سیدعلی احمدی(فقیر)

هر چه بود، از در و دیوار خودم فهمیدم

بازگشت
هر چه بود، از در و دیوار خودم فهمیدم
حاجتی نیست به اصرار خودم فهمیدم
 
راز حبس نَفَس و جوشش خون از سینه
از فرورفتن مسمار خودم فهمیدم
 
این که یک حادثه رخ داده در آن کوچۀ تنگ
از نهان کردن رخسار خودم فهمیدم
 
این که دیگر نزنی شانه به موی زینب
از قنوتت به شب تار خودم فهمیدم
 
همه گویند دگر رفتنی است این بیمار
به قیامت شده دیدار خودم فهمیدم
 
از چه لبخند به تابوت زدی بعد سه ماه؟
حاجتی نیست به گفتار خودم فهمیدم
اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت
این شعر صوت داردلمس کنید و صوت‌ها را ببینید