جانی به تن نیست

جانی به تن نیست
از تشنگی دیگر توان پا شدن نیست
 
مسموم زهرم
مظلومم اما پیکرم دور از وطن نیست
 
روضه همین است
لشگر برای غارتم اطراف من نیست
 
دید عمه جانم
بر پیکر آن شاه ، کهنه پیرهن نیست
 
میگفت با خود
آیا در این عالم برای او کفن نیست
 
جنجال دیدم
جسم شریفت را ته گودال دیدم
 
خون گریه کردم
وقتی تو را از تشنگی بی حال دیدم
 
این غم مرا کشت
خون خدا را بر زمین پامال دیدم
 
ای غیرت الله
رفتی ولی من غارت خلخال دیدم…
3
0
موضوعشهادت امام باقر (علیه السلام)
گریزعاشورا امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان | شام غریبان و اسارت کاروان امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان
شاعرمحسن صرامی
قالبغزل
سبک پیشنهادینامشخص
زبانفارسی
اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت