روز محشر که هیچکس جز حق

روز محشر که هیچکس جز حق
بر دل و دین گواه و ناظر نیست
مدّعی ام که مذهبم غیر از
قالَ صادق و قالَ باقر نیست
 
آنکه ترسیم «أَمرُکُم رُشد» و
سخنانش «کلامُکُم نور» است
وای بر من که بستری شده و
درشبستان درد رنجور است
 
هر چه این زهر در تن آقا
جای خود را به زور وا می کرد
در حسینیّه ی دلش مولا
عمّه را بیشتر صدا می کرد
 
« چه کشیدی تو عمه ی سادات
از غم تشت های خون آلود
روی تشتی زِ مجتبات جگر
روی تشتی سر حسینت بود»
 
دم آخر امام پنجم ما
تا که از فرط ضعف شد بیحال
عطش, آتش نشاند بر جگرش
دل او رفت تا ته گودال
 
ته گودال جدّ مظلومش
با لب تشنه دست و پا می زد
پسر فاطمه میان دو نهر
جگرش آب را صدا می زد
 
عمه می گفت پای نعش علی
مثل اینکه حسین محتضر است
به گمانم تن علی اکبر
به عبایش نیازمندتر است
 
روضه برگشت مثل آن لحظه
که تنش روی خاک ها برگشت
یکنفر گفت از چه رو آقا
با عبا رفت, بی عبا برگشت؟
34
0
موضوعشهادت امام باقر (علیه السلام)
گریزعاشورا امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان | شهادت امام حسن مجتبی (علیه السلام) | شهادت حضرت علی اکبر (علیه السلام) | ورود كاروان اسرا به شام و مجلس یزید امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان
شاعرامیرعظیمی
قالبغزل
سبک پیشنهادینامشخص
زبانفارسی
اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت