محمدحسین ملکیان

این روزها مردم تو را بیمار می بینند

بازگشت
این روزها مردم تو را بیمار می بینند
حال و هوای خانه ام را تار می بینند
 
آن ها که این مدت نپرسیدند حالت را
حالا تو را با خواهش و اصرار می بینند
 
بدبین ترین ها هم خیالش را نمی کردند
روزی تو را بین در و دیوار می بینند
 
دیوارهای خانه بیش از پیش می سوزند
وقتی تو را سرگرم استغفار می بینند
 
فرزندهایم خیره بر طرز نماز تو
در سجده رفتن هات را دشوار می بینند
 
هرچیز جز بیماری ات را تاب می آرند
هی دست بر پهلوی خود نگذار... می بینند
 
کمتر صدا کن فاطمه، آرام جان من
 
همسایه ها از ناله ات آزار می بینند
اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت