دیدند در هیاهوی به هم ریخته ات را

دیدند در هیاهوی به هم ریخته ات را
سوزاندن گیسوی به هم ریخته ات را
 
دیدی چه به روزِ رخ زیبای تو آورد
مخفی نکن این روی به هم ریخته ات را
 
در پشت در خانه من و فضه و مسمار
دیدیم تکاپوی به هم ریخته ات را
 
بی حوصله گشته حسن آخر چه کنم من
این کودک کم روی به هم ریخته ات را
 
از بازوی خود کار مکش فاطمه ول کن
این خانه و جاروی به هم ریخته ات را
 
کی خواسته نان از تو که دسداس گرفتی
زحمت نده بازوی به هم ریخته ات را
 
با هر نفسی لمس کند پیرهن تو
خونابه ی پهلوی به هم ریخته ات را
 
از سرخی روی تو به هم ریخته ام من
آرام نما شوی به هم ریخته ات را
13
0
موضوعایام بستری در خانه حضرت زهرا (سلام الله علیها)
گریزماجرای کوچه (فدک) حضرت زهرا (سلام الله علیها) | ماجرای مسجد حضرت زهرا (سلام الله علیها) | هجوم به خانه ، شهادت و حضرت محسن حضرت زهرا (سلام الله علیها)
شاعرمحمد جواد پرچمی
قالبغزل
سبک پیشنهادینامشخص
زبانفارسی
اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت