وحید قاسمی

مانده داغی عظیم بر جگرت

بازگشت
مانده داغی عظیم بر جگرت
عکس راسی به نیزه ، در نظرت
 
سر بازار شام و بزم شراب
چه بلاهایی آمده به سرت !؟
 
هر شب جمعه خون دل خوردی
پای ذکر مصیبت پدرت
 
پای روضه به جای قطره ی اشک
خون و خونابه ریخت از بصرت
 
می توان دید عکس زینب را
بین قاب کبود چشم ترت
 
سوختی سرو باغ فاطمیون
زهر آتش زده به برگ وبرت
 
گر گرفته فضای حجره ی تان
تحت تاثیر آه شعله ورت
 
مهر و تسبیح کربلایت را
داده ای ارثیه به گل پسرت
اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت