بنشین دمی ای نخل امیدم که یکی سرو

بنشین دمی ای نخل امیدم که یکی سرو
چون قد تو در گلشن ایجاد نرسته
 
غافل مشو از من تو که از کج‌روی چرخ
یک باره ز هم رشته عمرم بگسسته
 
نومید ز جان آمده آن روز که دیدم
در مسند و جای پدرم غیر نشسته
 
بگشود به رویم فلک آن روز در غم
کز خانه کشیدند تو را بازوی بسته
 
دردا که جوان مردم و از دهر ندیدم
غیر از دل خون گشته و بازوی شکسته
 
از من تو مشو دور که نزدیک بر آن است
پرواز کند طایر روح از تن خسته
 
با این‌همه غم در غم آنم که ز مرگم
بر روی حسین گرد یتیمی بنشسته
 
جودی تو چه بر صفحه نگاری که بگیرند
چون دسته‌ی گل خلق ز هم دست بدسته
10
0
موضوعایام بستری در خانه حضرت زهرا (سلام الله علیها)
گریزمناجات با امیرالمومنین علی (علیه السلام)
شاعرعبدالجواد جودی خراسانی
قالبغزل
سبک پیشنهادینوحه
زبانفارسی
اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت