شگفتا بلندای با خاک یکسان
بلندا شگفتای با خاک یکسان
چه زیباست از پهلوانان تواضع
چه غوغاست بالای با خاک یکسان
بمیرم که انگشتری مانده برجا
از آن قدّ رعنای با خاک یکسان
چه کرده است با جان و قلب امیرش
تن ارباً اربای با خاک یکسان
علم کو؟ عمو کو؟ صفا کو؟ سبو کو؟
چه شد مشک و سقّای با خاک یکسان؟
بنازم نماز شب زینب است این
صبور و شکیبای با خاک یکسان
چه ننگ است دلخوش به بیگانه بودن
گدای دو امضای با خاک یکسان
اگر کفر تکفیر باطل نمیشد
چه میکرد دنیای با خاک یکسان
کنشت و کلیسای در خون شناور
یهود و نصارای با خاک یکسان
تبر هر زمان دست اهلش بیفتد
چه زیباست بتهای با خاک یکسان
عصا بود و موسی و فرعون و هامان
خدا بود و دریای با خاک یکسان
چه زود است آن اتّفاق مبارک
شیاطین رسوای با خاک یکسان
چه سخت است آن انتقام مقدّس
تلآویو و حیفای با خاک یکسان











