من برایت پدرم پس تو برایم پسری

من برایت پدرم پس تو برایم پسری
چه مبارک پسری و چه مبارک پدری
 
یاد شب های مناجات حسن می افتم
می وزد از سر زلف تو نسیم سحری
 
همه گشتیم ولی نیست به اندازه ی تو
نه کلاه خوودی و نه یک زره ای نه سپری
 
من از آنجا که به موسایی ات ایمان دارم
می فرستم به سوی قوم تو را یک نفری
 
بی سبب نیست حرم پشت سرت راه افتاد
نیست ممکن بروی و دل ما را نبری
 
قاسمم را به روی زین بگذار عبّاسم
قمری را به روی دست گرفته قمری
 
نوعروست که نشد موی تو را شانه کند
عاقبت گیسویت افتاد به دست دگری
 
تو خودت قاسمی و سر زده تقسیم شدی
دو هجا بودی و حالا دو هجا بیشتری
 
بند بند تو که پاشید خودم فهمیدم
از روی قامت تو رد شده هر رهگذری
 
جا به جا می شود این دنده تکانت بدهم
وای عجب درد سری وای عجب درد سری
17
0
موضوعشهادت حضرت قاسم ابن الحسن (علیه السلام)
گریزمدح حضرت قاسم ابن الحسن (علیه السلام)
شاعرعلی اکبر لطیفیان
قالبغزل
سبک پیشنهادیروضه,واحد
زبانفارسی

حاج حسین سیب سرخی
حاج مجید بنی فاطمه
حاج مهدی سلحشور
حاج حسین سیب سرخی
حاج مهدی سلحشور
حاج عبدالرضا هلالی
اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت