در گوشه گودال،خدایا خبری هست!
ای وای ببین، زینب و خون جگری هست
ارباب شده غرقِ به خون،پیکر پاکش
زینب به تحیّر و به دنبال سری هست
نه انگشتی،نه انگشتر،حسینم آن سرت کو
نه مشکی،نه علَم،پس پیکر آب آورت کو
غروب است و کبود است و تماماً آتش و دود
میان ازدحام وحشیان، آن دخترت کو









