آن کشته صد هزار قاتل
امشب به دو جا نموده منزل
در یک منزل بود سر او
یک منزل جای پیکر او
در یک منزل هزار غوغا
در یک منزل غریب و تنها
ای دل که به صد غم و نوایی
در پرده چرا سخن سرایی
بی پرده سخن سرای ای دل
کن فاش تو نام آن دو منزل
یک منزل آن شهید عریان
در دشت بلا ز جور عدوان
یک منزل آن غریب محزون
در کنج تنور خولی دون
نی نی غلط اینکه گفتی ای دل
امشب به دو جا گرفته منزل
ای دل ز چه راز خود نهفتی
از منزل سومین نگفتی
آن دست که ساربان جدا ساخت
برگو به کدام گوشه انداخت
جودی ز شرار این چکامه
افکند نبی ز سر عمامه










