جمعی که خلق شد دو جهان از برایشان

جمعی که خلق شد دو جهان از برایشان 
دادند در خرابه بی سقف جایشان 
 
آنان که بودشان به سر نه سپهر جای 
مجروح از پیاده‌روی بود پایشان 
 
شخصی کنیز خواست از آن فرقه‌ای که بود 
جبرئیل خادم در دولت سرایشان
 
آنان که بود بر سرشان مهر سایه بان 
در آفتاب سوخت رخ مه لقایشان 
 
آنان که شست قابله شان ز آب سلسبیل 
از تشنگی پرید رخ و رنگ‌هایشان 
 
جمعی که بانوی حرم کبریا بدند 
از نینوا به عرش برین شد نوایشان
 
کردند نرم سینه جمعی که روز و شب 
زهرا به روی سینه همی داد جایشان 
 
جمعی که بود پنجه ایشان گره گشای 
بستند دست‌ها ز جفا از قفایشان 
 
آن فرقه‌ای که واسطه رزق عالمند 
دادند نان به رسم تصدق برایشان 
 
جودی به روزگار زند خیمه شهی 
از آن دمی که گشت گدای گدایشان
10
0
موضوععصر عاشورا، شام غریبان و اسارت کاروان امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان
گریزورود كاروان اسرا به شام و مجلس یزید امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان
شاعرعبدالجواد جودی خراسانی
قالبغزل
سبک پیشنهادینوحه
زبانفارسی
اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت