عمریست دل به چشم تو بستم نگاه کن
زهرای من علی تو هستم نگاه کن
ای دل بریده تا نبریدم بلند شو
ای پرشکسته تا نشکستم نگاه کن
زانوی بوتراب به خاک آشنا نبود
بر خاک التماس نشستم نگاه کن
یک دست من ز پیکر خیبر توان گرفت
حالا به لرزه های دو دستم نگاه کن
چون تار و پود چادرت از زخم کوچه ها
از هم هزار بار گسستم نگاه کن
ای یار! کلمینی... زهرا! انا علی
زهرای من علی تو هستم نگاه کن









