ای ستمکش دختر بی یاورم

ای ستمکش دختر بی یاورم 
وی بلاکش زینب غم پرورم
 
زینب ای نور دو چشمان ترم 
از وفا بنشین زمانی در برم
 
تا بگویم با تو شرح ابتلا 
قصه خونین دلان کربلا
 
هست نزدیک آنکه ای زار و حزین 
فرق من بشکافت بینی ز کین
 
بعد من ای بسته رنج و محن 
می‌رسد نوبت به فرزندم حسن
 
از شرار زهر کین آید برون 
از گلویش لخت دل همراه خون
 
بعد از آن نوبت رسد ای نور عین 
بهر جانبازی فرزندم حسین
 
چون به دشت کربلا گردد شهید 
آن زمان گردی تو از جان ناامید
 
روزتو گردد به شهر شام شام 
تو اسیر کین شوی ختم کلام
16
0
موضوعضربت خوردن و شهادت امیرالمومنین علی (علیه السلام)
گریزمصائب از ولادت تا قبل عاشورا حضرت زینب (سلام الله علیها) | شهادت امام حسن مجتبی (علیه السلام) | عاشورا امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان
شاعرعبدالجواد جودی خراسانی
قالبمثنوی
سبک پیشنهادیزبانحال,روضه
زبانفارسی
اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت