ایها المظلوم-ayohalmazloom
شعر و اشعار ضربت خوردن و شهادت امام علی (امیرالمومنین) و صوت سبک و گریز اشعار
لطفاً برای جستجوی گریز های متفاوت در این مناسبت به کادر جستجوی گریز در سمت راست صفحه مراجعه فرمایید
نمایش هر صفحهمورد
از فرق تا ابرو ببین با سر چه کردند
نامردمانِ کوفه با حیدر چه کردند
 
کوفه شده مثلِ مدینه سرد و دلگیر
آن روزها با صورتِ مادر چه کردند
 
یادم نرفته در میانِ آتش و دود
سینه شکست از ضربِ میخِ در چه کردند
 
بی مادری بس نیست، حالا نوبتِ توست
از غصه ات شد حالِ من مضطر چه کردند
 
در بستر اُفتادن نمی آید به حیدر
یارب ببین با فاتحِ خیبر چه کردند
 
میسوزی و تب می کنی مهمانِ زینب
از اشتها افتاده ای دیگر،چه کردند
 
با مجتبی حرفی بزن بابای مظلوم
دق می کند امشب حسین آخر چه کردند
 
از روی تل با چشمِ خود می دید زینب
خنجر نمی برّید با حنجر چه کردند
 
وقتِ نزولِ سنگ و چوب و تیر و نیزه
عصرِ دهم گودال با پیکر چه کردند
 
پیراهنی در تن ندارد شاهِ بی سر
با غارتِ انگشت و انگشتر چه کردند
 
ناموسِ پیغمبر سرِ بازار می رفت
در حلقه ی انظار بی معجر ،چه کردند
فرقِ سرم وا شد ولی دردم دوا شد
حیدر از این دنیای بی زهرا رها شد
فزت و رب الکعبه رو گفتم بدونن
زخم سرم زخم دلم بوده که وا شد
 
زخم بدن راحت تر از زخمای نیشه
زخم زبون میزد به من دنیا همیشه
گفتن که: ماهش توی کوچه خورده سیلی
حق داره خب توو کوچه آفتابی نمیشه
 
یادم میاد گفتی که تا آخر باهاتم
ای یاس من از تو چی مونده غیر ماتم؟
روی در و دیوار، ثبته خاطراتت
پرپرشدی تو بین دفترخاطراتم
 
گفتم چرا به رفتنت اصرار داری
گفتی باید ثابت کنم تو یار داری
یادم نمیره با سراپای وجودم
گفتم نرو زهرای من! تو بارداری…
 
توو قبر خوابیدی و بیدار تو هستم
مشتاق مرگ و صبح دیدار تو هستم
با خنده و عطر و حنا بعد از تو قهرم
من بیست و نه ساله عزادار تو هستم
 
این غصه‌های کهنه جا کرده تو سینه
آره دیگه… دنیای بی زهرا همینه
این زینبم غصه زیاد داره، بذارید
حداقل دیگه منو اینجور نبینه
 
روزی همینجا رو سرش سنگا میبارن
سر به سرش توو کوفه شاگرداش میذارن
توی گلیم آوردنم، طاقت نیاورد
میمیره حرف بوریا پیشش بیارن
 
سنگه خلاصه دشمن اصلی شیشه
شد وقت رفتن دمدمای گرگ و میشه
خون خیلی از من رفته و خشکیده لبهام
آدم که زخمی باشه دائم تشنه میشه
 
از تشنگی هر آدمی از حال میره
یک ساعتش واسش قد یک سال میره
فکر حسینم، دردمو از یاد بردم
تنها و تشنه لب ته گودال میره
نیست مادر تا ببیند اشکهای جاری ام
نیست تا اینکه دهد آن مهربان دلداری ام
 
می رود از حال و خواب از چشمهایم می رود
خاطرات دردناکی دارم از بیداری ام
 
روزگاری مادر و حالا پدر شد رفتنی
غم همیشه با من است و می کند غمخواری ام
 
میهمان خانه ام را کوفه از دستم گرفت
تا ابد شرمنده ام کرده است مهمانداری ام
 
من بدم می آید از این کوچه های چشم تنگ
سخت باشد در چنین وضعی امانت داری ام
 
بعد تو کوفه به من بی احترامی می کند
نیست یک محرم نماید در غریبی یاری ام
 
بیست سالِ بعد هم باشد سرم را بشکنم
تا بیاید باز بوی تو زخون جاری ام
 
دختر تو باشم و بی پرده باشد محملم
تو بگو آیا سزاوار چنین آزاری ام
 
خطبه می خوانم ولی با غیرت لحن شما
آن زمانی که بیایم پابه پای قاری ام
 
گر ابالفضلت برم باشد خیالم راحت است
کوفه می داند که ناموس چنین سرداری ام
 
من خودم معجر رسان دختران حیدرم
کور خواهد شد نخواهد دید دشمن, خواری ام
ای به محراب عبادت کشته از شمشیر کین یا امیرالمومنین
شد سیه‌پوش از غم داغ تو جبریل امین یا امیرالمومنین
 
با خبر از تیغ بن ملجم تو بودی بر ملا یا علی آخر چرا
بازوی خیبر گشا بیرون نکردی ز آستین یا امیرالمومنین
 
تا که ننماید کسی انکار از شق القمر بعد پیغمبر دگر
زیر تیغ کافری گردن نهادی بر زمین یا امیرالمومنین
 
بود طوق بندگی بر گردنت از دادگر طوق شمشیر عمر
شد وضوی طاعتت ای شاه از خون جبین یا امیرالمومنین
 
تو به راه دادگر اندر وفا جان می‌دهی جان به جانان می‌دهی
اهل دنیا رخنه اندازند در دین مبین یا امیرالمومنین
 
از جفا حسینت را به دشت کربلا با تمام اقربا
سر ز تیغ کین جدا سازند قوم مشرکین یا امیرالمومنین
 
هر چه همی‌ گفت ای لعینان سوختم یک قطره آب کس نمی‌دادش جواب
با لب عطشان جدا شد سر ز جسمش بی‌معین یا امیرالمومنین
 
از دو جا آمد جدا دست از تن فرزند تو یعنی از دلبند تو
از جفای ساربان و به جدل بیرون ز دین یا امیرالمومنین
 
با یتیمان دل‌نوازی‌ها تو می‌کردی ولی در زمانه یا علی
شد یتیمان حسین سیلی خور شمر لعین یا امیرالمومنین
 
پا ز حکم «اکرم الضیف» نبی بیرون نهاد خولی کافر نهاد
کرد با خاک سیه راس حسینت همنشین یا امیرالمونین
 
شرم دارم از تو در دوران که گویم بی‌نقاب جانب بزم شراب
شد روانه دخترت با کودکان دل غمین یا امیرالمومنین
 
خسروا (صامت) نواخوان شد به گلزار عزا از غم آل عبا
دستگیرم شو ز لطف خود به روز واپسین یا امیرالمومنین
چون وصی و جانشین احمد ختمی مآب
کرد از شمشیر بن ملجم محاسن را خضاب
 
ساخت قلب ماسوی را در عزای خود کباب
رهسپار ملک جنت گشت زین دیر خراب
 
***شعله بر جان حسین افروخت چون قلب حسن
 
ریخت خاک بی‌کسی بر فرق اهل روزگار
با یتیمی کرد زینب را به هجر خود دچار
 
ام‌کلثوم ستمکش در فغان شد چون هزار
روز روشن گشت پیش اهل دین چون شام تار
 
***گلشن عالم شد از درد و محن بیت‌الحزن
 
شد به جلباب کفن پنهان رخ زیبای او
زینت تابوت چوبین قامت زیبای او
 
شاه خیبر کن شد آخر در عماری جای او
تا دهند اندر شبستان لحد ماوی او
 
***شد حسن عازم به دفنش با حسین ممتحن
 
چون به سوی طور سینا ساختند او را روان
مجتبی با خامس آل عبا بر سر زنان
 
شد سوار باوقاری آشکارا و عیان
کرد برایشان سلام و گفت با حسن بیان
 
***ای حسین و ای حسن ای کاشف سرو علن
 
ای بدن کاندر عماری همچو مهر منجلی است
گوئیا جسم علی صهر نبی حق راولی است
 
واقف اسرار رمز هرخفی و هرجلی است
مجتبی فرمود آری این بدن نعش علی است
 
***گفت بگذارید پس دفن تن او را به من
 
سبط اکبر مجتبی گفت ای سوار مه‌لقا
کرده باب ما وصیت پیشوای ماسوا
 
غیرخضر و جبرئیل اندر حصول مدعا
نیست لایق به دفن مظهر ذات خدا
 
***گو تو خضری یا که جبریل ای جوان موتمن
 
آن سوار نیک پی بگرفت از عارض نقاب
گشت روشن هر دو چشم آن دو شبل بوتراب
 
از فروغ نور وجه الله یعنی روی باب
از تعجب با پدر گفتند کی عالیجناب
 
***العجب ای شمع بزم کردگار ذوالمنن
 
پیکر تو کرده اندر تخته تابوت جا
خود سواره می‌رسی از راه اژ راه وفا
 
در تبسم گشت و گفت آن معدن سر خدا
نیست هنگام تعجب چون بود در هر کجا
 
***به رخ هر مختصر حاضر رخ زیبای من
 
ای کمال لطف یزدان معنی کنز خفا
کوکب برج ولایت آفتاب انما
 
ماه افلاک فتوت قبله اهل وفا
نامدی بهر چه در بالین شاه کربلا
 
***ای که حاضر وقت موتی بر سر هر مرد و زن
 
ماند به بسر جسم مجروح حسینت بر زمین
با جوانان بنی‌هاشم ز ظلم مشرکین
 
اهلبیت و عترتت شد دستگیر مشرکین
یا امیرالمومنین درکربلا بنگر ببین
 
***نوخطان را خفته در خون نورسان را در رسن
 
ساخت ابن سعد بی‌دین خانه دین را خراب
یعنی اندر پیش چشم زینب بی‌صبر و تاب
 
بیکفن انداخت جسم شاهدین در آفتاب
سر بر آرای بوتراب از خاک بنگر در تراب
 
***آنکه باشد تربتش دارالشفای مرد و زن
 
یک حسینی از تو بر جا ماند اندر خافقین
خولی بی‌دین و ایمان رو سیاه نشاتین
 
زد سر مهر افسر این شاه بر نوک سنین
بهر انگشتر جدا کردند انگشت حسین
 
***بهر بند از بند ببریدند دستش را ز تن
 
کار را اندر عداوت شمر تا جایی رساند
تا که زینب را به روز بی‌کسی در غم نشاند
 
اسب بر نعش حسینت ابن سعد آخر دواند
نی غلط گفتم که در زیر سم توسن نماند
 
***پیکری ناآثی و بر ماتمش پوشی کفن
 
آتش اندر خیمه گاه شاهدین شد شعله‌ور
در بیابانها نگر اطفال خود را در به در
 
آنی یکی را با جگر این را به دامن بین شرر
بر کف از جور خطاکاران امت درنگر
 
***اهل بیت خویش را همچون اسیران ختن
 
خیز دلجویی نما ز حالت اهل و عیال
وارسی به نماز درد کودکان خردسال
 
بر سر ایشان بکش دستی پی رفع ملال
خامه (صامت) اگر از گفتگو گردید لال
 
***جودیا این داستان بگذار و بگذر زین سخن
به سجده سر چو نهاد آن امام جن و بشر
برای طاعت درگاه خالق داور
 
برای کشتن آن میر مومنان از کین
گرفت تیغ به کف، ابن ملجم کافر
 
چنان به تارک او تیغ کین فرود آورد
که تا به جبههٔ او را شکافت سر تا سر
 
دریغ و درد که شق القمر سرش گردید
شهی که نیز، ز اعجاز اوست شق قمر
 
فتاد سر و قد او به دامن محراب
ز خون فرق همایون، محاسنش شد تر
 
میان ارض و سما هاتفی ندا در داد
که کشته گشت علی جانشین پیغمبر
 
به گوش مردم کوفه، چون این ندا آمد
تمام جانب مسجد شدند راه سپر
 
سحاب اشک فشاندند ز ابر دیدهٔ خود
شبر بسان شبیر و شبیرهمچو شبر
 
به اشک و آه ز مسجد به خانه اش بردند
شه سریر ولایت فتاد در بستر
 
چنان ز اهل حرم بانگ شور غم برخاست
که سوزشان به دل چرخ پیر، ریخت شرر
 
زشور نالهٔ اهل حرم ولی خدا
گشود دیده و بر هر طرف نمود نظر
 
درآن میان به حسینش نظر نمود و بدید
روان ز دیده سرشکش بود چو لؤلؤ تر
 
به گریه گفت که ای نور هر دو دیدهٔ من!
سرور سینهٔ زهرا و سبط پیغمبر
 
کنون که بهر من از دیده گوهر افشانی
به کربلا چه کنی ای مرا ز جان بهتر
 
دمیکه دست علمدار لشگرت عباس
جدا شود ز یمین و یسار از پیکر
 
دمی که تیر خورد بر گلوی اصغر تو
دمی که چشم تو افتد به کشتهٔ اکبر
 
دمی که قاسم نسرین عذار تو گردد
زخون سر رخ و زلفش چو لالهٔ احمر
 
دمی که طفل حسن شمع عشق، عبدالله
به دامن تو بریدند دستش از پیکر
 
دمی که شمر نهد پا به روی سینهٔ تو
برای کشتن تو از کمر کشد خنجر
 
دمی که زینب غمدیده در محیط بلا
چو بخت خویش کند معجر سیاه به سر
 
دریغ و درد ازآن دم که قاتل خوانخوار
برد ز کینه لب تشنه از قفایت سر
 
فغان و آه از آن دم که خولی جانی
سرت نهان کند اندر تنور خاکستر
 
رقم کند چو حدیث شهادتت ترکی
چکد ز خامه او خون به صفحه دفتر
خم گردون دون لبریز خونست
بکام باده نوشان واژگونست
 
نصیب هر که باشد قربش افزون
از این مینای غم جامی فزونست
 
حریف مجلس صهبای بیچون
قرین غصۀ بی چند و چونست
 
نه انجا مست این جام بلا را
که از آغاز هستی تا کنونست
 
عجب رسمی است دوران فلک را
که جور و دور او از حد برونست
 
مرا این نقش گوناگون گردون
به رنگانگ محنت رهنمونست
 
هر آشوبیست در ملک شهادت
ز شور عالم غیب مصونست
 
اگر شوری ندارد عقل رهبر
چرا سر گشتۀ دشت جنونست؟
 
مگر بالا بلند رایت دین
ز تیغ ابن ملجم سرنگونست؟
 
***ز خون محراب و مسجد لاله گونست
أمیرالمؤمنین غرقاب خونست
 
ملائک زین مصیبت اشک بارند
خلائق چهره در خون می نگارند
 
خزان گلشن دین شد که مردم
ز سیل اشک چون ابر بهارند
 
چه جای گریه است و اشکباریست
بجای اشک باید خون ببارند
 
همانا سوز برق و نالۀ رعد
ز سوز سوگواران یادگارند
 
عزیزان روی از این غم می خراشند
کنیزان زین مصیب داغ دارند
 
جوانان پیر در عهد جوانی
که یک عالم بلا را زیر بارند
 
نوامیس امامت بی ملامت
پریشان موی و زارند و نزارند
 
خوانین حجازی را ز آشوب
سزد ملک عراق از بن بر آرند
 
نواخوان بانوان شورش انگیز
بسوز قمری و شور هزارند
 
***ز خون محراب و مسجد لاله گونست
امیرالمؤمنین غرقاب خونست
 
زمین از چیست خوان غصه و غم؟
ز مرگ کیست پشت آسمان خم؟
 
بسیط خاک تا ایوان افلاک
محیط ناله و آه است و ماتم
 
خدنگ کینه زخمی زد بدلها
که هرگز به نخواهد شد به مرهم
 
قلم زد منشی دیوان محنت
پس از این بر حدیث ما تقدم
 
ز قتل فاتح اقلیم وحدت
دو تا شد قامت یکتای خاتم
 
دو چشم فرقدان خونبار گردد
حسن را با حسین بیند چه با هم
 
مپرس از نالۀ جانسوز جبریل
مگو از سیل اشک چشم آدم
 
خلیل الله قرین شعلۀ آه
بود نوح نبی با نوحه همدم
 
بطور غم دل از کف داده موسی
بگردون صیحه زد عیسی ابن مریم
 
***ز خون محراب و مسجد لاله گونست
امیرالمؤمنین غرقاب خونست
 
نشوری شد بپا از یک جهان شور
نه از طی سجل و عرض منشور
 
عجب شوری در این ظلمت سرا شد
ز شور ساکنان عالم نور
 
بگوش اهل دل فریاد جبریل
حکایت می کند از نفخۀ صور
 
ز سیل اشک سوزان خطۀ خاک
بعین حق نماید بحر مسجور
 
چرا از هم نریزد سقف مرفوع؟
چرا ویران نگردد بیت معمور؟
 
کلام الله ناطق گشت خاموش
چرا نبود کتاب الله مهجور؟
 
ظهور غیب مکنون رفت در خاک
تجلی کرد سر سر مستور
 
شکست از تیشۀ کین شاخ طوبی
ز غم آتش فشان شد نخلۀ طور
 
بماتمخانۀ حوراء انسی
بسر خاک مصیبت می کند حور
 
***ز خون محراب و مسجد لاله گونست
امیرالمؤمنین غرقاب خونست
 
فتاد از تیشۀ بی اعتدالی
ز باغ «فاستقم» طوبی مثالی
 
چو سرو جویبار رحمت افتاد
نرست از گلشن حکمت نهالی
 
ز شمشیر لعین لم یزل شد
بخون رنگین جمال لایزالی
 
ز تیغ ملحدی شق القمر شد
ولیکن تا به ابروی هلالی
 
نماند از تیزی چنگال کرکس
ز عنقاء حقیقت پر و بالی
 
دریغ از گردش گردون که آمد
به بند بنده ای مولی الموالی
 
فغان از پستی دنیا که افتاد
بدست سفله ای رب المعالی
 
نمی بردش تجلی گر بکلی
ندادی شیر، روبه را مجالی
 
چنین تقدیر شد صبح ازل را
که تا شام ابد بر وی بنالی
 
***ز خون محراب و مسجد لاله گونست
امیرالمؤمنین غرقاب خونست
 
چه از شمشیر کین شق القمر شد
زمین و آسمان زیر و زبر شد
 
قلم منشق شد و نقشش مصیبت
در الواح معانی و صور شد
 
خم گردون دون نیل غم افشاند
جهان را جامه ماتم به بر شد
 
قضا طرح بساطی از عزا ریخت
کز آه و ناله بنیاد قدر شد
 
نصیب اهل دل زینخوان ماتم
سرشک دیده و خون جگر شد
 
ببادی قاف تا قاف ابد رفت
چه عنقاء ازل بی بال و پر شد
 
بداغ نامرادی هر دلی سوخت
چه شمشمیر مرادی شعله ور شد
 
نسیم صبحگاهی چون سموم است
از این آتش که در وقت سحر شد
 
سری از صرصر بیداد بشکافت
که خاک غم جهانی را بسر شد
 
***ز خون محراب و مسجد لاله گونست
امیرالمؤمنین غرقاب خونست
 
چه سلطان هما را بال و پر سوخت
شهنشاه حقیقت را جگر سوخت
 
سموم کین چه زد بر گلشن دین
نه تنها شاخ گل هر خشک و تر سوخت
 
ز داغ لاله زار علم و حکمت
کتاب و سنت خیر البشر سوخت
 
تبه شد خرمن شمس معارف
همانا حاصل دور قمر سوخت
 
ز سوز منشی دیوان تقدیر
قضا را خامه و لوح و قدر سوخت
 
سزد کز چشم زمزم خون ببارد
که رکن کعبه و حجر حجر سوخت
 
مگو از رونق اسلام و ایمان
که اعظم رایت فتح و ظفر سوخت
 
بسر طوبی کند خاک مصیبت
که سرو گلشن وحدت ز سر سوخت
 
چو نرگس هر که شب را بود بیدار
دلش از شعلۀ آه سحر سوخت
 
***ز خون محراب و مسجد لاله گونست
امیرالمؤمنین غرقاب خونست
 
نه در عرش است و فرش این شیون و شین
بود در ماوراء حیطۀ أین
 
در آن گلشن که قمری را بود شور
غراب البین گمنام است فی البین
 
ز سر تاج رسالت بر زمین زد
خداوند سریر قاب و قوسین
 
چرا از دل ننالد صاحب شرع
ز قتل مفتی دین قاضی دین
 
دو تا شد تارک آن یکه تازی
که بودی پشت زین را روی او زین
 
سر مسند نشین عدل و انصاف
لقد أضحی بسیف الجور نصفین
 
چرا بحر حکم عین معارف
چنین خکشیده در یک طرفه العین؟
 
مگر فرمانروای کن فکان رفت
که آشوب است در اقلیم کونین؟
 
سزد قرآن که از وحدت بنالد
برفت آنکس که بودی ثانی اثنین
 
***ز خون محراب و مسجد لاله گونست
امیرالمؤمنین غرقاب خونست
 
چرا نبود رعیت را رعایت
مگر رفت از میان شاه ولایت؟
 
چرا آشفته شد شمل حقیقت
مگر حق را نگونسار است رایت؟
 
چرا از نو حرم بیت الصنم شد
مگر ویران شد ارکان هدایت؟
 
چرا اسلام می نالد ز غربت
مگر رفتش ز سر ظل حمایت؟
 
چرا قرآن قرین سوز و ساز است
مگر هر سوره شد محو و هر آیت؟
 
چرا سنت زند بر سینه و سر
مگر از حادثی دارد روایت؟
 
چرا آئینۀ خورشید تیره است
مگر از قصه ای دارد حکایت؟
 
چرا خونابه میبارد ز گردون
مگر از غصه ای دارد شکایت؟
 
جهان بیجان ز قتل جان جانان
فغان زین جور و داد از این جنایت؟
 
***ز خون محراب و مسجد لاله گونست
امیرالمؤمنین غرقاب خونست
 
مرا دل بهر آنشاهی دو نیمست
که از تیغ کجش دین مستقیمست
 
چه شد مسند نشین لی مع الله؟
که فرش راه او عرش عظیمست
 
حرم نالان خداوند حرم کو؟
که ارکان هدایت زو قویمست
 
مطاف زمرۀ روحانیان کو؟
که کویش مستجار است و حطیمست
 
چه بر سر قبلۀ توحید را رفت
که در محراب طاعت سر دو نیمست؟
 
تجلی آنجنابش برد از دست
که گفتی طور سینا و کلیمست
 
وگرنه بر سلیمان آفرینی
چه جای حمله دیو رجیمست؟
 
شها در آستانت مفتقر چون
سگ اصحاب کهفست و رقیمست
 
بفرما یک نظر بر حال زارش
که لطف عام و انعامت عمیمست
 
***ز خون محراب و مسجد لاله گونست
امیرالمؤمنین غرقاب خونست
در اسم , اگر چه ما مسلمان هستیم
شرمنده ی دین و روی قرآن هستیم
با بار گناه رو به تو آوردیم
سوگند به جان تو پشیمان هستیم
(العفو) به حق مرتضی میگیرد
شاگرد کلاس درس سلمان هستیم
در سجده ی آخرت علی , یادم کن
گفتند که میروی پریشان هستیم
ما از رمضان محرمی میسازیم
ما سینه زنان اهل ایران هستیم
 
از کوفه چقدر بوی غم می آید
گلبانگ عزا قدم قدم می آید
 
در شهر بلا , نبوده و نیست امان
آشوب شده در همه ذرات جهان
سجاده و محراب به تو گریانند
از بسکه غم انگیز شده لحن اذان
دستان سیاهی از جهنم آمد
آمد بزند بهار را , رنگ خزان
از مسجد کوفه بوی خون می آید
امروز نماز صبح را , خانه بخوان
گفتند: تهدمت! دل عالم ریخت
ارکان هدی که جای خود داشت , چنان –
 
دلشوره به جان آسمان ها افتاد
خیبر شکن قبیله از پا افتاد
 
غرقابه ی خون شده است بال و پر تو
دیگر رمقی نمانده در پیکر تو
ای آنکه همیشه زره ات بی پشت است
از پشت زدند , تیغ را بر سر تو
با این سر و وضع میروی خانه ی خویش
بیچاره دل مضطرب دختر تو
یکبار نگاه زینبت دیده بلا
آن روز مدینه , پسر و همسر تو …
آن روز شکستند ز زهرا پهلو
امروز شکستند به مسجد سر تو
 
آن قصه ی جانگداز تکرار شده
امروز هجوم تیغ , مسمار شده
 
از کوفه و سر شکستنش بیزاریم
از کوچه ی تنگ خاطره , بد داریم
با نیمه اشاره ای به هم می ریزیم
ما گریه کنان روضه ی مسماریم
یکبار مدینه , کوفه , یکبار به شام
ما زخم کدام روضه را بشماریم
بس بود برای ما همان یک کوچه
هیهات ! به فکر کوچه و بازاریم
بردند نوامیس تو را بزم یزید(لعنت الله علیه)
آشفته ی داغ مجلس اغیاریم
 
آن خیر ندیده ها جنایت کردند
بر تک تک بانوان جسارت کردند
باز هم خانه و یک بستر خون‌آلوده
زنده شد خاطرۀ‌ مادر خون‌آلوده
 
شیر مرد احد افتاده، کجایی زهرا؟
تا ببندی سر این حیدر خون‌آلوده
 
این سر و صورت خونین شده هم ارثی شد
بعد از آن کوچه و نیلوفر خون‌آلوده
 
ریشۀ هرچه بلا آن در و دیوار شده
سینۀ مادر و میخ در خون‌آلوده
 
مثل پهلو سر پاشیده ز هم خوب نشد
چه کند زینب و این پیکر خون‌آلوده؟
 
دور زینب همه هستند، همه محرم‌ها
وای از کرببلا و پر خون‌آلوده
 
با لبانی که ترک خورده به گودال آمد
بوسه زد با قد خم حنجر خون‌آلوده
 
در سرازیری تل، روبروی شمر رسید
چشمش افتاد به موی سرخون‌آلوده
 
خوب شد خورد به تاریکی شب غارت‌ها
جمع شد قافله‌ای دختر خون‌آلوده
 
می‌فروشند در این کوفه سر بازارش
گوشوار و سپر و معجر خون‌آلوده
ای تیغ زمان زمانه‌ی نیرنگ است
ای تیغ بیا که دیده‌ام خونرنگ است
یک بار نشد که سیر رویش بینم
بشتاب دلم برای محسن تنگ است
 
عمری‌ست که دیده را ترش ساخته‌ام
خود را خجل از برادرش ساخته‌ام
با تخته‌ی گهواره‌ی او نیمه‌ی شب
تابوت برای مادرش ساخته‌ام
 
ای تیغ ندیدی که بریدم آن شب
تابوت به شانه می‌کشیدم آن شب
از خانه‌ی خویش تا کنار قبرش
ای وای که خون تازه دیدم آن شب
 
دل تنگ نگاه دل نوازش هستم
دل تنگ رخ کودک نازش هستم
ای تیغ نمی‌رود ز یادم هرگز
با دست خودم دیده‌ی بازش بستم
 
ای تیغ نجات بخش حیدر بودی
از تیغ زبان خلق بهتر بودی
هر چند شکافتی سرم را الحق
صد مرتبه مهربان‌تر از در بودی
 
ای تیغ اگر چه زهر آبم کرده است
تا سینه شراره‌اش کبابم کرده است
ای کاش علاج جگرم می‌کردی
پیش از تو غمی خانه خرابم کرده است
 
عمری‌ست که هر لحظه عذابم دادند
ای وای که رنج بی‌حسابم دادند
کشتند کسی را که سلامم می‌کرد
آنان که به دشنام جوابم دادند
 
ای تیغ پرپر زدنش را بزنند
آن مرغ که قید ماندنش را بزنند
ای تیغ ندیدی که چه حالی دارد!
مردی که به پیش او زنش را بزنند
 
ای تیغ! نهان کردی افسوسم را
زخم تو تمام کرده کابوسم را
یک عمر ندیدی به علی می‌خندید
آن کس که شکست دستِ ناموسم را
 
ای تیغ! دمی که یارم از پا افتاد
انگار  علی زیر قدمها  افتاد
یک شهر برای بردنم رد میشد
از روی دری که روی زهرا افتاد
آن که امشب در تب وصل خداست
سفره دار مردمان بی نواست
 
آن که گوید راز دل را با زمین
نیست مردی جز امیر المومنین
 
پُر شده گوشِ تمامی فلک
از صدای لطمه ی خیلِ مَلک
 
مرد می آید به سوی سجده گاه
ماه می گوید که بر بندید راه
 
در میان کوچه، بالِ جبرئیل
بسته راه رفتنِ پیرِ دلیر
 
کی خدای بیت! راه بیت گیر
دست ما بر دامن پاکت امیر
 
عالمی را غرقه در ماتم نکن
سایه ات را از سرِ ما کم نکن
 
یا به تنهایی مرو مولای من
یا کسی بفرست دنبال حسن
 
دستِ هستی شد گره بر دامنش
بادها بستند راهِ رفتنش
 
نوح آمد با تمام انبیا
مرتضی در ازدحام انبیا
 
هر یک از خیل رسل تا می رسید
آستینش یا عبایش می کشید
 
کی خدای بیت! راه بیت گیر
دست ما بر دامنِ پاکت امیر
 
ماه، پیش پاش صد چاک افتاد
عشق، پاره پاره بر خاک افتاد
 
می روی از عشق هم دل می بری
باید از نعش من اول بگذری
 
کاش از مشرق نیاید آفتاب
تا نبیند کس، غروب بوتراب
 
تا عبایِ خویش را بالا گرفت
دامنش از دامنِ دریا گرفت
 
در میان کوچه، کوچه باز شد
نوحه خوانیِ فلک آغاز شد
 
خوش خرامان، خوش قدم، خاموش رفت
هر کسی در پیش پاش، از هوش رفت
 
آن که راه خویش را وا می کند
زیر لب آرام نجوا می کند
 
کی دلِ غمدیده ام، آرام گیر
ساعتی دیگر زبان در کام گیر
 
تا که چشم خویش را بر هم زنی
تا لقاء الله همراه منی
 
صبر جایز نیست، وقت رفتن است
خسته ام دیگر، زمان خفتن است
 
زندگی بی یار طولانی شده
آسمان سینه، طوفانی شده
 
دود بود و دود بود و دود بود
گل میانِ آتش نمرود بود
براساس گریز به
موضوع گریز :
مناسبت گریز :
براساس سبک شعر
روضه شور واحد تک زمینه رجز خوانی زمزمه جفت نوحه مناجات نامشخص مدح مسجدی سینه زنی واحد سنگین دکلمه دم پایانی واحد تند پیش زمینه سرود سالار زینب حاج ناظم همه جا کربلا راس تو میرود بالای نیزه ها ببینید ببینید گلم رنگ ندارد نوحه سنتی ببینید ببینید گلم رنگ ندارد سیدی ماکو مثلک الغریب غریب گیر آوردنت زبانحال به سمت گودال از خیمه دویدم من دودمه مدح و مرثیه مفاعیل مفاعیل فعول شعر خوانی
براساس قالب شعر
دوبیتی غزل قصیده مثنوی چهار پاره رباعی ترجیع بند مستزاد شعر نو شعر سپید ترکیب بند قطعه مسمط نا مشخص مربع ترکیب تک بیتی مخمس
براساس زبان
فارسی عربی ترکی
براساس شاعر
محتشم کاشانی میلاد عرفان پور امیر عباسی قاسم صرافان محمد مهدی سیار غلامرضا سازگار رضا یعقوبیان علی اکبر لطیفیان قاسم نعمتی اسماعیل تقوایی مرتضی محمود پور حسن لطفی امیر حسین سلطانی محمود اسدی علی انسانی مظاهر کثیری نژاد محمود ژولیده ولی الله کلامی زنجانی میثم مومنی نژاد حسن ثابت جو عباس میرخلف زاده سید حمیدرضا برقعی سید هاشم وفایی سید رضا موید خراسانی محمدرضا سروری یوسف رحیمی احمد بابایی محسن عرب خالقی سید پوریا هاشمی علیرضا خاکساری وحید زحمتکش شهری مهدی رحیمی زمستان حسن کردی روح اله نوروزی مرضیه عاطفی بهمن عظیمی حسین رحمانی میلاد قبایی محسن صرامی رضا آهی رضا تاجیک اصغر چرمی محمد جواد شیرازی مهدی نظری وحید قاسمی وحید محمدی محسن کاویانی مجتبی صمدی شهاب حمید رمی محمد حسین رحیمیان محمد حسن بیات لو امیر روشن ضمیر نا مشخص محمد محسن زاده گنجی امیر ایزدی حسین قربانچه رضا رسول زاده جواد حیدری محمد سهرابی محمد جواد پرچمی سيد مهدي سرخان رضا یزدانی سید مهدی موسوی حسن صنوبری محسن رضوانی سیدجواد پرئی سید محمد جواد شرافت علی سلیمیان محمدجواد غفورزاده (شفق) سید مجتبی رجبی نورآملی حسن بیاتانی عماد خراسانی رحمان نوازنی مسعود اصلانی حافظ محمدرضا آغاسی علی حسنی صمد علیزاده محمد صمیمی کاظم بهمنی مجید تال مهدی قهرمانی احسان محسنی فر شیخ رضا جعفری میثم سلطانی مصطفی صابر خراسانی محمد فردوسی علیرضا قزوه قاسم افرند محمد مهدی عبداللهی محمد خسروی جواد دیندار سعید خرازی علیرضا عنصری حسین میرزایی حسن جواهری مصطفی قمشه ای علامه حسن زاده آملی میثم خالدیان علی زمانیان حسین ایمانی سیدعلی احمدی(فقیر) سید مجتبی شجاع محمد حسین فرحبخشیان (ژولیده نیشابوری) محسن داداشی امام خمینی (ره) فواد کرمانی امیر رضا سیفی احمد اکبرزاده ملا فتح‌الله وفایی شوشتری صدّیقه‌ی طاهره (علیهاسلام‌الله) محمود شاهرخي (م.جذبه) سید محمد رستگار جواد هاشمی (تربت) سید حبیب نظاری غلام‌رضا دبیران محمدحسین علومی تبریزی سعید بیابانکی سعید توفیقی علیرضا لک جواد محمد زمانی آیت الله محمدحسین غروی اصفهانی سید یاسر افشاری محمود کریمی احمد واعظی آیت الله وحید خراسانی حضرت آقای خامنه ای سید الشهدا عبدالجواد جودی خراسانی بهروز مرادی سالک قزوینی رفیق اصفهانی سید رضا حسینی (سعدی زمان) بابافغانی شیرازی تأثیر تبریزی صغیر اصفهانی (ره) وحید مصلحی یاسر حوتی حسین رستمی محمد بنواری (مهاجر) محمد بیابانی علیرضا شریف هادی جان فدا علی آمره حامد تجری مصطفی متولی مجتبی خرسندی علی صالحی علیرضا بیاتانی مهدی رحمان دوست مهدی نسترن سید محمد جوادی سید مهدی جلالی مجتبی روشن روان حامد خاکی سید محمد علی ریاضی احسان مردانی مهدی مومنی مریم سقلاطونی مجتبی شکریان همدانی عارفه دهقانی حسینعلی شفیعی (شفیع) رضا پیروی سعید پاشازاده ناصر حامدی رضا قاسمی حامد جولازاده پیمان طالبی میلاد حسنی امیر حسام یوسفی نوید اسماعیل زاده عباس شبخیز قراملکی (شبخیز) مهدی جهاندار کرامت نعمت زاده علی اصغر حاج حیدری مهدی صفی یاری محمد علی بیابانی محمد امین سبکبار هانی امیر فرجی سینا نژادسلامتی رسول میثمی صباحی بیدگلی وصال شیرازی مهدی پورپاک فاطمه نانی زاده محسن خان محمدی حبیب نیازی مجید لشگری میرزا احمد عابد نهاوندی(مرشد چلویی) آیت الله سیداحمد نجفی(آقاجون) محمد جواد خراشادی زاده ناظرزاده کرمانی سیدجلال حسینی احمد جلالی حسین عسگری علی اصغر کوهکن حجت الاسلام میر تبریزی محسن مهدوی حبیب الله چایچیان رضا فراهانی محمدرضا شمس خاکی شیرازی ابراهیم بازیار عباس احمدی سید محمد اویار حسینی محمد احمدی مرحوم الهیار خان (آصف) جواد قدوسی مجید قاسمی محمد رسولی داوود رحیمی مسعود یوسف پور حیدر توکل فاضل نظری علی ناظمی صفایی جندقی کریم رجب زاده میرزا یحیی مدرس اصفهانی غلامرضا کافی عمان سامانی مهدی محمدی پانته آ صفایی محمد بختیاری حمیدرضا بشیری محمدسعید عطارنژاد پروانه نجاتی نیما نجاری علی اشتری جعفر خونویی رضا دین پرور محمد ظفر سید رضا میرجعفری خوشدل تهرانی مهدی نعمت نژاد محسن راحت حق سجاد محرابی سید فرید احمدی مهدی زنگنه کاظم رستمی روح الله عیوضی علی اصغر ذاکری گروه یا مظلوم امیر حسین حیدری امیر اکبرزاده مهرداد مهرابی سید محمد بابامیری توحید شالچیان نغمه مستشار نظامی رحیم معینی کرمانشاهی سید محمد میرهاشمی امیرحسین الفت غلامحسین پویان احمد علوی فیاض هوشیار پارسیان مرتضی امیری اسفندقه محمدعلی مجاهدی جعفر بابایی(حلّاج) اصغر عرب فرشته جان نثاری سیدمحسن حبیب لورسه محمد علامه صادق رحمانی فرهاد اصغری یاسر مسافر عباس ویجویی عباس عنقا منوچهر نوربخش سیدحسن حسینی محمدجواد باقری محمد ارجمند محمد عظیمی محمدحسین بهجت تبریزی(شهریار) محمدسعید میرزایی مهدی خطاط ادیب الممالک فراهانی محمدعلی رحیمی محمد قاسمی احسان نرگسی رضاپور داریوش جعفری حامد آقایی سید محسن حبیب الله پور مجتبی حاذق محسن حنیفی آرش براری بهنام فرشی هستی محرابی طاها ملکی یاسر قربانی محمد داوری امیرحسین آکار اسماعیل شبرنگ آرمان صائمی علی رضوانی عماد بهرامی عادل حسین قربان امیرعظیمی حبیب باقرزاده حسین محسنات علی اصغر یزدی مجتبی رافعی میثم خنکدار ابراهیم لآلی قاسم احمدی مهدی علی قاسمی پوریا باقری علی اکبر نازک کار نوید اطاعتی فاطمه خمسی مهدی میری مجتبی کرمی محمد دستان علی کاوند مهدی قربانی محمد مبشری محمدرضا رضایی موسی علیمرادی محمدعلی نوری میلاد یعقوبی حسین صیامی مرتضی مظاهری میرزا احمد الهامی کرمانشاهی ناصر دودانگه علیرضا وفایی(خیال) امیر فرخنده حسین واعظی سعید نسیمی محسن غلامحسینی منصوره محمدی مزینان ابراهیم روشن روش سید علی حسینی مرضیه نعیم امینی حمید فرجی امیرعلی شریفی جعفر ابوالفتحی محمد کاظمی نیا امیر علوی رضا قربانی مهدی کاشف امیرحسین محمودپور رضا اسماعیلی حسن فطرس عالیه رجبی رضا باقریان محسن عزیزی محمدرضا ناصری روح الله پیدایی محمد زوار ایمان کریمی مصطفی رفیعی مجتبی قاسمی محمود قاسمی مجید خضرایی یونس وصالی محمود یوسفی ایمان دهقانیا بردیا محمدی مجتبی دسترنج ملتمس محمد مهدی شیرازی محسن زعفرانیه حسین خیریان حامد شریف مهدی شریف زاده ابالفضل مروتی مصطفی کارگر معین بازوند سید جعفر حیدری محسن ناصحی روح الله قناعتیان محمدحسین ملکیان مقداد اصفهانی رسول عسگری عفت نظری سجاد شاکری احمد ایرانی نسب مسعود اکثیری حسن رویت علی سپهری سید امیر میثم مرتضوی سیدمحمد مظلوم حسین رضایی حیران علی مشهوری (مهزیار) علی قدیمی نیر تبریزی فیاض لاهیجی حسین عباسپور محمد بن یوسف اهلی شیرازی جویای تبریزی (میرزا دارا) سید رضا هاشمی گلپایگانی سید علی اصغر صائم کاشانی امیرحسین کاظمی سارا سادات باختر علی اصغر شیری محمد حسین آغولی (ترکی شیرازی) سلمان احمدی وحید اشجع مهرداد افشاری مرجان اکبرزاد محمد-مهدی-امیری شهره انجم شعاع عبدالحمید-انصاری‌-نسب مرتضی-بادپروا محمدرضا-بازرگانی زهرا براتی امیرحسن بزرگی متین زهرا بشری موحد سید-حکیم-بینش فاطمه‌ سادات پادموسوی سعید-تاج‌-محمدی مهدی چراغ‌زاد حامد حسینخانی سیده فرشته حسینی سیدموسی حسینی کاشانی علی‌اصغر الحیدری (شاعر هندوستانی) محمد سجاد حیدری سمیه خردمند ایرج میرزا محسن سیداسماعیلی میرزا محمد باقر صامت بروجردی میرزا حاجب بروجردی (افصح الشعراء) میرزا محمد رفیع (رفیع‌الدین) (واعظ قزوینی) آشفته شیرازی سید وحید حسینی مسعود مهربان مهدی انصاری رضا حامی آرانی سید حسن رستگار محمدجواد وثوقی حمید کریمی اسماعیل روستایی احمد شاکری ابراهیم زمانی محمد کیخسروی محمد جواد مهدوی یاسین قاسمی حسین کریمی مهدی امامی جواد کلهر مجتبی فلاح محمدجواد غفوریان پدرام اسکندری حسن اسحاقی نوید طاهری محمود مربوبی سیروس بداغی میلاد فریدنیا شهریار سنجری رضا ملایی مجید رجبی امیرحسین نجمی عمران بهروج صادق میرصالحیان حجت بحرالعلومی محمدحسین ذاکری رسول رشیدی راد زینب احمدی حامد خادمیان حمیدرضا محسنات حسین اخوان (تائب) محمود شریفی مهدی مقیمی وحید دکامین شهرام شاهرخی فرشید یارمحمدی علی فردوسی رضا شریفی سیدعلی رکن الدین عبدالحسین مخلص آبادی حسین سنگری رضا هدایت خواه مهران قربانی محسن قاسمی غریب سید مصطفی غفاری جم سید مسعود طباطبایی احمد عزیزی حسین زحمتکش حمید عرب خالقی سجاد روان مرد میثم کاوسی رضا مشهدی امیرحسین وطن دوست محمد کابلی محمدهاشم مصطفوی محمد دنیوی (حاتم) علی اکبر حائری محمدرضا طالبی کمیل کاشانی محمدباقر انتصاری مرتضی عابدینی علی حنیفه عبدالرضا کوهمال جهرمی سینا شهیدا مهدی فرجی حسنا محمدزاده سید مصطفی مهدجو علی میرحیدری علی خفاچی حسین ایزدی پرویز بیگلری چاوش اکبری زهرا هدایتی هاشم طوسی (مسلم) نجمه پورملاکی نادر حسینی سجاد شرفخانی علی زارعی رضایی محمدعلی رضاپور سید محسن حسینی مرحوم نادعلی کربلایی ابوالفضل عصمت پرست مجتبی نجیمی مجید نجفی مجید بوریان منش علی علی بیگی سید محسن علوی محمد جواد مطیع ها ناهید رفیعی امیررضا یوسفی مقدم سید علی نقیب ایوب پرندآور نوید پور مرادی علی ذوالقدر سید ابوالفضل مبارز علی شکاری حمید رحیمی انسیه سادات هاشمی محسن حافظی عبدالحسین میرزایی مهدی قاسمی رضا خورشید فرد وحیده افضلی سید محمد حسین حسینی محمد سجاد عادلی مهدی زارعی سید محمد جواد میرصفی یدالله شهریاری امید مهدی نژاد محمد صادق باقی زاده محمد خادم محمدرضا کاکائی سید حجت سیادت مهدی مردانی جواد محمود آبادی حسین شهرابی حامدرضا معاونیان احمد جواد نوآبادی محمد علی قاسمی خادم عرفان ابوالحسنی ظهیر مومنی سید صادق رمضانیان عاطفه سادات موسوی عاصی خراسانی علی محمدی حسین زارع سید مصطفی سیاح موسوی حمید محبی وحید نوری حسین اوتادی هادی ملک پور مهدی کبیری محمدرضا نادعلیان فرشید حقی رامین برومند (زائر) محمدرضا اسدی سجاد زارع مولایی سید امیر حسین فاضلی سید مصطفی حسینی راد محمد رستمی محسن همتی محمود تاری سید واصفی غلامرضا شکوهی کمیل باقری محمد حسین بناریان لیلا علیزاده مهدی حنیفه جواد کریم زاده سید صابره موسوی میرزا محمد تقی قمی (محیط) حاج ملا احمد بن محمد مهدی فاضل نراقی (صفایی) عباس همتی یغما جندقی
براساس مداح
حاج منصور ارضی حاج محمود کریمی حاج محمدرضا طاهری حاج سعید حدادیان حاج میثم مطیعی حاج مجید بنی فاطمه حاج حمید علیمی حاج حسین سیب سرخی حاج مهدی سلحشور حاج سید جواد ذاکر حاج جواد مقدم حاج عبدالرضا هلالی حاج سید مهدی میردامادی حاج مهدی رسولی حاج حسن خلج حاج مهدی لیثی حاج نریمان پناهی حاج سید رضا نریمانی حاج احمد واعظی حاج حسین طاهری حاج مهدی سماواتی حاج محمد حسین پویانفر حاج سید حمیدرضا برقعی نا مشخص حاج میثم مؤمنی نژاد حاج مهدی اکبری حاج قاسم صرافان حاج مهدی مختاری حاج محمدرضا محمدزاده حاج کاظم اکبری حاج ابالفضل بختیاری حاج محمدرضا آغاسی حاج حنیف طاهری حاج وحید نادری حاج حسین رضائیان حاج امیر عباسی حاج محمد بیابانی حاج سید علی رضوی حاج سید مهدی هوشی السادات نزارالقطری حاج اسلام میرزایی حاج حسین سازور حاج محسن عرب خالقی حاج صابر خراسانی سید رسول نریمانی محمد جعفری ارسلان کرمانشاهی جبار بذری حاج اکبر مولایی حاج امیر برومند حاج محمدرضا بذری حاج حیدر خمسه حاج حسن حسین خانی حاج حسین عباسی مقدم حاج غلامحسین علیزاده حاج حسین عینی فرد حاج مهدی رعنایی حاج مصطفی روحانی حاج روح الله بهمنی حاج امیر کرمانشاهی حاج میرزای محمدی حاج وحید گلستانی حاج سید امیر حسینی علی فانی حاج سید علی مومنی حاج امین مقدم حاج محمد کمیل حاج محمد حسین حدادیان حاج سعید پاشازاده حاج مقداد پیرحیاتی حاج محمد سهرابی حاج محمد فصولی کربلایی حاج فرهاد محمدی حاج ابوذر بیوکافی حاج سید محمد جوادی حاج سید محمد عاملی حاج وحید یوسفی حاج محمد یزدخواستی حاج مجتبی رمضانی کویتی پور حاج محسن صائمی حاج حسین رستمی مرحوم استاد محمدعلی کریم خانی حاج حسین باشی حاج مهدی وثیق حاج شیخ محمد ناصری سید علی حسینی حاج محمد امانی مرحوم محمدعلی چمنی حاج رضا قنبری حاج عبدالله شیران مرحوم استاد سلیم موذن زاده حاج علی اصغر ارغوان مرحوم حاج فیروز زیرک کار سید حسین قاضی سید مهدی حسینی استاد محسن فرهمند حاج احمد عثنی عشران حاج محمد احمدیان حاج صادق آهنگران حاج اکبر نوربهمنی سیدرضا میرجعفری سیدرضا تحویلدار ایمان کیوانی حاج محمدحسین عطائیان حاج حسن شالبافان حاج محمدصادق عبادی حاج علی عرب حاج علیرضا قزوه حاج آرش پیله وری حاج مهدی تقی خانی حاج یزدان ناصری حاج امیرحسن محمودی حاج حمید دادوندی حاج احمد نیکبختیان حاج امیرحسن سالاروند حاج هاشم سالار حسینی حاج ابراهیم رحیمی حاج محمد صمیمی حاج حمیدرضا قناعتیان حاج محسن عراقی حاج محسن طاهری حاج حسین ستوده حاج مهدی دقیقی حاج حسین رجبیه حاج رحیم ابراهیمی حاج حسین فخری حاج صادق حمزه حاج حسین هوشیار حاج حسین جعفری استاد رائفی پور حاج داوود احمدی نژاد مرحوم مرشد حسین پنجه پور حاج سید محمد حسینی حاج هادی گروسی حاج محمدرضا مختاریان حاج حسن کاشانی حاج وحید جلیلوند حاج حیدر منفرد حاج علی مهدوی نژاد حاج مرتضی امیری اسفندقه حاج حسین خلجی حاج وحید قاسمی حاج سید محمود علوی حاج سعید قانع حاج سید جعفر طباطبائی حاج حسین محمدی فام حاج هادی جان فدا حاج علی علیان حاج صادق کریمی حاج محسن توکلیان حاج محمد قربانخوانی حاج حسن رضا عبداللهی حاج مرشد میرزا مرحوم مرشد میرزا حاج مهدی اقدم نژاد شهید حسین معز غلامی حاج حسین رحمانی حاج علی اکبر سلحشور حاج محمد گرمابدری حاج محمد جواد احمدی حاج احمد اثنی عشران حاج جواد ابوالقاسمی حاج محمد مهدی اسماعیلی حاج محسن حسن زاده حاج اکبر بازوبند آیت الله سید محمدحسن طهرانی مجید رضانژاد محمدجواد توحیدی حاج یدالله محمدی مرحوم سید مهدی احمدی اصفهانی حاج محمود گرجی حاج رضا علی رضایی حاج جواد باقری حاج سید ابراهیم طاهریان حاج مسعود پیرایش حاج محمدرضا نوشه ور حاج حسن بیاتانی حاج علی اکبر زادفرج حاج علی جباری حاج علی کرمی حاج سعید خرازی حاج هادی ملک پور حاج حسن عطایی حاج محمد کریمی حاج محمد رستمی حاج جواد حیدری

متن شعر و اشعار ضربت خوردن و شهادت امام علی بهمراه صوت سبک