دوباره سفره ی اشک مرا تو گستردی
چرا محدثه تابوت خانه آوردی ؟
اثر نداشت مگر دستمال زرد نبی
هنوز مثل گذشته سردردی؟
تمام پنجره هارا گشوده ام زهرا
کمی نسیم بیاید چقدر تب کردی!
اگر چه دنده ی یک دنده باتو لج می کرد
صبور بوده به روی خودت نیاوردی
چه آمده به سر چشمهایت ای بانو؟
که با دودست پی جانماز می گردی









