مجید تال

برای گریه دلم یک اشاره می‌خواهد

بازگشت
برای گریه دلم یک اشاره می‌خواهد
نگاه، رخصت اشکی دوباره می‌خواهد
 
میان دشت عطش خیمه‌های در آتش
کسی که رفت دلی پر شراره می‌خواهد
 
به گوش می‌رسد این مرثیه ز مَشک عمو
غم رقیّه دلی پاره پاره می‌خواهد
 
سه ساله زیور خود باز کرد از کرمش
همین که دید کسی گوشواره می‌خواهد
 
برای اینکه نیفتد به دست نامردان
فرار می‌کند و راه چاره می‌خواهد
 
شب است و در دل صحرا بهانه می‌گیرد
برای دیدن بابا بهانه می‌گیرد
اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت