به مسیر سر زلفش گذر باد افتاد
اتفاقی که نبایست میافتاد، افتاد
پدرش کاش قد و قامت او را میدید
دیگر از چشم غزل، شاخهی شمشاد افتاد
آنقدر خوب رجز خواند که در لشکر شام
ناگهان ولولهی «دست مریزاد» افتاد
به ابالفضل! چنان معرکه جنگید که شمر
فکر فریادِ «دمت گرم به استاد» افتاد
زحمت مادری نجمه به جایی نرسید
حیف از آن زلف که در پنجهی جلاد افتاد






