قصد کرده است از وطن برود
پنجمین رکن پنج تن برود
این حسین است که غریب شده
کاش می شد که با حسن برود
او به هر حال می شود عریان
چه نیازی ست با کفن برود!
هر چه کردند جان معجر من
نگذاری که پیرهن برود
قَسَمت می دهم اجازه نده
شمر با پا روی بدن برود
نگذاری که نیزه ی کُندی
جای پهلوش بر دهن برود
نکند بی حسین برگردی
نکند آبروی من برود









