ای تیر بلا شیشه ی جان را تو شکستی

ای تیر بلا شیشه ی جان را تو شکستی
وی پیک اجل قلب جهان را تو شکستی
 
 
چشمم به رهت بود ,رسیدی به سراغم
آیینه ی آیین زمان را تو شکستی
 
داغ علی اکبر به دمت گشته نشانه
خون گریه نما,چون که نشان را تو شکستی
 
از بوسه گه فاطمه تقبیل نمودی
گنجینه ی اسرار نهان را تو شکستی
 
قلبی که بود قلب همه عالم امکان
کاشانه به خود کردی و آن را تو شکستی
 
آن لحظه که اندر دل من جای گرفتی
یکباره دل عالمیان را تو شکستی
 
از نای دلم نغمه ی یا فاطمه خیزد
آخر به گلو بغض فغان را تو شکستی
 
تیری چو تو بر سجده گه سر سپهم خورد
پیشانی آن یار جوان را تو شکستی
 
بر اصغر من نیز از این تیر زد اعدا
زآن قلب رباب نگران را تو شکستی
 
زآن حنجر و زآن سجده گه وزین دل پر سوز
فریاد,که پیمانه ی جان را تو شکستی
66
0
موضوعمصائب امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان
گریزشهادت حضرت علی اکبر (علیه السلام) | شهادت حضرت علی اصغر (علیه السلام)
شاعرولی الله کلامی زنجانی
قالبغزل
سبک پیشنهادینامشخص
زبانفارسی
اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت