گریه امروز مکن ای ثمر نخل ولا

گریه امروز مکن ای ثمر نخل ولا 
گریه بگذار برای سفر کرب و بلا 
 
اشک در دیده نگه‌دار و میافشان چو سحاب 
که بود در سفر کرببلا قحطی آب 
 
گریه بسیار کنی چون زدم تیغ و سنین 
غرقه در خون نگری پیکر مجروح حسین 
 
گریه بنمای دمی کز ستم لشکر دون 
جسم صدچاک پاکه حسینم شود از اسب نگون
 
گریه بگذار تو از بهر زمانی‌که ز کین 
مخزن سر خدا را شکند شمر لعین 
 
گریه بگذار زمانی‌که به صحرای بلا 
ساربان دست حسین را کند از بند جدا 
 
بعد من ای گل نورسته من خوار شوی 
چون اسیران به سر کوچه و بازار شوی 
 
دست یغما برباید ز سرت معجر تو 
شامیان سنگ زنند از ره کین بر سر تو 
 
پیش چشم تو به هر لحظه ز ضرب سیلی 
شمر بی‌رحم کند روی سکینه نیلی 
 
شامیان پیش تو در شام عزیزی خواهند
ام‌کلثوم مرا بهر کنیزی خواهد 
 
جودیا غرق فنا می‌شوی از ناله و غم 
که تو از ناله‌ی جان‌سوز بسوزی عالم
10
0
موضوعضربت خوردن و شهادت امیرالمومنین علی (علیه السلام)
گریزمناجات ها و مصیبتهای حضرت زینب بعد از عاشورا حضرت زینب (سلام الله علیها) | ورود كاروان اسرا به شام و مجلس یزید امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان
شاعرعبدالجواد جودی خراسانی
قالبمثنوی
سبک پیشنهادیروضه
زبانفارسی
اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت