محمد سهرابی

ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند

بازگشت

ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند
عاقبت داغ تو را بر دل من بگذارند

ساربان می‌شوم و می‌برمت سویِ حرم
من خودم نوکر تو هستم، اگر بگذارند

انس طفلانۀ ما گم شده در موی سپید
بغلم کن که مرا خاطره‌ها بسیارند

بادها هم زِ منِ سوخته ره کج کردند
ابرها نیز به یک جای دگر می‌بارند

تو سواری و لبم تا به گلویت نرسد
بوسه را گرچه از این فاصله هم می‌کارند

اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت
این شعر صوت داردلمس کنید و صوت‌ها را ببینید