نا مشخص

عالم مرید اوست که پیر مراد بود

بازگشت
عالم مرید اوست که پیر مراد بود
زین الموحدین شد و زین العباد بود
 
 
با غصه ها قرین شد و یعقوب گریه شد
از کربلا به روى دلش غم زیاد بود
 
با دست بسته در پى هجده سر به نى
آواره بین کوفه و شام و بلاد بود
 
تا لحظه ى شهادت او روضه اش فقط
"یک جرعه آب بر لب عطشان نداد" بود
 
یک لحظه هم ز خاطر آقا نمى رود
زلفى که روى نیزه در آغوش باد بود
 
 
عارض بر او تبى شده و سد راه کرد
عباس شاهد است که مرد جهاد بود
اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت