کمیل کاشانی

پهلو شکسته آه ز بستر بلند شو

بازگشت
پهلو شکسته آه ز بستر بلند شو
زهرای من به خاطر حیدر بلند شو
 
با این نگاه بی رمقت آتشم مزن 
یک یا علی بگوی و ز بستر بلند شو
 
لبخند مرده روی لب غنچه های تو 
ای باغبان لاله ی پرپر بلند شو 
 
از من دریغ کرده مدینه جواب را
در پاسخ سلامِ مکرر ، بلند شو 
 
افتاده آشیانه ام از رونق و صفا
ای بال و پر شکسته کبوتر بلند شو 
 
خوابیده ای و رفته توانایی و قرار 
از زانوان فاتح خیبر بلند شو 
 
گیسوی صبر زینبت آشفته مانده است 
گوید به اشک و زمزمه : مادر بلند شو ...
اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت