جده شوم فدات به مسجد گذار پای
بین از حسین شور و نوا دارد این خطیب
بین قاصد از چه ره به سوی ما نکرده رو
دارد خبر چه و چه بود قصد این کتیب
بنگر علی اکبرم آید کی از سفر
آور خبر ز حالت لیلای غم نصیب
بهرم خبر ز اصغر شیرینزبان بیار
کز هجر او نمانده به دل طاقت و شکیب
زینب ببین کی آید و کلثوم کی رسد
باشند از دو دیده نهان تا به کی عجیب
بنگر که از سکینه چه بنوشت باب من
برگو مرا ز طلعت او کی شود نصیب
در گوشهی کتابت بابم نظاره کن
بین یاد کرده تازه عروس از من غریب
جودی سرت ز زانوی غم گر جدا نشد
باشد فرازها به تو روزی ازین نشیب




