عبدالجواد جودی خراسانی

مژده زینب که شب هجر به پایان آمد

بازگشت
مژده زینب که شب هجر به پایان آمد 
به خرابه سر سالار شهیدان آمد
 
دیده بگشا دمی ای حضرت سجاد و ببین 
که تو را بهر عیادت شه خوبان آمد
 
ام لیلا به طلب عطر و گل و شانه 
که علی اکبر با زلف پریشان آمد
 
ام کلثوم روان شو ز پی استقبال 
سر عباس تو چون مهر درخشان آمد
 
نو عروسا به سر راه به تعجیل بیا 
که سویت قاسم داماد شتابان آمد
 
سینه مخراش به ناخن منما ناله رباب 
که سر اصغرت نوگل خندان آمد
 
ای سکینه به نثار سر باب آور جان 
که مرا بهر نثار سر او جان آمد
 
ای رقیه مکن افغان دگر از درد منال 
باش خاموش که بر درد تو درمان آمد
 
جودی از آه تو بس شیون خلق است بلند 
از فلک بانگ غم و ناله و افغان آمد
اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت