میرزا احمد عابد نهاوندی(مرشد چلویی)

فیروز آن دلی که بود مبتلای تو

بازگشت
فیروز آن دلی که بود مبتلای تو 
سرشار آن سری که بود خاک پای تو
 
ماییم از برای تو و تو برای حق
تو از برای حقی و حق از برای تو
 
در راه دوست اکبر و اصغر فدا کنی
صد جان عالمی به فدای فدای تو
 
یا سر به سوی دوست روانی ز جان ولی
یک کاروان اسیر بود در قفای تو
 
تنها نه خاکیان ز غمت ناله می‌کنند
قدوسیان به عرش برین در عزای تو
 
یک روز بر سنانی و یک روز بر تنور
یک روز روی دوش نبی بود جای تو
 
تنها نه در دل است ندای غریبی ات 
گردید پر فضای جهان از ندای تو
 
تن نینوا و سر سر نی نیزه منفعل 
نی ناله می‌کند همه دم از نوای تو
 
بازو و پشت و پهلوی اطفال شد کبود
بس تازیانه خورد تن بچه‌های تو
 
معلوم گشت قدر و جاه و جلال تو یا حسین
روزی که گشت حضرت حق خونبهای تو
 
ساعی شدم  که سعی کنم در زیارتت
ترسم بمیرم و نرسم کربلای تو
اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت