ایهاالمظلوم
شعر و اشعار ضربت خوردن و شهادت امام علی (امیرالمومنین) و صوت سبک و گریز اشعار
لطفاً برای جستجوی گریزهای متفاوت در این مناسبت به کادر جستجوی گریز مراجعه فرمایید
مورد
عبدالجواد جودی خراسانی
عبدالجواد جودی خراسانیضربت خوردن و شهادت امیرالمومنین علی (علیه السلام)
باز در عرش برین بانک غم و زاری شد 
در فلک خون دل از چشم ملک جاری شد 
شیعیان را به جگر زخم الم کاری شد 
چرخ از خون شفق یک‌سره گلناری شد
 
کشتی دهر ازین غصه به گرداب افتاد 
شیر حق غرقه بخون گشت و به محراب افتاد
 
چهره مهر جهان‌تاب سیه‌فام آمد 
روز روشن به‌نظر تیره‌تر از شام آمد 
آمد ایام غم و عیش به انجام آمد 
بانگ جبریل ز عرش از ره اعلام آمد
 
که ز شمشیر جفا و سرور دین را کشتند 
مرتضی مرشد جبرئیل امین را کشتند
 
زینب زار چو این ناله جان‌سوز شنید 
به تن از پنجه‌ی غم پیرهن صبر درید 
سوی بالین حسین و حسن از غم بدوید 
گفت خیزید که شد شام به ما روز امید
 
از فلک ناله به آواز جلی می‌شنوم 
از ملایک خبر قتل علی می‌شنوم
 
آن دو شهزاده به‌هم دیده غمناک زدند 
خاک کردند به سر جامه جان چاک زدند 
آتش از آه درون بر دل افلاک زدند 
سوی محراب قدم با دل غمناک زدند
 
پشت اصحاب بدیدند که خم گردیده 
مرتضی کشته ز شمشیر ستم گردیده
 
پس در آن دم تن آن خسرو بی‌تاب و توان 
هر دو برداشته گشتند سوی خانه روان 
چون در خانه رسیدند علی کرد بیان 
کای حسن ای تو مرا روح و روان
 
کس مبادا به ره خانه زمن پیش افتد 
که دل زینبم از غصه به تشویش افتد
 
گشت در خانه چو جا آن بدن بی‌جان را 
خواستندی به علاجش ز وفا نعمان را 
دید نعمان چه سر سرور انس و جان را 
زد به سر دست ز دل کرد بلند افغان را
 
گفت این درد که ظاهر شده بی‌درمان است 
شه دین یک شب دیگر به شما مهمان است
 
زین سخن از حرم افتاد فغان در حرمین 
حسن از شدت غم ریخت فرو خون ز دو عین 
زینب زار برآورد ز دل شیون و شین 
اشک غم خواست که جاری شود از چشم حسین
 
چشم بگشود شه دین و به سویش نگریست 
چشم گریان پسر دید و بر او زار گریست
 
گفت ای جان پدر اشک میافشان ز بصر 
که برای تو مرا خون رود از دیده تر 
نیست یک زخم مرا بیش ز شمشیر بسر 
لیک در کرب و بلا چون بنمایی تو سفر
 
پیکر پاک تو صد پاره ز شمشیر شود 
سینه‌ات وقت شهادت هدف تیر شود
 
رود از فرقت من خون ز دو چشم تر تو 
چاک شد از غم من جامه جان در بر تو 
لیک در خاک چو افتد ز جفا پیکر تو 
نیست جز قاتل بی‌رحم کسی بر سر تو
 
جودی از غم نه همین دیده‌ گریان دارد 
زین الم ناله کند تا به بدن جان دارد
مجتبی خرسندی
مجتبی خرسندیضربت خوردن و شهادت امیرالمومنین علی (علیه السلام)
ای کوفه حالا می‌چشی طعم یتیمی را
از دست خواهی‌داد بابایی صمیمی را
 
از رحمت حق بعد از او بی‌بهره خواهی‌ماند
حتی نمی‌بینی به خود دیگر نسیمی را
 
شمشیر زهرآلود جهل و کینه می‌کارد
بر روی دل‌ها تا ابد داغ عظیمی را
 
یک‌عمر از دست شما خون جگر خورده‌ست
با این که بر دل داشته زخمی قدیمی را
 
حکم علی حکم خدا بود و نفهمیدید
محکوم کرده حکمتان حکم حکیمی را
 
این چشم‌های خیره بر در تا سحر مانده
باید کجا پیدا کند مرد کریمی را؟
 
از دست و پا افتاده کوه صبر در محراب
تا حس کند دنیا کمی حال وخیمی را
 
***غیر از غمی جانکاه و زجرآور چه‌خواهد داشت؟
آه! این جهان بعد از علی دیگر چه‌خواهد داشت؟
 
ارکان دین با رفتن این مرد ویران شد
محراب مسجد قتلگاه شاه‌مردان شد
 
دیگر صدا از چاه نخلستان نمی‌آید
از‌بس‌که شب‌هایش پر از آه یتیمان شد
 
حالا جهان بی‌علی دنیای بی‌دین‌هاست
دست بشر کوتاه از دامان ایمان شد
 
دل‌های ما با رفتن او چون کویری خشک
در آرزوی دیدن یک‌قطره باران شد
 
مولای مظلومان همین که بار رفتن بست
جولان ظالم‌ها در این عالم فراوان شد
 
“فُزتُ وَرَبِّ الکَعبه” را وقتی که سر می‌داد
تا روز حشر از محضرش شرمنده انسان شد
 
خون دلی که از فراق فاطمه می‌خورد
امروز از زخم سرش لعل نمایان شد
 
***لعنت به آن که با مرادش نامرادی کرد
لعنت به آن که تا تو را کشتند، شادی کرد!
 
دنیا پس از تو می‌شود آیینه‌ی غم‌ها
رنگ عدالت را نمی‌بینند آدم‌ها
 
دیگر فقیران مانده‌اند و خاطرات تو
هر نیمه‌شب دارند با یاد تو عالم‌ها
 
کار خلافت می‌رسد در دست نااهلان
دار محبت می‌شود معراج میثم‌ها
 
راه نجات این است که یار علی باشیم
وقتی که دنیا پر شود از ابن‌ملجَم‌ها
 
روزی که از نسل علی یک مرد می‌آید
بر زخم‌های کهنه می‌بارند مرهم‌ها
 
او عاقبت با ذوالفقار از راه می‌آید
تا سرنگون گردند در هر گوشه پرچم‌ها
 
پر می‌شود از دوستان او بهشت، اما
پر می‌شود از دشمنان او جهنم‌ها
 
***ما چشم‌مان کور است، بین ما ولی هستی
عین علی، عین علی، عین علی هستی
 
ای منتقم ما شوق دیدار تو را داریم
ما نیز مانند علی مشتاق دیداریم
 
تو در لباس و سیره مانند علی هستی
ما هم برایت قنبر و سلمان و تماریم
 
هر روز ما روز قیامت می‌شود بی‌تو
هرشب شب قدر است و با یاد تو بیداریم
 
در سینه‌ی ما هیچ‌ترسی از شهادت نیست
تا در رکاب یک نفر از نسل کراریم
 
یا با تو باید بود یا با دشمنان تو
این حرف سنگین است و ما آن روز مختاریم
 
آن‌جا مشخص می‌شود هر دوست از دشمن
ما دوستان از دشمنانت سخت بیزاریم
 
حاشا که از این باور خود دست برداریم
ما از سقیفه داغ “مادرکُشتگی” داریم
 
***وقتی بیایی مرهم این درد خواهی شد
راه تمیز مرد از نامرد خواهی شد
محسن کاویانی
محسن کاویانیضربت خوردن و شهادت امیرالمومنین علی (علیه السلام)
دیگر رسید لحظه ی فردای بی علی
پوچیم و هیچ ما پس از این ، (ما)ی بی علی
 
ای کاسه های شیرِ به صف ننگ بر شما
گَر از علی کنید تمنای بی علی
 
مُرغ از قفس پرید ندا داد جبرئیل
اینک شما و وحشتِ دنیای بی علی
 
قرآنِ بی علی ثمرَش ابنِ ملجم است
دارد خطر تلاوتِ هر آیه بی علی
 
بوی شکافِ کعبه گرفته طوافِ ما
باید گریخت وَرنَه ز هَر جای بی علی
 
جز یاعلی مگو و مَدد از جهان مجو
شیطان نشسته در پَسِ هر (یا) ی بی علی
 
با یاعلیست گَر دَمِ او زنده می کُند
بی معجزه ست هر دمِ عیسای بی علی
 
رَمزِ شکافِ کعبه و دریا علیست ، پس
غرق است بینِ حادثه موسای بی علی
 
در (عین) و (لام) و (یا) همه ی درس ها گُمند
بیهودگیست مَشقِ الفبای بی علی
 
یک عده پای غیرِ علی پا گرفته اند
اسلامشان شده ست چه بی پایه بی علی
 
شیری که خورده اند از آن رو که نیست پاک
ازآنشان شده ست اذان های بی علی
 
((ما را خدا ز زُهدِ ریا بی نیاز کرد))*
دلخوش بمان تو شیخْ به تقوای بی علی…
عبدالجواد جودی خراسانی
عبدالجواد جودی خراسانیضربت خوردن و شهادت امیرالمومنین علی (علیه السلام)
ای آن‌که دل از جور تو در سوز و گداز است 
بیدار شو از خواب که هنگام نماز است 
 
برخیز که مقصود تو پوشیده ز ما نیست 
برخیز که دانیم تو را زیر عبا چیست 
 
برخیز که سازی سیه امروز جهان را 
برهم زنی از کشتن من کون‌ومکان را 
 
برخیز که در ناله کنی مرغ چمن را 
برتر کنی از بام فلک صوت حسن را 
 
برخیز که در غم بنشانی ثقلین را 
سازی ز جفا بی‌پدر امروز حسین را 
 
برخیز که از آتش شمشیر تو امشب 
از زخم سرم بیش بسوزد دل زینب 
 
برخیز که خون دلم از سر بفشانی 
کلثوم حزین را تو به مرگم بنشانی 
 
برخیز که از من چه مسلمان و چه کافر 
گر زر طلبد زر دهم‌ ار سر طلبد سر 
 
نومید نه از من شده گر کافر و گر دوست 
وی را دهم آن چیز که مقصود دل اوست 
 
اکنون تو سرم خواهی برخیز و مکن خواب 
آن تیغ تو این فرق من این دامن محراب 
 
برخیز که کس نامده بی‌رحم تر از تو
جز شمر که باشد به شقاوت بتر از تو
 
خاموش کنی گر تو چراغ حرمین را 
او می‌برد از کین ز قفا رأس حسین را
 
گر تو کنی از تیغ جفا روز جهان شب 
او جسم حسین نرم کند از سم مرکب
 
گر تو به شکافی سرم از ضربت شمشیر 
او تشنه حسین را بکشد سینه پر تیر
 
از جور تو زینب بزند بر سر و سینه 
سیلی زند اندر ره شام او به سکینه
 
اطفال مرا گر تو کنی زار و پریشان 
او جمع زنان را بدواند به بیابان
 
از تیغ جفا گر تو کشی سرور جودی 
او خاک مصیبت به کند بر سر جودی
عبدالجواد جودی خراسانی
عبدالجواد جودی خراسانیضربت خوردن و شهادت امیرالمومنین علی (علیه السلام)
گریه امروز مکن ای ثمر نخل ولا 
گریه بگذار برای سفر کرب و بلا 
 
اشک در دیده نگه‌دار و میافشان چو سحاب 
که بود در سفر کرببلا قحطی آب 
 
گریه بسیار کنی چون زدم تیغ و سنین 
غرقه در خون نگری پیکر مجروح حسین 
 
گریه بنمای دمی کز ستم لشکر دون 
جسم صدچاک پاکه حسینم شود از اسب نگون
 
گریه بگذار تو از بهر زمانی‌که ز کین 
مخزن سر خدا را شکند شمر لعین 
 
گریه بگذار زمانی‌که به صحرای بلا 
ساربان دست حسین را کند از بند جدا 
 
بعد من ای گل نورسته من خوار شوی 
چون اسیران به سر کوچه و بازار شوی 
 
دست یغما برباید ز سرت معجر تو 
شامیان سنگ زنند از ره کین بر سر تو 
 
پیش چشم تو به هر لحظه ز ضرب سیلی 
شمر بی‌رحم کند روی سکینه نیلی 
 
شامیان پیش تو در شام عزیزی خواهند
ام‌کلثوم مرا بهر کنیزی خواهد 
 
جودیا غرق فنا می‌شوی از ناله و غم 
که تو از ناله‌ی جان‌سوز بسوزی عالم
عبدالجواد جودی خراسانی
عبدالجواد جودی خراسانی ضربت خوردن و شهادت امیرالمومنین علی (علیه السلام)
ای بلاکش زینب غم پرورم 
وی غریب بی‌کس و بی یاورم 
 
از چه ریزی اشک خونین از بصر 
نیست بر من یک جراحت بیشتر 
 
این‌قدر از این الم افغان مکن 
دامن از اشک بصر عمان مکن 
 
گریه خواهی کرد بسیار از جفا 
در زمین پربلای کربلا 
 
صبر پیش آر و ز غم افغان مکن 
دیده را این‌قدر خون افشان مکن 
 
چون خبر دارم من از احوال تو 
گریه باید من کنم بر حال تو 
 
چون نشد روز ازل غیر بلا 
قسمت دیگر بر ارباب ولا 
 
حصه من ز آن بلا برداشتم 
حصه دیگر بجا بگذاشتنم
 
قسمتی زان رنج و غم زان حسن 
آن غریق لجه‌ی رنج و محن 
 
باقی آن رنج و غم ای نور عین 
هست از بهر تو و بهر حسین 
 
در مصیبت دیده گریان ز تو 
دادن جان بهر جانان از حسین 
 
سینه مجروح از ناخن ز تو 
پیکر پامال اسبان از حسین
 
رو به سوی شام غم رفتن ز تو 
خفته بی‌سر در بیابان از حسین 
 
تازیانه خوردن اعدا ز تو 
زخم تیغ و نوک پیکان از حسین 
 
جسم اکبر را کفن کردن ز تو 
دیدنش در خاک غلطان از حسین 
 
از تو دست بسته در بزم یزید
چوب کین خوردن به دندان از حسین 
 
اجر جمله تعزیت داران ز تو 
خلعت جودی نالان از حسین
عبدالجواد جودی خراسانی
عبدالجواد جودی خراسانیضربت خوردن و شهادت امیرالمومنین علی (علیه السلام)
باز از چه چشم‌ها همه از خون دل تر است 
باز از چه سینه‌ها همه سوزان چو آذر است 
 
از بار غم چرا قد محراب گشته خم 
در کنج انزوا ز چه ماوای منبر است 
 
میکال را شد از چه گریبان صبر چاک 
جبرئیل را چرا سر غم زیر شهپر است 
 
کوثر چرا به گریه و طوبی شکسته بال 
رضوان چرا به ناله جنان از چه بی‌بر است 
 
بر هر طرف که می‌نگرم محشری به پاست 
در هر کجا که می‌گذرم شور محشر است 
 
بر فرق فرقدان شده خاک عزا مگر 
از تیغ کین دریده ز هم فرق حیدر است 
 
دردا که شد شکافته از ضرب تیغ کین 
آن تارکی که کشور اسلام را سر است
 
گردید سرخ چهره‌ای از خون که تا به حشر 
زرد از غمش به چرخ رخ مهر خاور است 
 
نخلی ز پا فتاد که در ماتمش به خلد
جاری هزار چشمه ز چشم پیامبر است 
 
شد منخسف ز برج شرف آن مهی کزو
اندر محاق زهره زهرای اطهر است 
 
شاها ز اشک دیده و از آتش درون 
جودی گهی در آب و گهی اندر آذر است

متن شعر و اشعار ضربت خوردن و شهادت امام علی بهمراه صوت سبک