مهدی رحیمی زمستان

نسیمی دل ندارد تا بر این رو دست بگذارد

بازگشت
نسیمی دل ندارد تا بر این رو دست بگذارد
چه اینکه گرگ باسیلی به آهو دست بگذارد
 
توازن نیست در دیدن اگر در موقع چیدن
کبودی ها به یک سوی ترازو دست بگذارد
 
زنی با شانه ی لرزان و باد و گیسوی دختر
تعجب می کنم گر شانه بر مو دست بگذارد
 
دوباره چشم بگذارد به بازی و به بازویش
ازاین سو چشم بگذارد از آن سو دست بگذارد
 
گل یاس علی پرپر بریزد روی سجاده
به بازی دخترش وقتی به بازو دست بگذارد
اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت