کجایی ای سر و جانم فدای پیکرتو
فدای خانه بیصاحب تو خواهر تو
چگونه جای تو خالی نظاره بنمایم
که شمع محفل ما بوده روی انور تو
بیا که ظهر شده جا نمازت افکنده
پی نماز تو اینک سکینه دختر تو
بیا که وقت نماز است از برای نماز
اذان برای تو گوید علی اکبر تو
چگونه جای نمایم به بستر راحت
که نرم شد ز سم اسب کینه پیکر تو
هنوز هر سر موئی است بر تنم خنجر
ز خنجری که جدا کرد شمر حنجر تو
گرفتم آنکه تسلی دهم دل خود را
چسان خموش نمایم ز ناله دختر تو
ببین ز پنجه غم سینه را چسان زد چاک
رباب خسته جگر از فراق اصغر تو
بیا خموش ز افغان نمای لیلا را
که صبر مینتواند ز داغ اکبر تو
هنوز اول درد است جودیا و زین غم
گمان مبر که به آخر رسید دفتر تو




