانی حضرت آقای خامنه ای سید الشهدا عبدالجواد جودی خراسانی بهروز مرادی سالک قزوینی رفیق اصفهانی سید رضا حسینی (سعدی زمان) بابافغانی شیرازی تأثیر تبریزی صغیر اصفهانی (ره) وحید مصلحی یاسر حوتی حسین رستمی محمد بنواری (مهاجر) محمد بیابانی علیرضا شریف هادی جان فدا علی آمره حامد تجری مصطفی متولی مجتبی خرسندی علی صالحی علیرضا بیاتانی مهدی رحمان دوست مهدی نسترن سید محمد جوادی سید مهدی جلالی مجتبی روشن روان حامد خاکی سید محمد علی ریاضی احسان مردانی مهدی مومنی مریم سقلاطونی مجتبی شکریان همدانی عارفه دهقانی حسینعلی شفیعی (شفیع) رضا پیروی سعید پاشازاده ناصر حامدی رضا قاسمی حامد جولازاده پیمان طالبی میلاد حسنی امیر حسام یوسفی نوید اسماعیل زاده عباس شبخیز قراملکی (شبخیز) مهدی جهاندار کرامت نعمت زاده علی اصغر حاج حیدری مهدی صفی یاری محمد علی بیابانی محمد امین سبکبار هانی امیر فرجی سینا نژادسلامتی رسول میثمی صباحی بیدگلی وصال شیرازی مهدی پورپاک فاطمه نانی زاده محسن خان محمدی حبیب نیازی مجید لشگری میرزا احمد عابد نهاوندی(مرشد چلویی) آیت الله سیداحمد نجفی(آقاجون) محمد جواد خراشادی زاده ناظرزاده کرمانی سیدجلال حسینی احمد جلالی حسین عسگری علی اصغر کوهکن حجت الاسلام میر تبریزی محسن مهدوی حبیب الله چایچیان رضا فراهانی محمدرضا شمس خاکی شیرازی ابراهیم بازیار عباس احمدی سید محمد اویار حسینی محمد احمدی مرحوم الهیار خان (آصف) جواد قدوسی مجید قاسمی محمد رسولی داوود رحیمی مسعود یوسف پور حیدر توکل فاضل نظری علی ناظمی صفایی جندقی کریم رجب زاده میرزا یحیی مدرس اصفهانی غلامرضا کافی عمان سامانی مهدی محمدی پانته آ صفایی محمد بختیاری حمیدرضا بشیری محمدسعید عطارنژاد پروانه نجاتی نیما نجاری علی اشتری جعفر خونویی رضا دین پرور محمد ظفر سید رضا میرجعفری خوشدل تهرانی مهدی نعمت نژاد محسن راحت حق سجاد محرابی سید فرید احمدی مهدی زنگنه کاظم رستمی روح الله عیوضی علی اصغر ذاکری گروه یا مظلوم امیر حسین حیدری امیر اکبرزاده مهرداد مهرابی سید محمد بابامیری توحید شالچیان نغمه مستشار نظامی رحیم معینی کرمانشاهی سید محمد میرهاشمی امیرحسین الفت غلامحسین پویان احمد علوی فیاض هوشیار پارسیان مرتضی امیری اسفندقه محمدعلی مجاهدی جعفر بابایی(حلّاج) اصغر عرب فرشته جان نثاری سیدمحسن حبیب لورسه محمد علامه صادق رحمانی فرهاد اصغری یاسر مسافر عباس ویجویی عباس عنقا منوچهر نوربخش سیدحسن حسینی محمدجواد باقری محمد ارجمند محمد عظیمی محمدحسین بهجت تبریزی(شهریار) محمدسعید میرزایی مهدی خطاط ادیب الممالک فراهانی محمدعلی رحیمی محمد قاسمی احسان نرگسی رضاپور داریوش جعفری حامد آقایی سید محسن حبیب الله پور مجتبی حاذق محسن حنیفی آرش براری بهنام فرشی هستی محرابی طاها ملکی یاسر قربانی محمد داوری امیرحسین آکار اسماعیل شبرنگ آرمان صائمی علی رضوانی عماد بهرامی عادل حسین قربان امیرعظیمی حبیب باقرزاده حسین محسنات علی اصغر یزدی مجتبی رافعی میثم خنکدار ابراهیم لآلی قاسم احمدی مهدی علی قاسمی پوریا باقری علی اکبر نازک کار نوید اطاعتی فاطمه خمسی مهدی میری مجتبی کرمی محمد دستان علی کاوند مهدی قربانی محمد مبشری محمدرضا رضایی موسی علیمرادی محمدعلی نوری میلاد یعقوبی حسین صیامی مرتضی مظاهری میرزا احمد الهامی کرمانشاهی ناصر دودانگه علیرضا وفایی(خیال) امیر فرخنده حسین واعظی سعید نسیمی محسن غلامحسینی منصوره محمدی مزینان ابراهیم روشن روش سید علی حسینی مرضیه نعیم امینی حمید فرجی امیرعلی شریفی جعفر ابوالفتحی محمد کاظمی نیا امیر علوی رضا قربانی مهدی کاشف امیرحسین محمودپور رضا اسماعیلی حسن فطرس عالیه رجبی رضا باقریان محسن عزیزی محمدرضا ناصری روح الله پیدایی محمد زوار ایمان کریمی مصطفی رفیعی مجتبی قاسمی محمود قاسمی مجید خضرایی یونس وصالی محمود یوسفی ایمان دهقانیا بردیا محمدی مجتبی دسترنج ملتمس محمد مهدی شیرازی محسن زعفرانیه حسین خیریان حامد شریف مهدی شریف زاده ابالفضل مروتی مصطفی کارگر معین بازوند سید جعفر حیدری محسن ناصحی روح الله قناعتیان محمدحسین ملکیان مقداد اصفهانی رسول عسگری عفت نظری سجاد شاکری احمد ایرانی نسب مسعود اکثیری حسن رویت علی سپهری سید امیر میثم مرتضوی سیدمحمد مظلوم حسین رضایی حیران علی مشهوری (مهزیار) علی قدیمی نیر تبریزی فیاض لاهیجی حسین عباسپور محمد بن یوسف اهلی شیرازی جویای تبریزی (میرزا دارا) سید رضا هاشمی گلپایگانی سید علی اصغر صائم کاشانی امیرحسین کاظمی سارا سادات باختر علی اصغر شیری محمد حسین آغولی (ترکی شیرازی) سلمان احمدی وحید اشجع مهرداد افشاری مرجان اکبرزاد محمد-مهدی-امیری شهره انجم شعاع عبدالحمید-انصاری‌-نسب مرتضی-بادپروا محمدرضا-بازرگانی زهرا براتی امیرحسن بزرگی متین زهرا بشری موحد سید-حکیم-بینش فاطمه‌ سادات پادموسوی سعید-تاج‌-محمدی مهدی چراغ‌زاد حامد حسینخانی سیده فرشته حسینی سیدموسی حسینی کاشانی علی‌اصغر الحیدری (شاعر هندوستانی) محمد سجاد حیدری سمیه خردمند ایرج میرزا محسن سیداسماعیلی میرزا محمد باقر صامت بروجردی میرزا حاجب بروجردی (افصح الشعراء) میرزا محمد رفیع (رفیع‌الدین) (واعظ قزوینی) آشفته شیرازی سید وحید حسینی مسعود مهربان مهدی انصاری رضا حامی آرانی سید حسن رستگار محمدجواد وثوقی حمید کریمی اسماعیل روستایی احمد شاکری ابراهیم زمانی محمد کیخسروی محمد جواد مهدوی یاسین قاسمی حسین کریمی مهدی امامی جواد کلهر مجتبی فلاح محمدجواد غفوریان پدرام اسکندری حسن اسحاقی نوید طاهری محمود مربوبی سیروس بداغی میلاد فریدنیا شهریار سنجری رضا ملایی مجید رجبی امیرحسین نجمی عمران بهروج صادق میرصالحیان حجت بحرالعلومی محمدحسین ذاکری رسول رشیدی راد زینب احمدی حامد خادمیان حمیدرضا محسنات حسین اخوان (تائب) محمود شریفی مهدی مقیمی وحید دکامین شهرام شاهرخی فرشید یارمحمدی علی فردوسی رضا شریفی سیدعلی رکن الدین عبدالحسین مخلص آبادی حسین سنگری رضا هدایت خواه مهران قربانی محسن قاسمی غریب سید مصطفی غفاری جم سید مسعود طباطبایی احمد عزیزی حسین زحمتکش حمید عرب خالقی سجاد روان مرد میثم کاوسی رضا مشهدی امیرحسین وطن دوست محمد کابلی محمدهاشم مصطفوی محمد دنیوی (حاتم) علی اکبر حائری محمدرضا طالبی کمیل کاشانی محمدباقر انتصاری مرتضی عابدینی علی حنیفه عبدالرضا کوهمال جهرمی سینا شهیدا مهدی فرجی حسنا محمدزاده سید مصطفی مهدجو علی میرحیدری علی خفاچی حسین ایزدی پرویز بیگلری چاوش اکبری زهرا هدایتی هاشم طوسی (مسلم) نجمه پورملاکی نادر حسینی سجاد شرفخانی علی زارعی رضایی محمدعلی رضاپور سید محسن حسینی مرحوم نادعلی کربلایی ابوالفضل عصمت پرست مجتبی نجیمی مجید نجفی مجید بوریان منش علی علی بیگی سید محسن علوی محمد جواد مطیع ها ناهید رفیعی امیررضا یوسفی مقدم سید علی نقیب ایوب پرندآور نوید پور مرادی علی ذوالقدر سید ابوالفضل مبارز علی شکاری حمید رحیمی انسیه سادات هاشمی محسن حافظی عبدالحسین میرزایی مهدی قاسمی رضا خورشید فرد وحیده افضلی سید محمد حسین حسینی محمد سجاد عادلی مهدی زارعی سید محمد جواد میرصفی یدالله شهریاری امید مهدی نژاد محمد صادق باقی زاده محمد خادم محمدرضا کاکائی سید حجت سیادت مهدی مردانی جواد محمود آبادی حسین شهرابی حامدرضا معاونیان احمد جواد نوآبادی محمد علی قاسمی خادم عرفان ابوالحسنی ظهیر مومنی سید صادق رمضانیان عاطفه سادات موسوی عاصی خراسانی علی محمدی حسین زارع سید مصطفی سیاح موسوی حمید محبی وحید نوری حسین اوتادی هادی ملک پور مهدی کبیری محمدرضا نادعلیان فرشید حقی رامین برومند (زائر) محمدرضا اسدی سجاد زارع مولایی سید امیر حسین فاضلی سید مصطفی حسینی راد محمد رستمی محسن همتی محمود تاری سید واصفی غلامرضا شکوهی کمیل باقری محمد حسین بناریان لیلا علیزاده مهدی حنیفه جواد کریم زاده سید صابره موسوی میرزا محمد تقی قمی (محیط) حاج ملا احمد بن محمد مهدی فاضل نراقی (صفایی) عباس همتی یغما جندقی حامد محمدی محمد جبرئیلی گروه قتیل العبرات فاطمه عارف نژاد
براساس مداح
حاج منصور ارضی حاج محمود کریمی حاج محمدرضا طاهری حاج سعید حدادیان حاج میثم مطیعی حاج مجید بنی فاطمه حاج حمید علیمی حاج حسین سیب سرخی حاج مهدی سلحشور حاج سید جواد ذاکر حاج جواد مقدم حاج عبدالرضا هلالی حاج سید مهدی میردامادی حاج مهدی رسولی حاج حسن خلج حاج مهدی لیثی حاج نریمان پناهی حاج سید رضا نریمانی حاج احمد واعظی حاج حسین طاهری حاج مهدی سماواتی حاج محمد حسین پویانفر حاج سید حمیدرضا برقعی نا مشخص حاج میثم مؤمنی نژاد حاج مهدی اکبری حاج قاسم صرافان حاج مهدی مختاری حاج محمدرضا محمدزاده حاج کاظم اکبری حاج ابالفضل بختیاری حاج محمدرضا آغاسی حاج حنیف طاهری حاج وحید نادری حاج حسین رضائیان حاج امیر عباسی حاج محمد بیابانی حاج سید علی رضوی حاج سید مهدی هوشی السادات نزارالقطری حاج اسلام میرزایی حاج حسین سازور حاج محسن عرب خالقی حاج صابر خراسانی سید رسول نریمانی محمد جعفری ارسلان کرمانشاهی جبار بذری حاج اکبر مولایی حاج امیر برومند حاج محمدرضا بذری حاج حیدر خمسه حاج حسن حسین خانی حاج حسین عباسی مقدم حاج غلامحسین علیزاده حاج حسین عینی فرد حاج مهدی رعنایی حاج مصطفی روحانی حاج روح الله بهمنی حاج امیر کرمانشاهی حاج میرزای محمدی حاج وحید گلستانی حاج سید امیر حسینی علی فانی حاج سید علی مومنی حاج امین مقدم حاج محمد کمیل حاج محمد حسین حدادیان حاج سعید پاشازاده حاج مقداد پیرحیاتی حاج محمد سهرابی حاج محمد فصولی کربلایی حاج فرهاد محمدی حاج ابوذر بیوکافی حاج سید محمد جوادی حاج سید محمد عاملی حاج وحید یوسفی حاج محمد یزدخواستی حاج مجتبی رمضانی کویتی پور حاج محسن صائمی حاج حسین رستمی مرحوم استاد محمدعلی کریم خانی حاج حسین باشی حاج مهدی وثیق حاج شیخ محمد ناصری سید علی حسینی حاج محمد امانی مرحوم محمدعلی چمنی حاج رضا قنبری حاج عبدالله شیران مرحوم استاد سلیم موذن زاده حاج علی اصغر ارغوان مرحوم حاج فیروز زیرک کار سید حسین قاضی سید مهدی حسینی استاد محسن فرهمند حاج احمد عثنی عشران حاج محمد احمدیان حاج صادق آهنگران حاج اکبر نوربهمنی سیدرضا میرجعفری سیدرضا تحویلدار ایمان کیوانی حاج محمدحسین عطائیان حاج حسن شالبافان حاج محمدصادق عبادی حاج علی عرب حاج علیرضا قزوه حاج آرش پیله وری حاج مهدی تقی خانی حاج یزدان ناصری حاج امیرحسن محمودی حاج حمید دادوندی حاج احمد نیکبختیان حاج امیرحسن سالاروند حاج هاشم سالار حسینی حاج ابراهیم رحیمی حاج محمد صمیمی حاج حمیدرضا قناعتیان حاج محسن عراقی حاج محسن طاهری حاج حسین ستوده حاج مهدی دقیقی حاج حسین رجبیه حاج رحیم ابراهیمی حاج حسین فخری حاج صادق حمزه حاج حسین هوشیار حاج حسین جعفری استاد رائفی پور حاج داوود احمدی نژاد مرحوم مرشد حسین پنجه پور حاج سید محمد حسینی حاج هادی گروسی حاج محمدرضا مختاریان حاج حسن کاشانی حاج وحید جلیلوند حاج حیدر منفرد حاج علی مهدوی نژاد حاج مرتضی امیری اسفندقه حاج حسین خلجی حاج وحید قاسمی حاج سید محمود علوی حاج سعید قانع حاج سید جعفر طباطبائی حاج حسین محمدی فام حاج هادی جان فدا حاج علی علیان حاج صادق کریمی حاج محسن توکلیان حاج محمد قربانخوانی حاج حسن رضا عبداللهی حاج مرشد میرزا مرحوم مرشد میرزا حاج مهدی اقدم نژاد شهید حسین معز غلامی حاج حسین رحمانی حاج علی اکبر سلحشور حاج محمد گرمابدری حاج محمد جواد احمدی حاج احمد اثنی عشران حاج جواد ابوالقاسمی حاج محمد مهدی اسماعیلی حاج محسن حسن زاده حاج اکبر بازوبند آیت الله سید محمدحسن طهرانی مجید رضانژاد محمدجواد توحیدی حاج یدالله محمدی مرحوم سید مهدی احمدی اصفهانی حاج محمود گرجی حاج رضا علی رضایی حاج جواد باقری حاج سید ابراهیم طاهریان حاج مسعود پیرایش حاج محمدرضا نوشه ور حاج حسن بیاتانی حاج علی اکبر زادفرج حاج علی جباری حاج علی کرمی حاج سعید خرازی حاج هادی ملک پور حاج حسن عطایی حاج محمد کریمی حاج محمد رستمی حاج جواد حیدری