ایها المظلوم-ayohalmazloom
شعر و اشعار مناجات ها و مصیبتهای حضرت زینب (سلام الله علیها) و صوت سبک و گریز اشعار
لطفاً برای جستجوی گریز های متفاوت در این مناسبت به کادر جستجوی گریز در سمت راست صفحه مراجعه فرمایید
نمایش هر صفحهمورد
چگونه داغ‌ها را می‌گذارد پشت سر زینب
کجا؟ کی؟ می‌گذارد چشم بر هم در سفر زینب
 
فقط با دیدن عباس دائم زنده می‌گردد 
تمام خاطراتی را که دارد از پدر زینب
 
به جز آن روزهایی که به همراه برادر بود
ندیده روز خوش در زندگی از هر نظر زینب
 
جگرسوز است داغش مثل اقیانوسی از آتش 
اثر بخش است آهش، چون دعا وقت سحر زینب
 
اگر چه بر فراز نیزه "رد الشمس" را دیده
ولی با خطبه‌هایش می‌کند "شق القمر "زینب
 
طنین خطبه‌هایش در دل افلاک می‌پیچد
و کاخ ظالمان را می‌کند زیر و زبر زینب
 
دل اهل حرم با بودنش گرم است و شکی نیست
که بوده یک تنه اندازه‌ی صد‌ها نفر زینب
 
خبر دارم که در طول مسیر، از کربلا تا شام
نبوده لحظه‌ای از حال طفلانْ بی‌خبر زینب
 
خبر دارم تنش با تازیانه گرم صحبت بود
زمانی که برای کودکان می‌شد سپر زینب
 
شبیه کوه یا آتشفشانی ابری و خاموش
گذشته از کنار خیمه‌های شعله‌ور زینب
 
رباب و ام کلثوم و رقیه، حضرت سجاد
اگر چه داغ‌ها دیدند اما بیشتر زینب
 
زمانی که حسین  آرام می‌زد دست و پا در خون
کبوتروار در گودال می‌زد بال و پر زینب
 
شکسته‌تیر‌ها و نیزه‌ها را زد کنار اما
صدای آشنایی را شنید از دور و بر زینب
 
صدای ناله‌ی مادر می‌آمد از دل گودال
شبیه ناله‌هایی که شنید از پشت در زینب
می‌خواست هرچه از تو خدایت، همان شدی
عاشق شدی، شهید شدی، جاودان شدی
 
باید بخوانمت، ششمین فرد پنج تن
کبری‌ترین عقیلۀ این خاندان شدی
 
صبر تو را چگونه بلا سر بیاورد؟
زینب تو قبل خلق شدن امتحان شدی
 
دل‌شادی از شهادت عون و محمدت
از این‌که چون حسین، تو هم بی‌جوان شدی
 
وقت وداع و بوسۀ آخر چه بر تو رفت؟
آرام جان که رفت، تو هم نیمه‌جان شدی
 
‌آیینه‌دار و قافله‌سالار و بی‌قرار
بعد از حسین، یک‌تنه یک کاروان شدی
 
بار امانت است که بر دوش می‌کشی
بیهوده نیست این‌که چنین قدکمان شدی
 
جان را چه قابل است، که بی هیچ وحشتی
صد بار پیش‌مرگِ امام زمان شدی
 
سوزاند کوفه را رجز جانگداز تو
وقتی که لب گشودی و آتشفشان شدی
 
در خطبۀ تو شقشقیه شعله می‌کشید
دیدند کوفیان که امیر بیان شدی
 
از تو نداشت پاسخ دندان‌شکن‌تری
تنها جواب سرکشی خیزران شدی
 
منزل به منزل آمدی و هیچ‌کس ندید
در خود شکستی از غم و زهرانشان شدی
 
در شام، بهتر است نمانیم و بگذریم
باید نگفت این‌که کجا میهمان شدی
 
شهری که چشم بود سراپای مردمش
آنجا شهید طعنه و زخم زبان شدی
 
بزم شراب و سکر یزید و یزیدیان
دیدی فریب معرکه را و بر آن شدی،
 
تا بشکنی غرور هُبل‌های لات را
آنجا تبر به دوش، خلیل زمان شدی
 
باید گلوی مرثیه‌ها را فشرد و گفت
کی بی‌قرار و مضطرب و ناتوان شدی؟
 
بی‌شک شده‌ست چوبۀ محمل به سر زنان
آنجا که نوحه کردی و مرثیه‌خوان شدی
دست منو زنجیر، فکرش را نمی‌کردم
چه زود گشتم پیر، فکرش را نمی‌کردم
 
بالای تل بودم، خودم دیدم که شد خنجر
باحنجرت درگیر، فکرش را نمی‌کردم
 
من باتو بودم، بی تو از عمرِ بدون تو...
...اینقدر باشم سیر !  فکرش را نمی‌کردم
 
مسمار و پهلو و غلاف و شعله را دیدم
اما گلو و تیر، فکرش را نمی‌کردم
 
دیدم برادر اصغرت را پیش چشمانت
تیری گرفت از شیر، فکرش را نمی‌کردم
 
بی دست شد سقا و پرچم بر زمین افتاد
آن دستِ پرچم‌گیر...، فکرش را نمی‌کردم
 
تا بود عباسم کنارم، شمر می‌لرزید
حالا که گشته شیر...، فکرش را نمی‌کردم
 
شمشیر بالا رفت و پایین آمد و اکبر...
مُردم از آن تصویر، فکرش را نمی‌کردم
 
در کوچه‌های کوفه در پیشِ کنیزانم
خیلی شدم تحقیر، فکرش را نمی‌کردم
 
حالا فقط من ماندم و رأس تو بر نیزه
ای وای از این تقدیر، فکرش را نمی‌کردم
با احترام آمد و بی‌احترام رفت
با صدسلام آمد و با والسلام رفت
 
آتش دوباره پا روی کاشانه‌اش گذاشت
با روضه‌ی شکستنِ در از خیام رفت
 
بعد از عطش، فرات به پابوسی‌اش رسید
در اشکِ شرم، غرق شد و تشنه‌کام رفت
 
خلوت‌نشینِ پرده‌ی ناموسِ کبریا
همراه شمر و حرمله در ازدحام رفت
 
دَه روز پیش کعبه‌ی در انحصار بود 
با آن مقام آمد و با این مقام رفت
 
مبعوث شد به گریه برای برادرش
پیغمبری که با سرِ سرخِ امام رفت
 
پایش رمق نداشت، نمازش نشسته بود
در حالت رکوع، به قصدِ قیام رفت
 
داغ حسین، روضه‌ی یک خانواده بود
این داغدار، با تبِ چند انتقام رفت
 
زینب عقیلة‌العرب آمد به کربلا
آیینه‌دار فاطمه، حیدر به شام رفت
 
خون‌گریه‌های ناحیه از این مصیبت است
سرچشمه‌ی حلال، به بزم حرام رفت

دید بالای بلندی ازدحام
صد حرامی، دور یک بیتُ‌الحَرام

حمله‌ور، بر کعبه دید اصحاب فیل
دشتی از نمرود گِرد یک خلیل..

کَعب نی‌ها گِرد کعبه، در طواف
سنگ‌ها دارند قصد اعتکاف..

«دیده‌ای تلفیق خون و خاک را؟
بر زمین افتادن افلاک را؟»

دیده‌ای مرگی بدین حَد، باشُکوه؟
دیده‌ای تکیه دهد بر نیزه کوه؟

دیده‌ای پَرپَر، گُل احساس را؟
دیده‌ای یک یاس و، صد‌ها داس را؟

دیده‌ای صد سنگ و یک آیینه را؟
نُو به نُو، صد کینۀ دیرینه را؟..

ماهتابی با شفق، آمیخته‌ست
خون پیشانی به رویش ریخته‌ست..

زخمه‌ها در پردۀ بیداد بود
یک گلو، صد حنجره فریاد بود
__________________________________
دید بالای بلندی، خواهر‌ است
دست او گه بر فلک، گه بر سر است

درد، در دل بود بر لب آه داشت
یا «رسول‌الله» و «یا الله» داشت..

هر دو تن، گویی دو بی‌جان پیکرند
شاهد جان دادن یکدیگرند

در صدای او، ولی جوهر نبود
جوهر گفتار، با خواهر نبود..

در نگاه خود، پیام صبر داشت
کوه را با استواری وا گذاشت

ای امید من برو اینجا مباش
خود نمک بر زخم‌های من مپاش..

رُو به خیمه رهبری آغاز کن
خار، بَر کَن، راه طفلان باز کن

ماه من، منظومه‌ام را کن رَصَد
بوی آتش بر مشامم می‌رسد..

آسمان در شب، پر از اَنجُم شود
در دل شب، قرص ماهم گم شود

جستجوی خویش را دنبال کن
گر نجُستی، روی در گودال کن..

کودکان ما همه دُر‌دانه‌اند
گِرد شمع داغ‌ها پروانه‌اند

بر سر بیمار من تیمار باش
در کنارش کاروان‌سالار باش..
________________________________
هر چه گفتش چشم بربند از حسین
زینب، امّا دل نمی‌کَند از حسین

داشت یک تن بیمِ جان دو امام
گاه در گودال، دل، گه در خیام

زین طرف، بی‌یار، مانده یک غریب
ز آن طرف، بیمار می‌خواهد طبیب

مرغ دل، گه در حرم، پَر می‌کشید
گه به سوی قتلگه، سر می‌کشید..

بود زینب، مُحرِمِ حجّ وفا
گه به سوی مَروه، گاهی در صفا

زیر پایش دید می‌لرزد زمین
رنگ گردون، همچو روی شرمگین..

آب‌ها، گویی تلاطُم می‌کنند
بادها هم، راه خود گم می‌کنند

جامه گردون در خُم نیلی زند
خود به روی خود، شفق سیلی زند

ز آسمان، خورشید باشد جلوه‌گر
یا که داغی را نهاده بر جگر؟..

رنگ از مهتابِ روی او پرید
بوی پرپر گشتن گُل را شنید

عشق، کوه صبر را از جای کَند
رفت سوی مجمر آتش، سپند

پای از ره ماند، امّا دل دواند
بر زمین چون سایه، خود را می‌کشاند..

با تن بی‌جان، سوی جانانه رفت
شمع، سوسو می‌زد و پروانه رفت..

آمد و دید از عِناد قوم کین
گوشوار عرش، بر روی زمین..

بانگ زد: آیین مهمانی‌ست این؟
کافران! رسم مسلمانی‌ست این؟..

آه ای نفرین بی‌حد، بر شما
نیست آیا یک مسلمان در شما؟

این گلو را مصطفی بوسیده‌ست
صد گُل از گلبرگ رویش چیده‌ست..

دیدۀ او،‌ مشعل اُمّ‌القُرا‌ست
سینۀ او، لوح محفوظ خداست

سرخ بود این گُل، که بر آن رنگ زد؟
کی به یک آیینه، صد‌ها سنگ زد؟

این شَفَق‌رخسار، ماه زینب است
کعبۀ دل، قبله‌گاه زینب است..

از لبش دارد حیات، آب حیات
دست هَستی خواهد از دستش برات..
________________________________
دیده‌ای در پیش چشم خواهری
خنجری و، قاتلی و، حنجری؟..

دیده‌ای روی حریر، الماس را؟
دیده‌ای داسی نبُرّد یاس را؟..

خواهر از این سو و از آن سو، عدو
بود یک خنجر، به روی دو گلو

گر چه او را طاقت دیدن نبود
هم‌چنان‌ وحی،‌ آمد از بالا فرود

لیک با او هاله‌ای از نور بود
چشم خفّاشان به رویش کور بود

از خدای عشق، نیرو می‌گرفت
صبر، زیر بازوی او می‌گرفت

پیکر بی‌جان خود را می‌کشاند
می‌فتاد و عشق او را می‌دواند

تا حسین از عزم او آگاه شد
صحنه بیش از زخم‌ها، جانکاه شد

گفت، ای همسَنگر من خواهرم
ای تو ناموس خدا رُو در حرم..

باز سوی خیمه‌ها پیمود راه
ای قلم برگرد سوی خیمه‌گاه..

بس زبان افصح اینجا لال شد
کسی چه می‌داند چه در گودال شد..

هر قلم اینجا شکسته بهتر‌ است
جز لبان عشق، بسته بهتر‌ است
____________________________________
نِی توان دارد زبان، بر گفتنش
نِی دلی را طاقت بشنفتنش..

آیه‌های عاشقی تفسیر شد
خنجری با حنجری درگیر شد..

باغ را عطر خدا پُر کرده بود
کربلا را دو صدا پر کرده بود

خواهری گفتا: به قربان سرت
بانویی گفتا: بمیرد مادرت

آسمانا، گریه سر کن بر زمین
«سر بریدند آسمان را در زمین»

حّر و آزادم و روزی که ز مادر زادم
آمد الطاف حسینی به مبارک بادم
 
سر از آن روز به زیر قدمش بنهادم
فاش می گویم و از گفته ی خود دلشادم
 
***بنده ی عشقم و از هر دو جهان آزادم
 
من که امروز اسیرم به کف اهل نفاق
خواهر شاه عرب پادشه ارض وفاق
 
از مدینه شدم آواره سوی ملک عراق
طایر گلشن قدسم چه دهم شرح فراق
 
***که در این دامگه حادثه چون افتادم  
 
از ازل عشق حسین در دل شیدایم بود
جان فشاندن به رهش سرّ سویدایم بود
 
در ولای غم او منزل و مأوایم بود
من ملک بودم و فردوس برین جایم بود
 
***آدم آورد در این دیر خراب آبادم
 
به خدا علت آزادی ام از همت اوست
لرزه ام در بدن و گریه شوقم به گلوست
 
بشکافد اگر عضو مرا تا رگ و پوست
نیست بر لوح دلم جز الف قامت دوست
 
***چه کنم حرف دگر یاد نداد استادم
 
اگرم عشق برادر به اسیری انداخت
چاره ای نیست به تقدیر قضا باید ساخت
 
با وجودی که مرا ناز محبت بگداخت
کوکب بخت مرا هیچ منجم نشناخت
 
***یارب از مادر گیتی به چه طالع زادم
 
عقل آورد مرا تا به در خانه ی عشق
گفت این خانه بود خانه ی بی خانه ی عشق
 
باش اینجا به غلامی در کاشانه ی عشق
تا شدم حلقه به گوش در میخانه ی عشق
 
***هر دم آید غمی از نو به مبارک بادم
خوش‌دلستم که چه خوش‌آمد تقریر حبیب
من به تن پیرهن صبر و تو عریان و صلیب
 
این اسیری و غریبی اگرم هست نصیب
گر چه دانم که به‌جایی نبرد راه غریب
 
***من به بوی خوش آن زلف پریشان بروم
 
جان فدای تنت ای پادشه ارض وثاق
آخر افتاد میان من و تو طرح فراق
 
قسمت این بود مگر کز ستم اهل نفاق
من روم جانب شام و تو بمانی به عراق
 
***تو شوی بی‌سر و من بی‌سروسامان بروم
 
سر کوی تو عجب آب‌وهوایی دارد 
چه هوایی چه صفایی چه بقایی دارد
 
این گلستان شهادت چه صفایی دارد
خواهر مضطرت امروز چه جایی دارد
 
***حیف باشد که از این روضه رضوان بروم 
 
خواهرت بسته به زنجیر قضا و قدر است
عصر امروز سوی شام بلا رهسپر است
 
خیز ای قافله‌سالار که وقت سفر است
چه کنم چاره ندارم که بمانم خطر است
 
***باید از بهر پرستاری طفلان بروم 
 
ناظر روی تو داند حرم کعبه کجاست
سرت انگشت‌نما و بدنت قبله نماست
 
تشنه جان دادی و با این‌که کنارت دریاست
خون اگر گریه کند ساعی ازین قصه رواست
 
***که من از کوی تو با دیده گریان بروم
دید زینب عصر عاشورا سر و سامان ندارد
یاوری دیگر بغیر از خالق سبحان ندارد
 
یک طرف آتش فشانی یک طرف بی خانمانی
هیچ دلسوزی بغیر از آتش سوزان ندارد
 
خواست پهلوی برادر زینب مضطر بماند
دید ماندن اندر این دشت بلا امکان ندارد
 
دید اطفال برادر را به صحراها فراری
طاقت جمع آوری بر خاطر طفلان ندارد
 
کرد با حسرت نگاهی در گلستان شهادت
دید گلزار رسالت جز گل هجران ندارد
 
یک زن بیچاره با این داغ بنیانسوز خونین
چاره ای دیگر بغیراز ناله و افغان ندارد
 
میزبان سیراب مهمان تشنه لب زانصاف دور است
هر خبیث النفس ملعون قابل مهمان ندارد
 
شرح حالی بشنوید از اهل بیت ما ولیکن
شرح احوال عیالات حسین پایان ندارد
 
شاه دین آورد طفل شیر خوارش را به میدان
گرچه می دانست اصغر طاقت میدان ندارد
 
شرح حال کربلا را " ساعیا " بگذار و بگذر
تا قیامت شرح حال کربلا پایان ندارد
چشم و دل از جمال تو گشت چو داد ایمنم
شکر خدا که باز شد دیده بخت روشنم
 
من به دیار شام در، تو به زمین کربلا
باورم این نمی کند با تو نشسته کاین منم
 
جای به دامن پدر، دشمن و دوست گو ببین
کاین همه لطف می کند دوست به رغم دشمنم
 
کاست اگر تن مرا هجر تو نیست بوالعجب
جان و دلم نه خاره ام، آب و گلم نه آهنم
 
چون نبرم به اولیا، شکوه جور اشقیا
نعره و شوق می زنم، تا رمقی است در تنم
 
در غم خویشتن مزن، طعنه به آب چشم من
خون برود درآن میان، گرتو توئی و من منم
 
شاید اگر جدا ز تو حاصلم اشک و آه شد
عشق تو آتشی بزد،پاک بسوخت خرمنم
 
بی تو مپرس ای پدر روز چسان برم به سر
خاک خرابه بسترم، کنج خرابه مسکنم
 
دست مفارقت به سر، داغ مهاجرت به دل
سیلی شمر برجبین، بندگران به گردنم
 
سر به کمند وپا به گل، خاک به فرق و خون به دل
چاک به جیب و جان به لب، خون جگر به دامنم
 
یغما نام سلطنت می نبرد اگر همی
بر در او به بندگی دست دهد نشیمنم
از توام با همه حسرت نه سراغی نه صفائی
بر منت با همه رحمت نه عبوری نه عطائی
 
ندهی بار به خویشم نه به سروقت من آئی
من ندانستم از اول که تو بی مهر و وفائی
 
***عهد نابستن از آن به که ببندی ونپائی
 
توبه از جان و سری چو از سرو جان دل به تو دادم
ای مراد سر و جان چون نکند دل ز تو یادم
 
من بر آن سر که بودجان به تو خوش دل به تو شادم
مردمان منع کنندم که چرا دل به تو دادم
 
***باید اول به تو گفتن که چنین خوب چرائی
 
بی تو در کنج غم ای پشت به خویش ای به تو رویم
گاهی از غم بخروشم گهی از درد بمویم
 
بارها با دل غمگین که به جان غم همه زویم
گفته بودم چو بیائی غم دل با تو بگویم
 
***چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیائی
 
دولت وصل تو جوئیم همه هجر نصیبان
روز عمر همه بی صبح رخت شام غریبان
 
سال و مه با طلب کوی توام دست و گریبان
حلقه بر در نتوانم زدن از بیم رقیبان
 
***این توانم که بیایم به محلت به گدائی
 
کس نبیند چو توئی غرقه به خون کردن و کشتن
خشک لب برطرف بادیه خون خوردن و کشتن
 
ترسمت باز از این چرخ نگون مردن و کشتن
شمع را باید ازین خانه برون بردن و کشتن
 
***تا که همسایه نداند که تو در خانه مائی
 
حسرت یثرب و هجر حرم و غصب امامت
محشر قتلگه و آن همه غوغا و غرامت
 
رنج کوفه غم شام آن دگر آشوب و قیامت
عشق و درویشی و انگشت نمائی و ملامت
 
***همه سهل است تحمل نکنم بار جدائی
 
از گذرگاه جمالت نظر آن سوی نبیند
حاصلم چیست چو از باغ گلت بوی نبیند
 
در دو کیهان به جز از چشم خداجوی نبیند
پرده بردار که بیگانه خود آن روی نبیند
 
***تو بزرگی و در آئینه کوچک ننمائی
 
جاودان بال و پرم کاش به بند تو بریزد
بو به ما مهر دل صید پسند تو بخیزد
 
مرغ یغما چه که با دام بلند تو ستیزد
سعدی آن نیست که هرگز ز کمند تو گریزد
 
***تا بدانست که در قید تو خوشتر که رهائی
دلم از زندگانی سخت سیره
بمیرم هر چه زوتر باز دیره
 
زنان را دل سرای درد و ماتم
تن مردان نشان تیغ و تیره
 
پسر در خون طپان دختر عزادار
برادر کشته و خواهر اسیره
 
به کام مادران لخت جگر خون
به حلق کودکان خوناب شیره
 
اسیران را به جای اشک و افغان
شرر در چشم و آتش در ضمیره
 
خروش تشنه کامان زیر و بالا
ز خاک تیره تا چرخ اثیره
 
اگر بر سنجی آشوب قیامت
به سوگ نینوا بالا و زیره
 
به ره گریان سراری تا جواری
به خون غلطان سپاهی تا امیره
 
بدین ماتم چسان باشم شکیبا
کجا زخمی چنین مرهم پذیره
 
ترا آنان که تن در خون کشیدند
الهی خاکشان با خود نگیره
 
نخواهد کودک شیر تو بی آب
مگر آن را که آب اندر بشیره
 
بر اندام شهیدان کاوش تیر
بدان ماند که سوزن در حریره
 
هرآنکو چون تو باشد بیکس و یار
به کشتن سر نهادن ناگزیره
 
مصاف شاه دین با لشکر شام
اگر چه غزوه موران و شیره
 
هر آن کو دیده صیدی در سپاهی
سخن ناگفته معنی دستگیره
 
برادر در بقیع آسوده در خاک
پدر در خاکدان کوفه گیره
 
جهان دشمن زمان سخت آسمان دور
غریب کربلا مارت بمیره
 
ببین یغما به خون شیر بطحا
سگان شام را سر پنجه چیره
 
که از خیل سگان این شیرگیری
ز رو به بازی این چرخ پیره
سوی مدینه ای صبا افتد اگر عبور تو
گفت بگو به فاطمه زینب ناصبور تو
 
در به بقیع بی خبر خفته تو و به کربلا
مال هبا و خون هدر با تن پاره پور تو
 
چون نرسانم از زمین آتش دل بر اختران
شد به اثیر هیر من، رفت به خاک هور تو
 
دانی اگر چگونه زد برق عطش به تشنگان
شعله بر آسمان برد ناله ز خاک گور تو
 
سوخت سموم تشنگی برگ بهار عیش من
خورد به مگر کشتگان لطمه سوگ سور تو
 
بگذری ار به کربلا شب نگری و روز ما
عیش نه ماتم آورد زانده ما سرور تو
 
تلخ به زهر تشنگی چند زید مذاق ما
وقت شد آنکه بر دمد چشمه آب شور تو
 
ظلم فلک به ظلمتم بست قوی گشای رخ
بو که ز دود نار غم باز رهم به نور تو
 
نه به خیال ما پدر، نی تو به فکر مادری
غفلت او شد از چه ره یا سبب غرور تو
 
خواهی جنت دگر بر به جحیم ما گذر
کوثر تو سرشک ما دیده ما قصور تو
 
آنچه به ما زغیبتت رفت در این مجاهدت
کی به مشاهدت کشد تا نفتد حضور تو
 
فرصت غیر تا به کی سوخت شرار غیرتم
چند مغایرت کند حوصله غیور تو
 
کیفر این خلاف را وعده به محشر افکنی
ماند قریب حسرتم دل ز قصاص دور تو
 
خیز و گذر به ماریه پس پی داد و داوری
قصه رستخیز ما واقعه نشور تو
 
با همه خردی از قضا والی و ویله امان
نیست بزرگ اگر زند پنجه به پیل مور تو
آه که شد شکسته دل خسته جگر برادرم
با لب خشک و چشم تر غرقه به خون برادرم
 
هر مژه زین مشاهدت تیر صفت به دیدگان
با همه سست گوهری سخت نشسته تا پرم
 
عرش فتاده بر زمین یا تن تو به خاک بر
آن تن و خاک و من همان زنده که خاک بر سرم
 
پهلوی تو به تیغ و نی چاک و به تیر کین رفو
زیبد اگر به خون خود سینه چو جامه بردرم
 
تا چه قیامت است این کامد و بر از ابتلا
غایله قیام او فتنه روز محشرم
 
کوکب عرش رفعتم داشت شرف به مهر و مه
زهره سفله مشتری ساخت ز ذره کمترم
 
ماتم قاسم جوان نفکند ار خلل به جان
کی دهد از کجا امان صدمه سوگ اکبرم
 
با مژه ای محیط زا ساخته گه چو ماهیم
گاه به آتش درون سوخته چون سمندرم
 
تا تن تو ز تاب دل شمع تمام سوخته
من چو چراغ نیم جان بر ره باد صرصرم
 
خاک بقای جان و تن رفت به باد نیستی
شاید اگر زچشم و دل غرقه در آب و آذرم
 
غارت خواهران نگر ناله دختران شنو
هان پدرانه ای صبا قصه رسان به مادرم
 
گه به نجف دواندم شکوه خون خسروان
گه به مدینه پو دهد دهشت نهب لشکرم
 
آتش جوشن و سپر سوخت سلیب و جامه ام
سیلی خصم و چوب نی گشت نقاب و معجرم
 
ماتم کشتگان غمی نهب حرم غم دگر
کوفه مصیبت دگر شام عزای دیگرم
 
ساخت سپهر سبز پی خاک سیه به خون تو
سرخ و فکند زرد رو کسوت نیل در برم
 
از لب خشک تشنگان اشک روان به بوم و بر
ز آتش داغ کشتگان آه دوان به اخترم
 
ماند به تاب تا ابد خسته تنم به سوگ تو
کلک مصیبت از ازل تا چه نوشته بر سرم
 
زین همه آتش ای عجب در نگداخت سنگدل
گوئی از آهن است و رو طینت جان و پیکرم
 
با شرف غلامیت والی و خطره شهی
در دو جهان مفاخرت بس که گدای این درم
در عزایت چکنم گر نکنم خاک به سر
زین مصیبت چه خورم گر نخورم خون جگر
 
تو به فردوس برین تاخته گلگون نشاط
من سوی شام الم بسته به غم بار سفر
 
ماند اکنون که دل از دولت و صلت محروم
ماند اکنون که ز چهر تو جدا دیده تر
 
چه برم گر نبرم مژده وصلت به روان
چه دهم گر ندهم وعده رویت به نظر
 
خیل انصار ترا تن به زمین سر به سنان
آل اطهار ترا دل به تعب جان به خطر
 
چکنم گر نکنم شکوه زپیکار قضا
چه زنم گر نزنم ناله ز بیداد قدر
 
پور بیمار ترا پای به زنجیر درون
دخت افکار ترا روی برون از معجر
 
زین تحکم چه زنم گر نزنم دست به روی
زین تهتک چه درم گر ندرم جامه به بر
 
پیکر چاک تو بر خاک همی زان لب خشک
آتش جان تو بر باد از آن دیده تر
 
چه فروزم نفروزم همه کانون ز روان
چه تراوم نتراوم همه دریا زبصر
 
آل اطهار ترا بر سر معموره عبور
حرم عز ترا در بن ویرانه مقر
 
چه زنم گر نزنم بر به ثری سقف سپهر
چه برم گر به ثریا نبرم خاک گذر
 
قاسر جان و جهان عاقله کون و مکان
برد از کون و مکان جان جهان رخت به در
 
چکنم گر نکنم جان و جهان شیب و فراز
چکنم گر نکنم کون و مکان زیر و زبر
 
تیغ بهمن به بر و پهلوی تو نیزه گذار
جان یغما به تن و سینه تو خاک سپر
 
زین تغافل چه کشم گر نکشم دشنه به دل
زین تغابن چه کنم گر نکنم خاک به سر
براساس گریز به
موضوع گریز :
مناسبت گریز :
براساس سبک شعر
روضه شور واحد تک زمینه رجز خوانی زمزمه جفت نوحه مناجات نامشخص مدح مسجدی سینه زنی واحد سنگین دکلمه دم پایانی واحد تند پیش زمینه سرود سالار زینب حاج ناظم همه جا کربلا راس تو میرود بالای نیزه ها ببینید ببینید گلم رنگ ندارد نوحه سنتی ببینید ببینید گلم رنگ ندارد سیدی ماکو مثلک الغریب غریب گیر آوردنت زبانحال به سمت گودال از خیمه دویدم من دودمه مدح و مرثیه مفاعیل مفاعیل فعول شعر خوانی
براساس قالب شعر
دوبیتی غزل قصیده مثنوی چهار پاره رباعی ترجیع بند مستزاد شعر نو شعر سپید ترکیب بند قطعه مسمط نا مشخص مربع ترکیب تک بیتی مخمس
براساس زبان
فارسی عربی ترکی
براساس شاعر
محتشم کاشانی میلاد عرفان پور امیر عباسی قاسم صرافان محمد مهدی سیار غلامرضا سازگار رضا یعقوبیان علی اکبر لطیفیان قاسم نعمتی اسماعیل تقوایی مرتضی محمود پور حسن لطفی امیر حسین سلطانی محمود اسدی علی انسانی مظاهر کثیری نژاد محمود ژولیده ولی الله کلامی زنجانی میثم مومنی نژاد حسن ثابت جو عباس میرخلف زاده سید حمیدرضا برقعی سید هاشم وفایی سید رضا موید خراسانی محمدرضا سروری یوسف رحیمی احمد بابایی محسن عرب خالقی سید پوریا هاشمی علیرضا خاکساری وحید زحمتکش شهری مهدی رحیمی زمستان حسن کردی روح اله نوروزی مرضیه عاطفی بهمن عظیمی حسین رحمانی میلاد قبایی محسن صرامی رضا آهی رضا تاجیک اصغر چرمی محمد جواد شیرازی مهدی نظری وحید قاسمی وحید محمدی محسن کاویانی مجتبی صمدی شهاب حمید رمی محمد حسین رحیمیان محمد حسن بیات لو امیر روشن ضمیر نا مشخص محمد محسن زاده گنجی امیر ایزدی حسین قربانچه رضا رسول زاده جواد حیدری محمد سهرابی محمد جواد پرچمی سيد مهدي سرخان رضا یزدانی سید مهدی موسوی حسن صنوبری محسن رضوانی سیدجواد پرئی سید محمد جواد شرافت علی سلیمیان محمدجواد غفورزاده (شفق) سید مجتبی رجبی نورآملی حسن بیاتانی عماد خراسانی رحمان نوازنی مسعود اصلانی حافظ محمدرضا آغاسی علی حسنی صمد علیزاده محمد صمیمی کاظم بهمنی مجید تال مهدی قهرمانی احسان محسنی فر شیخ رضا جعفری میثم سلطانی مصطفی صابر خراسانی محمد فردوسی علیرضا قزوه قاسم افرند محمد مهدی عبداللهی محمد خسروی جواد دیندار سعید خرازی علیرضا عنصری حسین میرزایی حسن جواهری مصطفی قمشه ای علامه حسن زاده آملی میثم خالدیان علی زمانیان حسین ایمانی سیدعلی احمدی(فقیر) سید مجتبی شجاع محمد حسین فرحبخشیان (ژولیده نیشابوری) محسن داداشی امام خمینی (ره) فواد کرمانی امیر رضا سیفی احمد اکبرزاده ملا فتح‌الله وفایی شوشتری صدّیقه‌ی طاهره (علیهاسلام‌الله) محمود شاهرخي (م.جذبه) سید محمد رستگار جواد هاشمی (تربت) سید حبیب نظاری غلام‌رضا دبیران محمدحسین علومی تبریزی سعید بیابانکی سعید توفیقی علیرضا لک جواد محمد زمانی آیت الله محمدحسین غروی اصفهانی سید یاسر افشاری محمود کریمی احمد واعظی آیت الله وحید خراسانی حضرت آقای خامنه ای سید الشهدا عبدالجواد جودی خراسانی بهروز مرادی سالک قزوینی رفیق اصفهانی سید رضا حسینی (سعدی زمان) بابافغانی شیرازی تأثیر تبریزی صغیر اصفهانی (ره) وحید مصلحی یاسر حوتی حسین رستمی محمد بنواری (مهاجر) محمد بیابانی علیرضا شریف هادی جان فدا علی آمره حامد تجری مصطفی متولی مجتبی خرسندی علی صالحی علیرضا بیاتانی مهدی رحمان دوست مهدی نسترن سید محمد جوادی سید مهدی جلالی مجتبی روشن روان حامد خاکی سید محمد علی ریاضی احسان مردانی مهدی مومنی مریم سقلاطونی مجتبی شکریان همدانی عارفه دهقانی حسینعلی شفیعی (شفیع) رضا پیروی سعید پاشازاده ناصر حامدی رضا قاسمی حامد جولازاده پیمان طالبی میلاد حسنی امیر حسام یوسفی نوید اسماعیل زاده عباس شبخیز قراملکی (شبخیز) مهدی جهاندار کرامت نعمت زاده علی اصغر حاج حیدری مهدی صفی یاری محمد علی بیابانی محمد امین سبکبار هانی امیر فرجی سینا نژادسلامتی رسول میثمی صباحی بیدگلی وصال شیرازی مهدی پورپاک فاطمه نانی زاده محسن خان محمدی حبیب نیازی مجید لشگری میرزا احمد عابد نهاوندی(مرشد چلویی) آیت الله سیداحمد نجفی(آقاجون) محمد جواد خراشادی زاده ناظرزاده کرمانی سیدجلال حسینی احمد جلالی حسین عسگری علی اصغر کوهکن حجت الاسلام میر تبریزی محسن مهدوی حبیب الله چایچیان رضا فراهانی محمدرضا شمس خاکی شیرازی ابراهیم بازیار عباس احمدی سید محمد اویار حسینی محمد احمدی مرحوم الهیار خان (آصف) جواد قدوسی مجید قاسمی محمد رسولی داوود رحیمی مسعود یوسف پور حیدر توکل فاضل نظری علی ناظمی صفایی جندقی کریم رجب زاده میرزا یحیی مدرس اصفهانی غلامرضا کافی عمان سامانی مهدی محمدی پانته آ صفایی محمد بختیاری حمیدرضا بشیری محمدسعید عطارنژاد پروانه نجاتی نیما نجاری علی اشتری جعفر خونویی رضا دین پرور محمد ظفر سید رضا میرجعفری خوشدل تهرانی مهدی نعمت نژاد محسن راحت حق سجاد محرابی سید فرید احمدی مهدی زنگنه کاظم رستمی روح الله عیوضی علی اصغر ذاکری گروه یا مظلوم امیر حسین حیدری امیر اکبرزاده مهرداد مهرابی سید محمد بابامیری توحید شالچیان نغمه مستشار نظامی رحیم معینی کرمانشاهی سید محمد میرهاشمی امیرحسین الفت غلامحسین پویان احمد علوی فیاض هوشیار پارسیان مرتضی امیری اسفندقه محمدعلی مجاهدی جعفر بابایی(حلّاج) اصغر عرب فرشته جان نثاری سیدمحسن حبیب لورسه محمد علامه صادق رحمانی فرهاد اصغری یاسر مسافر عباس ویجویی عباس عنقا منوچهر نوربخش سیدحسن حسینی محمدجواد باقری محمد ارجمند محمد عظیمی محمدحسین بهجت تبریزی(شهریار) محمدسعید میرزایی مهدی خطاط ادیب الممالک فراهانی محمدعلی رحیمی محمد قاسمی احسان نرگسی رضاپور داریوش جعفری حامد آقایی سید محسن حبیب الله پور مجتبی حاذق محسن حنیفی آرش براری بهنام فرشی هستی محرابی طاها ملکی یاسر قربانی محمد داوری امیرحسین آکار اسماعیل شبرنگ آرمان صائمی علی رضوانی عماد بهرامی عادل حسین قربان امیرعظیمی حبیب باقرزاده حسین محسنات علی اصغر یزدی مجتبی رافعی میثم خنکدار ابراهیم لآلی قاسم احمدی مهدی علی قاسمی پوریا باقری علی اکبر نازک کار نوید اطاعتی فاطمه خمسی مهدی میری مجتبی کرمی محمد دستان علی کاوند مهدی قربانی محمد مبشری محمدرضا رضایی موسی علیمرادی محمدعلی نوری میلاد یعقوبی حسین صیامی مرتضی مظاهری میرزا احمد الهامی کرمانشاهی ناصر دودانگه علیرضا وفایی(خیال) امیر فرخنده حسین واعظی سعید نسیمی محسن غلامحسینی منصوره محمدی مزینان ابراهیم روشن روش سید علی حسینی مرضیه نعیم امینی حمید فرجی امیرعلی شریفی جعفر ابوالفتحی محمد کاظمی نیا امیر علوی رضا قربانی مهدی کاشف امیرحسین محمودپور رضا اسماعیلی حسن فطرس عالیه رجبی رضا باقریان محسن عزیزی محمدرضا ناصری روح الله پیدایی محمد زوار ایمان کریمی مصطفی رفیعی مجتبی قاسمی محمود قاسمی مجید خضرایی یونس وصالی محمود یوسفی ایمان دهقانیا بردیا محمدی مجتبی دسترنج ملتمس محمد مهدی شیرازی محسن زعفرانیه حسین خیریان حامد شریف مهدی شریف زاده ابالفضل مروتی مصطفی کارگر معین بازوند سید جعفر حیدری محسن ناصحی روح الله قناعتیان محمدحسین ملکیان مقداد اصفهانی رسول عسگری عفت نظری سجاد شاکری احمد ایرانی نسب مسعود اکثیری حسن رویت علی سپهری سید امیر میثم مرتضوی سیدمحمد مظلوم حسین رضایی حیران علی مشهوری (مهزیار) علی قدیمی نیر تبریزی فیاض لاهیجی حسین عباسپور محمد بن یوسف اهلی شیرازی جویای تبریزی (میرزا دارا) سید رضا هاشمی گلپایگانی سید علی اصغر صائم کاشانی امیرحسین کاظمی سارا سادات باختر علی اصغر شیری محمد حسین آغولی (ترکی شیرازی) سلمان احمدی وحید اشجع مهرداد افشاری مرجان اکبرزاد محمد-مهدی-امیری شهره انجم شعاع عبدالحمید-انصاری‌-نسب مرتضی-بادپروا محمدرضا-بازرگانی زهرا براتی امیرحسن بزرگی متین زهرا بشری موحد سید-حکیم-بینش فاطمه‌ سادات پادموسوی سعید-تاج‌-محمدی مهدی چراغ‌زاد حامد حسینخانی سیده فرشته حسینی سیدموسی حسینی کاشانی علی‌اصغر الحیدری (شاعر هندوستانی) محمد سجاد حیدری سمیه خردمند ایرج میرزا محسن سیداسماعیلی میرزا محمد باقر صامت بروجردی میرزا حاجب بروجردی (افصح الشعراء) میرزا محمد رفیع (رفیع‌الدین) (واعظ قزوینی) آشفته شیرازی سید وحید حسینی مسعود مهربان مهدی انصاری رضا حامی آرانی سید حسن رستگار محمدجواد وثوقی حمید کریمی اسماعیل روستایی احمد شاکری ابراهیم زمانی محمد کیخسروی محمد جواد مهدوی یاسین قاسمی حسین کریمی مهدی امامی جواد کلهر مجتبی فلاح محمدجواد غفوریان پدرام اسکندری حسن اسحاقی نوید طاهری محمود مربوبی سیروس بداغی میلاد فریدنیا شهریار سنجری رضا ملایی مجید رجبی امیرحسین نجمی عمران بهروج صادق میرصالحیان حجت بحرالعلومی محمدحسین ذاکری رسول رشیدی راد زینب احمدی حامد خادمیان حمیدرضا محسنات حسین اخوان (تائب) محمود شریفی مهدی مقیمی وحید دکامین شهرام شاهرخی فرشید یارمحمدی علی فردوسی رضا شریفی سیدعلی رکن الدین عبدالحسین مخلص آبادی حسین سنگری رضا هدایت خواه مهران قربانی محسن قاسمی غریب سید مصطفی غفاری جم سید مسعود طباطبایی احمد عزیزی حسین زحمتکش حمید عرب خالقی سجاد روان مرد میثم کاوسی رضا مشهدی امیرحسین وطن دوست محمد کابلی محمدهاشم مصطفوی محمد دنیوی (حاتم) علی اکبر حائری محمدرضا طالبی کمیل کاشانی محمدباقر انتصاری مرتضی عابدینی علی حنیفه عبدالرضا کوهمال جهرمی سینا شهیدا مهدی فرجی حسنا محمدزاده سید مصطفی مهدجو علی میرحیدری علی خفاچی حسین ایزدی پرویز بیگلری چاوش اکبری زهرا هدایتی هاشم طوسی (مسلم) نجمه پورملاکی نادر حسینی سجاد شرفخانی علی زارعی رضایی محمدعلی رضاپور سید محسن حسینی مرحوم نادعلی کربلایی ابوالفضل عصمت پرست مجتبی نجیمی مجید نجفی مجید بوریان منش علی علی بیگی سید محسن علوی محمد جواد مطیع ها ناهید رفیعی امیررضا یوسفی مقدم سید علی نقیب ایوب پرندآور نوید پور مرادی علی ذوالقدر سید ابوالفضل مبارز علی شکاری حمید رحیمی انسیه سادات هاشمی محسن حافظی عبدالحسین میرزایی مهدی قاسمی رضا خورشید فرد وحیده افضلی سید محمد حسین حسینی محمد سجاد عادلی مهدی زارعی سید محمد جواد میرصفی یدالله شهریاری امید مهدی نژاد محمد صادق باقی زاده محمد خادم محمدرضا کاکائی سید حجت سیادت مهدی مردانی جواد محمود آبادی حسین شهرابی حامدرضا معاونیان احمد جواد نوآبادی محمد علی قاسمی خادم عرفان ابوالحسنی ظهیر مومنی سید صادق رمضانیان عاطفه سادات موسوی عاصی خراسانی علی محمدی حسین زارع سید مصطفی سیاح موسوی حمید محبی وحید نوری حسین اوتادی هادی ملک پور مهدی کبیری محمدرضا نادعلیان فرشید حقی رامین برومند (زائر) محمدرضا اسدی سجاد زارع مولایی سید امیر حسین فاضلی سید مصطفی حسینی راد محمد رستمی محسن همتی محمود تاری سید واصفی غلامرضا شکوهی کمیل باقری محمد حسین بناریان لیلا علیزاده مهدی حنیفه جواد کریم زاده سید صابره موسوی میرزا محمد تقی قمی (محیط) حاج ملا احمد بن محمد مهدی فاضل نراقی (صفایی) عباس همتی یغما جندقی حامد محمدی محمد جبرئیلی گروه قتیل العبرات فاطمه عارف نژاد
براساس مداح
حاج منصور ارضی حاج محمود کریمی حاج محمدرضا طاهری حاج سعید حدادیان حاج میثم مطیعی حاج مجید بنی فاطمه حاج حمید علیمی حاج حسین سیب سرخی حاج مهدی سلحشور حاج سید جواد ذاکر حاج جواد مقدم حاج عبدالرضا هلالی حاج سید مهدی میردامادی حاج مهدی رسولی حاج حسن خلج حاج مهدی لیثی حاج نریمان پناهی حاج سید رضا نریمانی حاج احمد واعظی حاج حسین طاهری حاج مهدی سماواتی حاج محمد حسین پویانفر حاج سید حمیدرضا برقعی نا مشخص حاج میثم مؤمنی نژاد حاج مهدی اکبری حاج قاسم صرافان حاج مهدی مختاری حاج محمدرضا محمدزاده حاج کاظم اکبری حاج ابالفضل بختیاری حاج محمدرضا آغاسی حاج حنیف طاهری حاج وحید نادری حاج حسین رضائیان حاج امیر عباسی حاج محمد بیابانی حاج سید علی رضوی حاج سید مهدی هوشی السادات نزارالقطری حاج اسلام میرزایی حاج حسین سازور حاج محسن عرب خالقی حاج صابر خراسانی سید رسول نریمانی محمد جعفری ارسلان کرمانشاهی جبار بذری حاج اکبر مولایی حاج امیر برومند حاج محمدرضا بذری حاج حیدر خمسه حاج حسن حسین خانی حاج حسین عباسی مقدم حاج غلامحسین علیزاده حاج حسین عینی فرد حاج مهدی رعنایی حاج مصطفی روحانی حاج روح الله بهمنی حاج امیر کرمانشاهی حاج میرزای محمدی حاج وحید گلستانی حاج سید امیر حسینی علی فانی حاج سید علی مومنی حاج امین مقدم حاج محمد کمیل حاج محمد حسین حدادیان حاج سعید پاشازاده حاج مقداد پیرحیاتی حاج محمد سهرابی حاج محمد فصولی کربلایی حاج فرهاد محمدی حاج ابوذر بیوکافی حاج سید محمد جوادی حاج سید محمد عاملی حاج وحید یوسفی حاج محمد یزدخواستی حاج مجتبی رمضانی کویتی پور حاج محسن صائمی حاج حسین رستمی مرحوم استاد محمدعلی کریم خانی حاج حسین باشی حاج مهدی وثیق حاج شیخ محمد ناصری سید علی حسینی حاج محمد امانی مرحوم محمدعلی چمنی حاج رضا قنبری حاج عبدالله شیران مرحوم استاد سلیم موذن زاده حاج علی اصغر ارغوان مرحوم حاج فیروز زیرک کار سید حسین قاضی سید مهدی حسینی استاد محسن فرهمند حاج احمد عثنی عشران حاج محمد احمدیان حاج صادق آهنگران حاج اکبر نوربهمنی سیدرضا میرجعفری سیدرضا تحویلدار ایمان کیوانی حاج محمدحسین عطائیان حاج حسن شالبافان حاج محمدصادق عبادی حاج علی عرب حاج علیرضا قزوه حاج آرش پیله وری حاج مهدی تقی خانی حاج یزدان ناصری حاج امیرحسن محمودی حاج حمید دادوندی حاج احمد نیکبختیان حاج امیرحسن سالاروند حاج هاشم سالار حسینی حاج ابراهیم رحیمی حاج محمد صمیمی حاج حمیدرضا قناعتیان حاج محسن عراقی حاج محسن طاهری حاج حسین ستوده حاج مهدی دقیقی حاج حسین رجبیه حاج رحیم ابراهیمی حاج حسین فخری حاج صادق حمزه حاج حسین هوشیار حاج حسین جعفری استاد رائفی پور حاج داوود احمدی نژاد مرحوم مرشد حسین پنجه پور حاج سید محمد حسینی حاج هادی گروسی حاج محمدرضا مختاریان حاج حسن کاشانی حاج وحید جلیلوند حاج حیدر منفرد حاج علی مهدوی نژاد حاج مرتضی امیری اسفندقه حاج حسین خلجی حاج وحید قاسمی حاج سید محمود علوی حاج سعید قانع حاج سید جعفر طباطبائی حاج حسین محمدی فام حاج هادی جان فدا حاج علی علیان حاج صادق کریمی حاج محسن توکلیان حاج محمد قربانخوانی حاج حسن رضا عبداللهی حاج مرشد میرزا مرحوم مرشد میرزا حاج مهدی اقدم نژاد شهید حسین معز غلامی حاج حسین رحمانی حاج علی اکبر سلحشور حاج محمد گرمابدری حاج محمد جواد احمدی حاج احمد اثنی عشران حاج جواد ابوالقاسمی حاج محمد مهدی اسماعیلی حاج محسن حسن زاده حاج اکبر بازوبند آیت الله سید محمدحسن طهرانی مجید رضانژاد محمدجواد توحیدی حاج یدالله محمدی مرحوم سید مهدی احمدی اصفهانی حاج محمود گرجی حاج رضا علی رضایی حاج جواد باقری حاج سید ابراهیم طاهریان حاج مسعود پیرایش حاج محمدرضا نوشه ور حاج حسن بیاتانی حاج علی اکبر زادفرج حاج علی جباری حاج علی کرمی حاج سعید خرازی حاج هادی ملک پور حاج حسن عطایی حاج محمد کریمی حاج محمد رستمی حاج جواد حیدری