بلند گشت ندا بین آسمان و زمین

بلند گشت ندا بین آسمان و زمین 
که کشته شد علی استاد جبرئیل امین 
 
به خلد پشت پیمبر ز بار غم خم شد 
علی شهید ز شمشیر ابن ملجم شد 
 
فتاد غلغله بر ساکنان عرش برین 
که شد محاسن حیدر ز خون سر رنگین 
 
شکافت تیغ جفا فرق شیر یزدان را 
یتیم کرد فلک زینب پریشان را 
 
علی شهید شد و شد حسین اسیر بلا 
بلاست منتظر او به دشت کرب و بلا 
 
سر علی شده مجروح تابه پیشانی 
به زینب است کنون اول پریشانی 
 
پس‌از وفات پدر کوفیان ز راه ستم 
ز دشت کرب و بلا تا به شام رنج و الم 
 
به روی ناقه عریان سوار بنمودند 
به‌پیش هر نظرش رهسپار بنمودند 
 
همین نه آه و فغانش به چرخ اخضر بود 
که دور ناقه او دشمن ستمگر بود 
 
سر حسین به نی روبه‌روی محمل او 
نشست خولی و شمر و سنان مقابل او 
 
از این مقال تو جودی خموش باش دمی 
مگر تو زاده افغان و رنج و درد و غمی
14
0
موضوعضربت خوردن و شهادت امیرالمومنین علی (علیه السلام)
گریز
شاعرعبدالجواد جودی خراسانی
قالبمثنوی
سبک پیشنهادیروضه
زبانفارسی
اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت