مادر مادر مادر جان مادر جان
از چه رو ای مادر من دست بر پهلو گرفتی
زینبم من دختر تو از چه از من رو گرفتی
کشتی من را ، دردم حل کن مادر
یکبار من را ، تو بغل کن مادر
ای کبود، ارغوانی ، نیمه جانی ، مادر مادر مادر
مادر مادر مادر جان مادر جان
بین علی را زار و تنها سر نهاده روی زانو
قطره قطره اشک مردی میچکد بر صورت او
گوید آخر ،حیدر از پا افتاد
دشمن شاد است ، پشتیبانم جان داد
ای کبود، ارغوانی ، نیمه جانی ، مادر مادر مادر
مادر مادر مادرجان مادرجان
از سرا پای وجودم میکشد آتش زبانه
تا نمایم من تماشای در و دیوار خانه
دشمن بر ما ، رنگ خاکستر زد
اینجا مادر ، افتاد و پر پر زد
ای کبود ، ارغوانی، نیمه جانی مادر مادر مادر
مادر مادر مادر جان مادرجان

از چه رو ای مادر من دست بر پهلو گرفتی
اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت








