ز خاطرات و مرورش هنوز بیزارم

ز خاطرات و مرورش هنوز بیزارم
به یمن گریه ی شب تا به صبح بیدارم
 
ز بغض های فرو رفته در گلو پیداست
غرور له شده ام بین طرز رفتارم
 
به آب مینگرم روضه میشود تکرار
به یاد العطش روزهای دشوارم
 
هنوز لحظه ی گودال خاطرم مانده
هنوز فکر حسینم ، هنوز میبارم
 
هنوز قابل لمس است جای دست سنان
به تازیانه ی خود داده بسکه آزارم
 
تمام کودکی ام با رقیه یکجا سوخت
هنوز هم که هنوز است من عزادارم
 
اگر که زنده ام امروز ، جان خود را من
به عمه جان کتک خورده ام بدهکارم
 
نرفته از نظرم عمه ام زمین میخورد
نرفته از نظرم گریه های بسیارم
 
هجوم و غارت و پای برهنه و صحرا
من این سیاهه ی غم را چگونه بشمارم
 
تنم میانه ی بازار برده ها لرزید
بلا کشیده ی شام سیاه بازارم
5
0
موضوعشهادت امام باقر (علیه السلام)
گریزعاشورا امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان | شام غریبان و اسارت کاروان امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان
شاعرعلیرضا وفایی(خیال)
قالبغزل
سبک پیشنهادینامشخص
زبانفارسی
اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت