علی اکبر لطیفیان

یکبار نفس کوته و صد بار کشیده

بازگشت
یکبار نفس کوته و صد بار کشیده
حتما شده این سینه به مسمار کشیده
 
تصویر تو مبهم شده ی دست کسی نیست
تحلیل من این است به دیوار کشیده
 
از مرگ طلب کردن تو لحظه به لحظه
پیداست که خیلی دلت آزار کشیده
 
جارو مزن آنقدر، کمی فکر خودت باش
از دست شکسته چه کسی کار کشیده؟
 
از قرمزی رخت تو پیداست که راحت
بالا نرسیده آه به اجبار کشیده
 
نه سال؟ همین؟ ماندن تو راه ندارد
کار تو به انگار و نه انگار کشیده
 
یک بار علی گفتی صد بار علی جان
یک بار نفس کوته و صد بار کشیده
اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت
این شعر صوت داردلمس کنید و صوت‌ها را ببینید