تا که شمشیر به پیشانی مهتاب نشست
دخترش دست به پیشانی و بی تاب، نشست
تا که گفتند شگفتا چه علی را به نماز؟!
عرق شرم به پیشانی محراب نشست

تا که شمشیر به پیشانی مهتاب نشست
دخترش دست به پیشانی و بی تاب، نشست
تا که گفتند شگفتا چه علی را به نماز؟!
عرق شرم به پیشانی محراب نشست