عبدالجواد جودی خراسانی

چند ای خواهر غمگین ز قفا می‌آیی

بازگشت
چند ای خواهر غمگین ز قفا می‌آیی
بین چه دشت است و چه لشگر به کجا می‌آیی
 
این سپاهند همه در پی خون‌ریزی من 
هیچ رحمی نکنندت تپ چرا می‌آئی
 
هوس همرهی من اگرت هست به دل
باش آسوده که با من هم همه‌جا می‌آیی
 
برو امروز که فردا تو چهل منزل راه
با سر من به سوی شام بلا می‌آیی
 
برو امروز که فردا به سر کشته‌ی من 
با دل سوخته و شور و نوا می‌آیی
 
برو امروز که فردا تو به هنگامه‌ی شام
با دل خون شده و قد دوتا می‌آیی
 
جودیا گر نه مدد بر تو روح‌القدس است 
دم‌به‌دم همچو نی از چه به نوا می‌آیی
اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت