اسماعیل تقوایی

من یادگار کرببلایم

بازگشت
من یادگار کرببلایم
بستر نشین دشت بلایم
 
لب تشنه بابای غریبم سر بریدند
بعدش تمام خیمه‌ها آتش کشیدند
یا ابتا یا ابتا مظلوم حسین جان 
 
در روز عاشور بیمار بودم
من ناتوان وتبدار بودم
 
در پیش چشمانم عزیزان پر کشیدند
من ماندم وآنها به قرب حق رسیدند
یا ابتا یا ابتا مظلوم حسین جان
 
خودم شنیدم هل من معین را
فریاد غربت زان شاه دین را
 
جای کمک براو فقط اشکم روان شد
چشمم برای غربت او خون فشان شد
یا ابتا یا ابتا مظلوم حسین جان
 
رفتم اسیری در کوفه وشام
در دست قومی شریر وبدنام
 
در شام ازسوی عدو توهین به ما شد
بر راس بابای شهید من جفا شد
یا ابتا یا ابتا مظلوم حسین جان
اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت