جعفر خونویی

عجب شهریست اینجا ، پر هیاهو

بازگشت
عجب شهریست اینجا ، پر هیاهو
هزاران ناسزا آید ز هر کو
 
مگر این کاروان صاحب ندارد؟
که می آید شرار سنگ بر او؟
 
خدایا جان من بستان که تا من
نبینم زینب کبری بدین رو
 
تمام شهر آذین بسته ی خون
هزاران چشم می تازد ز هر کو
 
کسی معجر بیارد بهر زینب
که چشمان ابالفضل است این سو
اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت