ایهاالمظلوم
ولادت-امام-موسی-ابن-جعفر-الکاظم-علیه السلام
لطفاً برای جستجوی گریزهای متفاوت در این مناسبت به کادر جستجوی گریز مراجعه فرمایید
مورد
محمود ژولیده
محمود ژولیدهولادت امام موسی ابن جعفر الکاظم (علیه السلام)
سلام ای نام نیکت، بابِ حاجات
سلام ای قبله کوی مناجات
 
سلام ای ذوب، در درگاه ایزد
سلام ای جلوه ی روی محمد
 
سلام ای عبد صالح، بنده ی حق
امامِ عصمت و شرمنده ی حق
 
سلام ای مُظهِرِ آیاتِ کوثر
سلام ای حضرت موسی بن جعفر
 
سلامِ ما، به خیرِ مقدمِ توست
سلامِ ما، جوابِ هر دمِ توست
 
تو که فرزندِ ختم المرسلینی
تو دلبندِ امیرالمومنینی
 
تو زهرا را عزیز و نور عینی
تو موسای حسن، نوحِ حسینی
 
وصیِ سیدِ سجاد هستی
چو باقر، مَظهرِ ایجاد هستی
 
تو نورِ صادقِ آل عبایی
امینِ وحی، بابای رضایی
 
امامِ پنج معصومی، نگارا
به معصومه پدر، حجت خدا را
 
وجودت مایه ی لطف و کرم شد
ز فرزندان تو، ایران حرم شد
 
تَوَلا با تو هر جا گسترش یافت
تَبَرا با تو آقا گسترش یافت
 
علومِ دین، ز علمِ تو عیان شد
مواساتِ تو درسِ شیعیان شد
 
ز کَظمِ غِیضِ تو، شد حِلم لبربز
و از حِلمِ تو الطافِ خدا، نیز
 
تو آقای تمام انبیائی
تو فخر اولیا و اوصیائی
 
رهِ قرآن و عترت از تو برجاست
علَم در دستِ اعجازِ تو برپاست
 
خدا فرمود: این فرزند زهرا
برای حفظِ دین، آمد به دنیا
 
اَلا ای آسمانها تحتِ امرت
شَها ای کهکشانها تحتِ امرت
 
ترا آلِ سیادت میشناسند
همه اهلِ ارادت میشناسند
 
تو مولای جمیعِ ممکناتی
نه گمنامی، که فخر کائناتی
 
نباشد دهر در اَمرت مردد
فَلَک، با گردشِ چشم تو گردد
 
ولایت بهرِ فوقَ الارض داری
تو بر تحتَ الثَری، رحمت بباری
 
به اذنِ تو رسد فصلِ بهاران
به یُمنِ تو ببارد برف و باران
 
به امر تو شود دریا خروشان
به فرمان تو معدنهاست جوشان
 
به نطق و منطقَت، مَنطوق داری
امامت بر همه مخلوق داری
 
به موجودات، روزی میدهی تو
و بر ذرات منّت مینهی تو
 
به دستت، مِهر و مَه، چون دانه تسبیح
کند قرآن، مقاماتِ تو تشریح
 
تو آیاتِ خدا را روح و جانی
روایاتِ نبی را حکمرانی
 
اَلا ای جان و هم جانانِ خاتم
تویی فرمانروای کلِ عالم
 
تویی شاهَنشَهِ عالم به هر حال
به فوقِ عرش یا قعرِ سیه چال
 
چنان محوِ خدای خویش بودی
که با مولای خود خلوت نمودی
 
تو بودی که شبیهِ عمه جانت
به زندان، حفظ کردی آرمانت
 
نه زندان مانعِ نورِ وجودت
که زندانبان مزاحم بر سجودت
 
به دیدار خدا بس بیقراری
چه اُنسی با غل و زنجیر داری
 
شنیدم یاسِ رویت، خورده سیلی
رخِ ماهت، چو مادر گشت نیلی
 
ولی با اینهمه، با خویش گفتی:
که زیر پای مرکب ها نرفتی
 
ندیدی تاخت و تازِ سواران
نشد پا تا سرِ تو نیزه باران
 
نشد رَاست جدا پیشِ عیالت
نبود از اهلِ بیتِ خود، مَلالت
 
ندیدی خواهرت را در اسارت
ندیدی دخترت را در جسارت
 
نشد بزم یزیدی ها نصیبت
ندیدی دختران را در مصیبت
 
امان از ننگِ عنوانِ کنیزی
نمیگویم ز هیزی، هیچ چیزی
حسین ایمانی
حسین ایمانیولادت امام موسی ابن جعفر الکاظم (علیه السلام)
بی‌عصا معجزه کُن حضرتِ موسایِ حرم
گوشه‌چشمی که شوم سینه‌یِ سینایِ حرم
با نگاهی برسانم به تماشایِ حرم
که دلم تنگ شده تنگِ سحرهایِ حرم
 
به عصا نیست نیازی با نگاهَت بشکاف
دلِ دریایِ فراق و برسانم به طواف
 
پدرِ حضرتِ امضایِ براتِ جنّت
آمدی سر بُگُذارد پدرت بر تربت
وَ به لبهایِ مَلک مدحِ تو با تهنیت
زائرِ کویِ تو هستیم و به قصدِ قربت….
 
دستِ خود مُشت نمودیم به سینه بزنیم
رخصت از شاه بگیریم که سینه بزنیم
 
پدرِ منبری و گل‌پسرِ تو محراب
آفتاب است رضایِ تو کریمه مهتاب
ذکرِ تو مست کند نام تو باشد میِ ناب
عطرِ دلجویِ حریمت چو شمیمِ ارباب
 
بابِ حاجات شدی یکسره حاجت بدهی
به من و این رفقا حکمِ زیارت بدهی
 
آمدی آیِنِه‌یِ رویِ پیمبر باشی
وسطِ معرکه‌ها غیرتِ حیدر باشی
راویِ منبرِ نورانیِ جعفر باشی
سندِ عاشقیِ کشورِ نوکر باشی
 
تا اَبد دِیْنِ تو بر گردنِ دین می‌ماند
ندبه‌یِ صحنِ تو را اُم‌ُّالبنین می‌خواند
محمد قاسمی
محمد قاسمیمدح امام موسی ابن جعفر الکاظم (علیه السلام)
ولادت امام موسی ابن جعفر الکاظم (علیه السلام)
ایرانی ام ، رعیّـتِ موسی بن جعفرم
من شهـروندِ دولتِ موسی بن جعفرم
 
دنـبال هیـچ فرقه و حزبی نمی روم
در حیطه ی ولایتِ موسی بن جعفرم
 
مأمومم و به کوری مأمون پرست ها
دل داده ی امامتِ موسی بن جعفرم
 
در اوج فقـر رو به سُلیمان نمی زنـم
وقتی گدای ساحتِ موسی بن جعفرم
 
هم شُـغل با مَنند تـمام ملائکـه
مشغول تا به خدمتِ موسی بن جعفرم
 
امروز،زیر سایه ی الطـافِ دخترش
در حشر،جـزو أُمّتِ موسی بن جعفرم
 
با این حُسین گفتن و زینب شنـیدنم
پیوسته در حمایتِ موسی بن جعفرم
 
مدیون شدن به مردم دنیا بُـود گِـران
بر من که زیر منّتِ موسی بن جعفرم
 
با اینکه خاک پای سگش هم نمی شوم
دربست وقفِ خدمت موسی بن جعفرم
 
دارم هـوای دیـدنِ “بابُ المُراد”را
چشم انتظارِ دعوتِ موسی بن جعفرم
 
دیدید اگـر که بعد غدیرم هـنوز شــاد
خوشحال از ولادتِ موسی بن جعفرم
 
بعد از غدیر اگر که به “ابـواء”* پر زدم
چون تشنه ی کرامتِ موسی بن جعفرم
 
یوسف میا به جلوه گری پیش من که من
دیوانه ی ملاحـتِ موسی بن جعفرم
 
گر پُشت هم به کعبه کنم روبه قبله ام
وقتی که در زیارتِ موسی بن جعفرم
 
در آرزویِ بنده ی صالح شدن، مُدام
مُحـتاجِ اِستعـانتِ موسی بن جعفرم
 
از اینکه با امام رضا آشنا شـدم
ممنونِ لطفِ حضرتِ موسی بن جعفرم
 
حتّی برای قاتل خود نیز بد نخواست
حیران صبر و طاقتِ موسی بن جعفرم
 
هم سینه چاکِ روضه ی بابُ الحوائجم
هم کُشته ی مصیبتِ موسی بن جعفرم
 
از روی لاله گون شده ام در غمش بفهم
خونین دل از شهادتِ موسی بن جعفرم
 
آن ساقِ پای خُرد شده شاهد است که 
من داغـدارِ غُـربتِ موسی بن جعفرم
 
***
 
*ابواء نام (روستایی بین مکه و مدینه است) که محلّ ولادت امام هفتم است.
حجت بحرالعلومی
حجت بحرالعلومیولادت امام موسی ابن جعفر الکاظم (علیه السلام)
نسیم از سر گیسوی یار می آمد
دوباره نخل امامت به بار می آمد
میان مکه و یثرب به منزل ابواء
در اوج گرمی صحرا بهار می آمد
صدای ولوله تا اسمان هفتم رفت
قرار سینه ی هر بیقرار می آمد
برای تهنیت از عرش حضرت جبریل
ودسته دسته ملک بی شمار می آمد
نشاند خنده به لبهای جعفر صادق
سپیده ای که به شبهای تار می آمد
شبیه حیدر و زهرا ز نسل پیغمبر
عزیز حضرت پروردگار می آمد
 
همین که غنچه ی لبهای او شکوفا شد 
به صورتش نمک فاطمی هویدا شد
 
همیشه ورد لبت آیه های قران است
ولایتت بخدا از اصول ایمان است
حمیده امده چشمان خویش را واکن
ببین که روی لب مادرت فقط جان است
قدوم تو برکت، چشم های تو رحمت
به یمن آمدنت سفر ه ها پر از نان است
تو از تبار کریمانی و کرم داری
اگر گدا به در خانه ات فراوان است
به لطف اینهمه اولاد پاک و طاهر تو
چقدر گنبد فیروزه ای در ایران است
یکیست شاه چراغ و یکیست معصومه
یکیست ضامن آهو که در خراسان است
هزار مرتبه شکر خدا به جای ارم
پناه بی کسی ام آستان سلطان است
 
همیشه بین قسم ها تو رایجی آقا
تویی که حضرت باب الحوائجی آقا
محمود ژولیده
محمود ژولیده ولادت امام موسی ابن جعفر الکاظم (علیه السلام)
بسم رب الفاطمه، تکثیر شد خیر کثیر
جلوه ای دیگر ز وجهُ الله تابید از غدیر
 
سوره ی کوثر ز الطاف خدا تفسیر شد
نسلِ احمد از علی و فاطمه تکثیر شد
 
 
هفتمین نور امامت، جلوه چون خورشید کرد
بیتِ عصمت را خدا سرشار از توحید کرد
 
دستِ هو ، قدرت نمایی کرد در اوجِ کمال
باز هم ترسیم شد ابقای وجهِ ذوالجلال
 
احمدی دیگر ‌تجلی کرده از سِرّ درون
حیدری دیگر شده از آستینِ حق برون
 
مجتبایی دیگر آمد از حریم کبریا
یادگاری دیگر آمد از شهید کربلا
 
سیدِ سجادِ ثانی، زینتُ العباد شد
عرش تا تَحتُ الثَری، روشن از این نوزاد شد
 
باقرِ دین از خدایش خواست تکریمش کند
سبطِ او آمد که این اِکرام، تقدیمش کند
 
آری آن اِکرام، رخسارِ امام کاظم است
در حقیقت لطف، انوارِ امام کاظم است
 
آسمانِ عشق را قرص قمر داده خدا
صادق آل محمد را پسر داده خدا
 
وجهِ ایزد، شمسِ جنت، ماهِ داور آمده
نجلِ احمد، نسلِ زهرا، سبطِ حیدر آمده
 
صاحبِ تاجِ ولایت، منجیِ دنیا و دین
خالقِ جود و کرامت، مظهرِ حبلُ المتین
 
هفتمین سلطانِ عالم، عالمی در بندِ اوست
حضرت سلطان علی موسی الرضا فرزند اوست
 
مُلکِ ایران کشورِ موسی بنِ جعفر هست و بس
مُلکِ ایران نه، دو عالم وقفِ کوثر هست و بس
حسن لطفی
حسن لطفیولادت امام موسی ابن جعفر الکاظم (علیه السلام)
روز نخست مُشتِ غباری فرشته‌ها
بُردند با نسیمِ بهاری فرشته‌ها
قدری هم از طُفیلِ نگاری فرشته‌ها
قدری هم از گلاب دیاری فرشته‌ها
 
برداشتند و آب و گل ما درست شد
گفتند یاعلی و دل ما درست شد
 
 
سوگند بر تبسمِ مولای فاطمه
سوگند بر ترنم فردای فاطمه
ما را بیافرید مسیحای فاطمه
با معجزات حضرت موسایِ فاطمه
 
شُکرِ خدا سرشته به خاکی مطهریم
از خشت‌های خانه‌ی موسی‌بن جعفریم
 
رو برمدینه آهوی چشمم رمیده است
خورشیدی از فراز اُفقها  رسیده  است
از دامن حمیده* اُمیدی دمیده است
این نو رسیده  فاطمه را نورِ دیده است
 
از شادیِ فرشته زمین در تلاطم است
ساقی بریز باده که این دورِ هفتم است
 
ای هفت هفته‌های دلم هفتمین امام
ای هفت‌سینِ لطف و کرم هفتمین امام
هفت آسمان عِلم و عَلَم هفتمین امام
هفت است اگر طواف حرم هفتمین امام
 
در هفتمین طواف سرم زیرِ دِین توست
سوگند بر حرم که حرم کاظمین توست
 
گرچه در ازدحام گدایان این درم
عمری گدای سفره‌ی موسی‌بن جعفرم
واکرده است هر گره‌ام را برابرم 
نان و  پنیر و سبزیِ  نذریِ مادرم
 
بر دست ما عنایتِ بالحوائج است
با ما همیشه برکت باب الحوائج است
 
***
*حمیده نام مبارکه مادر امام کاظم علیه‌السلام
محمود یوسفی
محمود یوسفیولادت امام موسی ابن جعفر الکاظم (علیه السلام)
مدح امام موسی ابن جعفر الکاظم (علیه السلام)
امشب زمین ز نور وجودش منور است
امشب زمان ز عطر حضورش معطر است
امشب شب پیمبر و آل پیمبر است
امشب شب ولادت موسی بن جعفر است
 
موسی بن جعفری که رخش منظر خداست
باب الحوائج همه مشکلات ماست
 
 
امشب تمام عرض و سما زیر پای اوست
حالی اگر که هست به لطف هوای اوست
شیعه در اوج شورو شعف از ولای اوست
ایمان ما نتیجه یا ربنای اوست
 
او جلوه ای ز چشمه جوشان کوثر است
آیینه جلال و جمال پیمبر است
 
لحظه به لحظه با نفسش خو گرفته ایم
از عطر ناب پیرهنش بو گرفته ایم
ما ناگرفته های خود از او گرفته ایم
پس از تمام آینه ها رو گرفته ایم
 
همواره از عنایت او در تلاطمیم
ما پیروان حضرت خورشید هفتمیم
 
لطفش به ما چه ساده و آسان رسیده است
خوبی او به شیعه فراوان رسیده است
بیش از همه به کشور ایران رسیده است
یک جلوه قم یکی به خراسان رسیده است
 
جز خاندان او به کسی دل نداده ایم
جارو کشان خانه این خانواده ایم
 
 
شکر خدا که نوکر موسی بن جعفریم                     
در زیر سایه سر موسی بن جعفریم
همسایگان دختر موسی بن جعفریم                      
ما ساکنان کشور موسی بن جعفریم
 
این خاک تا به روز ابد زیر دین توست
دل، تنگ دیدن حرم کاظمین توست
غلامرضا سازگار
غلامرضا سازگارمدح امام موسی ابن جعفر الکاظم (علیه السلام)
ولادت امام موسی ابن جعفر الکاظم (علیه السلام)
ای کلیم‌اللَه تماشا کن کلام الله را
بر فراز دست خورشیدِ ولایت، ماه را
نور انوار نهم، هفتم چراغ راه را
در زمین و آسمان‌ها رهبری آگاه را
 
روح رحمان، جان قرآن، نخل طور است این پسر
گوهر رخشندۀ شش بحر ‌نور است این پسر
 
این پسر بدرالمنیر و این پسر شمس‌الضحاست
این پسر باب‌الکرم، باب‌الولا، باب‌العطاست
این پسر باب‌المرادِ انبیا و اولیاست
این پسر هم مصطفی هم مرتضی هم مجتباست...
 
صاحب خلق و خصال و خوی احمد کیست؟ او
نفس پاک صادق آل محمد کیست؟ او
 
ماه ذی‌الحجه‌ست محو آفتاب روی او
جنس آدم قبضه‌ای از خاک پاک کوی او
چشم عیسی از فراز آسمان‌ها سوی او
عروة الوثقای ارباب کرامت موی او
 
آیۀ عفو الهی بر لب خندان اوست
کشور ایران زیارتگاه فرزندان اوست
 
ای جمال چهارده معصوم در رخسار تو
وحیِ ساعد خیزد از لب‌های گوهربار تو
آفرینش در پناه سایۀ دیوار تو
روح پاک انبیا و اولیا زوار تو
 
آسمان چشم انتظار ذکر یارب یاربت
حضرت معبود مشتاق مناجات شبت...
 
ای دُرِ شش بحر و بحر پنج دُر! روحی فداک
آسمان در صحن تو بنهاده پیشانی به خاک
با غبار کاظمینت روحِ هر ناپاک، پاک
بی‌ولایت می‌شود رحمت، عذاب دردناک
 
"میثم" آلوده‌ای عبد و ثناگوی شماست
هر که بوده، هر که باشد، سائل کوی شماست
محمدعلی مجاهدی
محمدعلی مجاهدیولادت امام موسی ابن جعفر الکاظم (علیه السلام)
مدح امام موسی ابن جعفر الکاظم (علیه السلام)
امشب تمام مُلک و مَلک در ترنم است
چون موسم دمیدن خورشید هفتم است
 
آن فیض لایزال که مشتق ز نور او
خورشید آسمان رضا، نور هشتم است
 
آن پرتو جمال خدایی که طور او
آیینه‌زار حضرت معصومه در قم است
 
موسای طور قرب که در پیشگاه او
صدها کلیم بی «اَرِنی» در تکلم است
 
بگرفت دست عیسی مریم ولای او
کز پای دارِ فتنه، به چرخ چهارم است
 
هر صبحدم فریضۀ حق بر امین وحی
بر حضرتش ادای سلام ٌعلیکم است
 
دلتنگی‌اش مباد که در غنچۀ لبش
لطف شکوفه‌باری باغ تبسم است...
 
نور خدا در آینۀ آفتاب تو
حیرت‌فزای دیدۀ افلاک و انجم است
 
عدل مجسمی تو و هر دادخواه را
در بارگاه لطف تو شوق تَظَلُّم است
 
یزدان نخواست تا غم روزی خورد کسی
با لطف تو که قاسم الارزاق مردم است
 
آن سر که نیست خاک درت در تنزُّل است
وان دل که نیست جای تو، جای تألُّم است
 
طاعات منکران تو در روز رستخیز
آتش‌بیار معرکه مانند هیزم است
 
در روز حشر جز تو شفیعی مبادمان
جایی که آب هست چه جای تیمم است؟
 
با نعمت ولای تو «پروانه» را چه غم
عمری‌ست در بهشت که غرق تنعم است
یوسف رحیمی
یوسف رحیمیمدح امام موسی ابن جعفر الکاظم (علیه السلام)
ولادت امام موسی ابن جعفر الکاظم (علیه السلام)
هر شاعری‌ست تشنۀ تحسین چشم تو
از بس سرودنی‌ست مضامین چشم تو
چشم جهان به مقدمت ای عشق! روشن است
از لحظۀ طلوع نخستین چشم تو
از ابتدای خلقت خود، اهل آسمان
دل باختند، دل به تو و دین چشم تو
دل باختند و نور خدا داشت جلوه‌ها
از پشت پلکت از پس پرچین چشم تو
دیگر شکوه خلدبرین دیدنی شده
وقتی شده‌ست منظر و آیینه چشم تو
گل کرده بر لب غزلم باغی از رطب
امشب به لطف لهجۀ شیرین چشم تو
چشمت بهشت مهر و بهار کرامت است
یعنی خوشا به حال مساکین چشم تو
حالا دو خط دعا به لبم نقش بسته است
در انتظار لحظۀ آمین چشم تو:
 
«آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند
آیا شود که گوشۀ چشمی به ما کنند»
 
خوش عالمی‌ست عالم باب الحوائجی
با توست نورِ اعظم باب الحوائجی
مهر شماست حلقۀ وصل خدا و خلق
داری به دست خاتم باب الحوائجی
در عرش و فرش واسطۀ فیض و رحمتی
بر دوش توست پرچم باب الحوائجی
در آستان تو احدی نا امید نیست
وقتی برای ما همه باب الحوائجی
بی‌شک شفیع ماست نگاه رئوف تو
در رستخیز واهمه، باب الحوائجی
دلبستۀ سخای اباالفضلی توام
مانند ماه علقمه، باب الحوائجی
 
صحنت دوباره غرق گل یاس می‌شود
وقتی که میهمان تو عباس می‌شود...
 
در سایه‌سار کوکب موسی بن جعفریم
ما شیعیان مکتب موسی بن جعفریم
لطفش به گوشه گوشۀ ایران رسیده است
یعنی گدای هر شب موسی بن جعفریم
هستی ماست نوکری اهل‌بیت او
ما خانه‌زاد زینب موسی بن جعفریم
قم آستان رحمت آل پیمبر است
در این حرم، مُقرَّب موسی بن جعفریم
چشم امید عالم و آدم به دست اوست
مات مرام و مشرب موسی بن جعفریم
حتی قفس براش مجال پرندگی‌ست
مدیون ذکر یا رب موسی بن جعفریم
 
وقت قنوت، قبلۀ حاجات می‌شود
عالم پر از شمیم مناجات می‌شود
مجید تال
مجید تالمدح امام موسی ابن جعفر الکاظم (علیه السلام)
ولادت امام موسی ابن جعفر الکاظم (علیه السلام)
ذره ای در نزد خورشید درخشان توأیم 
تشنه‌ای در حسرت یک جرعه باران توأیم
 
سال‌ها نان خورده‌ایم از سفره‌ی اولاد تو
روزی ما می‌رسد چون بر سر خوان توأیم
 
گوشه‌ای از صحن آیینه و یا صحن عتیق
هرکجا هستیم گویی کنج ایوان توأیم
 
زائران دختر تو زائران فاطمه‌اند
تا ابد ممنون این لطف دو چندان توأیم
 
ما غذای خانه‌هامان هم غذای حضرتی‌ست
درمیان خانه هم در اصل مهمان توأیم
 
بی گمان ایل و تبارت عزت این کشور‌اند
در حقیقت اهل جمهوری ایران توأیم
 
بچه‌های تو در ایران پادشاهی می‌کنند 
حضرت غربت‌نشین! مدیون احسان توأیم
 
شش امامی نیستیم و نیستیم اهل وقوف
امر، امر توست آقا، تحت فرمان توأیم
 
بی گمان بی حب تو اسلام ابتر می‌شود
دین هر کس پای خود، ما که مسلمان توأیم
 
قبله‌ی ما را کشاندی سوی مشهد، در عوض_
بنده‌ی ناقابل شاه خراسان توأیم
 
عبد صالح بوده‌ای، باب الحوائج بوده‌ای
ماهم آقا از مریدان عموجان توأیم
 
مست بودیم از غدیر خم، دوباره عید شد
تو به دنیا آمدی، مستی ما تمدید شد
آرش براری
آرش براریمدح امام موسی ابن جعفر الکاظم (علیه السلام)
ولادت امام موسی ابن جعفر الکاظم (علیه السلام)
صالح ترین عبد خدا موسی بن جعفر
حق است هرکس هست با موسی بن جعفر
ما بنده و آقای ما موسی بن جعفر
محتاج‌ها گویند یا موسی بن جعفر
 
در پای جودش اغنیا محتاج هستند
قربانیش در ماه حج حجاج هستند
 
مستیم مست باده باب الحوائج
هستیم ما دلداده باب الحوائج
قربان خانواده باب الحوائج
آقاست آقا زاده باب الحوائج
 
با بچه هایش صاحب سرمایه هستیم
با مشهد و شیراز و قم همسایه هستیم
 
بال ملائک هست فرش زیر پایش
ایزد مسخّر کرده هستی را برایش
هستند در ایران ما فرزندهایش
معصومه‌اش آمد به دنبال رضایش
 
انوار او تقسیم شد بر مشهد و قم
او را زیارت میکنم در مشهد و قم
 
او آیت عظمای آیات خدا بود
شب تا سحر گرم مناجات خدا بود
مات رخش شد عرش او مات خدا بود
واضح ترین تصویر از ذات خدا بود
 
او جلوه رب بود اما بندگی کرد
انسان کامل بود و ساده زندگی کرد
 
«والکاظمین الغیض», صبرش حد ندارد
خوب است و در بین صفاتش بد ندارد
در مومنینش یک نفر مرتد ندارد
در صحبتش با خادمان «باید» ندارد
 
خاری رَوَد در پای فرزند عزیزش
اخمی نخواهد کرد بر روی کنیزش
 
تابوده این بوده ست «آقا؛ تو, گدا؛ من»
مدح تورا گفتن کجا آقا کجا من؟
تو جان بخواه و مابقی کار با من
بدکاره آمد محضرت شد پاک دامن
 
با دیدنت ذکر خدا ورد لبش شد
از تو سرودن کار هر روز و شبش شد
 
تو آمدی از عرش بر دامان مادر
دست تو را دادند بر دستان مادر
مثل طلای خالص است ایمان مادر
جان امام کاظم است و جان مادر
 
وقت ولادت مادرت تکبیر می‌گفت
این عالمه بهر زنان تفسیر می‌گفت
 
در عشق حق عاشق ترین عاشق تو هستی
مجرای فیض عالمی, رازق تو هستی
هرچند مخلوقی ولی خالق تو هستی
تنها وصی حضرت صادق تو هستی
 
علم لدنّی پدر در سینه توست
جود و کرامت عادت دیرینه توست
 
تا پای جانت پای قرآن ایستادی
در فتنه‌ها, ای کوه ایمان ایستادی
رودرروی بدعتگذاران ایستادی
با رنج و زحمت کنج زندان ایستادی…
 
…تا یازده رکعت نماز شب بخوانی
در کنج زندان روضه زینب بخوانی
 
جان ها فدای آستان عمه جانت
دارد میآید کاروان عمه جانت
ای کاش بودم در زمان عمه جانت
تا می‌شدم قربان جان عمه جانت
 
تا روضه گودال ها چیزی نمانده
تا غارت خلخال ها چیزی نمانده