ایهاالمظلوم
شعر و اشعار ازدواج حضرت زهرا (فاطمه) با امام علی و صوت سبک و گریز اشعار
لطفاً برای جستجوی گریزهای متفاوت در این مناسبت به کادر جستجوی گریز مراجعه فرمایید
مورد
سید محمد جواد شرافت
سید محمد جواد شرافتازدواج حضرت زهرا (سلام الله علیها)
ازدواج امیرالمومنین علی (علیه السلام)
ازدواج حضرت زهرا (سلام الله علیها)
ازدواج حضرت زهرا (سلام الله علیها)
ازدواج حضرت زهرا (سلام الله علیها)
یاعلی گفت با تمام وجود
تا همه‌عمر با علی باشد
با علی باشد و طنینِ دلش
دم‌به‌دم ذکر یاعلی باشد
 
آمد و چشم خانه روشن شد
از حضورش، تلألؤ نورش
آمد و جلوه کرد تا با عشق
محو نور خدا، علی باشد
 
خانه یعنی بهشتی از احساس
زن این خانه تا که فاطمه است
خانه یعنی جهانی از امید
مرد این خانه تا علی باشد
 
شرح این زندگی فقط عشق است 
داستانی که خط‌به‌خط عشق است
حرفی از درد نیست وقتی که
یارِ دردآشنا علی باشد
 
شب جشن است آمدم مادر! 
شاعر لحظه‌هایتان باشم
شعر زیباست تا زمانی که
نور این بیت‌ها علی باشد
 
به دعای تو سخت محتاجم! 
مهربانِ علی دعایم کن!
تا دلم آنچان که می‌خواهی
شیعۀ مرتضی علی باشد
 
ورد لب‌های من به لطف شما 
از ازل ذکر یاعلی بوده
لطف کن باز تا که ذکر لبم
تا ابد نیز یاعلی باشد
سید هاشم وفایی
سید هاشم وفاییازدواج حضرت زهرا (سلام الله علیها)
ازدواج امیرالمومنین علی (علیه السلام)
ازدواج حضرت زهرا (سلام الله علیها)
جلو‌ه‌ی خورشید و روی ماه و اختر دیدنی‌ست
رقص نور کهکشان‌ها بار دیگر دیدنی‌ست 
 
درمیان آسمان، رنگین‌کمانی بسته عشق
جلو‌ه‌ی نورانی خورشیدِ انور دیدنی‌ست
 
حرف شیرین می‌زنند اکنون همه خلق جهان
موسم شادی بُوَد؛ دنیا سراسر دیدنی‌ست
 
باغبان پیوند زد امشب نهالی با نهال
در بهار عشق، این نخل تناور دیدنی‌ست
 
در شب تزویج زهرا با علی ای دل بگو
تارُک نورانی و روی پیمبر دیدنی‌ست
 
در کنار حوض کوثر گفت جبریل امین:
ازدواج کوثر و ساقی کوثر دیدنی‌ست
 
آسمان در آسمان با چشم دل گر بنگری
بال و پر بگشودن این دو کبوتر دیدنی‌ست
 
بهتر از بشکفتن هر غنچه‌ای در باغ عشق
روی لب لبخند نورانی حیدر دیدنی‌ست
 
پای میزان عمل وقت شفاعت شیعه را
چهره‌ی مولا و زهرای مُطهّر دیدنی‌ست
 
چون «وفایی» درهوایش ذرّه‌ای باش و ببین
جلوه‌ی مهر منیر و ذرّه‌پرور دیدنی‌ست
وحید محمدی
وحید محمدیازدواج امیرالمومنین علی (علیه السلام)
ازدواج حضرت زهرا (سلام الله علیها)
دلخوشی یعنی خدا را داشتن
در بهشت لطف او جا داشتن
بین سینه حب مولا داشتن
مادری مانند زهرا داشتن
 
دل خوشی یعنی دو دنیا مال ماست
روز محشر فاطمه دنبال ماست
 
بندگی یعنی عبادات شبش
ذکر تسبیحات بر روی لبش
سجده‌های غرق نور زینبش
آن حجابی که رسید از مکتبش
 
بندگی یعنی حجاب فاطمه
سجده‌های ناب ناب فاطمه
 
عشق یعنی خنده‌های فاطمه
پر گرفتن در هوای فاطمه
نوکری کردن برای فاطمه، 
با امید یک دعای فاطمه
 
عشق یعنی یک نگاه مادری
سر پناهی در پناه مادری
 
زندگی یعنی سکوتی پر سرور
انعکاس نور در سیمای نور
و بساط عاشقی‌ها جورِ جور
دور باد از زندگیشان چشم شور
 
زندگی یعنی هوای بندگی
زندگی کردن برای بندگی
 
سادگی یعنی به کم‌ها ساختن
در تنور خانه نان را ساختن
و حصیری زیر پا انداختن
نه به دنیا و طلا دل باختن
 
سادگی یعنی دو لیوان گِلی
وصلهٔ نعلین مولایم علی
سید رضا موید خراسانی
سید رضا موید خراسانیازدواج حضرت زهرا (سلام الله علیها)
ازدواج امیرالمومنین علی (علیه السلام)
ازدواج حضرت زهرا (سلام الله علیها)
شروع نامه‌ام نامی کریم است
که بسم‌الله الرحمن الرحیم است
 
به آن نامی کزان عالم برافروخت
بشر اسماء حُسنی را بیاموخت...
 
به آن نامی که بر ما روح بخشید
ز نورش زُهره‌ی زهرا درخشید
 
چه زهرایی؟ که معنی‌بخش اسماست
همانا اسم اعظم، اسم زهراست
 
خدا گر مدح او نازل نمی‌کرد
کتاب خویش را کامل نمی‌کرد
 
به نام کوثرِ قرآن ستودش
که لفظی بهتر از کوثر، نبودش
 
حساب نام یازهرا به ابجد
برآید یا علی و یا محمد
 
که زهرا زآن‌دو هست و آن‌دو، زهرا
جدایی نیست آری مهر و مه را
 
کسی‌که کُفوِ آن نور جلی بود
علی بود و علی بود و علی بود
 
خوش آن روزی که با اذن خداوند
به دلخواه پیمبر یافت پیوند
 
جهانِ رحمت و علم و کرامت
به دنیای جمال و عشق و عصمت
 
رسیدش در شب جشن عروسی
عروس آسمان، بر خاکبوسی
 
به سائل داد چون پیراهنش را
به حکم «لَنْ تَنَالُوا الْبِرَّ حَتَّىٰ...»
 
اگرچه خانهٔ زهرا گِلین بود
حریم افتخار مسلمین بود
 
محبت، پایهٔ کاشانه‌ی او
شرف، خشت بنای خانه‌ی او
 
جهاز بانوی دنیا و عقبا
بُد از پشم و سفال و لیف خرما
 
سفالین کوزه‌ای و مَشکی از پوست
اساس چشم‌گیر خانهٔ اوست!
 
سپهر، آیینه‌دار هستی‌اش بود
رهین آسیای دستی‌اش بود
 
حصیری گرچه فرشِ زیر پا داشت
به روی سر، همه نور خدا داشت
 
شُکوه آسمان‌ها صیت او بود
گواه «فی بیوتٍ» بیت او بود
 
سلام هر شب و صبحِ پیمبر
شُکوه خانه‌اش کردی فزون‌تر
 
سلام، ای وحی مُنزَل در کلامت
که حق از کودکی گفته سلامت
 
به وحدت داده هر مویت شهادت
ورم کرده‌ست پایت از عبادت
 
زیارت‌گاه انجُم، خاک پایت
زیارت‌نامهٔ حوران، ثنایت
 
تویی یاسین، تویی طاهای قرآن
تویی رمز اشارت‌های قرآن
 
زنان را با عمل، ارشاد کردی
جهاد المرأه را فریاد کردی...
 
خدا را بنده‌ای یک‌دانه بودی
پدر را دل‌خوشی در خانه بودی
 
دو تن بودید او را پشتوانه
تو در خانه، علی بیرون ز خانه
 
رسالت را گلستانی، بهاری
امامت را نگهبانی، قراری
 
خروش بی‌امان مسجدی تو
رسول خطبه‌خوان مسجدی تو
 
چو تو از دین، طرفداری که کرده‌ست؟
امام خویش را یاری که کرده‌ست؟
 
خروشت حامی جان علی شد
کلامت تیغ بُرّان علی شد
 
الا، ای راز رحمت در دو دنیا
تویی مشکل‌گشای هر دو دنیا
 
نخستین زن که در جنت در آید
تو هستی، کز قیامت محشر آید
 
چو در صحرای محشر پا گذاری
شفاعت را چو خورشیدی بر آری
 
ملائک صف به صف در چار سویت
علی و مصطفی در پیش رویت
 
مهار ناقه‌ات در دست جبریل
خلایق محو این اکرام و تجلیل
 
به حیرت، کاین هیاهو چیست، یارب؟
کسی کاین‌سان در آید، کیست یارب؟
 
که از درگاه عزت در چپ و راست
ندا آید که این زهراست! زهراست!
 
در آن‌جا شیعیانت می‌درخشند
نه تنها دوستانت را ببخشند،
 
که می‌بخشد خدای مهربانت
گناه دوستانِ دوستانت
 
در آن روزی که عالم بی‌قرارند
رسولان نیـز امید از تو دارند
 
در آن غوغا که بهر کس، مَفَر نیست
ز بیم جان، پدر فکر پسر نیست
 
زهر سو بانگ وانفسا بلند است،
ز ما فریاد یازهرا بلند است
 
تو دستِ دست‌گیری چون برآری
«مؤید» را مبادا واگذاری!
محمود ژولیده
محمود ژولیدهازدواج امیرالمومنین علی (علیه السلام)
ازدواج حضرت زهرا (سلام الله علیها)
ازدواج حضرت زهرا (سلام الله علیها)
شکر حق که مادرزاد بندگان یکتاییم
با ولایت مولا ، عبد کوی طاهاییم
افتخار ما این است ما اسیر مولاییم
از ازل گرفتار ساربان زهراییم
 
ما همه عنان دار ناقه عروس او
با سرود “من مثلی” جمله خاک بوس او
 
سر فراز هر قومیم سربزیر دلداریم
از عروس و داماد آسمان نشان داریم
در عروسی اش دعوت با تمام حضاریم
حرمت عروسش را تا ابد نگهداریم
 
ما غلام زهراییم عبد حیدر کرار
جان ،به رسم تبریک است نذر احمد مختار
 
شرح حال این زوجین سوره های قرآنی
ذکر و وصف این هر دو آیه های رحمانی
حمد و مدح زیباشان خطبه های طولانی
جایگاه والاشان غرفه های رضوانی
 
حاصل همین تزویج یازده امام دین
مهرشان کمال دین فعلشان پیام دین
 
حجت خدا حیدر عصمت خدا زهرا
لنگر زمین حیدر لنگر سما زهرا
محور فلک حیدر محور کسا زهرا
صاحب جزا حیدر شافع جزا زهرا
 
هردو مظهر توحید هردو مظهر کوثر
هردو کفو هم یعنی هردو محو یکدیگر
 
صوت خطبه خوان این عقد آسمانی را
بشنو با صدای هو نغمه نهانی را
خوش به غمزه میخواند بانوی جنانی را
این چنین روایت شد عقد جاودانی را
 
گفته حق: وکیلم من؟ گفت فاطمه بله
بر شما دلیلم من؟ گفت فاطمه بله
 
این عروس و این داماد عاشقند و دلداده
شد اثاث این بانو یک جهیزیه ،ساده
ظرف و چادر و معجر یک حصیر و سجاده
ذوالفقار مولا و یک غلاف آماده
 
بی سپر علی آمد چون سپر نمیخواهد
او مدافعی غیر از پشت در نمیخواهد
 
بهر نو عروسان است فعل فاطمه مصداق
عطر این خبر پیچید در تمامی آفاق
در شب عروسی هم فاطمه کند انفاق
داده بر محبانش درس برترین اخلاق
 
فاطمه به یک سائل داد بهترین رختش
با دو کهنه پیراهن رفت خانه بختش
 
حرف کهنه پیراهن گر چه ماجرا دارد
لا اقل به مقدار یک گریز جا دارد
ذکر کهنه پیراهن یاد کربلا دارد
دستباف مادر هم جای بوسه ها دارد
 
نیزه کی دهد بوی بوسه های مادر را
زخمه میکشد روی بوسه های خواهر را
مهدی رحیمی زمستان
مهدی رحیمی زمستانازدواج امیرالمومنین علی (علیه السلام)
ازدواج حضرت زهرا (سلام الله علیها)
دست خدا چو دست به سوی خدا گرفت
در اصل مصطفی زعلی اذن را گرفت
 
دیدند خواستگار علی بود ظاهرا
یک روح بود عشق ولی در دوتا بدن
 
زهرا اگر نشست علی هم به پیش رفت
الحق علی به خواستگاری خویش رفت
 
زهرا همان علی ست ولی در پس حجاب
غیر از بلی چه چیز به حیدر دهد جواب؟
 
توحیدری و هرچه که فریاد زد سروش
پیدا نشد برای تو در عرش ساق دوش
 
بی ساق دوش آمده بر دوش ذوالفقار
دست خدا نموده به پا کفش وصله دار
 
دنیا شنید گرچه ز لب های مصطفی
در اصل خطبه خواند برای شما خدا
 
چون در شب زفاف شما فرش می شود
با این دلیل عرش خدا عرش می شود
 
سابیده اند قند ستاره به تور ابر
در عقد هم شدند دوتا رشته کوه صبر
 
زَوّجتُ عشق جزء سپاه علی در آ
اَنکَحتُ فاطمه به نکاح علی در آ
 
از تو بهشت تا که جوابت بلی شود
با تو علی میان خلایق علی شود
 
در بند تو زده پدر خاک را خدا
عقد تو کرده جمله ی “لولاک” را خدا
 
کردند اشک های علی را محاسبه
مهریه ی تو آب شد عندالمطالبه
 
آتش گرفت علقمه و نیل گُر گرفت
هذاموکّلی پر جبریل گُر گرفت
 
دم رفت توی سینه ولی بازدم رسید
دست علی و فاطمه کم کم به هم رسید…
یاسر مسافر
یاسر مسافرازدواج امیرالمومنین علی (علیه السلام)
ازدواج حضرت زهرا (سلام الله علیها)
از عالم بالا خبر آمد خبری بود
در عرش خدا حال و هوای دگری بود
 
در جشن عروسی دوتا دلبر و دلدار
بارید ز شوق آنکه ز اهل نظری بود
 
در عرش عروسی است و مهمان خدایند
داماد و عروس هم ز ملک دور و بری بود
 
سرمایه ی این زوج فقط مهر و محبت
هرچند که دارائیشان مختصری بود
 
زهرا فقط هم کفو علی بود , همانکه
(سرتاقدمش چون پری از عیب بری بود)
 
بالاتر از انس و ملک و حوریه زهراست
اصلا نتوان گفت همانند پری بود
 
در وقت زفاف از سر شب این دو کبوتر
در حال مناجات خدا تا سحری بود
 
ابتر چه کسی گفت به پیغمبر خاتم ؟
کوری عدو ماحصلش دو پسری بود
 
اول حسن و بعد حسین , بعد زنسلش
یعنی که همیشه به جهان تاج سری بود
 
دیگر چه نیازی به سپر بود علی را
از فاطمه بهتر مگر او را سپری بود!
 
می گفت علی با دل پر درد و پر از آه
هر وقت که از کوچه ی غم ها گذری بود
 
اوقات خوش آن بود که با فاطمه سر شد
در باقی عمر خون دل و چشم تری بود
 
ای فاطمه ای یاور نه ساله ی حیدر
 رفتی و نگفتی که تو را همسفری بود
قاسم صرافان
قاسم صرافانازدواج امیرالمومنین علی (علیه السلام)
ازدواج حضرت زهرا (سلام الله علیها)
آسمان می‌خواند امشب قدسیان دف می‌زنند
حوریان کل می‌کشند و خاکیان کف می‌زنند
 
شیر عاشق کش! کدام آهو دلت را برده است؟
تیغ مرحب جو! کدام ابرو دلت را برده است؟
 
آسمانی بی‌کرانی, عاشق دریا شدی
آمدی آیینه‌ی انسیه‌ی حورا شدی
 
امشب ای زیباترین! ای دلبر کوثر بیا !
شب شبِ عشق است, ای داماد پیغمبر بیا !
 
بیش از اینها با دل محبوب ما بازی نکن
پیش این نیلوفر یکدانه غمازی نکن
 
مثل اقیانوس آرام است این بانو ولی
در دلش توفان بپا کردی, مدارا کن علی!
 
«لیله القدر» نگاهش یا علی! اجر تو است
او «سلام فیه حتی مطلع الفجر» تو است
 
از ازل در پرده بود آیینه دارش می‌شوی
در عبور از کوچه باغ عشق, یارش می‌شوی
 
قدّ و بالای علی از چشم زهرا دیدنی‌ست
وای‌! وقتی می‌رسد دریا به دریا دیدنی‌ست
 
ماه در امواج دریا دیدنی تر می‌شود
قدر زهرا با علی فهمیدنی تر می‌شود 
 
مانده احمد تا کدامین وجه رب را بنگرد
روی حیدر را ببیند یا به زهرا بنگرد
 
ای بلال امشب اذانی را که می‌خواهی بگو
«اشهد ان علیا حجت الله»ی بگو
 
با خدیجه کاش چادر می کشیدم بر سرش
وقت رفتن کاش می‌بوسید او را مادرش
 
«اُمّ اَیْمَن» ! مثل مادر دور زهرا می‌پری
تا نریزد اشکی امشب از سر بی مادری
 
عقد زهرا و علی در آسمان‌ها بسته‌ شد
سرنوشت عشق هم بر زلف آنها بسته‌ شد
 
گفت احمد: این زره خرج جهاز دختر است
خوب می‌دانست حیدر بی زره هم حیدر است
 
تا مدینه روح را با حاجیان پر می‌دهیم
دل به چشم کوثر و دستان حیدر می‌دهیم
قاسم احمدی
قاسم احمدیازدواج امیرالمومنین علی (علیه السلام)
ازدواج حضرت زهرا (سلام الله علیها)
امشب عروسی نه شب عید وصال است
آیینه پیش آب در اعلی کمال است
پیمانه لبخندی بروی باده انداخت
شرب مدام ما از این جلوه حلال است
 
آیینه آوردند و دل از ماه بردند
لبخند شیرینش گه و بیگاه بردند
زهرا خودش باشد توان توامانش
دیگر سپر از مرد خاطر خواه بردند
 
جبریل ریسه بسته عرش و آسمان را
میکال آراید تمام کهکشان را
لب را به خطبه باز کرده تا که راحیل
ظهلیل بنشانده زمین رنگین کمان را
 
کادو سلیمان می دهد انگشترش را
حوا نموده پیشکش سیم و زرش را
لرزید مولا و چو سیب سرخ گردید
وقتی که مه تاباند روی اطهرش را
 
انداخت اسرافیل, شیپور و دف آورد
از عرش جبراییل صدها مصحف آورد
آواز خوان داوود با صوت ملیحش
تبریک گویان از ملایک او صف آورد
 
کشتی نوح آماده ی زوج بتول است
فرمانده ی کشتی فقط شخص رسول است
تزیین کند کشتی خود نوح نبی چون
این پیشکش اینگونه که باشد قبول است
 
عطر ولیمه برده هوش عرشیان را
شام عروسی مست کرده هر دهان را
اینجا که دیگ شام هم از عرش آید
آزین ببندند دستپخت حوریان را
 
شیرینی لبخند زهرا را علی دید
سرخی سیب روی مولا را نبی چید
خوشحالی این دو کنار هم چه زیباست
این را نبی از پاکی آیینه فهمید
 
زهرا و حیدر نامشان با هم قشنگ است
بی هم دل عشاق بارانی و تنگ است
آنکس که قصدش هجر باشد بهر اینان
شک من ندارم مهر بر او عین ننگ است
وحید قاسمی
وحید قاسمیازدواج امیرالمومنین علی (علیه السلام)
ازدواج حضرت زهرا (سلام الله علیها)
فضایِ شهر مدینه دوباره عرفانیست
نماز پنجره هایش چه قدر روحانیست!
مگر چه عید بزرگی رسیده که امشب!
در آسمان و فلک جشن نور افشانیست
عجب شبی! همه جا ریسه بسته جبرائیل
عجب شبی!همه ی کهکشان چراغانیست
ولیمه می دهد امشب پیمبر رحمت
چه قدر سفره این جشن,پهن و طولانیست
فرشته ها سرشان گرمِ رقص و…میکائیل
به فکر پُخت و پزِ سوروساتِ مهمانیست
 
میان سفره مِی ناب و ساغر آوردند
کلیم و خضر,دلی از عزا در آوردند
 
شراب داخل خمره مدام قُل می زد
پیاله ذوق کنان سمتِ باده زُل می زد
چه عطرِ سیب خوشی بین عرش پیچیده!
برای باده زدن ذوالفقار هُل می زد
دگر نزول ملائک به خاک آسان شد
خدا میان زمین و بهشت پل می زد
شب عروسیِ خورشید و ماه عالمتاب
سپیده برسرِ بام سحر دهل می زد
برای بُردن این زوج آسمانی, نوح
چه باسلیقه به کشتیِ خویش گُل می زد
 
امیرِ غزوه ی فتح الفتوح می آید
صدای بوق زدن های نوح می آید
 
ستاره ها همه بی تاب دیدن داماد
گرفته اند حسودان کوردل غمباد
وضو گرفته و با احترام باید گفت:
جناب حضرت داماد,شاخه ی شمشاد
تمام آینه های مدینه غش کردند
نگاه فاطمه تا در نگاه شان افتاد
کلید باغ جنان را, خدا مراسم عقد
به این عروس سرِسفره زیر لفظی داد
ترانه ی لب داوود خوشصدا این است:
علی و فاطمه پیوندتان مبارک باد
 
خدا به حورومَلَک گفت تا که دف بزنند
بس ست گفتن تسبیح و ذکر,کف بزنند
مجتبی خرسندی
مجتبی خرسندیازدواج امیرالمومنین علی (علیه السلام)
ازدواج حضرت زهرا (سلام الله علیها)
شب عروسی تان آسمان مصفا شد
زمین پر از برکات خدای اعلی شد
شب فرارغم و ماندن خوشی ها شد
میان عرش خدا بزم شور برپا شد
 
دلم ز پرده برون شد,کجایی ای مطرب؟
هواهوای جنون شد,کجایی ای مطرب؟
 
نفس به جان غزل ها دمیده شد امشب
جنون به مرز تماشا کشیده شد امشب
همینکه صحنه ی این عقد دیده شد امشب
ندا رسید که : عشق آفریده شد امشب
 
معاشران گره از زلف یار باز کنید
به سمت فاطمه و شوهرش نماز کنید
 
زمان بخشش هر اشتباه آمده است
شب سیاه به پایان راه آمده است
به شام تار هوای پگاه آمده است
شب عروسی خورشید و ماه آمده است
 
دلت به وصل گل ای بلبل صبا خوش باد
که غنچه گل شده با نغمه ی مبارکباد
 
شب وصال دودلداده ودو دلبند است
به این دلیل دل کل خلق خرسند است
لب رسول ازاین عشق غرق لبخند است
که عاقد علی و فاطمه خداوند است
 
سرود مجلس امشب فلک به رقص آرد
از آسمان گل یاس و سپیده می بارد
 
دونیمه شد شب معراج سیب پیغمبر
که نیم آن شده زهرا و نیم باحیدر
ولی رساند خدا این دو را به همدیگر
زبان شاعر از این وصف لال شد دیگر…
 
به پیر میکده گفتم که چیست راه نجات؟
بلند گفت ؛ به زهرا و مرتضی صلوات
آرش براری
آرش براریازدواج امیرالمومنین علی (علیه السلام)
ازدواج حضرت زهرا (سلام الله علیها)
در آسمان مدینه ستاره باران بود
ستاره بود و همه کوچه ها چراغان بود
خدا دو نور خودش را رسانده بود بهم
عجیب نیست اگر شهر نور افشان بود
ملائکه همگی آمدند روی زمین
از ازدحام ملک شهر راه بندان بود
فرشته ها هم از آن سفره شام میخوردند
ولیمه علی و فاطمه فراوان بود
شبی که صاحب مجلس خود پیمبر بود
چه مجلسی! که در آن جبرئیل مهمان بود
چه افتخار بزرگی نصیب ایران شد
عنان مرکب زهرا به دست سلمان بود
 
در آسمان و زمین شور و جشن و همهمه است
شب عروسی و عقد علی و فاطمه است
 
شب عروسی و عقد دو دُرّ ناب خداست
همه مخارج این جشن با حساب خداست
اگر که هردو جهان خواستگار زهرا بود
علی میان همه اول انتخاب خداست
برای دادن پاسخ اگر تامل کرد
رسول منتظر دیدن جواب خداست
سزاست مهریه فاطمه, علی باشد
برای اینکه علی مظهر کتاب خداست
ظهور فاطمه را هیچکس نخواهد دید
چرا که پیش علی هست و در حجاب خداست
کسی که باعث رنج علی و فاطمه شد
همیشه مستحق آتش عذاب خداست
 
به پیشگاه خدا مصطفی ستایش کرد
به فاطمه چقدر از علی سفارش کرد
 
از این به بعد تو همخانه علی هستی
علیست شمع و تو پروانه علی هستی
نبی سپرد به دست وصی نگینش را
از این به بعد تو دردانه علی هستی
اگر که ساقی کوثر علی شده, کوثر…
تویی و صاحب میخانه علی هستی
بخاطر تو علی روزیش دوچندان شد
تو رزق و روزی روزانه علی هستی
اگر که شان تو برتر نباشد از حیدر
بدون شک که تو هم شانه علی هستی
 
فرشته آمد و قرآن به دورشان چرخاند
خدای عزوجل نیز عقدشان را خواند
 
خدیجه نیست کنارش که مادرش باشد
شب عروسی او پیش دخترش باشد
خدیجه نیست که یاری کند پیمبر را
خدیجه نیست که همراه همسرش باشد
چه روسری و لباس عروسیش ساده است
خدیجه نیست به فکر گل سرش باشد
کنار چادر او میکشد به روی زمین
خدیجه نیست نگهدار معجرش باشد
چقدر جای خدیجه مقابلش خالیست
کنار سفره عقدش برابرش باشد
 
خدیجه نیست برایش حنا درست کند
برای شام عروسی غذا درست کند