از سوز تشنگی جگرم ناله می کند

از سوز تشنگی جگرم ناله می کند
نذر حسین, روضه ی ده ساله می کند
 
یاد لبان خشک و عطش خورده ی حسین
بین دو نهر آب مرا واله می کند
 
آری منای من شده یک عمر خون دل
این غم مرا شبیه به آلاله می کند
 
امروز یاد کرب و بلا می کشد مرا
در گلشن بقیع, مرا لاله می کند
 
من آشنای کعب نی و تازیانه ام
زخمم نظر به گریه ی غسّاله می کند
 
از بس که سر به پیش نگاه ترم شکست
چشمم عجیب همدمی ژاله می کند
 
نوری که بود شاهدم از قتلگاه سرخ
حالا چه سبز دور سرم هاله می کند
 
این مادر است و این پدر و جدّ اطهرم
زهرا مرا خلاص ز قتّاله می کند
 
یادش بخیر محفل عمّه سه ساله ام
یاد خرابه روز و شبم ناله می کند
 
هر گاه یاد کوفه و شام بلا کنم
بغضم هنوز, لعنت دجّاله می کند
 
کف می زدند و تابع رقّاصه می شدند
دردم از آن اهانت رجّاله می کند
 
هر که شبیه من ره این کاروان گرفت
خود را به آه فاطمه هم ناله می کند
 
یا جدّی الغریب فدای غریبی ات
صوت الحزین, هنوز مرا ناله می کند
61
0
موضوعشهادت امام باقر (علیه السلام)
گریزعاشورا امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان | شهادت حضرت رقيه بنت الحسين (سلام الله عليها)
شاعرمحمود ژولیده
قالبغزل
سبک پیشنهادینامشخص
زبانفارسی
اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت