باز روزی ما غم است آقا

باز روزی ما غم است آقا
اشک با دیده محرم است آقا
فرصت گریه با امام زمان
باز امشب فراهم است آقا
پای آن غصه ها که خوردی تو
من اگر جان دهم کم است آقا
تو عزادار کربلا هستی
تا که این عالم , عالم است آقا
آری آری شب عزای شما
پیشواز محرم است آقا
تا قیامت به پیش چشمانت
رأس بر نی مجسم است آقا
 
چشم تو یاد کربلا دریاست
همه ی روزهایت عاشوراست
 
می روی یاد کودکی از حال
پیر کرده تو را غم گودال
یاد آن خاطرات بارانی
کربلایی شده منا ده سال
با غرورت چه کرده مرد صبور ؟
غارت گوشواره و خلخال
داشت در بین خیمه ها می سوخت
پدرت از خجالت اطفال
باتو گفته چه قدر اسرار از
دفن آن پیکری که شد پامال
وای از این اتفاق , هم بازیت
پیش چشمان تو شده بی بال
 
کربلا , کوفه , شام در دل توست
روضه های رقیه قاتل توست
13
0
موضوعشهادت امام باقر (علیه السلام)
گریزعاشورا امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان | شام غریبان و اسارت کاروان امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان | شهادت حضرت رقيه بنت الحسين (سلام الله عليها)
شاعرمحمد حسین رحیمیان
قالبترکیب بند
سبک پیشنهادینامشخص
زبانفارسی
اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت