- صفحه اصلی
- کاش در بزم شراب آنروز تشت زرنبود

کاش در بزم شراب آنروز تشت زرنبود
لینک
https://ayohalmazloom.com/p-121991
کاش در بزم شراب آنروز تشت زرنبود
یااگر که بود تشتی در میانش سرنبود
کاش آنجا دختران شه نقابی داشتند
آستین پاره هرگز بهتر از معجر نبود
کاش آندم که سراصغر به نیزه بسته بود
سوی او خیره نگاه خسته مادر نبود
کاشکی حد اقل دستان زینب باز بود
دست او راباز می کردند اگر بهتر نبود؟
جای این ظاهر فریبان یک مسیحی گریه کرد
دید دیگر قوتی درزانوی خواهر نبود
این یزید بی مروت قلب زهراراشکست
واقعاً این اجر خوبیهای پیغمبر نبود
چوب رابرداشت محکم زد که دندان بشکند
کاش وقتی چوب را می زددگر دختر نبود!
نامسلمان جای بدر از عمق جانش چوب زد
واقعاً در سینه اش جز کینه حیدر نبود
واقعاًقلب خدانشناس ها آنجا نسوخت؟!
واقعا این صحنه های تلخ زجر آور نبود؟!
205
0
موضوعورود كاروان اسرا به شام و مجلس یزید امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان
گریزمناجات ها و مصیبتهای حضرت زینب بعد از عاشورا امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان | مصائب حضرت رباب
شاعرمهدی نظری
قالبغزل
سبک پیشنهادینامشخص
زبانفارسی
اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت